The first 200 lines.
بیا بریم
:ویرایش Kianoosh_93
خیلی حمومت رو دوست دارم
آره ، حموم خوبیه
من و این دوش دستی خیلی با هم رفیق شدیم
، تو خیلی بد شانسی ولی باور کن این عالیه
من ازش استفاده میکنم
چجوری ؟
کونم رو میشورم باهاش
جداً ؟
آره
! آره
دیگه چی میدونی ؟
چی ؟
یه مرحله رو جا انداختی
نه ، فقط شاشیدم نگاه کن
تو نشسته میشاشی ؟
آره ، من هر جا بتونم میشینم نشستن رو دوست دارم
نشستن تو 5 فعالیت مورد علاقه منه
بقیشون چیان ؟ - خوردن -
خفه کردن آدمهای احمق با حرف
حموم پر از حباب
جلق زدن
سکس چی ؟ - هشتمی احتمالاً -
سکس با من چی ؟ - هفتمی ، شاید ششمی -
آره ، نه اول سکس با تو بعد خواب
مگه اینکه خوابِ پرواز ببینم
اون موقع میشی هفتم
امرزو چیکارهای ؟
، میدونی کارهای خسته کننده با آدمهای مزخرف
عجیبه روز من هم همینه
کِی برمیگردی خونه ؟
لباسهای دیشب من هنوز تو خشککن تو هستند
دیر برمیگردم
میخوای بهم کلید بدی تا بتونم بیام تو ؟
جیمی ؟
از دوش دستی استفاده میکنی ؟
ادگار در رو واست باز میکنه
آره ، ولی واسه موقعی که خونه نبود
... هی
! هی
، فقط کلید میخواستم که وسایلم رو بردارم منظور دیگهای نداشتم
باشه
منظورم این نبود
باشه - باشه . خوبه -
... ولی ، منظورم اینه - ! ای خدا -
جداً ، اگه من کلید داشته باشم چه ضرری واسه تو دارم ؟
داره
ما 5 ، 6 شب پیش رو با هم گذروندیم ؟
! چون بعد از سکس خوابت میگیره
مثل یه آدم چاق تو کمدیهای آمریکایی میمونی
فقط یه کلیده
یه راه واسه اومدن تو
نه ، نیست
... این
این آزادیه منه که روی یه سمبل فلزی ذوب شده
این یعنی اینکه درستی بخشیده شده ... و نقشها
برگزیده شدند
نه ، اینجوری نیست ... این
خدایا ، حق با توئه
جداً ؟
احتمالاً هنوز مستم ممنون که هوشیارم کردی
یه انحراف موقت مغزی بود
خدایا
... درسته ، خب بعداً با هم خواهیم بود یا ... ؟
راسش برنامه دارم
باشه
، پس ، همونطوری که مادربزرگم میگفت
، اگه بتونی احساس شرم کنی " " شرمساری زودگذره
بعداً میبینمت
ممنون که باهام سکس کردی
این فریتاتا ـه
یه غذای تخممرغیه شبیه املت
میدونم فریتاتا چیه
این یکی با تره و پنیر گرفته شده از بز ـه تو دستور تهیهی راشل ری دیدم
تو نباید برنامهی اون رو میدیدی
دکتر گفته بود که وسواس تو به اون اصلاً واست خوب نیست
، میدونم ، ولی هر لحظه که نگاش میکنم
دیگه هروئین نمیکشم
به جز وقتهایی که از قبلش دارم هروئین میکشم
میدونی ، اون کلید خواست - کی ؟ -
راشل ری کی فکر میکنی ؟
راشل ری میتونه کلید داشته باشه - میتونی باور کنی که اون اینکار رو کرده باشه ؟ -
خب ، منظورم اینه کلید واسه باز کردن دره - اون فقط کلید نیست . یه سمبله -
سمبل چی ؟ - ... سمبل حرکت -
سخت و توقف ناپذیر همه چیز به سمت ، قابل پیشبینی بودن
خوشرفتاری و میانهروی
این نگاه راشل ریای به دنیاست
یه دنیای راحت پر از غذاهای خونگی و تغییر وزنهای دلچسب ؟
من میخوام تو اون دنیا زندگی کنم
صادقانه بگم ، من نمیتونم بشینم و وانمود کنم که
با حرفهای فکر نشده و عادی مثل " میتونم کلید داشته باشم ؟ "
، که فقط با غرایز حیوانی کنترل میشن
ناراحت نمیشم ، البته تا زمانی که
کنار پرنده مهاجر یا لاک پشت دریایی بخوابم
من فریتاتا ی تو رو میخورم
" میتونم کلید داشته باشم ؟ "
... بذار بهت بگم چطور میتونم ببینم این اتفاق
داره میوفته و لبخند بزنم و چیزی نگم ؟
چطور میتونی به کسی که باهاشی نگاه کنی و ندونی
که شخصیت درونی اون خسته کنندهست
و نهایتاً ابراز علاقه و احساس ازت میخواد
و اینکه با هم برید خرید برای جمجمه تزئینی از ویلیامز-سونوما
چطور میتونی از این کسشرا چشم پوشی کنی ؟
نمیدونم
چون شاید دوسش داری ، به نظر من
... آره ، خب
... نمیدونم چجوری باید اینکار رو بکنم ، پس
منطقی به نظر میرسه که اون امروز احساسی باشه
، قسم میخورم ... اگه دورهی پریود اون رو دنبال کرده باشی
امروز تولدشه
واقعاً ؟
چرا بهم نگفت ؟
گوشی گرچنـه
بهتره واسش ببرمش
بده به من
چیه ؟
سرَک نمیکشم
! نمیکشم
... آه
این کار خیلی احمقانهست
تو واقعاً احمقی
من دارم با احمقترین آدم آمریکا زندگی میکنم
، من ، با هوشترین و تو ، احمقترین ، داریم با هم زندگی میکنیم
جداً فکر میکنی اونقدر
قوی نیستم که بتونم 10 تا منگنه رو باز کنم ؟
روز خوبی داشه باشی
حتماً شوخیت گرفته
داری با آبمیوه پاکش میکنی ؟
آشغال نفرتانگیز
داری تو رستوران خجالتزدهام میکنی
مهم نیست
، روز پنجم . گرچن تو نمیتونی حدش رو تصور کنی
شرط میبندم که میتونم - نه ، نمیتونی -
اون دفعه که با چینگی از توی کُسم مواد زدی یادتـه؟
آه ... آره
این یکی مغز بادوم ، بذر کتان و یه چیزی به اسم " رواناب آب پنیر " داره
تو نمیفهمی زنها تو شرکت پاول چقدر لاغر بودند ، گرچن
من نمیتونم بهشون برسم - پس ، تلاش نکن -
اون زنهای غربی همشون یه مشت هیولای برنزه با سینههای مصنوعی هستند
استخوانهای باسنشون از لولمونهاشون زده بیرون
دقیقاً همینطورند - پس گور باباشون -
، گور باباشون ، از پاول جدا شو ، شروع به غذا خوردن بکن
برو به شرق و دوباره بشون همون دختر جذاب سابق
، اگه تولدت نبود خیلی ناراحت میشدم
متاسفم
این داستان جیمی من رو هیجانزده کرده
بهت راجع به اون هشدار داده بودم
شرط میبندم زیاد راجع به من حرف میزنید ؟
چقدر از من ایراد میگیره - نه -
شما احتمالاً موقع سکس هم راجع به من حرف زدید
شماها خیلی عجیبید
منظورم موضع اصلی که اون داره نیست
فکر نکنم حرف زده باشیم ما خوش میگذرونیم
همین کافیه - خدا کنه . اون آدم بدیه -
من هم آدم بدیام
هنوز آقای کارگردان جذاب رو میبنی ؟
یکم پیچیدهست - ! زندگی تو خیلی شاد و پیچیدهست -
زندگی من هم قبلاً شاد و پیچیده بود
و الان با یه بانکدار ازدواج کردی - پاول در واقع نایب رئیس -
سازمان تنظیم ثروت و روشهای سرمایهگذاریه
احمق - چی ؟ -
ایناهاشی عذر میخوام ، گرچن
تلفنت میرفت رو پیغامگیر
جا گذاشتمش چی شده ؟
مسئله راجع به سمـه مصاحبه کرده
بدون مشورت با من ؟ با کی ؟
یه روزنامه دانشگاهی
بعدش ؟
اون از کلمههای " همجنسباز و " کونی " 37 بار استفاده کرده ؟
" گفته که " کونی خیلی کلمهی بدیه و " همجنسبازها بهترین آدمهای دنیا هستند " ؟
،گزارشگر رئیس اتحادیه گی و لزبینهای دانشگاهست
و تهدید کرده که میره به روزنامه تایمز شکایت میکنه
برو . صبحونه مهمون من تولدت مبارک
تلاش خوبی بود
هنوز باید واسم کادو بخری ... آدم ارزون خر
! بیخیال
امشب منتظرتم
تای دیگه کدوم خریه ؟
یه کارت سیویاس واست دزدیم ، ولی تو راه گمش کردم
بحث جدیه ،سم
، توش نوشته شده بود تو فقط پیر نمیشی "
" جذابیتت هم کم میشه
نمیتونی با گل من رو گول بزنی
، خیلی مسخرهست چون تو خیلی جوون و خوشگلی
چه فکری کردی بدون من مصاحبه کردی ؟
، نقل قول خودت من از این مسئلهها عصبی میشم
ما داشتیم اسکیت میرفتیم و با دخترهای دانشگاه ور میرفتیم ، و
، این احمق لاغره اومد جلو و گفت میتونه سوال بپرسه
چیزی زده بودی ؟
ساعت 10 صبح بود معلومه که چیزی زده بودم
، و کل وقت متوجه نشدی که طرف همجنسبازه ؟
احتمالاً
آره ، منظورم اینه طرف خیلی رنگارنگ بود ، خب که چی ؟
، نسل من ... ما جلو آدمهای متفاوت ، متفاوت رفتار نمیکنیم
با شخصیت جعلی نمیایم جلو ما با همه ردیفیم
به جز شیتستین اون از کرهایها خوشش نمیاد
به دلیل دستکاری تو کاهش قیمت ارز
و البته چشمهاشون
"اتحادیه گی و لزبینهای دانشگاه گفتی "بچه کونی
No comments yet. Be the first to leave one.