The first 200 lines.
قسمت بیست و یکم-
-این لحظه -این لحظه
-من بسیار -من بسیار
-دوستت میدارم -دوستت میدارم
اون ملکه نیست؟
عالیجناب
بعد از اینکه با خانواده سلطنتی وصلت کردم
خیلی صدمه دیدم
روزهای زیادی ناراحت بودم
فکر خداحافظی با شما...
غم انگیزترین چیزی بود که به ذهنم خطور میکرد
داری...
چیکار میکنی؟
به همین دلیل، تصمیمم رو گرفتم
دوباره از نو شروع می کنیم
من تمام تلاشم رو میکنم تا
بانو آری رو به نحو احسن بزرگ کنم
داری با من شوخی میکنی؟
ما توافق کردیم
تمومش کن
خانم اوه سانی...ملکه
من...
دوستتون دارم
عالیجناب
تبریک
داری چیکار میکنی؟ چرا هنوزم اینجایی؟
زده به...؟
عالیجناب، بخاطر این سورپرایز باید بهم پاداش بدید
من معمولا از این کلیپهای فوق العاده نمی گیرم
نه، اینطور نیست
دوباره از حرکتتون هم فیلم می گیرم
برو به سمت قصر
چشم، عالیجناب
چه نقشه ای تو سرته؟
باید بی سر و صدا میزاشتی میرفتی به چه جراتی معامله مونو به هم زدی؟
واقعا دلت میخواد بمیری؟
میدونم شوکه شدین
اما عالیجناب خودتونم نمیدونید این تصمیم براتون گرون تموم میشد؟
بخاطر آبروی بر باد رفته اون رسواییِ عالیجناب
مطمئنم به کمکم نیاز داشتید
این رسوایی من تقصیر کی بود؟
فکرشم نکن منو گول بزنی فورا گورتو گم کن
شما باید به همه نشون بدید میخواید ازدواجتون باپرجا بمونه
تنها در اون صورته که اشتباهتون رو فراموش میکنن، قبول ندارید عالیجناب؟
بهشون میگم من زنتونم، پس اشکالی نداره
اگه من بهشون بگم هنوزم دوستتون دارم
دیگه هیشکی عالیجنابُ با انگشت نشون نمیده
چطور بهت اعتماد کنم؟
بعد اینکه اینجا جا پاتو محکم کردی
حتما میخوای راز مرگ ملکه سوهیون و مادربزرگُ فاش کنی
من داشتم تو کار بقیه سرک می کشیدم؟
حالا دیگه کاملا میدونم
این قصر چه جای ترسناکی میتونه باشه
چی میخوای؟
عزت و احتراممو برگردونین
هیچ کس اعتراف رئیس هونگ رو باور نکرد
من باید اسمم رو از قضیه ی مادربزرگ پاک کنم
فقط در این صورته که میتونه مثل یک انسانِ پاک زندگی کنم
نمی تونین بهش مثل برگردوندن شغلم فکر کنین؟
ملکه؟
ملکه...شغله؟
تو داری منو دست میندازی؟
حرفت با عقل جور درمیاد؟
بهش مثل قرارداد ازدواج فکر کنین
در عوض، هر وقت که دیگه به کارتون نیام
هر وقت دلتون خواست، میتونین حذفم کنین
این پیشنهادُ داد؟
نکنه در مورد ارث و میراث چیزی فهمیده؟
یعنی میدونه در صورتی که ملکه باشه میتونه اون اموالُ تصاحب کنه؟
مطمئنم وکیل چیزی رو به بیرون درز نداده، مطمئنا این نیست
همه چی قرُ قاطی شده
فکر میکردم همه چی در مورد اوه سانی به خوبی و خوشی تموم شده
باورم نمیشه بازم سر راهم قرار گرفت
دستمون بسته اس، الان همه ی مردم خبر دارن
خیلی ام دیر نمیشه بعد اینکه ازش
استفاده کردیم، از شرش خلاص میشیم
من نمیتونم به اون اوه سانیِ جادوگر اعتماد کنم
معلومه که نمی تونیم
پس بهتر نیست کنار خودمون نگهش داریم و نیت واقعیشو بفهمیم؟
بزرگترین تهدیدتو هر چقدر میتونی، کنار خودت نگه دار
شما فکری به ذهنتون میرسه؟
نگران نباش
نمیتونم بزارم میراث به اون بزرگی به اوه سانی برسه
اون محافظ چون ووبین کجاست؟
چی فرمودید؟
همون که شنیدی
ملکه رو زن خودت بکن
اگه کمکش کنی تا برای ملکه یه رسوایی بتراشیم
تا ظرف یک ماه طلاقش بده
ما هم هر خواسته ای که چون ووبین داره رو برآورده می کنیم
حالا که خبر رسوایی تو و اون پیچیده
راحت میشه برا خودمون داستان بسازیم
میتونیم که روت حساب کنیم، جناب محافظ؟
نمیدونستم که یه روز ازت همچین کاری میخوام
برام آسونتر بود تا فرمان شما برای قتلش رو اجرا کنم تا رسواییش
انقدام سخت نیست
اگه باهاش خوش رفتاری کنی خیلی طول نمیکشه که اون زنُ اغفال کنی
عالیجناب
واقعا به نظرتون مشکلی نداره که احیانا
وقتی دارم ملکه رو فریب میدم، عاشقش بشم؟
نه بابا
اون زن هیچ چیزی نداره که بخوای عاشقش شی
نگران این چیزا نباش
عالیجناب، این اتفاق چطور افتاد؟
چرا بازم اوه سانی رو برگردوندین؟
همه ی ملت کنجکاون بدونن تو کی هستی
دارن له له میزنن بفهمن معشوقه ی من کیه
اوه سانی پوشش خوبیه
با یه سری از قسمت های مستند و یه سری اراجیف
این مردمِ ابله رسواییتونو فراموش میکردن
فورا اوه سانی رو پرتش کنین بیرون
-به چه زحمتی به اینجا رسیدم -بهت که گفتم نقشه دارم
انقد بی طاقتی؟
من و
مادر خودمون مراقب این مسئله ایم تو پاتو از این قضیه بکش کنار
باز هم در خدمتگزاری شما خواهم بود، ملکه
از زحماتتون سپاسگزارم، محافظ چون ووبین
مثل بار آخر دردسر درست نمی کنم
پس خیلی نگران نباش
جوری اینجا ساکت زندگی میکنم انگار نه انگار که وجود دارم
پس، از زحماتت ممنونم
ملکه رو زن خودت بکن
از من متنفر نیستید؟
من کار وحشتاکی با شما کردم، از من متنفر نیستید؟
چطور یک محافظ مثل شما
میتونه از فرمان بزرگترین فرمانروای این کشور تخطی کنه؟
من خودم به خاطر تعقیب عالیجناب باعثش شدم
موافق نیستی؟
چطور تونستین بازم برگردین اینجا؟ ملکه؟
ملکه
این همه وقت کجا رفته بودی؟
انقد زل زدم به این در تا بیای که چشام از حدقه در اومد
متاسفم، مادربزرگ
که تنهاتون گذاشتم
عِب نداره
هر کجا که باشی و هر کاری ام بکنی
من بهت اطمینان دارم
وقتی به یکی اعتماد داشته باشی
هر کاری بتونی براش میکنی حتی اگه اوضاع جور دیگه ای به نظر برسه
ایوای...گریه نکن
اگه گریه کنی، صورت خوشگلت خراب میشه
دلت میخواد با هم کارت بازی کنیم؟
قبول؟
مادربزرگ
با خانم هونگ خوش میگذره؟
میخوام آخرین خداحافظیمو باهاتون بکنم
با پای خودت برگشتی اینجا
خیلی کله شقی، ملکه
بخاطر رفتار بدی که اون زمان با مادر
در اینجا کردم، عذر میخوام
از حالا، هر امری مادر بفرمایند تماما انجام میدم
از حالا، به جز مراسم های رسمی
هیچ حمایتی از تو به عنوان ملکه نخواهیم کرد
غذا، لباس یا هر چیزی که برای زندگی در اینجا نیاز داری
همش پای خودته
بازم مشکلی نداری؟
اگه خوشت نمیاد، میتونی همین الان بزاری بری
معلومه که نمیرم
من باید کار خودمو بکنم قصد تحمیل یا آسیبی به شما رو ندارم
وقتی تصمیم به بازگشت گرفتم این مورد رو در ذهن داشتم
که اینطور
پس
ملکه، بزار اول گندی که زدیمُ پاک کنیم
روند قانونی ثبت نام بانو آری
به عنوان شاهزاده ی رسمی در دفتر اسناد خانوادگی رو آغاز میکنیم
امروز مراسم تنفیذ شاهزاده آری رو برگزار می کنیم
این ها همه به لطف ملکه بود که تصمیم دشواری رو اتخاذ کردند
متشکرم ملکه
این تنها به لطف اقدام شما بود، مادر
ممنون
هیات ممیزه ی دربار
مخالفتی با تنفیذ شاهزاده خانم به عنوان رگ و ریشه ی عالیجناب ندارند
بنابراین، از سوی هیات ممیزه ی دربار
شاهزاده آری رو خدمت شما معرفی می کنم
-شاهزاده خانم -شاهزاده خانم
-بابت خدمتگزاری به شاهزاده ی زیبا و با ذکاوتی همچون شما -بابت خدمتگزاری به شاهزاده ی زیبا و با ذکاوتی همچون شما
-مفتخریم -مفتخریم
به نحو احسن به شاهزاده خدمت کنید
-امر، امر شماست -امر، امر شماست
من به عنوان شاهزاده ی امپراطوریِ کُره
أداب مناسب را به جای خواهم آورد
وظیفه ی فرزندی و تبعیت از خانواده ی سلطنتی
و وقار یک شاهزاده را حفظ خواهم کرد
در برابر مردم سوگند میخورم
که وقت خود را صرف بکارگیری
دانش، فضیلت و رفاه مادیِ مردم نمایم
من علاقه ی فراوانی به محیط زیست و اقتصاد دارم
تلاش خود را جهت گسترش این امور و همزمان...
با بهبود شرایط محیط زیست
صرف توسعه ی اقتصاد نمایم
من شادی تمام ملت امپراطوری کُره را خواستارم
تمام تلاش خود را در این موقعیت خواهم کرد تا این اتفاق بیفتد
شاهزاده خانم، شما خیلی باهوشید
انگار دارم جوانی های عالیجناب رو می بینم
میتونید رمز این آموزش رو به ما هم بگید؟
چنین چیزی وجود نداره
شاهزاده دوست دارند یاد بگیرن و حافظه ی خوبی هم دارن
همیشه چشمش به کارهای من بود
و به محیط زیست علاقمند شد
ملکه هم امکانش هست جمله ای بگن؟
No comments yet. Be the first to leave one.