The first 200 lines.
آنچه گذشت...
مایک پرینس
دشمن واقعی اکسـه
میخوام رسماً به تک تکتون خوش آمد بگم
خوش اومدید به شرکت «تیلور میسون کربن»
عالیه. به به!
هنرمند جدیدم رو میشناسی، «تنر»؟ کار نمیکنه.
میدونی چیه، بذار من باهاش حرف بزنم
نگو که این اثر ابتکاری «نیکو تنر»ـه؟
دکترها دارن روش آزمایش میکنن،
ولی فکر میکنن به پیوند کلیه نیاز داشته باشه
پدرم اونقدر سالم و سلامت نبوده که
که توی لیست واجدین شرایط اهداء قرار بگیره
من یکی رو دارم
ازت میخوام از طرف من یه توصیهنامه برای
کمیسیون بورس بنویسی و راه رسیدن به امتیاز بانک رو
- هموار کنی. - البته
به ساختمون دادستان کل نیویورک خوش اومدید
امروز، قراره برید سراغ یه عضو کابینهی دولت
وزیر خزانهداری، «تاد کراکوف»
ما یه مشکلی با این تکلیف داریم
من جزوی از یه تشکیلات مجرمانه نیستم...!
دیگه توی بازی نیست. کاخ سفید اخراجش کرد.
برگشتیم سر خونهی اول!
این یه پاداشـه یا میخوای یه درسی بهم بدی؟
هر دو
ما هم به یه آدم مشهور نیاز داریم که طرفمون باشه...
مایک پرینس
برو سراغش. ازش کمک بگیر. یه تیم بشید.
هرکسی رو که بتونه کمکمون کنه بفهمیم چه چیزی
برای «مایکل توماس آکواینوس پرینس» نزدیک و عزیزه برام گیر بیار.
چون وقتی بفهمم چی براش اهمیت داره
اون لعنتی رو نابودش میکنم
و خودش هم به همراهش!
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
Billions.S05E08 1400/06/16 « کوپنهاگن »
آخ...
راه انداختن این نمایش اونم اینجا
به جای اینکه داخل خونه باشی و به جای اینکه کارمندهای
ناکارآمدمون رو مدیریت کنی...
یعنی میخوای یه چیزی بهم بگی
خوب دستم رو میخونی، رئیس
دیشب داشتم توی «اِیویری» مشروب میخوردم
که فهمیدم مایکل پرینس قراره به عنوان
که سفیر ویژهی تامالاختیار
دانمارک بشه اعلام بشه.
نه بابا؟ جدی میگی؟
آره
درحالی که داشتم وجه مثبت حضورش توی «کوپنهاگن» رو تصور میکردم
برگشتش به شهر عزیزمون رو هم
تصور کردم، به افتخار بازگشتش.
پس تصمیم گرفتم برینم توی احوالش
18 ساعت گذشته رو توی گردباد مشغول تحقیقات
روی مایک پرینس سپری کردم، مشروب خوردنش، غذا خوردنش،
مواد زدنش، آراسته کردن خودش،
زد و بند کردنش، خرید و فروش اسب...
و نتیجه؟
پرینس خودش رو کاملاً قرنطینه میکنه
انگار پایگاه نظامی «فورت ناکس»ـه. ولی یه نفر...
که «اسکوتر» باشه، راه ورود ماست
طرف خیلی دلش میخواد فوتبال
و بسکتبال و اسبسواری رو هیجانی دنبال کنه
اسکوتر روی ورزشها شرط بندی میکنه؟
در مقیاسی سرسام آور از پایانههای متعدد
سعی داره پنهان نگهش داره
ولی امکان نداره بتونه نوسانات ناگهانی قمار کردن رو تحمل کنه
نشتی داره، مثل یه قایق توی مهمونی لب استخر بچهها
و نشتیها و رسوایی اون، نشتی و رسوایی پرینس هستن
از اون آسیبپذیریهایی که مانع
گرفتن مجوز امنیتی دولتی میشن.
اونم به دلیل موجه
یه گوشه گیرش بیار بنزین رو خالی کن روش،
یه کبریت بگیر روش
آره. به سبک «ژان دارک»
ولی قبلش، یه چرت کوتاه
بعداً وقتی میری اونجا مراقب اونا باش
طوری میگی انگار دارم میرم
توی محوطه شیر داخل باغ وحش.
بدتر از اینا هم به اکس کپیتال میگن
آره
یا فقط نگرانی که چیزی بگم و
تو رو خراب کنم؟
عمراً. برعکسش.
فقط... اگه بهش عادت نداشته باشی،
بحث پول از طرف همکارام
میتونه بیشرمانه و مداوم و خفهکننده باشه.
میدونی
فقط ثروتمندها از صحبت در مورد پول خجالت میکشن
بقیهمون خجالت زده میشیم چون پولی نداریم
کار من اینه که طوری اونا رو کوک کنم
که با تمام قدرت پول در بیارن.
ولی دیدم چه آثار منفیای میتونه داشته باشه
ممکنه از جاهای دیگه مانع رشد بشه
خب، میتونی اینو بگی چون یکی از اونایی
پولداری
چقدر در میاری؟
- واقعاً؟ - آره
یه سری چیزا رو روشن میکنه
پاداش سال گذشتهی من 9 میلیون دلار بود
یا خدا
ببین، درک میکنم که بعضی از این چیزا واسه تو جدیدن
و...
میتونی همونی باشی که میخوای
ولی فقط به نظر...
نمیدونم، زیادی به حرفایی که اون شب اون خریدارها
مثل لیسا میزدن علاقهمند بودی.
ولی وقتی باهم آشنا شدیم، طوری رفتار کردی که انگار پول قُل و زنجیره
پس گمونم فقط خواستم گفته باشم، مراقب باش
آره، فهمیدم
مسأله اینه که الان یه مقدار از اون پول
رو دارم، من...
داره حس آزادی بهم میده
کارل!
زنگ زدی؟
اونقدر لاغر کردی که شدی شبیه افسرهای ارتش!
گندهاش نکن
سابقهی هر کسی رو که انداختم زندان در بیار
- هم اینجا و هم دادستانی فدرال جنوبی نیویورک - سوابق جنایی؟
نه، سوابق پزشکی
دنبال یه کلیه میگردم
وضعیت درست حسابی و سالم داشته باشه
ای بابا چاک. داری واسه بابات خرید میکنی.
میفهمم
منم قبلاً 10 کیلومتر تا فروشگاه ارتش پیاده میرفتم
تا برای پدرم یه بسته سیگار «لاکی» بخرم
حالش چطوره؟
مثل «کلینت ایستوود». پشتش هنوز خم نشده ولی...
ولی گاهی، اون نگاه گمگشته توی چشماش میاد
و با وسایل و مبلها حرف میزنه؟
یه جورایی
واسش سخته. واسه تو سختتره.
محبت قدیمی پدر و پسری رو جاری میکنه
هر چی بتونم پیدا میکنم
باید بهت بگم، جواب داده. قیافهت عالی شده.
- اینقدر گندهاش... - دریافت شد!
شنیدم برگشتی اون خونهی ویلاییـت
آره، میخوام ببینم چند بفروشمش
«لارا» همیشه دوستش داشت. من؟
نمیتونم سکوتش رو تحمل کنم. علاقهای بهش داری؟
نه، واسه گروه خونیم زیادی گرونه
ولی هنوز به گرفتن امتیاز بانک علاقهمندی، درسته؟
- میدونی که آره - خب...
شاید یه راهی واسه دور زدن مانعمون باشه
وقتی شنیدیم رودز توی دانشکدهی حقوق تدریس میکنه
با چندتا از آشناهام توی دانشگاه ییل تماس گرفتم که از دوران قایقرانی میشناحتم
و معلوم شد که اون داشته از یه مشت بچه دانشجوی حقوق به عنوان اتاق فکر
استفاده میکرده تا کراکوف رو زمین بزنه
مادرسگ
پس منم اتاق فکر خودم رو راه انداختم
انگار وقت حرکت بعدیـه
برو تو کارش
یه پیرو واقعی بین اون خرخونها پیدا کن
و رودز رو گرفتار طوفان آتیش متقابل کنیم
و یه امتیاز دیگه برام پیدا کن. ویکتور رو بذار روش کار کنه.
واسه فضای اینجا طراحی میکنی؟
مطمئن میشم که روشناییش کافی باشه
درسته. مثل «فون سیدو»، نه «داستی»
«من کارم رو بغل حیاط نمیفروشم»
درک میکنم. من تاریخ هنر خوندم.
و با این حال اینجا کار میکنی
خب، به نحوی، خودتم داری اینجا کار میکنی
تو کدوم خری هستی؟
اسمم مافیـه
فکر نکنم اسمت یادم بمونه
تو اثر هنریای واسه خودت داری؟
نقاشی با دست کشیده شدهای که توی
فیلم «ترون» استفاده شده بود رو دارم. «جف بریجز» جوون هم توی فیلم بود.
- نه... - خب معلومه
منظورم به عنوان سرمایه گذاریـه
هنوز نه. ولی طی
12 الی 18 ماه آینده میرم سراغش.
- چی دوست داری؟ - روحمم خبر نداره
هیچی از ارزش کالاهای اساسی نمیدونم
لازمم نیست بدونی
فقط اینکه قیمتش بالا میره
حدس و گمانـه، با گزینهای برای دستکاری
بابت این چی بهم میدید؟
نگرانم بودی منم شکستشون دادم
اون بیهنرهایی که بیش از حد حقوق میگیرن
واسه یه طرح خط خطی امضا شده 3200 دلار بهم دادن
- خدایی؟ - آره
«پروژهی بِیل»
خیلی خوبه که شما هم این کار رو میکنید
بسیاری از به اصطلاح سرمایه گذاران محیط زیستی
اصلاً براشون مهم نیست.
ما اهل حرف نیستیم، اهل عمل هستیم
و حالا، لطفاً به میزبان امشبمون
خوش آمد بگید، «مایک نووگراتز»
میخوام از همهتون تشکر کنم
که امشب از ما حمایت کردید
مأموریت و هدف پروژهی بِیل
مبارزه با نابرابریهای نژادی و اقتصادی
در سیستم ناقص قضایی ماست...
- ساندویچ ماهی تُن؟ - نه، ممنون
شاید... واو...
ساندویچ تقلبی رو بردار. و یه دستمال.
- پس تو... - آره
باید برم چندتا کوکتل دایکیری لیمویی خرد کنم.
وایستا، فصل لیمو نیست. خرد هم نمیکنن آبشو میگیرن.
No comments yet. Be the first to leave one.