Release info

 구미호뎐 Tale of the Nine Tailed E08[@KTteam]
A Commentary by Ro94kgh
🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

Tags

other
Published on: 2020-11-04
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

نه ، نباید ببینه

بپوشش و خودت رو تو آيينه نگاه كن

جواب سوالت رو بهت ميده

بعضی وقت ها بارون لازمه

،برای طبیعت، برای کشاورزها

و همینطور برای ما

برای چی اینطوری نگاهم میکنی؟

... عمر من و تو

با سرعت متفاوتی میگذره

از همون اولی که دیدمت فرقی نکردی

تو رو میترسونه؟

زندگی و مرگ یک انسان، منظورمه

اره میترسونه

از از پیر شدن، مریض شدن، یا مردن نمیترسم

...ولی از اینکه چه جوری

...میخوای این همه سال رو بدون وجود من

بگذرونی نگرانم

با اینکه میخوام جلوی حرکت زمان رو بگیرم، غیرممکنه

بفرما . من زمان رو متوقف کردم

من بدون تو هم من زندگی خوبی خواهم داشت

چه بد جنس

،اگر اینطوره پس

بیخیال اون شو و طولانی زندگی کن

...انقدر پیر شو که موهات سفید و کمرت خم بشه

و یه کاری کن من دیگه عاشقت نباشم اونوقت بمیر

بهم قول بده که احساست نسبت به من تغییر نمیکنه

...اگر من بهت خیانت کردم

اونوقت چی؟

بهم تیراندازی کن

!بانو

!نه منظورم، آگاشی

کجا رفته بودین؟ کلی دنبالتون گشتیم

دستشویی رفتنم هم باید بهت گزارش بدهم؟

خدای من

از کاخ نامه رسیده. شما احضار شدین

چی؟- ...اول باید لباستون رو-

...کی جرئت کرده دختر پادشاه رو

که از کاخ اخراج شده احضار کنه؟

پادشاه

گفتین خود پادشاه؟

پس جایی برای صحبت نیست

اعلیحضرت تو وضعیت بحرانی ای هستن

شما الان دختری بزرگ شدین

و شما خیلی ضعیف شدین

زندگی خارج از دیوار های کاخ چطور بود؟

چشمانم میسوخت

...چشمات

میسوخت؟

به خاطر دود خیابان

اوایل، فکر میکردم به خاطر پختن برنجه

ولی موضوع این نبود

به خاطر سوختن بدن هایی بود که تا سرحد مرگ گرسنه بودن

مردم شما رو ،پدر

...کشور

ناپایدار بنا شده

اوایل همینطور فکر میکردم

ولی اینطور نبود

این افکار پادشاهی بود که ثبات نداشت

...به خاطر یک موجود شییطانی

که کنترل پادشاه رو به دست گرفته

وقتی فرصتشو داشتم باید تو رو میکشتم

تو باید ایموگی باشی

...چه قبلا و چه الان، تو تنها کسی هستی

که هویت واقعی منو میبینی

بیا بیرون

گفتم، از اون بدن بیا بیرون

چی. چرا مثل اون دفعه جیغ نمیزنی و بقیه رو خبر کنی؟

تیر بزن. در هر حال این بدن دیگه تقریبا از بین رفته

...انقدر ها هم ناراحت کننده نیست

...که پدر نادانی باشه

که به دست فرزندی که نجاتش داده بمیره

!حقه و نیرنگ دیگه بسه

فکر میکنی چرا از قصر بیرون انداخته شدی؟

...چون

...بدن پدرمو در اختیار گرفتی

و احساساتشو دستکاری کردی

!این انتخاب پدرت بود

چی؟

...تو برای

قربانی شدن برای من به دنیا اومدی

...پدرت

برای نجات جون تو با اختیار خودش از بدنش دست کشید

روح کوهستان رو برای من بیار

اونوقت میذارم پدرت بره

...اگه تو بدن پدرت باقی بمونم،کمتر از سه روز

خواهد مرد

باشه

لی یون رو برات میارم

هر چند که

روح کوهستان متعلق به کوهستانه

نمیتونه جایی رو که ازش محافظت میکنه ترک کنه

چی؟- بذار پدرم بره-

و همراه من بیا

...بدن من رو

در اختیار بگیر

اول، باید از قصر خارجش کنم

اون وقت بقیشو به یون میسپرم

اون زن واسه من هيچى نيست

امکان نداره- فکر میکنی از اون به عنوان طعمه استفاده کردی-

ولی هنوز نفهمیدی؟ من از اون به عنوان طعمه استفاده کردم تا به تو برسم

!منو نکش

نمیخوام بمیرم

تو به من قول دادی

بهم قول دادی تا روزی که بمیرم منو دوست خواهی داشت

یون- !خودتو نشون بده-

دیدیش؟

بهم بگو. دیدیش؟

لطفا به من نگاه کن

چی دیدی؟

...من تو زندگی قبلیم

کشته شدم

...تو

منو کشتی

هدفت پیدا کردن ایموگی بود

یون

...تو از من

به عنوان قربانی استفاده کردی

...واقعا اون

تو بودی؟

اره، من بودم

همون که همیشه من رو نجات داد؟

...و عشق اولت که

تو قلبت صد ها سال نگه داشتی؟

درسته

من تو رو کشتم

من تو رو با دستای خودم کشتم

چرا؟

میخوای دوباره تکرار تراژدی رو ببینی

...یکی از شما دوتا

آخرش باید بمیره

من همچین آدمیم

همش همین؟

احساسات منو به میل خودت لغزوندی و منو عاشق خودت کردی

و فط همینو برای گفتن داری؟

!حداقل یه بهونه ای برای من بیار

خواهش میکنم

در ازاش کلی چیز به دست آوردم

من جون تو رو برای نجات جون صد ها انسان گرفتم

هر چی هم باشه، من روح کوهستانم

...نمیفهمم برای چی

انقدر قلبم درد میکنه

برای چی حتی تا اخرین لحظات مرگم نگران تو بودم؟

... و برای چی دارم به خاطر تو

گریه میکنم؟

اشتباه برداشت نکن

این احساسات تو نیست

...جوری رفتار نکن انگار تو اون زن هستی

چون فقط تونستی یه بخشی از زندگی گذشتت رو ببینی

عوضی

اره، من عوضیم. پس احساساتت رو خرج آدم عوضی ای مثل من نکن

تو این زندگیت دیگه این اشتباه رو نکن

اینطوری، میتونم زندگی طولانی ای داشته باشم

لطفا برای حمایت از مترجمین و روند ترجمه زیرنویس هارو از کانال کی تی تیم دانلود کنید tel : @KTteam

برنجتون پخته شد

قسمت هشتم: تناسخ

خوراک سنتی کره ای: عروس حلزون

عروس حلزون،گرون ترین شیشه الکلتو برام بیار

کی اون ولگرد قراره بزرگ شه؟

ویسکی مالت براش باز کنم؟

بهش الکل نده

انگار امشب قراره تو دردسر بیافته

دیدتش؟

فکر کنم زندگی گذشتشو دیده. چی گفتش؟

جان من بگو؟ امشب از کنجکاوی خوابم نمیبره

رانگ

چیه؟

میخوا ی تو زندگی بعدیت چی به دنیا بیای؟

چه سوال مزخرفی

بهم بگو

برام اهمیتی نداره

اگه باید انتخاب کنم، میگو دوکدو فکر کنم خوب باشه

از ریششون خوشم میاد

و کلی گرونن

من اگر دوباره به دنیا بیام، برای یه بار هم شده میخوام به عنوان انسان زندگی کنم

چه آرزوی رقت انگیزی

میخوام زندگیم با اولین ها و آخرین ها پر بشه

اولین قدم. اولین پیک نیک

اولین عشق

برای چی انقدر شبیه بازنده ها شدی؟

خیلی وقته که از این حرف ها با هم نزدیم

مریض شدی؟

بعد از اینکه با اون زنه دعوا کردی عقل از سرت پریده

ایموگی

کجاس؟

فکر کردی بهت میگم؟

همونطور که انتظار داشتم

پس انتخابت اينه

با يه بازى چطورى؟

قبلا گاهى بازى ميكرديم

بازى كردن باهات حال نميده

تاحالا يكبار هم منو شكست ندادى

بازى ميكنى يا نه بالاخره؟

گرفتمت

يون، چرا آسمون آبيه؟

نميدونم من رنگش نكردم

چرا جغدا ميگن "هوهو" ؟

نميدونم من بهشون نگفتم بگن هو هو

چرا اين گله شيرينه؟

چرا گلا فقط تو بهار شكوفه ميزنن؟

ساكت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left