The first 68 lines.
Translated By Marshal
ايپريل، عزيزم
شيشه شيرت رو ميخواي؟
باشه عزيزکم، الان برات درستش ميکنم
بيخيال ديگه، فقط يه لحظه، الان درست ميشه
تموم شد، برو بريم
اوه، دختر خوبم
بيا ابنجا
اپريل، عزيزکم، شيشه ـتو ميخواي؟
نه؟
،اپريل، دکترت ميگفت مشکلي نداري، نه گوش درد، نه آنفلوآنزا
نه تب، ولي بايد شيرتو بخوري وگرنه مريض ميشي
و مادرت نميخواد همچين اتفاقي بيفته
نه؟ اينو نميخواي؟
باشه، باشه
امروز به اين معامله خيلي نزديک شديم تو ميتوني پولسازِ جديد بانک لقب بگيري
خدا از دهنت بشنوه، يعني تو واقعا لئون رو متقاعدش کردي پيش قرارداد رو امضا کنه؟
آره
ولي رقم اصلي بازگشتش دو درصد منفيه
اون ميخواد تورم رو دور بزنه
يه کوچولو اعتماد بنفس لازم داره، يه کم ريسک پذيري بايد بهش بفروشي، جيمي
آلفا رو يه جوري گفتي انگاري اکسير جنسي بنظر ميومد
واقعا؟ ريسک پذيريه که دنيا رو داره ميچرخونه و سرعتش رو بالاتر ميبره
سلام
اپريل نميخواد گريه اشو تموم کنه
خب، بچه ها گريه ميکنند، درسته؟
نه، چند ساعت تمامه
خب، به دکتر متخصص اطفالش زنگ زدي؟
هم پريروز بردمش دکتر هم ديروز و هم امروز صبح
خب چي گفت؟
دکترِ گفت حالش خوبه ولي اگر نخواد مايعات بخوره آب بدنش تموم ميشه
من...من فقط نميدونم چيکار کنم
نميتونم گريه اش رو تحمل کنم
باشه کيتي، من تو يه جلسه مهمي هستم، ميشه بعدا باهات تماس بگيرم؟
آره
خوشحالم که تونستي موفق بشي، سوزانا
تو هم همينطور، فِرِد، چطور ميتوني تمام جلسات قرار رو به اين خوبي مديريت کني؟
تلاش، مقدار زيادي تلاش
اگر ازتون بخوام بدون من شروع کنيد خيلي گستاخانه است؟
نه گفتن به تو خيلي سخته
اوه، به نظر مياد تو اين زمينه واقعا کارتون خوبه تو اين دپارتمان
مقدار زيادي تلاش و شناخت هدف، ميدوني سوزانا؟
من ميدونم، اون به همون اندازه اي که شما گفتيد تيزهوش و زرنگ هست، قربان
خواهش ميکنم سوزانا، برو اون کاري که اهميتش بيشتره رو انجام بده، البته
ممنونم، به زودي برميگردم
يکي از مشتري هاي منصف ماست، بياين با انجام معامله امشب اينو ثابت کنيم IBZ همونطور که ميدونيد بانک
ببين، ميدونم سرت شلوغه و منم دوباره رو سرت خراب شدم
نه، مشکلي نيست، فقط بايد يه سري چيزها رو راست و ريست ميکردم
ميدونم دوباره وقتي سر کاري مزاحمت شدم
نه، واقعا مشکلي نيست، فقط يه ثانيه، کيتي
اپريل عزيزکم، يه کم شيرِ سينه ميخواي؟ بيا خوشگلم
بهتر ميشي، خوب ميشي، نه! نميخوايش؟ فکر کردم شير سينه ام رو بيشتر دوست داري
چشمک بزن، چشمک بزن، ستاره کوچولو، چقدر تو بي نظيري
بالاي آسمون ها توي اين دنيا
مثل الماس ميدرخشي توي آسمون ها، چشمک بزن
خواهرمه، بچه اش بي تابي ميکنه، اصلا براش آسون نيست
دست تنها هم هست، بايد باهاش صحبت کنم، فقط خواهشا يه کم برام زمان بخر
چشمک بزن، چشمک بزن، ستاره کوچولو، چقدر تو بي نظيري
بالاي آسمون ها توي اين دنيا، مثل الماس ميدرخشي توي آسمون ها، چشمک بزن
اون از ته دل داره گريه ميکنه
آره، شوخي هم نداره
هميشه تا سينه ام ـو ازش ميگرفتم شروع ميکرد عجيب داد و بيداد کردن
خب چرا ميگرفتي؟
من نگرفتم، من نگرفتم خودش ديگه نميخورد
پس واسه همين شيرمو ميدوشم، ولي توي بطري هم که ميريزم نميخورتش
يه جورايي، يه جورايي دارم از دستش ميدم
پرستارش کجاست؟
گفت مريضه، همش استفراغ ميکنه، يه ويروسي چيزي گرفته، حقوق هفته پيشش رو دادي؟
No comments yet. Be the first to leave one.