The first 200 lines.
خیلی تندتر
خیلی جویدنی تر
بهشت خوردنی ها
بیا بخوریم فصل دوم قسمت آخر
خوشمزه ست
امروز دستام خیلی خوب کار می کنن
هی،راستشو بگو ببینم،تو سربازی رفتی درسته؟
فکرشم نکن بخوای زیر حرفت بزنی
میدونی که قول قوله درسته؟
آرزوت چیه؟
از اینجا نرو
زود باش بگو دیگه آرزوت چیه؟
وقتی میخوای اسباب کشی کنی،کتابای کمیک "اسلِیم دانک" رو بده به من
چی؟میدونی گیر آوردنشون برام چقدر سخت بود؟
باشه عوضش باید یه بار دیگه با کیسه بوکس شرط ببندیم،سرِ همین
...ده یونگ،ببخشید
که این مدت باعث زحمتت بودم
خودم به همه چی گند میزدمو
همه تقصیرا رو گردن تو مینداختم
با اینحال امیدوارم یه روز درکم کنی
حالا یاد گرفتم که چطور خودمو دوست داشته باشم
مرسی،دیدنه دوباره ی تو
واقعا باعث خوش شانسی بود
مثل یه رویای نیمه شب تابستونی،دیدنه دوباره کوتاهمون
...من
چیکار می کنی؟ چرا نمیای؟زود باش بیا
همینم برام کافیه
باشه.اومدم
وای
رکوردم مثل همیشه شد
آخه کدوم دختری بیشتر از 600 میاره؟
راستشو بگو ببینم،تو سربازی رفتی درسته؟تو دوره های ویژه آموزش دیدی درسته؟
میخوای بکشمت؟زود باش بزن ببینم
چند شد هان؟
امتیازت چند شد؟ از من کمتر شد؟
به اندازه کافی شد
یعنی حتی 500 تا هم نگرفتی؟ از 500 بالاتر نرفتی؟
معلومه که بیشتر از 500 تا شده بزار فقط عدد اولشو ببینم
دیگه نپرس بزار فقط عدد اولو ببینم
آیگو بزار فقط عدد اولشو ببینم.باشه پس بزار آخرین عدد رو ببینم
وای چرا امتیازش عجیب غریب شد؟
هی،همش 400 امتیاز گرفتی؟
فقط 400 تا؟
مادربزرگ
چرا اومدی؟ منظورتون چیه؟اومدم دنبال شما
خونه دخترتون خوش گذشت؟
معلومه،آیگو،آیگو
فکر کردی خودم تنهایی نمی تونم خونه مو پیدا کنم؟
دخترم میخواست برسونتم،خودم نخواستم
دیگه مریض نیستم،کامل خوب شدم و سرحالم
هه ریم.سلام مادربزرگ
ایشون کین؟
شیم نام اوپامه.چون ماشین داره ازش خواستم برسونتمون
اوپا،می تونی این ساکو بزاری تو ماشین؟
باشه
اسمش شیم نامه؟ یعنی فامیلیش شیم و اسمش نام؟
نه مادربزرگ، اسمش نیست
نیست؟پس چیه؟
شیم نام یعنی پسریه که ازش خوشم میاد
امیدوارم این یکی دیگه خوب از اب در بیاد
به هر حال بیاین زودتر بریم مادربزرگ
آهان راستی،قبلش باید یه جایی برم
کجا؟
راستش من دلم برای چان سو میسوزه،اما خیلی از دستش عصبانیم
همه کسایی که تو آپارتمان هستن رو گول زده
درسته که خیلی سنش کمه،اما به یکی آسیب زد و فرار کرد
میتونست موقعیته خیلی خطرناکی باشه، مادربزرگ
...میدونم
وقت ملاقات 10 دقیقه ست
جو سونگ
بیا بشین
چرا اینکارو کردی؟باید واقعیتو می گفتی
چرا اینکارو با زندگیه خودت کردی؟
،هرچقدرم که ساده بودیو می ترسیدی
اگه از اولش همه چیو گفته بودی،کارت به اینجاها نمی کشید
عذر میخوام مادربزرگ
حالتون خوبه؟
من خوبم.تو نگران خودت باش
غذاتو خوب میخوری؟ خوب می خوابی؟
بله
هر چند فکر کنم باید از خوابیدن توی
اون اتاقک روی پشت بوم راحت تر باشه
والدینت باهات تماس گرفتن؟
بله
خوبه،باید خیلی خوشحال شده باشن
وقتی زنده ای و با والدینت در ارتباط نبودی
گناه بزرگی در حقشون کردی
حتی اگه بچه آدم دزد یا قاتل باشه
پدر و مادر همینکه بچه شون زنده باشه راضیَن
بله از این به بعد بدون احساس گناه زندگی کن،باشه؟
هر مجازاتی که قاضی برات بریده رو بگذرون
چشم
بعدشم
وقتی اومدی بیرون،برگرد مدرسه
درس بخون،و دیگه خوب و درست زندگی کن
...چان سو
آیگو،باید خیلی برات سخت باشه
درسته،درسته
درسته
آه این عوضیو،معلومه دیگه احمق
فردا هم میرم فوتبال دیوونه شدی عوضی؟
اره
اوه،ده یونگ؟
نمی دونم.انگار این اواخر خیلی سرش شلوغه.منم خیلی وقته باهاش در تماس نبودم نمیدونم
جناب مدیر بله...پس...همینجا تمومش می کنیم
بله،خسته نباشید
بله،اومدین؟ گو ده یونگ داره دنبالتون میگرده
چون داشتین با تلفن صحبت میکردین نتونسته بود باهاتون تماس بگیره
از من خواست بهتون بگم برید پایین ببینیدش
...آه،ده یونگ برای چی اومده
آه،گفت میخواد بابت یه چیزی ازتون عذر خواهی کنه
با این حال لازم نبود اینهمه راه تا اینجا بیاد
باید تا ساختمون دولتی میومد تا بتونه من و شما
و همه کارمندایی که ازش بیمه خریدن رو ببینه
چی؟
گو ده یونگ داره از شرکت میره
بخاطر همین اومده تا بابت اینکه طرف قرار داد بیمه عوض شده عذرخواهی کنه
زود باشین برین
آه،باشه
اوه،هیونگ.مشتاق دیدار
شنیدم میخوای از شرکت بری آره
چون میخوام برم سئول،اما با اینحال گفتم باید بیام و برای آخرین بار خداحافظی کنم
بخاطر اون قضیه معذرت میخوام،هیونگ
دیگه هیچ وقت تو رابطه شما دونفر دخالت نمی کنم
اوه،میدونی که تو اولین دوستی هستی که من اینجا داشتم درسته؟
منم وقتی اینجا اومده بودم خیلی خوشحال بودم که باهات آشنا شدم
به همون اندازه که دوسِت داشتم ازت متنفر هم بودم
بخاطر همینم...هیچی بهت نمی گم نه نمی خوام بگم
چیو؟
یه چیزیو،احمق
تو سئول زندگیه خوبی داشته باشی
یه کم که زمان بگذره
وقتی حالم خوب بشه
اون موقع خودم باهات تماس میگیرم
انگار همه اثاث تون همینه
بله،تقریبا تمام وسایلمو قبلا آوردم
بعدشم،میخوام از وسایلی که ده یونگ میزاره استفاده کنم
کار خوبی می کنین.آه...چیزه
بعنوان صاحبخونه،میخوام یه سری قوانین رو که تا وقتی اینجا زندگی میکنین باید رعایت کنیدو بهتون بگم
باشه،بفرمایید
اون دفعه تو ساختمونِ من دستشویی کرده بودین
تا وقتی اینجا زندگی می کنین،دیگه نباید همچین اتفاقی بیفته
باشه
...بعدشم،من ببخشید دفعه قبل دیدم که
از کلید یدکی استفاده می کنین و همینطوری میرین تو اتاقا
می دونین که این یه جوری دزدی از خونه محسوب میشه درسته؟
بعدشم،اون اتاقک بالای پشت بوم رو برداشتین؟
اگه باز اینکارو کنین غیر قانونیه بله البته
میدونید که درسته؟ بله می دونم
چون من قبلا کاراگاه بودم،نسبت به چیزای غیر قانونی خیلی حساسم
لطفا درک کنید بله
راستی می خواستین قوانینی که باید رعایت کنم رو بهم بگین
نه تموم شد دیگه
تموم شد؟پس میرم دیگه
ای بابا دیگه تا این حد لازم نبود بهم خوشامد بگی
آیگو،آیگو،آیگو،مادربزرگ
دلم براتون تنگ شده بود مادربزرگ
وقتی من نبودم یه کم چاق تر شدی
انگار وقتی من نبودم راحت غذاتو میخوردی
واقعا؟من خیلی چاق شدم؟
چی داری میگی؟دارم با "داگ" حرف میزنم
تو خیلی هم لاغری،اینقدر نگو چاق شدم
اگه اینقدر لاغر باشی،شوهر گیرت نمیادا
آه مادربزرگ، وقتی اینجوری در موردم حرف میزنین انگار واقعا برگشتین
لی جوم یی
آیگو،آیگو
وای خدا،انگار خیلی خوبه که آدم از مرگ برگرده
حتی می تونی یه مرد به این جوونی رو هم بغل کنی
نباید امروز جشن خوشامدگویی بگیریم؟
جشن بهبود لی جوم یی جون
خوبه خوبه.بیا جشن خداحافظیه تو رو هم باهاش بگیریم
باشه.جشن خوشامدگویی باشه یا خداحافظی
چه فرقی می کنه فقط بیاین جشن بگیریم
درسته.مهم اینه که همه باهم بشینیم و یه غذای خوشمزه بخوریم
پس بیاین همه مون برای شام رو پشت بوم جمع شیم
...خوشامد گوییه من
باشه باشه همینکارو می کنیم همه رو با هم جشن میگیریم
بریم
وای دارن برام جشن میگیرن
آه،خیلی خوبه
برنج رسید
وای این خیلی خوشمزه ست.هه ریم تو اینو درست کردی؟
آره.دستور پختشو از مادربزرگ گرفتم
سوپ خمیر سویا رو هم من درست کردم بفرمایید لطفا
از کجا می دونستی من سوپ خمیر سویا دوست دارم؟
چی شده مادربزرگ؟
...نه،آخه چطوریه که
مزه ش دقیقا مثل ماله خودمه؟
همینو بگو،خیلی عجیبه
...من اینو پختم چون
وای خدا،انگار مادر شوهرم و مادربزرگ مثل هم اینو درست می کنن
درسته درسته
هی،تو فقط برنج پختی؟
هی،نمی دونی که این چه کار سختیه
راست میگه
لطفا یه کم برنج بهم بده
امروز میخوایم کلی غذا بخوریم همه تون کلی غذا بخورین چشم
یه کم بریز
فقط بخورین شکمم میترکه
یه کم برق میزنه ظاهرش خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.