The first 200 lines.
آخرین باری که با هم حرف زدیم تو به من گفتی یه ترسو
...من راه و روش خدا رو بی رحمانه نمیدونم
ولی من برات دعا کردم
من دعا کردم که از این جنگ که ...در راه عدالته
جون سالم به در ببری
من برات نامه مینویسم تا ازت کمک بخوام
حالا میفهمم که چرا گاهی باید اعمالی، برای درست کردن اشتباهات وحشتناک انجام بشه
مردان بدی اینجا هستن...
که دارن به این جامعه ی خوب حکومت میکنن
من در برابرشون ایستادم و تقاصشو پس دادم
کشیش مک کورد؟
خانم جینی میتونم کمکتون کنم؟
باید باهاتون حرف بزنم
خب ،الان یه جورایی دیره
و ممکنه که خیلی مناسب نباشه
من میخوام این زندگیم رو ترک کنم
من به خاطر چیزی که هستم احساس شرم میکنم
به خاطر چیزی که بهش تبدیل شدم
خانم جینی ،خدا وقتی که ما گناهانمون رو تشخیص میدیم مارو میبخشه
خب این به نظر خیلی خوب میاد ،ولی چطور؟
چطور میتونم از دست رب خلاص بشم؟
اون میگه که صاحب منه
اون هیچوقت نمیزاره که من برم
خانم جینی ،اگه تو خودتو به دست ...خدا بسپری
...اون ازت مراقبت میکنه
و من در کنارت خواهم بود
دوست دارم حرفاتو باور کنم ،توماس
فقط باید ایمان داشته باشی
خانم جینی ،لطفا ،لطفا بس کن
باشه
صبح میتونیم بیشتر حرف بزنیم.
ولی الان خودتو صحیح و سالم به خونه برسون
خب ،چه منظره ی دیدنی ای
...رب ،هیچی نیست ،ما فقط
ما فقط داشتیم حرف میزدیم
خانم جینی اومدن که روحشون رو هدایت کنم
اسمشو این میزاری؟
هیچ اتفاقی نیفتاد ،رب
...اینجا خونه ی خداست
و من محترمانه ازت میخوام که ترکش کنی
رب ،بس کن
- برو خونه جینی -...عزیزم ،لطفا نکن
برو!
تو گند زدی ،کشیش
هیچ اتفاقی نیفتاد ،رب
این از طرف من بود
و این از طرف شهردار بود
شهردار؟
فکر کنم که بهت گفته بود که پاتو از کفشش بیرون بکشی
تو باید باهامون تا میکردی
ولی نه ،تو باید بزرگوار و قدرتمند میبودی
گرچه عبور از کوچه ی سایه ی مرگ سخت است...
ولی من از هیچ شیطانی ترسی ندارم...
چرا که من قدرتش را دارم
تیر و تفنگ تو به من آرامش عطا خواهد کرد
اون دنیا میبینمت کشیش
کمک!
کمک!
ببندینش
کمکم کنید!
جرم این مرد چیه؟
خب ،مگه خودت نمیبینی؟
جرمش سیاه پوست بودنه
مگه نشنیدید؟ جنگ تموم شده
شما باختید
جنگ وقتی تموم میشه که من بگم
پیشنهادم اینه که سوار اون اسبت بشی...
قبل از اینکه خودتو به این تیرک ببندم
کاکا سیاه رو باز کنید
- اسمت چیه پسر؟ - آبراهام قربان
برو خونه آبراهام
ممنون قربان
اسم من جیمز مک کورده
ولی دوستام صدام میکنن کلانتر
قراره با هم مشکلی داشته باشیم؟
نه کلانتر مشکلی نیست
ویسکی
یکی دیگه
کلاه قشنگیه
ممنون
من میخوامش
ببخشید؟
گفتم که میخوامش
مطمئنم میتونی یدونه برای خودت بخری
من همینو میخوام
همچین اتفاقی نمیفته
اگه دوست نداری که برای این کلاه بمیری...
پیشنهاد میکنم که دوستتو برداری و بزاری نوشیدنیم رو بخورم
کسی میتونه بهم بگه کلیسا کجاست؟
هیچکس؟
هیچکس نمیدونه کلیسا کجاست
برو پایین جاده ورودی شهر
چیز زیادی پیدا نمیکنی ولی امکان نداره پیداش نکنی
اگه کسی از شما کشیش مک کورد رو میشناسه...
بهش بگید برادرش دنبالش میگرده.
خیلی غم انگیزه
که کشیشی مثل اون میسوزه و میمیره
اون فرصت های زیادی داشت
آره
خب ،از این اتفاقا میفته
میدونی ،وقتی اولین بار اومدم اینجا...
تا جایی که میتونستی ببینی فضای باز بود
سرزمینی بی قانون تا وقتی یکی بیاد تصرفش کنه
بعضی ها بهش میگفتن سرزمین خدا
خب...من که میگم...
حتی خدا هم نمیتونه جلومو بگیره که به سهمم نرسم
خون چطور؟
یعنی چی؟
برادر کشیش اومده به شهر
-جدی؟ -قبلا هم از اینجور آدما دیدم
مثل سگی که دنبال استخون میگرده
و اون یه کلانتره
اون یه کلانتر ایالتیه
داری میگی که...
اون ممکنه باور نکنه که مرگ برادرش یه...
حادثه بوده؟
ممکنه که...
حوادث توی خانواده شون ارثی باشه
اره ،فکر کنم که باشه
هی ،چرا برای خودت یه کلت نمیخری؟
میدونی که اونا مطمئن ترن
پدرم این تفنگ رو بهم داده خیلی هم خوبه
شاید بهتر باشه نگران اون کلانتر ایالتی باشی
بر اساس گفته های خدا: او برای پاکان میانجی گری میکند...
و ما میدونیم که همه چیز برای کسانی که عاشق خداوند هستند خوب خواهد بود
برای کسانی که با نام خدا به اهدافشون خواهند رسید
برای اینچنین افراد او پیش بینی کرده و مقرر کرده...
که در قالب فرزندش...
جزو اولین کسانی خواهد بود که در میان برادرانش زنده خواهد شد
هش
چطور میتونم کمکتون کنم ،قربان؟
این کلیسای برادر منه
من دنبالش میگردم
برای امروز کافیه بچه ها
ممنون خانما
من ملیسا هستم
جیمز مک کورد
بزارید ببرمتون پیشش
متاسفم داداش کوچیکه باید زود تر میومدم
شما نمیدونستید؟
مگه ازت پرسیدم برادرم کجا دفن شده؟
متاسفم ،من...
تقصیر تو نیست
جیمز عزیز...
آخرین باری که با هم حرف زدیم تو به من گفتی یه ترسو
من راه و روش خدا رو بی رحمانه نمیدونم...
من برات دعا کردم
من دعا کردم که از این جنگ که در راه عدالته...
جون سالم به در ببری
من برات نامه مینویسم تا ازت کمک بخوام
حالا میفهمم که چرا گاهی باید اعمالی، برای درست کردن اشتباهات وحشتناک انجام بشه
مردان بدی اینجا هستن که دارن به این جامعه ی خوب حکومت میکنن
من در برابرشون ایستادم و تقاصشو پس دادم
من نگران جونم هستم
التماست میکنم ،سریع بیا اینجا.
کمکم کن این شیطان رو بیرون کنیم
برادرت ،توماس
تو یه کلانتری؟
کلانتر ایالتی
میدونی برادرم چطور مرد؟
اونا جسدشو توی کلیسا بعد از اینکه سوخت پیدا کردن
آدمای بدی توی این شهر هستن...
و اون در برابرشون ایستاد
مگه خداوند نگفته...
که روزی صلح و بردباری بر زمین حاکم خواهد شد؟
ولی اینو بهم بگید...
کی وقتش میرسه که فقط دعا کنیم؟
درسته ،کتاب مقدس به ما میگه ،و من نقل قول میکنم...
نباید دنبال مسیر دیگه ای بگردیم؟
ولی همچنین به ما میگه که زمانی هست...
زمانی برای همه چی
من چیزی جز یک مرد نیستم ،ولی من چشمامو نمیبندم
من میدونم که دزد ها چه کسانی هستن و ازشون میخوام که خودشون رو نشون بدن، اونجا
اونجان ،برادران و خواهران من اونا خدمتگزاران تاریکی هستن
در کنار من بایستید برادران و خواهران من
میتونیم از شر شیطان توی این شهر خلاص بشیم
من میفهمم که چه بلایی سر برادرم اومده
اگه به قتل رسیده باشه ،یکی باید تقاص پس بده
جایی برای موندن داری؟
همین اطراف چادر میزنم
ما یه اتاق برای کارگرا کنار اصطبلمون داریم
جای مجللی نیست...
ولی میتونی بیای اونجا بمونی
من نمیخوام مزاحمتون بشم ،خانم
مزاحمتی در کار نیست بهتون اطمینان میدم
خیلی ازتون ممنونم
پس قبول میکنید
هی هی هی ،دست و پا چلفتی مواظب باش ،باشه؟
خدا لعنتت کنه
گاس اونو باز کن
آها تفنگا کجان؟
اونا با محموله ی بعدی میان
خیلی خب ،ببندش
کمی از نارنجکا رو اونجا بزارید
نمیخوام که خیس بشن
خدا لعنتت کنه
تام همیشه بهترین تصمیم هارو میگرفت
اون...با هوشش مشکلات رو حل میکرد
من بیشتر از اون مردایی هستم که عمل میکنم
خب ،ما ازش ممنونیم که کلام خدارو...
No comments yet. Be the first to leave one.