The first 200 lines.
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
ارائهاي از تيم ترجمهي ديباموويز
زيرنويس از ناصر اسماعيلي، امير طهماسبي ،NimaAM نيما ،Drama آرين
سخنرانيم چطور بود؟
عالي بودين
تپق نزدم؟ - تپق نزدين -
ميدونم. ولي خيلي سخت بود
يه لحظه فکر کردم تپق زدم - نه -
سارا، بايد به کوچولوها سلام کني
نه. ترسناکه
خواهش ميکنم
نه
دوستت دارم، اما اين کار رو نميکنم
اگه دوستم داري بيا - دوست داشتن هم محدوديتهايي داره -
نبايد داشته باشه
سوگلي
تپق نميزني، ولي ديوانهاي
بهم يه قصر ميدي؟
خب، مدتيه که ميخوام يه چيزي بهت بدم، نه؟
،حالا که "مارلبورو" پيروز شده فکر کردم يه موقعيت عاليه
اين يه ولخرجي بيشاز اندازهست خانم "مورلي"، ما درگير جنگيم
ما پيروز شديم
آه، تموم نشده. بايد ادامه بديم
آه
آه، نميدونستم
.فصل اول اين گِل بو ميدهد
يه تکه نون بخور
بعدش "سالي" تو رو ميبره و تميز ميکنه و ميبره پيش خانم
اين گل بو ميده
مردم تو خيابونهاي اطراف اينجا ميرينن
اسمش رو گذاشتن انتقاد سياسي
از اينطرف برو. خودت رو تميز کن
خيلي ممنون
بانو مارلبورو
نميدونستم که فاضلاب جديدي که کشيدن سر از اينجا در مياره
من هستم، ابيگيل
دخترخاله عزيزت
يه نامه از خالهمون دريافت کردم
...و
...متاسفم، نميخواستم در اين وضعيت
از کالسکه پرت شدم بيرون
...يه مردي اونجاش رو
مرده مهم نيست
نامه خالهمون
دوستانت هستن؟
متاسفم
اسمت، دختر؟ اگه فاميل هستيم، بگو
نگفتم؟ ابيگيل هيل - خانواده سامرست هيل؟ -
هموني که ديوونه شد و خونه رو وقتي داخلش بود آتش زد و ويران کرد؟
کل پولش رو سر ورق بازي از دست داد
هيچکس روي ورق بازي شرط بندي نميکنه
شوهرخالهم در نوع خودش بينظير بود
بابت ظاهرم عذرميخوام
خدمه اجازه دادن وارد بشم فکر کنم خواستن شوخي کنن
و چي ميخواي؟
اميدوارم براي کار اينجا استخدام بشم، هر کاري
شايد يه هيولا براي بچهها که باهاش بازي کنن
بله، اگه دوست دارين
يه قصر؟
بنظر مياد بخاطر بخت خوبم عصباني هستي و من فکر ميکردم که دوست هستيم
واقعا شک دارم چنين اشتباهي کرده باشي
خب، راستش فقط داشتم سربهسرش ميذاشتم و فکر کردم متوجه شدي
پابرجا نميمونه
ميمونه، اگه اون رو بهترين استادهاي اين کشور بسازن
اميدوارم صدسال پابرجا بمونه بعنوان نشاني از پيروزي شجاعانهي شوهرم
گوش کن، من پيروزي شجاعانه شوهرت رو تحسين ميکنم
...اما با در نظر گرفتن وضعيت مالي قصر
بنظر مياد موضوعيه که ملکه بايد دربارهش از گروههاي مخالف اين طرح هم مشورت ميگرفت
اما اينطوري، ديگه لذت غافلگيريش از بين ميرفت
!مزخرفه
هوراشيو" دوباره پيروز شد"
نخست وزير، ما بايد در خصوص اينکه چه کسي براي مذاکرهي صلح به فرانسه برود، بحث کنيم
ما نيازي به مذاکره براي صلح نداريم
ما بر اونا غلبه کرديم
خودشون بهمون پيشنهاد صلح ميدن
با پيروزي در يه نبرد که برندهي جنگ نميشيم
من حزبم رو متحد نگه داشتم ...چون ما ملاکان کشور
در عمل کل هزينههاي اين جنگ رو داديم
و بابتش قدردان شما هم هستيم
درحاليکه تاجران شهر، از اين جنگ پول به جيب ميزنن
با اين حال وقتي به ميدان نبرد نگاه ميکنم
نميبينم که تن لش چاقت اونجا افتاده باشه
حرفم اينه که ديگه پولي نداريم
فرانسويها تنبيه شدن، اما شکست نخوردن، هارلي
بايد نابودشون کنيم
بايد مجبورشون کنيم با قلب شکسته
و التماس کنان، ازمون تقاضاي صلح کنن
چه همسر شيريني داري، مارلبورو - شيرين و باهوش -
نميتونم موافقت کنم بايد اين رو با ملکه در ميون بذاريم
اگه شما لطف کني و يه زمان ملاقات ترتيب بدي بانو مارلبورو
البته
آمادهي ديدن سفير روسيه هستم
کي آرايشت کرده؟
يه چيز دراماتيک ميخواستم، خوشت مياد؟
شبيه گورکن شدي
ميخواي گريه کني؟
واقعا؟
خب، فکر ميکني شبيه چي شدي؟
گورکن
واقعا فکر ميکني که ميتوني با اين قيافه نمايندهي روسها رو ببيني؟
نه
خودم باهاش صحبت ميکنم
شما برگرد به اتاقت
ممنون
الان بهم نگاه کردي؟ نگاه کردي؟
!من رو نگاه کن !من رو نگاه کن
چطور جرات ميکني؟ چشمات رو ببند
!سلام
!سلام
خانم "مگ" ميگه که بايد اونقدر کف رو بسابي
تا زماني که بتونه صورت چاق و بي دندونش رو توش ببينه
ببخشيد
بايد دستکش دستت کني
صابون قليا خطرناکه بدجوري ميسوزونه
!سارا
من اينجام
من اينجام
!تو جعبه برندي رو از قفسه بيار
!ملکه يه حملهي جديد نقرس داشته، عجله کن
خانم مگ، برندي
درد ميکنه
عزيزم. ميدونم
دخترخاله، گوشت
يه داستان برام بگو
نميتونم
!آخ
آروم
نميتونم - چرا. ميتوني -
دخترخاله، دورش رو بپيچون
بقيه همگي برن، لطفا
بگو اولين بار چطور باهم آشنا شديم
پسر بدجنس "چيور" من رو روي زمين انداخته بود
و نگهم داشته بود و به صورتم تف مينداخت
هنوز هم يه خوکه. بعدش چي؟
بعدش صداي پا شنيدم
سريع ميومد
!آخ! آخ
بعدش کفشهايي صورتي ديدم که به سمتم مياد
و بعدش اونا ناپديد شدن
بعدش صداي يه ضربه شنيدم
و پسره از روم افتاد
.و تو دستهام رو گرفته بودي و گفتي: سلام من سارا هستم
همه جات تفي شده. بذار تميزت کنم
يادته فکش چطوري چسبيده بود زمين؟
يادمه
بايد سعي کني بخوابي
ميتوني بري
منو تنها نذار - نميذارم -
هنوز هم دوستم داري - آره -
هنوز هم؟ - آره -
براي ملکه. دکتر دستور داده فورا انجام بشه
موضوع خيلي اضطراريه
اون خوابيده
به دکتر بگم تو سلامت ملکه رو به خطر انداختي
تا بخاطر پيامدهاش پشيمون بشي؟
...چه پيامدهايي
يعني شلاق ميخوري
چيکار ميکني؟
پلاتيسه داروي گياهي
امروز صبح اونا رو کندم
التهاب و تورم رو کم ميکنه فکر کردم براي ملکه خوبه
نميتوني همينطوري بياي اين تو
چطور نگهبان جلوي در اجازه داد وارد بشي؟
تقصير اون نيست. بهش دروغ گفتم
نخست وزير و آقاي مارلبورو
.فقط ميخواستم کمکش کنم بنظر ميومد خيلي عذاب ميکشه
نگهبان؟ ببرش طبقه پايين
به خانم مگ بگو که اون بايد 6 ضربه شلاق بخوره. برو
پلاتيسه. گياه داروييه
آن"، بايد تمرکز کني"
ما نيروهامون رو اينجا جمع کرديم نيروهاي اتريش اينجان
گفتي کدوم کشور؟
گوش کن مارلبورو؟
شهر "ليل" هست
در يه دره در فرانسهست
ما اونا رو با فرستادن تعداد کمي نيرو گول ميزنيم و درگير ميکنيم
اونا تعقيبمون ميکنن
ما نيروهامون رو از بالا ميفرستيم
!آره. آره - آره! اين نقشه فوقالعاديه -
ملکه "آن"، موافقي؟
مردم ما انتظار دارن جنگ تموم بشه
خب، همهمون ميخوايم جنگ تموم بشه اما با آرزو کردن که اين اتفاق نميفته
ميتونيم تقاضاي صلح کنيم، اما همينطوري بهش نميرسيم
...واقعا آروم ميکنه
چي؟ - يه چيزي پاهام رو آروم ميکنه -
سوزشش رو گرفت. چيه؟
آه، يه جور گياه درمانيه
خواهش ميکنم. خواهش ميکنم
چه خبره؟ ...اگه ميخواي بکنيش
ببرش توي طويله. نه توي آشپزخونهي من
بانو فرمودند که 6 ضربه شلاق بخوره
بس کن
ولش کن
باهام بيا
خب، شايد مهربونيت بلاي جونت ميشه؟
اينطور ميگن
که منجر به حماقت ميشه
ملکه يه جورايي آروم شده بهمين خاطر ازت ممنونم
برام باز هم از اون گياهان دارويي بيار
و هرگز از حد خودت فراتر نرو
No comments yet. Be the first to leave one.