A Christmas Tale

A Christmas Tale (Un conte de Noël)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Un Conte de Noël (2008) DVD Rip
A Commentary by mt2569
Translated by: Nina-san

Tags

DVD
Published on: 2015-03-13
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. پسرم مُرده

به درون خودم نگاه کردم و فهميدم

. که هيچ احساس اندوهي ندارم

. رنج کشيدن يه پشت صحنه‌ي نقاشي شده‌ست

. اشک‌ها منُ هيچ به دنيا نزديک نميکنه

... پسرم

... از من سقوط کرد

... مثل يه برگي از يه درخت

. و من هيچ چيز از دست ندادم

. ژوزف حالا بنيان گزارـه منه

. اين از دست دادن بنيان گزاري منه

. ژوزف منُ پسر خودش کرده

. و احساس خوشي نامحدودي ميکنم

: در سال 1965 ابل و ژونو يه پسر به دنيا آوردن

. ژوزف ، اولين بچه

. دو سال بعد خواهرش به دنيا اومد ، اليزابت

تو مهدکودک ، پسرک يه نوع

. سرطان خون به اسم سرطان لنفاموس گرفت

. فقط يه پيوند مغز استخوان ميتونست جون ژوزف رو نجات بده

. نه والدينش و نه خواهرش سازگار نبودن

. ژونو يه بچه‌ي ديگه حامله شد

. ولي مايع جفت نشون داد که خون جفت هيچ کمکي نميکنه

ابل با پسرش که داشت از بيماري تحليل ميرفت

. دنبال يه بيمارستان توي پاريس رفت

ژونو توي روبه فارغ شد

. و هنري به دنيا اومد

. فايده‌اي نداشت

. ژوزف 18 ماه بعد فوت شد

. اون شش ساله بود

. هنري به مراسم ختم برده نشد . او درد معده داشت

. اليزابت بزرگترين بچه شد

. شش سال بعد ژونو آخرين بچه‌اش رو به دنيا آورد

. ايوان

. به آرومي ، خاطره‌ي ژوزف کمرنگ شد

داستان يه کريسمس

ژونو ؟

ژونو ، چي شده ؟ - . هيچي -

. احمقانه‌ست . افتادم

بزرگترين

. من نابارورم

. غمگينم

. عصبي

. با عصبانيت جوش ميارم

. حتي از تو بدم مياد

. هفته به هفته همون اندوه پاپيچم ميشه

. هيچ پاياني تو نگاهم نيست

براي مرگ کي دارم عزاداري ميکنم ؟

... عزاداري

. برادرم ژوزف نيست

. هيچ وقت بيخيال حرف زدن راجع به اون نشديم

. کسي به پسرم اهميت نميده

. و اون زنده‌ست

. انگار يه نفر مُرده و من نميدونم کيه

. احمقانه‌ست

. اخيراً واسه هيچکس عزاداري نکردم

. براي بخشش گناهم جستجو کردم ، هموني که نميتونم خاکش کنم

. هيچ سودي نداشت

... معلومه

. ولي دوباره سعي کن

. همين

. فکر ميکنم وقتي اين رو ميگم کنايه‌ست

ولي کنايه از چي ؟

. من از پوچي رنج ميبرم

. من از نبودن رنج ميبرم

چرا از برادرت بدت مياد ؟

. طي سالها ، تنفرم رشد کرد

پنج سال قبل

هنري حالا خوار شده ؟ تا حالا دوستش داشتم ؟

. اون يه تئاتر خريد و نمايشنامه‌هاي منُ ساخت

. مديون بودن روم سنگيني ميکرد

مالک قبلي تئاتر رو معرفي ميکنم

... تئاتري که هرگز براش پولي داده نشد

. ولي موکل من قادر به پرداخت قرض نيست - . من هستم -

هرگز پولش رو ندادم ولي خريدمش

. و حالا دارم ميفروشمش

من يه مدير داغون بودم

. ولي فردا پولم رو دو برابر ميکنم

. شما از نظر مالي براي بچه‌ها قابل اطمينان نيستين

. شما موظف نيستين قرض پسرتون رو بدين

. از نظر اخلاقي هستم . و هنري تو موقعيت فقرشديد قرار گرفته

چيزي که پدرت ميگه حقيقت داره ؟

! البته

. معلومه که اون شديداً فقيرـه

پدرم ضامن بود

... پس از نظر قانوني شما بايد خونه و تجارتش رو تصرف کنيد

. در هر صورت ، من پسرم رو رد نميکنم ، هرچقدر هم احمق باشه

. اگه بفروشم ، ميتونم 700000 فرانک بگيرم

. نميدونم کي اين فکر رو بهتون داده ولي ممکنه کمتر باشه

. خفه شو . فقط يه مشکل نقدينگي‌ـه

. ما هيچي رو نميفروشيم

. من يه راه حل دارم ، هنري

ميشه يه دقيقه بري بيرون ؟

. البته

. اينجا سه تا قبض هست

. موکل من موافقت ميکنه قرض مدعيان رو پرداخت کنه

. بابا ، من يه شرطي دارم

. ديگه هرگز برادرم رو نميبينم . ديگه هيچ وقت نبايد با من حرف بزنه

. هرگز

. ديگه نه ديداري ، نه هديه‌ي سورپرايزي

. پسرم و يا هرکس ديگه توي فاميل رو نبايد ببينه

. چيزي که ميخواي انجام شدني نيست ، عزيزم

. شما بچه‌هاي منين

. واضحه تو هر وقت بخواي ميتوني اون رو ببيني

. ولي من نميخوام هيچ وقت باهاش روبرو شم

خونه تو ، ايوان ، سيمون

. تو رستوران ، تعطيلات

. هيچ جا

چيزي که از موکل من ميخواي

. غيرمنطقيه

... خانم قاضي ، من از طرف دادگاه انتخاب شدم

. موکلان من فقط چيزي که اونا بدهکارن رو ميخوان

، مادام

. زندگي شخصي‌ـت براي دادگاه اهميتي نداره

. هرجا من ميرم ، هنري نبايد اونجا باشه

. هرجا من هستم اون بخشي از خانواده نخواهد بود

. هنري هيچ وقت هيچ قبضي رو پرداخت نکرده

هميشه دستاش رو دراز ميکنه

. منتظرـه سود چيزي نصيبش بشه که مال اون نيست

. زندان رو به صداقت ترجيح داده

. وقتي به دادگاه خونده شد ، تصميم گرفتم نجاتش بدم

. براي آخرين بار

خواهرت ميخواست عليه‌ـت شهادت بده

. که تو رو از کنترل هنري محروم کنه

. من عدم امکان شهادت عليه خانواده رو درخواست کردم

. خواهرت درخواست کرد ديگه هيچ وقت تو رو نبينه

فکر کنم شنيدم اون گفت

... که تو

. اخراج شدي

. فکر کنم اين کلمه‌اي بود که استفاده کرد

. متاسفم

. کلاهبردار . حرومزاده

. زندگي همينه

. با خواهرت غذا ميخورم بعدش سوار قطار ساعت 10 ميشم

ميخواي توي ايستگاه باهم نوشيدني بخوريم ؟

نه و نيم ؟

. تو توي زندان نيستي

. از هيچي بهترـه

. بعد از شش هفته بازداشت حفاظت شده ، قاضي پرونده رو مختومه اعلام کرد

. هنري تبرئه شده بود

. اون از زندگي من ناپديد شده بود

. تو اون رو شبيه شيطان نشون ميدي

. شبيه شيطان هست

. معمولي ، پاپيچ . اون مبتذل‌ـه

. توسط مادرت رد شدن که برخلاف طبيعته

چرا همچين دشمني بين مادر و پسرـه ؟

. بهت گفتم

هنري قابل پيش‌بينيه

. مثل شيطان

در همين مدت ، در روبه

. منم

خُب ؟ چه خبر ؟

... فعلاً کم خوني شديدـه

. با پيش بيني خطرناک مريضي در کوتاه مدت

... من نفهميده بودم ، ولي

. از روي آمار ، من قرارـه دو بار بميرم

من يه سرطان خطرناک دارم

. که 75% احتمال کشتن منُ داره

. تنها راه حل يه پيوند مغز استخوان‌ـه

. ولي انگار پيوند هم ممکنه منُ بکشه

... پس

. پس شانس کمي داري

. واقعاً

. من آدم خاصي نبودم

. بايد احتمال رو بالا ببريم ، مثل پوکر

. هميشه پاسور بازيم خيلي بد بود

. يه شانس يک در چهار هست که با خواهر و برادرام سازگار باشم

. هيچ کدومشون زنده نيستن

. خيلي بد شد برادرم جوون مرگ شد

. يه شانس 25% بود

حتي اگه اهدا کننده سازگار باشه

. پيوند ميتونه ميزبان رو بکشه

بکشه ؟

. آره ، بکشه

. نه سرطان ، خود پيوند

... و بهش ميگن يه

. پيوند در مقابل ميزبان

. احتمالش 35 % ـه

مجبوريم اين ريسک رو بکنيم ؟

. پرتو افکني و شيمي درماني فايده نداره

. البته گروه خونيم خيلي کميابه

. هرگز به اين موضوع شک نکردم ، عزيزم

. پاريس ، 1 صبح

خوبي ؟

اون کجاست ؟

. اتاق بغلي

. سلام ، عزيزم

چه خبر شده ؟

... من اومدم

... اينجا

... به جز

به جز ؟

. ديشب هيچ قطاري نبود

. تقصير منه . من بايد اينجا کنارت ميبودم

اليزابت منُ ديده ؟

... من ترسوندمش

بهم بگو . موضوع چاقو چيه ؟

پائول ؟

ميتونم بيام داخل ؟

. امروز صبح پسرم شوکه شد

. راجع به ژونو شنيده

More Farsi Persian subtitles for A Christmas Tale

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left