The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
استفاده از اين زيرنويس تنها با ذکر آدرس و اسامي مترجمين مجاز است
ميدوني حکم سياه، چيه؟
بله قربان
واژه جايگزين حکم مرگه
دستور دادگاه مختص اعدام يک شخص
رسما بهعنوان حکم سياه، ارجاع ميشه
ميدوني
بعد از امضاي حکم سياه قاضي، نوک قلمشو ميشکنه؟
بله
براي چي؟
بيا داخل
خودشه، قربان
فهمیدم
پس دليل اينکه مدير شغلشو از دست داده، تويي
بشين
بله
ميخواي به سرکارت برگردي؟- بله-
چرا؟
اين زندان داره دست و پا ميزنه چون تو اينجا نيستي؟
نه، اين دست و پا زدن نيست- پس؟-
قربان، حکم سياه رانگا و بيلا
توي روزنامهها چاپ شده
اعدام اونها توجه زياديو به خودش جلب ميکنه
و رسانهها سوالات زيادي خواهند داشت
براي دادن جوابهاي صحيح به کسي نياز داريد که زبان قانونو درک کنه
چه اشتباهي در طول اعدام ميتونه پيش بیاد که نياز به مديريت رسانه داشته باشه؟
...قربان
جناب تومار؟- هر اتفاقي ممکنه بيفته-
جلادها از جاهاي دوري مياند
اونها ميتونند توي راه دزديده بشند
يا يکي از اقوام خشمگين زنداني ممکنه سعي کنه اونها رو بکشه
حتي جون ما هم در خطره
احتمال ديگه اينه که
يکي از اون دوتا زنداني ممکنه اقدام به خودکشي کنند
که اين کار، اعدامو به تعويق ميندازه
و اگه اعدام به تعويق بيفته
در عوض، دولت سراغ ما مياد
بهش فکر کن
مطمئني که ميخواي برگردي؟- بله-
باشه
وظيفه اعدامو بده به اون
اگه همهچيز خوب پيش بره اون امنيت شغلي داره
ممنونم- آقاي جلاد؟-
قربان؟
پراتيبا سنو ميشناسي؟
متاسفم، نه
اون يک روزنامهنگار مشهوره
حتي مدير زندان و رئيسجمهور مقالات اونو ميخونند
اين خانم ميخواد با بيلا و رانگا مصاحبه کنه
اون بايد دستور دادگاه عاليو داشته باشه تا مطمئن بشه ما جلوشو نميگيريم
اين مسئوليتش با توئه
اعدام توي زندان مهمترين آزمونه
توي پنج سال اخير هيچ اعدامي در تيهار رخ نداده
يک اشتباه مرتکب بشي
رسانهها ميبلعنت
شما دوتا
به سونيل کمک ميکنيد
امنيتو سرسختانهتر ميکنيد
حواستون به همه باشه و به هيچکس اعتماد نکنيد
متوجه شديم قربان رانگا و بيلا تخم انجام اين کارو ندارند
!بيش از حد اعتماد به نفس، نداشته باش
يک مرد در حال مرگ، براي داشتن شانس زندگي هرکاري ميکنه
جناب اومده ببينتت
ناماسته، جناب
ناماسته
من رانگا هستم
رانگا خوش
و اين، بيلاست
اوني که مسئول تمام اين چيزهاست
!هي عوضي؟
!گريه نکن
!ساکت باش
جلادان، کالو و فکيرا دو روز پيش از اعدام، ميرسند
اونها سوپراستارهاي زندانهاي هند هستند
راجش خانا و ديليپ کومار
مطمئن بشيد که حسابي از اونها مراقبت ميشه
بله قربان- خوبه-
به خانوادههاي رانگا و بيلا تاريخ اعدامو اطلاع بديد
اما هيچي به اون دوتا نگيد
قربان؟
هيچي نبايد به رانگا و بيلا، گفته بشه
بله قربان
پراتيبا سن
اون تو رو با هزاران سوال بمبارون ميکنه
رانگا و بيلا زمانشونو در تيهار چطور ميگذرونند؟
توي زندان، چه رفتاري با اونها ميشه؟
تا حالا توي زندان، شکنجه شدند؟
تحت تاثيرش قرار نگير
اون سعي ميکنه دستکاري روانيت کنه تو بجاش، اونو دستکاري رواني کن
اگه رانگا، بيلا، تو يا هرکس ديگهاي هرچيزي بهش بگه که ارزش چاپ کردنو داشته باشه
رانگا و بيلا، بالاخره به چوبه دار آويخته ميشند
اما اول، من تو رو دار ميزنم
من درستش ميکنم، قربان
درستش ميکنم، قربان
چوبههاي دار
سلام، خانم
افسر سونيل گوپتا هستم
پراتيبا سن
خانم؟ کي شما رو نميشناسه؟
حتي مدير و رئيسجمهور هم چيزي که شما مينويسيدو ميخونند
متوجه درخواستتون شديم و من باهاتون مصاحبه ميکنم
آمادهسازيهاتون چطور پيش ميرند؟
خوب، خوب پيش ميرند، خانم
...کار زيادي داره اما
خوب پيش ميره
و حال رانگا و بيلا چطوره؟
شهادت مرگشونو ازشون گرفتيد؟
ببخشيد خانم؟
شهادت مرگ
اونها اظهار ندامت ميکنند؟
جرمهاشونو ميپذيرند؟
چرا تمام سوالاتتونو نمينويسيد؟ من جواب ميدم
من کي سوالهامو مينويسم و شما کي جواب ميديد؟
نميشه همين الان بهم بگيد؟
متاسفم خانم ما بايد از قانون پيروي کنيم
خيلي خوب کي مصاحبه رو انجام ميديم؟
خانم
چرا بايد با آدمهايي مثل رانگا و بيلا صحبت کنيد؟
آدمهايي مثل اونها؟
متوجه منظورم ميشيد، خانم
من فقط ميخوام با رانگا و بيلا صحبت کنم تا بدونم اونها کجا قرار دارند
از نظر احساسي، رواني، قبل از اينکه ما
شما اونها رو بکشيد
ما داريم مجازاتو انجام ميديم- با اعدام کردنشون؟-
اين تصميم دادگاهه بعد از يک پروسه پيچيده قانوني، گرفته شده
که اينطور؟- بله-
چرا قضات، وقتي دستور اعدامشونو امضا ميکنند
قلمشونو ميشکنند؟
رانگا و بيلا، بسياري از اتهاماتشونو انکار کردند
سالهاست که رانگا داره درخواست ميکنه
تا از مادر و برادرش حمايت کنه
اگه بيلا به پول دسترسي داشت هم همين کارو ميکرد
داريد ميگيد اونها بيگناهند؟
آقاي سونيل کومار گوپتا
تمام اين پرونده مبتني بر اعترافات اونهاست
اونها بعدا اعترافاتشونو پس گرفتند
و اظهار کردند که زیر شکنجه بودند
خانم، خواهش ميکنم تمام سوالاتتونو مکتوب کنيد
و ما جوابهامونو ارسال ميکنيم
شايد اونها دارند دروغ ميگند
اما اگه ذرهاي جاي شک وجود داشته باشه
شما نميخوايد حقيقت محضو بدونيد؟
قربان؟- چي شد؟-
قربان، اون سوالات پيچيده زيادي ميپرسيد
من ازش خواستم اونها رو بنويسه تا بتونم بهشون، جواب مناسب بدم
خوبه
قربان؟ ميتونيم يک تايپيست، استخدام کنيم؟
اين کار بهمون کمک ميکنه تا جوابها رو براي رسانهها آماده کنيم
يک نفرو از بند ب انتخاب کن
اينجا آدمهايي با تمام حرفهها پيدا ميکني
قربان
پرتيبا سن، در مورد ....گرفتن شهادت مرگ، صحبت ميکرد
کي اهميتي ميده؟
دارشون بزن و کارو تموم کن
الو؟
من دوباره با تيهار تماس گرفتم؟
من پريا هستم و شما؟
براي کاري تماس گرفتي، پريا؟
من چه کاري ميتونم توي تيهار داشته باشم؟
پس چرا همش تماس ميگيري؟
اخيرا يک تلفن جديد توي خونه نصب کرديم
من هم به صورت تصادفي، تماس ميگيرم
با شانس خوبي که داشتم اون روز با تيهار تماس گرفتم
و براي اولين بار، باهات صحبت کردم
ببين، من کار دارم الان نميتونم صحبت کنم
... يک وقت ديگه- شغلت چيه؟-
من جلادم
دستيار ناظر زندانم
!اوه خداي من
پس دار زدن رينگا و بيلا بخشي از مسئوليتهاته؟
بله
تحت نظارت من انجام ميشه
عصبي هستي؟
نه
حتما اونها را می بینی
اونها ترسناکند؟
نه
چرا همهش جوابهاي يک کلمهاي ميدي؟
...نه منظورم اينه که
...نه اونها ترسناک نيستند اونها
اونها زندانيند، نه هيولا
تو اصلا ميدوني اونها چيکار کردند؟
آره البته همه ميدونند
پس چطور ميتوني بگي اونها هيولا نيستند؟
....راستش
سريع بهم بگو هر دقيقه هزينه داره
پريا، حقيقت اينه که
هميشه خانواده من از حرف زدن از مرگ و خشونت توي خونه، اجتناب ميکردند
پس واقعا در اين باره حرفي نميزديم
بخاطر همينه که من کل ماجرا رو نميدونم
ببين، هيچکس همه حقيقتو نميدونه
چيزي که ميدونيم اينه که اون روز عصر، اونها توي يک برنامه راديويي حاضر شدند
عجله داشتند که به آکاشواني باوان برسند پس سوار يک ماشين شدند
آره، اما نبايد سوار ماشين غريبهها ميشدند
اون موقع، دهلي امن بود
چون چنين اتفاقي توي روز روشن
درست وسط خيابونها غير قابل تصور بود
اون روز، همهچيزو عوض کرد
No comments yet. Be the first to leave one.