The first 100 lines.
SANDS Movie
ارزیابی تهدید کامل شد. پروتکل اضطراری غیرفعال شد.
همه دارایی ها برای ادغام مجدد آزاد شدن.
- بن. لطفاً چشم هات رو باز کن. - نه.
زود باش، بن. باید بیدار بشی. لطفاً، بن.
لطفاً، فقط...
هی، بن.
چی؟
بروکلین؟
تو زنده ای.
بروکلین.
فکر کنم رسیدیم.
داریوس.
من باهاتون نمیام.
نه، نه این رو نگو، باشه؟
معلومه که باهامون میای.
نه، من...
نمیتونم.
شماها باید بدون من برید.
بن، تا الان دیگه باید بدونی...
ما هیچ وقت تنهات نمیذاریم.
تو از هیچکدوم از ما دست نکشیدی.
آره. به این آسونی از دستمون خلاص نمیشی، بنجامین.
باهامون گیر افتادی.
متاسفم. خیلی متاسفم.
هی، هی.
نکن.
باشه؟ تو خوب انجامش دادی.
تو واقعاً خوب انجامش دادی.
بروکلین.
پترانودون ها.
اونا نمیتونن تکالیف من رو بگیرن. باید اون رو به پروفسور دسای بدی.
نمیخوام مثل اون دختره با کوله پشتی مردود بشم.
.نگران نباش، احمق .نمیذارم مردود بشی
و جیا.
لیوان پاستاش.
قول دادم.
بن، منظورت چیه؟
منظورش چیه؟
جیا.
ماشین جیا!
اینطوری من و سمی...
اگه بتونیم پیداش کنیم و بیاریمش اینجا، میتونیم نجاتش بدیم!
کجاست؟
آسانسور دینو. همونی که به هایپر لوپ میره.
نزدیک دروازه ورودی، درسته!
بروکلین؟
اونجاست.
خیلی دور نیست.
!پس باید امتحانش کنیم. بجنب
.بجنب
بوی خون تازه رو حس میکنه.
پیش بن بمون. اون بهت نیاز داره.
مطمئنی؟
ما از پسش بر میایم. تو خوب بهمون یاد دادی، خوره دایناسور.
میتونی انجامش بدی، بن.
فقط یکم دیگه تحمل کن.
بن رو بیارید!
- بیا. - آروم آروم.
.اینم از این - .بیدار نگهش دار -
- برگرد عقب! - اون داخله!
نه!
بیاید بریم!
برو، برو، برو!
فرار کنید!
- ما رو از اینجا ببر بیرون! - کمربندهاتون رو محکم بچسبید!
تو گفتی امدادگر هست؟
- اونا توی فرودگاهن. - گوشیت رو بده. من خودمون رو به اونجا میرسونم.
چشم هات رو برام باز نگه دار، بن!
بروکلین، خیلی خستهم.
باید برامون بیدار بمونی.
آسانسورها برای این ماشین به اندازه کافی بزرگن؟
فکر کنم آره.
پس اینجا به چپ برو، کنجی!
اونجاست!
چی؟
!زود باشید، باید هل بدیم
!زود باش، حرکت کن
نه، بن!
.زود باش
!سوار شید
!داریوس! در
!برید! اونجا میبینمتون
کنجی، این رو بگیر! برو!
داریوس!
بن.
بن؟
خیلی خب.
به اندازه کافی منتظر موندیم.
باید جمع کنیم و...
- هی! یه موقعیت اورژانسیه! - اون به کمک احتیاج داره!
- مراقب سرش باش. - مواظب باش.
تقریباً رسیدیم، بن.
به نظر میاد یه...
جراحت شدید شکمی داریم.
داریوس.
ممنون که...
باورم کردی.
باید عجله کنیم.
وایسا! اون نباید تنها باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.