Billions

Billions

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Billions S05E08 720p WEB x265-MiNX
Billions S05E08 720p WEB H264-GGEZ
Billions S05E08 1080p WEB H264 GLHF
Billions S05E08 1080p HEVC x265-MeGusta
Billions S05E08 480p WEBRip x264-RMTeam
Billions S05E08 WEBRip XviD-RMX
Billions S05E08 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Billions S05E08 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Billions S05E08 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Billions S05E08 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
A Commentary by Hitman007
██► H1tmaN امـیـر | Bia2Movies.bid ◄◄

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
x264
480p
480
1080
XviD
Published on: 2021-09-08
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫مایک پرینس

‫دشمن واقعی اکس‌ـه

‫می‌خوام رسماً به تک تک‌تون خوش آمد بگم

‫خوش اومدید به شرکت «تیلور میسون کربن»

‫عالیه. به به!

‫هنرمند جدیدم رو می‌شناسی، «تنر»؟ ‫کار نمی‌کنه.

‫می‌دونی چیه، بذار من باهاش حرف بزنم

‫نگو که این اثر ابتکاری «نیکو تنر»ـه؟

‫دکترها دارن روش آزمایش می‌کنن،

‫ولی فکر می‌کنن به پیوند کلیه نیاز داشته باشه

‫پدرم اونقدر سالم و سلامت نبوده که

‫که توی لیست واجدین شرایط اهداء قرار بگیره

‫من یکی رو دارم

‫ازت می‌خوام از طرف من ‫یه توصیه‌نامه برای

‫کمیسیون بورس بنویسی و ‫راه رسیدن به امتیاز بانک رو

‫- هموار کنی. ‫- البته

‫به ساختمون دادستان کل نیویورک خوش اومدید

‫امروز، قراره برید سراغ ‫یه عضو کابینه‌ی دولت

‫وزیر خزانه‌داری، «تاد کراکوف»

‫ما یه مشکلی با این تکلیف داریم

‫من جزوی از یه تشکیلات مجرمانه نیستم...!

‫دیگه توی بازی نیست. ‫کاخ سفید اخراجش کرد.

‫برگشتیم سر خونه‌ی اول!

‫این یه پاداشـه یا می‌خوای یه درسی بهم بدی؟

‫هر دو

‫ما هم به یه آدم مشهور نیاز ‫داریم که طرفمون باشه...

‫مایک پرینس

‫برو سراغش. ازش کمک بگیر. یه تیم بشید.

‫هرکسی رو که بتونه ‫کمک‌مون کنه بفهمیم چه چیزی

‫برای «مایکل توماس آکواینوس پرینس» ‫نزدیک و عزیزه برام گیر بیار.

‫چون وقتی بفهمم چی براش اهمیت داره

‫اون لعنتی رو نابودش ‌می‌کنم

‫و خودش هم به همراهش!

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

Billions.S05E08 1400/06/16 « کوپنهاگن »

‫آخ...

‫راه انداختن این نمایش اونم اینجا

‫به جای اینکه داخل خونه باشی ‫و به جای اینکه کارمندهای

‫ناکارآمدمون رو مدیریت کنی...

‫یعنی می‌خوای یه چیزی بهم بگی

‫خوب دستم رو می‌خونی، رئیس

‫دیشب داشتم توی «اِیویری» مشروب می‌خوردم

‫که فهمیدم مایکل پرینس قراره به عنوان

‫که سفیر ویژه‌ی تام‌الاختیار‌

‫دانمارک بشه اعلام بشه.

‫نه بابا؟ جدی میگی؟

‫آره

‫درحالی که داشتم وجه مثبت حضورش ‫توی «کوپنهاگن» رو تصور می‌کردم

‫برگشتش به شهر عزیزمون رو هم

‫تصور کردم، به افتخار بازگشتش.

‫پس تصمیم گرفتم برینم توی احوالش

‫18 ساعت گذشته رو توی گردباد مشغول تحقیقات

‫روی مایک پرینس سپری کردم، ‫مشروب خوردنش، غذا خوردنش،

‫مواد زدنش، آراسته کردن خودش،

‫زد و بند کردنش، خرید و فروش اسب...

‫و نتیجه؟

‫پرینس خودش رو کاملاً قرنطینه می‌کنه

‫انگار پایگاه نظامی «فورت ناکس»ـه. ‫ولی یه نفر...

‫که «اسکوتر» باشه، راه ورود ماست

‫طرف خیلی دلش می‌خواد فوتبال

‫و بسکتبال و اسب‌سواری رو هیجانی دنبال کنه

‫اسکوتر روی ورزش‌ها شرط بندی می‌کنه؟

‫در مقیاسی سرسام آور از پایانه‌های متعدد

‫سعی داره پنهان نگهش داره

‫ولی امکان نداره بتونه نوسانات ناگهانی ‫قمار کردن رو تحمل کنه

‫نشتی داره، مثل یه قایق توی ‫مهمونی لب استخر بچه‌ها

‫و نشتی‌ها و رسوایی اون، ‫نشتی‌ و رسوایی پرینس هستن

‫از اون آسیب‌پذیری‌هایی که مانع

‫گرفتن مجوز امنیتی دولتی میشن.

‫اونم به دلیل موجه

‫یه گوشه گیرش بیار ‫بنزین رو خالی کن روش،

‫یه کبریت بگیر روش

‫آره. به سبک «ژان دارک» ‫

‫ولی قبلش، یه چرت کوتاه

‫بعداً وقتی میری اونجا مراقب اونا باش

‫طوری میگی انگار دارم میرم

‫توی محوطه شیر داخل باغ وحش.

‫بدتر از اینا هم به اکس کپیتال میگن

‫آره

‫یا فقط نگرانی که چیزی بگم و

‫تو رو خراب کنم؟

‫عمراً. برعکسش.

‫فقط... اگه بهش عادت نداشته باشی،

‫بحث پول از طرف همکارام

‫می‌تونه بی‌شرمانه و مداوم و خفه‌کننده باشه.

‫می‌دونی

‫فقط ثروتمندها از صحبت ‫در مورد پول خجالت می‌کشن

‫بقیه‌مون خجالت زده میشیم چون پولی نداریم

‫کار من اینه که طوری اونا رو کوک کنم

‫که با تمام قدرت پول در بیارن.

‫ولی دیدم چه آثار منفی‌ای می‌تونه داشته باشه

‫ممکنه از جاهای دیگه مانع رشد بشه

‫خب، می‌تونی اینو بگی چون یکی از اونایی

‫پولداری

‫چقدر در میاری؟

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫یه سری چیزا رو روشن می‌کنه

‫پاداش سال گذشته‌ی من 9 میلیون دلار بود

‫یا خدا

‫ببین، درک می‌کنم که بعضی ‫از این چیزا واسه تو جدیدن

‫و...

‫می‌تونی همونی باشی که می‌خوای

‫ولی فقط به نظر...

‫نمی‌دونم، زیادی به حرفایی ‫که اون شب اون خریدارها

‫مثل لیسا می‌زدن علاقه‌مند بودی.

‫ولی وقتی باهم آشنا شدیم، ‫طوری رفتار کردی که انگار پول قُل و زنجیره

‫پس گمونم فقط خواستم گفته باشم، مراقب باش

‫آره، فهمیدم

‫مسأله اینه که الان یه مقدار از اون پول

‫رو دارم، من...

‫داره حس آزادی بهم میده

‫کارل!

‫زنگ زدی؟

‫اونقدر لاغر کردی که ‫شدی شبیه افسرهای ارتش!

‫گنده‌اش نکن

‫سابقه‌ی هر کسی رو که انداختم زندان در بیار

‫- هم اینجا و هم دادستانی فدرال جنوبی نیویورک ‫- سوابق جنایی؟

‫نه، سوابق پزشکی

‫دنبال یه کلیه می‌گردم

‫وضعیت درست حسابی و سالم داشته باشه

‫ای بابا چاک. داری واسه بابات خرید می‌کنی.

‫می‌فهمم

‫منم قبلاً 10 کیلومتر تا ‫فروشگاه ارتش پیاده می‌رفتم

‫تا برای پدرم یه بسته سیگار «لاکی» بخرم

‫حالش چطوره؟

‫مثل «کلینت ایستوود». ‫پشتش هنوز خم نشده ولی...

‫ولی گاهی، اون نگاه گم‌گشته توی چشماش میاد

‫و با وسایل و مبل‌ها حرف می‌زنه؟

‫یه جورایی

‫واسش سخته. واسه تو سخت‌تره.

‫محبت قدیمی پدر و پسری رو جاری می‌کنه

‫هر چی بتونم پیدا می‌کنم

‫باید بهت بگم، جواب داده. ‫قیافه‌ت عالی شده.

‫- اینقدر گنده‌اش... ‫- دریافت شد!

‫شنیدم برگشتی اون خونه‌ی ویلایی‌ـت

‫آره، می‌خوام ببینم چند بفروشمش

‫«لارا» همیشه دوستش داشت. من؟

‫نمی‌تونم سکوتش رو تحمل کنم. ‫علاقه‌ای بهش داری؟

‫نه، واسه گروه خونیم زیادی گرونه

‫ولی هنوز به گرفتن امتیاز ‫بانک علاقه‌مندی، درسته؟

‫- می‌دونی که آره ‫- خب...

‫شاید یه راهی واسه دور زدن مانع‌مون باشه

‫وقتی شنیدیم رودز توی ‫دانشکده‌ی حقوق تدریس می‌کنه

‫با چندتا از آشناهام توی دانشگاه‌ ییل ‫تماس گرفتم که از دوران قایق‌رانی می‌شناحتم

‫و معلوم شد که اون داشته از یه مشت ‫بچه دانشجوی حقوق به عنوان اتاق فکر

‫استفاده می‌کرده تا کراکوف رو زمین بزنه

‫مادرسگ

‫پس منم اتاق فکر خودم رو راه انداختم

‫انگار وقت حرکت بعدی‌ـه

‫برو تو کارش

‫یه پیرو واقعی بین اون خرخون‌ها پیدا کن

‫و رودز رو گرفتار طوفان آتیش متقابل کنیم

‫و یه امتیاز دیگه برام پیدا کن. ‫ویکتور رو بذار روش کار کنه.

‫واسه فضای اینجا طراحی می‌کنی؟

‫مطمئن میشم که روشنایی‌ش کافی باشه

‫درسته. مثل «فون سیدو»، نه «داستی» ‫

‫«من کارم رو بغل حیاط نمی‌فروشم» ‫

‫درک می‌کنم. من تاریخ هنر خوندم.

‫و با این حال اینجا کار می‌کنی

‫خب، به نحوی، خودتم داری اینجا کار می‌کنی

‫تو کدوم خری هستی؟

‫اسمم مافی‌ـه

‫فکر نکنم اسمت یادم بمونه

‫تو اثر هنری‌ای واسه خودت داری؟

‫نقاشی با دست کشیده‌ شده‌ای که توی

‫فیلم «ترون» استفاده شده بود رو دارم. ‫«جف بریجز» جوون هم توی فیلم بود.

‫- نه... ‫- خب معلومه

‫منظورم به عنوان سرمایه گذاری‌ـه

‫هنوز نه. ولی طی

‫12 الی 18 ماه آینده میرم سراغش.

‫- چی دوست داری؟ ‫- روحمم خبر نداره

‫هیچی از ارزش کالاهای اساسی نمی‌دونم

‫لازمم نیست بدونی

‫فقط اینکه قیمتش بالا میره

‫حدس و گمانـه، با گزینه‌ای برای دستکاری

‫بابت این چی بهم می‌دید؟

‫نگرانم بودی منم شکستشون دادم

‫اون بی‌هنرهایی که بیش از حد حقوق می‌گیرن

‫واسه یه طرح خط خطی امضا شده ‫3200 دلار بهم دادن

‫- خدایی؟ ‫- آره

‫«پروژه‌ی بِیل»

‫خیلی خوبه که شما هم این کار رو می‌کنید

‫بسیاری از به اصطلاح ‫سرمایه گذاران محیط زیستی

‫اصلاً براشون مهم نیست.

‫ما اهل حرف نیستیم، اهل عمل هستیم

‫و حالا، لطفاً به میزبان امشب‌مون

‫خوش آمد بگید، «مایک نووگراتز»

‫می‌خوام از همه‌تون تشکر کنم

‫که امشب از ما حمایت کردید

‫مأموریت و هدف پروژه‌ی بِیل

‫مبارزه با نابرابری‌های نژادی و اقتصادی

‫در سیستم ناقص قضایی ماست...

‫- ساندویچ ماهی‌ تُن؟ ‫- نه، ممنون

‫شاید... واو...

‫ساندویچ تقلبی رو بردار. و یه دستمال.

‫- پس تو... ‫- آره

‫باید برم چندتا کوکتل ‫دایکیری لیمویی خرد کنم.

‫وایستا، فصل لیمو نیست. ‫خرد هم نمی‌کنن آبشو می‌گیرن.

More Farsi Persian subtitles for Billions

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left