The first 200 lines.
...بيخيال
!!اودي
!بس کن ديگه
!هي رانجو
رکورد امروز چند شد؟- داداش، عالي-
45ثانيه از ديروز بهتر بود- ديدي به اين ميگن قدرت-
خيلي خوش شانسي که 45ثانيه پيشرفت کردم
که اينطور، يعني بخاطر همين رکوردم بهتر بود آره پس چي؟
..پسرم، فردا تو پليس ميشي و من دزد
بعد متوجه ميشي که بهتره...
حتما،منتظرم
فردا؟- فردا ساعت شش همه آماده بشن-
پاپو، اين يعني باز ساعت شش گاومون زاييده ست
شما دوتا باز شروع کردين؟
هر وقت دارم آشپزي ميکنم شماها حواسم رو پرت ميکنيد، خفه شو
خواهر، فقط يه چند روز مونده با دعاي خير شما وارد دايره پليس ميشيم
با خوردن غذاي شما همه مجرما رو گير ميندازيم
باشه؟
يه چيز بگم، اين پليس بازيا رو بذاريد کنار چرا يه کار درست حسابي پيدا نمي کنيد؟
پسرم، با پليس بودن جز آه فقيرا چيزي گيرتون نمياد
خواهر
يه چندتا پليس کل سازمان رو بدنام کرده
هر کي ميتونه پليس رشوه بگير و خلافکار از آب در بياد
اما اين وسط يه پليس صادق و درستکار باشي اونوقت مردي
ما هم ميتونيم
...يه دونه پيراهن هم نيست
ساراسوتي، ساراسوتي
بله؟- پيراهنهام کجان؟-
سه تا پيراهن داري که کثيف شدن
چند بار گفتم يه پيراهن براي خودت بگير
حالا چي بپوشم؟
چيکار ميکني؟ اين که پيراهن اوديـه
ميدونم منم باباشم
گفتم يه تيپ بزنم برم
شايد مبلغ صندوقـم رو تسويه کنن
ساراسواتي، حالا بگو...چطورم؟
!دقيقا مثل ريتيک روشن شدي بابا
!!ريتيک روشن
ريتيک روشن مثل من واسه تسويه وامـش نگران نيست
فهميدي؟
اودي کجاست؟
!!هي آرمسترانگ
ديگـم رو پر آب کن
برو پي کارت، مگه بيکارم ديگ تو رو پر کنم؟
اين بازوهات براي براي همين کار خوب موندن ديگه
من ميتونم پرش کنم؟ نويسنده هم شدم
پنج هزار تا واسه هر قسمت
...بريم- چيکار ميکني؟-
دستم رو ول کن..ميام
پر شد برش دار برو
کجا برم، هنوز دهتاش مونده
ديوونهاي؟ بقيهشون رو بده اون برات پر کنه
من رفتم اودي،اودي-
...بابا داره مياد
براي آزمون آمادهاي؟- آره-
اگه مشکلي داشتي به کاتکر بگو کمکت کنه
بهش بگو من بهت گفتم چي شد؟
هيچي، پول ميخوام- بالا که بهت دادم-
باز چيه؟
اين چيه؟- مال داداشه-
...اما اون
روزي دوتا نخ بيشتر نکش
آزمون عمليـت نزديکه
تو هم ديگه انقدر هواي داداشت رو نداشته باش
فقط دوتا
!خبردار
اينم افسر گزينش
يکي يکي صداشون بزن اطاعت قربان-
!!ماهش گور سينگ
روز بخير قربان از روستاي شما اومدم
اهل ستارام- که اينطور-
کميسرهاي که اونجا هستن رفيقاي بابام هستن
يه نامه براي شما نوشتن
آقاي سينها چطورن؟- خوبن-
توي اون صف بمونيد- ممنون،خيلي خيلي ممنون-
نفر بعد
زنده باد هند- سفارشي چيزي؟-
نه قربان- برو اونجا وايسا-
سه ساله دارم تلاش ميکنم قربان اما بخاطر اينکه کسي سفارشم نميکنه، رد ميشم
باز هم ميتونيد بيايد بريد اونجا وايسين
قربان؟؟
گفتم بريد اونجا وايسيد، يالا
نفر بعد
الو، بله قربان؟
قربان، وزير ميخوان با شما صحبت کنن
روز بخير قربان جانم، کي قربان؟
راجيو مانه؟
بله قربان، نگران نباشيد
تموم شده بدونيد، زنده باد هند
راجيو مانه کيه؟- بله قربان -بيا اينجا-
...هي برو اونورتر
وزير سفارشت رو کرد- بله قربان ، از فاميلامـه-
واقعا؟ برو تو اون صف وايسا ممنون قربان-
تو هنوز وايسادي؟ برو توي اون يکي صف بمون، برو ديگه
بعدي کيه؟
اينا چيه؟- مدارک تحصيليـم-
آشنايي براي سفارش داري؟- نه قربان-
پس با چه اميدي اومدي اينجا و ميخواي قبول شي؟
بخاطر استعداد و قدرتـم، قربان
برو اونجا وايسا
گفتم برو اونجا وايسا، سريع
بعدي؟
...براي گرفتن اين شغل هم مدارک هم صلاحيتـش رو داريم
فقط مونده يه آدم کله گنده سفارشمون رو بکنه
اينجا هيچي گيرمون نمياد
بله؟- مدارک همه ايناست-
بندازشون تو سطل آشغال همهشون رو بنداز بيرون
اونا چي؟- همه رو ببر ميدون-
ولي قربان؟ کاري که ميگم رو انجام بده-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: نعيم و سميرا
برو
ممنون قربان ..قربان واقعا آدم عادلي هستيد
يه لحظه،ميخواين پليس بشين؟ بله قربان-
يه چيزي يادتون باشه هيچ وقت از اين کلمه استفاده نکنيد
اگه آدم عادلي امروز اينجا بود شماها اينجا نبوديد
عادل بودن خيلي قدرت داره
باعث ميشه بقيه رو به زانو بنشونه
يه پليس هيچ وقت جلوي قانون سر خم نميکنه،درسته؟ بله قربان-
خيلي خب
اسمت چي بود؟- اودي- درسته
اودي، از حرفت که درباره قدرت بود، خيلي خوشم اومد- بله قربان-
اما فعلا آزمون عملي رو قبول شدين
يه چندتا آزمون ديگه مونده
خب، براتون آرزوي موفقيت ميکنم
!!موفق باشين پسرا ممنون قربان-
"چرا ايستادي؟"
"چرا خم شدي؟"
"چرا ايستادي؟"
"چرا خم شدي؟"
"هر قدممون رو با هم برميداريم"
"چه گريه کنيم چه بخنديم" "چه خوشحال يا غصه دار در هر حال پيروزيـم"
"قلبمون تو سينه مثل شعله ميمونه"
"جراتــش رو داري؟"
"جرات! جراتــش رو داريم"
"جرات! جراتــش رو داريم"
"لجبازيمون نميذاره هيچوقت تسليم بشيم"
"قلب هامون پايداره"
"وقتي به هدفمون برسيم، نفس ميکشيم"
"قلب هامون پايداره"
"هر کسي تو جنگ زخمي ميشه"
"ولي اين لجباز هان که برنده مبارزهـن"
"جرات! جراتــش رو داريم"
"جرات! جراتــش رو داريم"
"چراغي که تو طوفان ميسوزه"
"شعلهاي که تو قلب مونه"
"...به تاريکي نفوذ پيدا ميکنه"
"شعلهاي که تو قلب مونه"
"...همه ميترسن ولي کسايي که نمي ترسن"
"چشم همه دنبالشونه"
"!جرات! جراتــش رو داريم"
"!جرات! جراتــش رو داريم"
"!جرات! جراتــش رو داريم"
"!جرات! جراتــش رو داريم"
هر وقت پيشم ميومد همين جوري ميخنديد
داداش بهم 50تا يده ...يه روپيه بده
...اينجا رو جارو ميزد
الان کنارم نشسته داره شراب ميخوره
جايگاهـت رو فراموش کردي- کافيه، ميشه درباره کار حرف بزنيم-
حالا تو ميخواي بهم کار کردن رو ياد بدي؟
حد خودت رو بدون يه پيک برام آماده کن
چرا زل زدي؟ ميخواي بزنيم؟
!بزن! زود باش يه پيک برام درست کن
چرا ول معطلي؟ بلند شو
زود باش برام يه پيک بريز
رئيس، حالا درباره کار صحبت کنيم؟
ببين دشموک، بهش بگو رفتارش رو تغيير بده وگرنه براش بد تموم ميشه
قدرت اين رو دارم بزنم نيست و نابودـش کنم
عوضي، توي منطقه ي خودم، افرادم رو ميزنه
...رئيس- چيه؟-
تمام آرا رو به لوکانده تحويل ميدم، گرفتي؟
!افراد من رو ميزنه- فقط يه ذره گرم مزاجه-
!...ميزنم مزاجش رو
..ببين،اگه ميخواستم همين الان
!ما ميخواي عليه ما بشي
عليه ما؟
من رو ميکشي؟
ميخواي من رو بکشي؟
عليه ما ميخواي بشي؟- شانکار، تموم کرده-
هي، تو ماشين واسي بندازينش
اين که مرد، حالا لوکانده چي ميشه؟
پول اون رو جدا ميخوام
...وقتي خورشيد يه مسافت دوري رو ميره
به غروب زيباش نزديک ميشه...
پابو؟ ها-
حس ميکنم منم مثل خورشيد زندگيـم داره غروب ميکنه
اينجوري نگيد
پاپو، هنوز نتونستم چهارتا قسمت بنويسم
چطور996تارو بنويسم؟- با غروب آفتاب-
ببين، رو مخم نرو خودم حال درست و حسابي ندارم
تو چرا؟ ما بايد حالمون خوب نباشه
بايد يه سريال ديگه که زنه باز همش غر ميزنه ببينيم
به جز مسخره بازي کار ديگه هم بلدي؟
درباره احساسات زن چه ميدوني؟ تو که يه مردي
خودت چي؟
ممنون رفيق
امروز شکـم رو برطرف کردي
...عجله کنيد
داداش، به ما هم فرصت بده به مردم خدمت کنيم
حواست رو جمع کني فرصت هم گيرت مياد
خوشم اومد داداش
No comments yet. Be the first to leave one.