Careful

Careful

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Careful 1992 1080p WEB-DL AAC2 0 H 264-AVRS Farsi
A Commentary by Qasem_Samangani
ارائه اختصاصی کانال تلگرامی سینمانگاه - فارسیِ فیل‌آسفی ~ آپلود : قاسم سمنگانی

Tags

webdl
Published on: 2024-06-05
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یک چیز مخفی - برو و بیابش؛ برو و فراسوی کوه‌ها را بگرد

‫چیزی پنهان در پشت کوه: ‫گم‌گشته و چشم‌به‌راه تو. برو

به هوش ، اتو

‫نریزی!

‫این‌قدر تند نرید!

‫بچه‌ها، اندرهای پدرمادرتون ‫رو آویزه گوش کنید

‫خطر در کمینِ ولگردی سربه‌هواست...

‫تا هرکجا را که درش خنده‌ای جاری‌ست به اندوه بیالاید

‫قشنگ فکر کن

‫حتم دارم بدون اون هم می‌تونی زندگی کنی

‫خیس نشید!

‫طبیعت دنیای زیبایی برای ما ساخته

‫با احتیاط از این شگفتی‌ها حظ ببرید

‫راه‌ها را باید همچون بز کوهی

‫با گام‌هایی استواری درنَوَردید

‫اما به مهارت خود در نَوردیدن ننازید

‫که مهارت تضمین هیچ‌چیز نیست

‫قَلبِ بی‌سر می‌تواند به سوی ‫بلندی‌های بیم‌ناکی کشیده شود

‫به سوی یخ‌بندانی ناگهانی

‫جایی که سنگ‌ریزه‌ای سست

‫از راه‌ به دَرِتان می‌بَرد

‫و باد زوزانِ اجل معلق

‫غزل خداحافظی را در گوش‌تان می‌خواند

‫اون‌وقت‌ها همیشه بهمن می‌اومد

‫وقتی که برف پنجه‌ش را روی شیب ‫می‌آساید (سست می‌کند)

‫و زیر سنگینی مُهلک خود

‫فروکشیده می‌شد

‫کوچک‌ترین صدا

‫یا هر خطایی از جانب هرکس

‫چنین رانش‌های مرگ‌باری را سبب شده

‫و همه‌چیز را به کام فراموشی می‌کشد

‫خودتان و همسایه‌تان را...

‫از درآوردن صدایی چنین ‫مرگ‌بار بر حذر بدارید

به هوش باشید

‫دوربین که دارید، استفاده کنید

‫سکوت

‫مراعات

‫روزگاری در تالزباد، کودکی ‫چشم خود را از دست داد

‫هم‌چنان که طفل سر به آغوش مادر داشت

‫سنجاق سینه‌ای که ‫از سر بی‌دقتی باز مانده بود

‫پلک او را خَلید (سوراخ کرد)

همان کودک گویی که به بی‌دقتی مبتلا شده بود

پس از آن که بزرگ شد و راه غازچرانی پیش گرفت

یک‌بار که بیش از حد به ساعت نزدیک شد

‫چشم دیگرش را هم از کف داد

هوشیاری برای مرد کور ‫کافی نیست

‫طولی نکشید تا غازچران

‫صدای ممتد باد زوزان را هم شنید

‫هیچوقت نباید صورت بچه رو

به سنجاق باز نزدیک کرد

‫وقتی که بهمن...

‫با تَک بع‌بع برّه‌ای ‫آغاز شد

‫تمام قبور گورستان را نمایان ساخت

‫مردگان به لطف یخ، خوب مانده بودند

‫شوهران دراز-مُرده‌ی جوان

‫تجدید دیدار کردند ‫با نو-عروسان خود...

‫که پیر و چروکیده گشته بودند

‫و والدین جوان نیز با فرزندان مُسن خود ‫

‫از آن به بعد، پیش از خاک‌سپاری

‫قلب تمام مُردگان...

‫با میخ بلند پزشک ‫قانونی سوراخ می‌شد...

‫محض محکم‌کاری

‫و از آن وقت، برای ‫جلوگیری از بازرُخداد تراژدی

‫تارهای صوتی تمام حیوانات مزرعه

‫بُریده می‌شد

‫سکوت مطلق برای ما ضروری‌ست

‫بچه‌ها آرام بنشینید

‫سر-و-صدای بازی‌ شما باید خاموش شود

تا روزی که دریابید چه بار چه مخاطره‌ای را بر دوش می‌کشید

‫صدایش را درنیاوردی!

بی‌ملاحظگی نکنید

‫من انجامش می‌دم، زیاد ‫به درخت گرود نزدیک نشوید

‫سرما می‌خورید

‫زیاد فلفل روش نپاشید

‫پس از پژوهشی طولانی

‫به وجود گره‌های کوهستان پی بردم

‫که نادر اند و بسیار دشواریاب

‫از عجایب کوهستان...

‫جایی که تمام اصوات ‫به وسیله طنین خودشان

‫ تماما خنثی می‌شوند

‫این‌جا، در میان این سایه‌های صوتی

‫هیچ صدای خطرناکی را یارای گریز نیست

‫تا توده‌ی انبوه برف را بجنبانَد

‫این‌جا می‌توان ملاحظات ‫را با امیال سرکوب‌شده

‫تاخت زد

‫می‌توانیم آواز بخوانیم و ‫بخندیم و جست و خیز کنیم

‫اما تاکید می‌کنم

‫گرچه امنیت...

‫با قانون صوتی رشته‌کوه‌ها تامین می‌شود

‫نبایست خودمان را ایمن بدانیم

‫چرا که صدای وحشی و مهارناشدنی طبیعت

‫همواره در کار است

‫زمانی هولناک، سالانه، دو بار

‫یعنی زمانی که دسته‌های پُرسر-و-صدای غازها

‫از بالای سر ما می‌گذرند

‫و هرکجا که دست مرگ سوی آن دراز شود

‫سراپا سفید خواهد شد

‫بپایید، همشهری‌ها، بپایید، بپایید

‫اما امروز، روز کنسرت بهاری تالزباده

‫امروز روز جشن بالتیلدِ قدیسه

‫و همه درون زیبا‌ترین پناه‌گاه صوتی‌مون

‫گرد هم آمدیم

‫برادرت خوشتیپه ها!

بخش بعدی برای یوحان خیلی سخته

‫طاقت بیار، مادر

‫درست بنشین، کلارا

‫تابلو رو خراب می‌کنی

‫چشم، بابا

‫آقای تروتا، داشتم فکر می‌کردم...

‫بله، یوحان؟

‫آقای تروتا، داشتم فکر می‌کردم...

‫شاید نباید افکارت رو به زبون بیاری

‫دست خودم نیست

‫می‌خوام کلارا رو ازتون خواستگاری کنم

‫ما از تو قنداق هم‌دگیر رو می‌شناسیم

‫نظر تو چیه، سیگلینده؟

‫بله رو بدیم؟

‫بابایی، آخه من از این چیزها چه می‌فهمم؟

‫یوحان، رضایت من رو داری

‫بابایی

‫سیگلینده، به گمونم حالا دیرمون شده

‫دوباره چرا؟

‫خیال ‌کردم می‌میرم

‫چشم‌های تو هم آبی ان

‫یوحان، حرف دهنت رو بفهم

‫خب واقعیته

‫مثل یک شاخه رز تر و تازه ای

‫آه، یوحان، جادوست که ‫من رو به تو پیوند می‌ده

‫جادوی ما...

‫خصیصه‌ی عجیب زندگی در این درّه...

‫این‌جا وقتی دو نفر که به هم دل داده ان...

‫با هم حرف می‌زنند، هرچند آرام

‫صداشون تا فرسنگ‌ها می‌ره

‫برای همیشه

‫تا فردا، یوحان

‫راهت رو گم نکنی

‫تا دیروقت بیدار نمونی، عزیزم

‫باید استراحت کنی

‫هیچوقت از چشمم دور نمی‌دارمت

‫تو شکاف که بودی، یادت نره...

‫ژاکت بپوشی

‫شب خوش

‫متاسفانه امشب برّه پخته

‫دوست دارید میز رو بچینید؟

‫میزی بچینیم عین یک سفره‌دار حسابی، مادر

‫اگه خواستی زمان بگیر

‫اگه خطایی ازمون سر زد، ما رو چوب بزن

‫به قول خانم معلم، این‌جوری برای دفعه بعد...

‫بَلد می‌شیم

‫با دمت گردو می‌‍شکنی، یوحان؟

‫به خاطر اینه که من و ‫کلارا می‌خواهیم ازدواج کنیم

‫اون‌وقت تو کی می‌خواهی دل مادرت رو شاد کنی؟

سیگلینده زنت می‌شه

بیایید برقصیم

‫پوستین‌ها رو بیار پایین

‫صدای این بیرون رو باش!

‫روستایی‌های ستزبورگ باز شروع کردند

‫یکی از همین روزها، تاوان سنگینی برای

‫این هره و کر‌ه‌هاشون می‌دن

‫خدایا توبه

‫تو جوون‌ترینی

‫باید بمونی و به من برسی

‫کنسرت رو دیدی، فرانز؟

‫گرمازده می‌شی

‫اخبار خوبی دارم، برادر عزیزم

‫من و کلارا قراره...

‫توت بچینیم

‫یک کاسه برات می‌آریم

‫این‌جا چی داریم؟

‫آذین کریسمس، الهام‌بخشه

‫می‌تونی این‌ها رو بِکشی

‫می‌دم‌شون به کلارا

‫عاشق نقاشی‌هاته

‫فعلا خداحافظ

‫شب خوش، یوهان

‫امروز شادترین روز زندگیمه، مامان

‫سزاوار این شادی هستی، پسرم

‫سعی کن خواب‌گردی نکنی

‫شب خوش، مادر

‫رابرت، یوحان، من رو نگاه کنید

‫دست پدرتون رو بگیرید

‫به عروسی خودم دیر می‌رسم

‫به قلبم گوش کن

‫از وقتی سُفتندش ‫(سوراخش کردند)

‫مثل یک شیر چکان، می‌چکه

‫یوحان

‫مادر

‫یوحان

‫یوحان

‫یوحان

‫یوحان

‫یوحان

‫یوحان

‫یوحان

‫صبحانه، بچه‌ها

‫ناخوشی، مادر؟

‫نه

‫چرا می‌پرسی؟

‫نگاه کن، کلاه منه

‫حتما افتاده روی زمین

Careful subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left