The first 200 lines.
حالت خوبه "رافائل"؟
آ ره. فقط یه خورده استراحت کردم
بگیر بخواب.
شیفت شب تو رو قبول میکنم . فردا میتونی مال منو بگیری
"ممنون" مارتا یکی طلبت
من داشتم به ورودی صدف نگاه میکردم. بعضی از مردم سعی میکنند از اینجا بالا برن
. میخواستم بهشون شلیک کنم
... اگه من تنها بودم
. این کثافت منو عصبانی میکنه
و هیچکس کاری نمی کنه
مارسل "داره نرم میشه" درست مثل شورا.
تو این جور مواقع دلم هوای اکوئیل میکنه
. سر راهم، فرمانده
چی شده؟ "مارسل" یه نفر بازجویی میشه.
تو این ساعت؟
چیکار داری میکنی؟
مارسل همه ما رو تو حیاط میخواد
بروو
. چک کن کسی اینجا هست یا نه
من با ایمپلنت لوئیس کارلو وارد شدم. می دونم که غیرقانونی ه.
من همه چیز رو با برادر بزرگم شروع کردم
اسم واقعیش "تیاگو" - ه
اون ایمپلنت منو دزدید تا بهونه ای داشته باشه برای ورود
این یه اتهامه جدی هست که داری میگی
لیستی از بروزرسانی ها
الیسا
من باید بخوابم صبحها زود از خواب بیدار میشم
. به خاطر این متاسفم
هی دیوانه ای؟ چی شده؟
بعدا بهت میگم عجله کن
لعنت
رافائل چه خبره؟
گوش کن بهم
بیا دیگه.
بگو دیگه
برادرم لو داد ما رو
ایمپلنت جعلیه اونو داری
- بیا دیگه. - صبر کن.
الیسا، باید بریم
دروازه رو باز کن
الیسا حرکت نکن
. دستات رو بذار جایی که بتونم ببینمشون برگرد
فرمانده، من ...
حلقه ت رو بده به من ۵۴
آرایش رو حفظ کنید
حالاا
بیا الیسا بخواب رو زمین
سرت پایین
رافائل
منفی، فرمانده
- حالت خوبه؟ به من دست نزن
چرا من با تو فرار کردم؟
حالا حتی نمیتونم خودمو توجیه کنم
. میدونم، ولی همش تقصیر برادرم بود
تقصیر تو بود
الان بیفایده ست.
باید بفهمیم کجا باید بریم
ما؟
خیلی وقته که تموم شده.
.....الیسا
بلند شو، آرتور.
همه دارن به سمت دهلیز حرکت می کنن
باشه
تو نمی ری؟
حتی برای رای دادن به اتفاقی که قراره بیفته؟
نه، بعدا میتونی بهم بگی
. باشه. بیا
این آخرین چیزیه که داریم.. حالشو ببر
چه جوری رایگیری کنیم؟
در مقابل این موضوع کوچولو
پس تا وقتی که ژنراتور ثابت نشه می مونیم؟
درسته
بیخیال بچهها جمع بشید
Scarves suit you.
اون چیه؟
گلهای طلایی.
خشک.ن
اما با توجه به وضعیت صدف درسته؟
ممنون
الیسا
الیسا
میشل میخواد باهات حرف بزنه اضطراریه
همه اینجان؟
باید تصمیم بگیریم چه کاری سریع انجام بدیم.
. و اینکه "انتخابات" چطور میتونه ادامه پیدا کنه
. صبر کن، گلوریا، این نمی تونه ادامه پیدا کنه . میتونه، و باید باشه
ما اینجا یک وضعیت جدی داریم.
"قبر" عواقبه اونه
. یه نفر خودش رو اینجا کشته
چه احساسی داری؟ . خوبم
تو چطور؟
. ممنون که نجاتم دادی
جوانا، حقیقته غم انگیز ه مرگه اتاویو
وضع صدف را عوض نمیکنه
غذامون داره تموم میشه
اعداد خطری هستن ما نمیتوانیم این کار را به تاخیر بیندازیم، حتی یک روز.
تو در وضعیتی نیستی که بتونی ادامه بدی.
... میدونم که درخواست زیادیه
. ولی به کمکت احتیاج دارم
باید بیشتر صبر کنیم چاره دیگه ای نیست
آ ره. و به تعمیر ماشینها ادامه بدید چند روز بهش وقت بده.
فکر بدی نیست برادرم … . هنوز از اتفاقی که افتاده شوکه شده
بعضی وقتها برای همه خوب میشه . فقط بدتر میشه
اون فقط گرسنهتر میشه درسته
اره نمیشه در مقابل حقایق بحث کرد
انتخابات باید ادامه پیدا کنه.
و کی میخواد اونارو بیرون بکشه؟
میشل درمانگاهه
این تو نیستی، درسته؟
. آزمایش بعدی ما در دوئس خواهد بود
من با موسس صحبت کردم من اونو انجام میدم
وظیفه شما خیلی ساده هست
فقط بهم بگید شمال کجاست
زیر این پتو یه قطبنما هست جواب باهاشه
البته که نمی تونی نگاه کنی تا روشو برداریم
این مهارت شما رو امتحان می کنه که چقدر صدف رو میشناسین
دو دقیقه وقت دارین
عجبا
. بیا انجامش بدیم
خورشید تو شرق طلوع میکنه
، اگه بدونیم کدوم طرف شرق - ه . ما می دونیم از کدوم طرفه
وقتی وارده صدف میشدم یادمه خورشید کدوم طرف طلوع میکنه
فقط باید راهه خروجی به اینجارو پیدا کنیم
اما ما کجاییم؟
نمیدونم
باید ۲۰ تا اتاق مثل این باشه
اونا اینجا همه چیز رو نگه میدارن
چیزهای گرد
و این بزرگه.
شاید اب
. نه. اینا علامتهای روغن - ه
اینجا اتاق روغن صدف - ه آفرین بچه جون
اگه اینجا اتاق روغن باشه
... ما فقط باید راهمون رو پیدا کنیم
ارتور چی شده؟
حالت خوبه؟ چه خبر شده؟
چه خبر شده؟
حالت خوبه؟ . ساعت رو نگهدار، اون مریضه
نمیتونم منظورت چیه؟
نه، اشکالی نداره. من خوبم
. باشه اتاق نفت:.
فکر کنم طبقه دوم باشه
دره سوم که از راه رو میگذره به گلخونه
حالت بهتر شده؟ . بله
درسته
وقتی از دهلیز عبور میکنیم، در ورودی خورشید به سمت راست ما طلوع میکن
، میریم داخل، بعد از پلهها میریم بالا
بعد از راهرو سمت چپ به سمت چپ بچرخ و به طرف دیگر پلکان برو.
. لعنتی چی؟
یه پلکانه مارپیچی ه
چند تا نوبت داره؟ دو و نیم؟ نمیدونم
نمی دونم منم همینطور
... "فکر کن،" رافائل
زمان داره تموم میشه
. لعنتی یادم نمییاد
. "منم همینطور فکر میکنم" ارتور
اگر دو پیچ باشه ... نمی تونم فکر کنم
نمیتونم فکر کنم. نمیتونم
چیکار داری میکنی؟
ها؟
فکر کنم فهمیدم
اما چطور؟
شمال از این طرف ه.
. اوه، آره
. تبریک میگم
از کجا فهمیدی؟
اون قسمت دیوار از بقیه گرمتر ه
خوب، خورشید به اونجا برخورد کرد.
اگه ما بدونیم خورشید کجاست
بقیهاش ساده ست.
the rest is simple.
تو واقعا داری از من یاد میگیری . آره، درسته
کارت عالی بود داداش. ترکوندی، داداش
چی شده؟
آروم. نفس عمیق بکش
من برای کمک زنگ میزنم الیسا. . نه، نکن
دیوونه شدی؟
اون تست رو انجام میده. فقط شکمم.
حتما به خاطره اون اشغالی بود که دادی بخورم
عمرا
یه جورایی به راه درست اشاره کردم
نه، تو اینکارو نکردی من نمیرم
همه.ی ما اتخاباتو قبول کردیم
اما نه با اون
تقصیر من نیست که اون از من خوشش نمییاد
جدی میگی؟
همه با آرامش از اینجا رفتند.
تو آخرین کسی بودی که آزمایش کردی
تو باید بری
تو رئیس نیستی.
تو اینجا اختیاری نداری.
. چرا، داره
ازش خواستم آزمایش رو انجام بده چون بهش اعتماد دارم
اگر اون میگه بیرونی پس بیرونی
ممنون الیسا
حالم خیلی بهتر شده.
من آزمایش بعدی رو انجام میدم
از اونجایی که جون اون رو نجات دادی اون میتونه به ما اجازه بده که از اینجا رد بشیم.
پیچیدهتر از اونیه که فکر میکنی.
بعد از اون دوتا صحبت کردین؟
No comments yet. Be the first to leave one.