The first 200 lines.
پدرم تمام عمرش از وکیلها متنفر بود
بابام آدم جالبی نبود
مشروب میخورد و مادرم رو کتک میزد
منم کتک میزد
برای همین شاید فکر کنید وکیل شدم
فقط برای اینکه حرصش رو دربیارم
ولی اشتباه میکنید
من همیشه میخواستم وکیل بشم
از وقتی که درباره وکلای حقوق مدنی خوندم
تو دهههای پنجاه و شصت میلادی
و کاربردهای فوقالعادهای که از قانون پیدا کردن
اونا کاری رو کردن که خیلیا فکر میکردن
غیرممکنه
اونا به شغل وکالت اعتبار بخشیدن
و برای همین من رفتم دانشکده حقوق
و آره، حرص پدرم رو درآورد
ولی خب اون همیشه حرص میخورد
تو سال اولم، یه روز مست کرد
و از یه نردبون افتاد
نردبونی که شرکت خودش تولید کرده بود
و نمیدونست اول از کی شکایت کنه
خب، چند ماه بعد از اون مُرد
خالیام
خب، بعضی از همکلاسیهای من
میدونستن که بلافاصله بعد از فارغالتحصیلی
مستقیم میرن تو بهترین شرکتهای حقوقی
که بیشترش به خاطر پارتیهای خانوادگیشون بود
حالا، تنها ارتباطاتی که من داشتم
تو جاهایی بود که سه سال اونجا بارتندر بودم
تا بتونم شهریهام رو بدم
و با اینکه هنوزم برنامه داشتم
نور درخشان عدالت رو بتابونم
به هر گوشه تاریکی
چیزی که واقعاً الان بهش احتیاج داشتم، یه کار بود
و شدیداً
چون تو ممفیس وکیل خیلی زیاده
این شهر پر شده ازشون
فکر نکنم
هیچی خجالتآورتر از این نیست که
به مردم بگم
برای آدمی مثل بروزر استون کار میکنم
یعنی، اون یه وکیله و اونا بهش میگن "برویسر"
اینقدر ناامیدم
باشه
در رو ببند
نه، اون نه. اونم نه
باشه
باشه
بیا خونه من انجامش بدیم
باشه
واقعاً دلم برای تکنیسین بیچاره افبیآی میسوزه
که قراره اطلاعات رو استخراج کنه
از این مکالمه
کوسههای زنده تو دفتر یه وکیل
شوخیه. فهمیدی؟
خب، پرینس
این همون دانشجوی حقوقیه که بهم گفتی؟
بله آقا. من تازه تموم کردم
سال سومم رو تو دانشگاه ممفیس استیت
نمیشه ازش اینجا استفاده کنی؟
ببین، من ضامنش میشم
این پسر به کار احتیاج داره
اون تو کلابهای ما بارتندر بوده
اینجا جای فوقالعادهایه برای کار کردن، رودی
اینجا میشه
یه جای عالی برای کار کردن
میتونی ببینی وکلای واقعی چیکار میکنن
حالا، دقیقا یه موقعیت حقوقبگیری نیست
نیست؟
من از همکارام انتظار دارم خرج خودشون رو دربیارن
و حقالزحمه خودشون رو ایجاد کنن
حرف بزن باهام
دقیقاً چطور کار میکنه این سیستم؟
خب، رودی، تو هزار دلار در ماه برداشت میکنی
و یک سوم تمام حقالزحمههایی که ایجاد میکنی رو برای خودت برمیداری
حالا، اگه نتونی برداشتت رو پوشش بدی
آخر هر ماه باقیمانده رو به من بدهکاری
فهمیدی؟
به نظر من که منصفانهست رودی
واقعاً معامله فوقالعادهایه
اینجوری میتونی پول زیادی دربیاری
اِم...
یه چیزی بهت بگم، رودی
این تنها روشیه که من کار میکنم
و من برات کلی پرونده خوب پیدا میکنم
من خودم پرونده دارم
اِم...
من الان دو تا پرونده دارم
یکیش یه وصیتنامهست
که دارم برای یه خانم مسن تنظیم میکنم
اونم کلی پول داره. میلیونها دلار ارزش داره
و بعد یه پرونده دیگه هم دارم
یه پرونده بیمهست
گریت بنفیت. اسمشون رو شنیدید
این موکلها رو امضا کردی؟
الان دارم میرم پیششون ببینمشون
و اونا هم به حرفم گوش میدن
من تو یه کارگاه حقوقی بهشون کمک کردم
خیله خب، میذارم تو حرف بزنی
با یکی از همکارام، دک شیفلت
قبلاً با همین شرکتهای بیمه بزرگ کار میکرد.
کارای مهم و پرقدرت اینجا رو اون انجام میده.
هی، دِک!
دِک!
لعنتی!
مدارک این پروندهها رو داری؟
تو ماشینمه.
خوبه.
هی، خوشتیپ!
ایشون دِک شیفلت هستن.
این آقا حسابی راه و چاه رو بهت نشون میده.
کاری که ازت میخوام انجام بدی...
اینه که یه شکایتنامه علیه این «گِرِیت بنفیت» تنظیم کنی.
و اسم من رو هم روش بذاری.
امروز ثبتش میکنیم.
ممنون.
رودی، خیلی چیزا یاد میگیری.
رودی، خوشحالم که اومدی اینجا.
همین الانم انتخابهای خوبی کردی، پسرم.
خب، خیلی ممنون.
باشه، مرسی.
دم رفتنت در رو ببند، باشه؟
دفتر وکالت. بفرمایید؟
اینجا دفتره، آدم توشه.
اگه کسی تو دفتره...
نمیتونی بری توش، ممنوعه.
اینجا دستشوییه.
فقط یه دقیقه.
ببخشید.
خب، اینجا دستیار وکیل هستین؟
تقریباً. نه واقعاً.
در واقع، هنوز وکیل نیستم.
بروزر معمولاً از من میخواد...
تا پروندههای بیمه رو وقتی میان بررسی کنم.
قبلاً برای یه شرکت بیمه متقابل خاص کار میکردم.
از اون کار خسته شدم. رفتم دانشکده حقوق.
خب، کی دانشکده حقوق رو تموم کردین؟
۵ سال پیش.
ببین، من یه کم مشکل دارم...
با امتحان وکالت.
۶ بار امتحانش دادم.
متاسفم اینو میشنوم.
آره. شما کی امتحان میدین؟
من حدوداً ۳ هفته دیگه امتحان میدم.
آهان.
اینقدر سخته؟
باید بگم که خیلی سخته.
من یه سال پیش امتحان دادم.
فکر نکنم دیگه امتحان بدم.
بگذریم، اینجا کتابخونه حقوقی بروزره.
اگه چیزی میخوای برداری...
...از یخچال یا از یخچال استفاده کنی...
میتونی اسمتو رو وسایلت بذاری.
هرجوریم که باشه، میخورنش. اینو واسه من بذار تو.
آه، فقط برنجه. ولش کن بابا. دیزی!
بله؟
اینجا رو کثیف کردیم. اینا رو جمع کن، هوم؟
حتماً، دِک.
بگذریم.
خب صبر کن ببینم، وقتی مجبوری بری دادگاه چی میشه؟
راستش خودم چند بار رفتم.
مچم رو نگرفتن.
اینجا انقدر وکیل زیاده...
...که نمیشه حواسشون به ما باشه.
همه اینا مال بروزره.
اوه. چه خوب!
نمیشه دقیقاً بهش گفت یه شرکت حقوقی.
اینجا هرکی به فکر خودشه.
یاد میگیری.
چی؟ داری اسبابکشی میکنی؟
بیرونم کردن.
اینم بیمهنامهست.
آره.
نظرت چیه؟
خب، این کثیفترین و تهوعآورترین بخش...
...صنعت.
دلیلشون برای رد کردن چی بوده؟
اوه، خب، همه چیز.
اولش کلاً از رو اصول ردش کردن.
بعدش گفتن که سرطان خون...
...یه بیماری زمینهای بوده.
و بعدش گفتن...
...سرطان خون تو بیمهنامه پوشش داده نمیشه.
من اینجا ۷ تا نامه دارم.
همه حق بیمهها پرداخت شدن؟
طبق گفته خانم بلک...
...تک تکشون رو پرداخت کرده.
حرومزادهها!
این یه کلاهبرداری بیمهای رایج از نوع «دبیت» هست.
خانواده بلک بهش میگن "بیمه خیابونی".
خب من چیکار کنم؟
ازشون امضا بگیر. از همهشون امضا بگیر.
به جی. لایمن استون.
باشه.
آره. من تو این یکی کمکت میکنم.
باشه. خب، ممنون.
قدردانی میکنم.
هیچ چیز هیجانانگیزتر از این نیست...
...که یه شرکت بیمه رو گیر بندازی.
سلام خانم بلک. رودی بِیلور هستم.
No comments yet. Be the first to leave one.