The first 200 lines.
خريد بهترين فيلمها و سريالهاي روز دنيا .::: SantaFilm :::.
مژگان کوزجواوغلو در سال 1997 تو يکي از بيمارستانهاي زونگولداک يه دختر بدنيا آورده
اسمش آسو کوزجواوغلو
حالا چي ميشه؟
بايد خوش بين باشيم،راهي که به کوزجواوغلو ميرسه از من ميگذره
اينقدر موضوع رو سختش نکن.به دستت اطلاعات مهم تر از اينم اومده.اطلاعاتي که براي برادرت خطر داشت
هم ازتو،هم از خودم،هم از اين فاميلي متنفرم- عادت ميکني-
آخرشم براي اينکه بتوني با اين نفرت سر کني مجبور- ميشي بيشتر از همه خودت و دوست داشته باشي هيچ وقت شبيه تو نميشم-
اگه بدوني چقدر شبيه مني،ديگه نياز به نگاه کردن به آينه ها رو پيدا نميکردي
پرچم شکست کمال و به سمت من فرستادي کار خوبي بود.دوباره ممنون
کمال چرا اينطوري هستي؟
انتظار داري چي بگم نيهان؟
چيکار کنم؟چه انتظاري داري؟
اين چندمين خيانت که ميبينم!چندمين باره وسط راه !تنهام ميذارن!چندمين خنچريه که از پشت ميخورم
کاش ديگه يه چيزايي ياد گزفته باشم آره؟
خب اين انگشتر چي؟اين چي ميشه؟
شنيد منم کاري که تو ميکني و بکنم
يعني با آسو ازدواج ميکني،اينطوري !ادامه يعني...حال هر چي
کمي هم به زبوني که اونا حاليشون ميشه حرف بزنيم
اين دو خواهر و برادر سالها فريبمون ندادن؟ ما رو به بازي نگرفتن؟هان؟
بذار کمي هم ما باهاشون بازي کنيم
ما فکر ميکردم اخاذ يعني خواهرش هميشه بهمون کمک ميکنه
آره هم کمکمون کرد،هم خبر چيني کرد
ولي نميتونيم بدونيم با امير چي رو پنهون ميکنن
ولي آسويي که داشت از امير اخاذي ميکرد احتمال داره وسط راه نقشه هاش عوض شده باشه.مثلا فکرش و بکن
ما فکر ميکرديم امير خواهرش و نميشناسه ولي اون خيلي وقته ميشناستش
ولي زماني که خواهرش و پيدا کرد جلوي ما رو گرفت تا اونو نتونيم خواهره رو پيدا کنيم...چرا؟
چرا؟چون آسو رو ميتونستم پيدا کنم- ميتونستيم پيدا کنيم-
چون خيلي اتفاقي که به نفع هر دوشونه،افتاد
با هم کنار اومدن
مثل جدا کردن ما از همديگه
با اونا مثل گربه اي که با موش بازي ميکنه،بازي ميکنم همونطوري که اونا باهامون بازي کردن
حالا چيکار کنم؟
داداش کجايي؟من بايد هر چه سريعتر ببينمت خواهش ميکنم- چي شد خوشگلم؟-
پشت تلفن نميشه.خواهش ميکنم رو در رو ببينمت
باشه- ولي زود بيا.باشه؟- باشه الان ميام-
والا کار اين زمينا مهمه داداش تاريک.بايد تلاش کنيم
چي شد؟- ميشه من بعدا بيام پيشت؟البته اگه- ميتوني بدون من روبراش کني
خيره؟- به بانو بخاطر يه چيزي قول داده بودم- باشه تو به کارت برس من حلش ميکنم...-ايولا-
پسر جون؟...-بفرما داداش؟- من همه فيلماي رفت و آدم اين سه روزه رو ميخوام- باشه آقا-
ايولا
خب زينب چي؟زينب کجاي اين موضوئه؟
زينب خارج اين موضوئه- چطور ميتوني اينقدر مطمئن باشي؟- زينب و ميشناسم.خواهرمه-
ولي تو مثلا آسو رو هم ميشناختي- من زينب خيلي خوب ميشناسم-
پس چرا زينب همون دروغ گفت؟چرا نگفت اون روز به بيمارستان رفته؟چرا امروز باز با امير همديگرو ديدن؟
ميدونيم اون و امير يه رابطه اي داره ديگه
زينب نميتونه وارد اين نقشه بشه
اگه از اينا خبر داشت هم براي آسو ...بد ميشد هم براي امير.ولي آسو
آسو در مورد زينب همه چي رو ميدونه در مورد اوزان و امير همه چي رو ميدونه
درسته
پس احتمال داره دست آسو در مورد- مرگ اوزان کلي اطلاعات باشه تا امروز همش يه چيزايي بوده-
الانم حتما هست
واقعا اينقدر فکر کردم ديگه دارم ديوونه ميشم- کمال ما چطوري اين موضوع رو روشن ميکنيم؟ اول بايد خونسرد باشيم نيهان-
بايد آروم باشيم.کلي سوال داريم که همشون پشت سر هم صف کشيدن
ولي تو نگران نباش.همش و حل ميکنم
حلش ميکنيم
وقتي رفتم خونه طوفان آسو اونجا بود وقتي رفتم درمورد عکسايي که به اوزان فرستادن باهاش حرف بزنم
پس احتمال داره آسو اون عکسا رو به اوزان فرستاده باشه- امکان داره.همه چي امکان داره نيهان-
ولي اينارو به تنهايي نميتونست انجام کنه آقاي حقي رو پشت خودش داشت و امير
آقاي قالب چي؟- نميدونم.ولي احتمال داره قالب بي خبر- از اينا باشه ولي من همش و ميفهمم
همش و حل ميکنم بازي که امير و آسو دارن بازي ميکنن رو سرشون خراب ميشه
مدير خودم ازت يه سوال دهن پر ميخوام بپرسم
اگه ثابت کنيم که سهامي که از دست داديم و با يه کار غير قانوني انجام شده.شکست اين افراد چقدر برام هزينه ميشه؟
آماده شو.امروز امتحان شغلي داري چون وقتي به شرکت رسيدم کارارو شروع ميکنم
خيلي خب ديگه.همه تکه ها کنار هم افتادن
وقتي همه پازل تموم شد من اون تابلو رو خراب ميکنم نيهان چيزي که رو سرشون خراب ميکنم زندگي و بازي که باهامون درآوردن،ميشه
بريم کلي کار براي انجام داريم- تو بايد هر چه زودتر با آسو رو در رو حرف بزني- نه-
ولي اگه در مورد اوزان چيزي تو دستش باشه ميتونيم ازش بگيريم
اين دختر خيلي چيزا ميدونه.حتي شايد اطلاعاتي- در مورد امير داره که ميتونيم اونو به زندان بندازيم گرفتن همش يه راه صبور و طولاني داره-
ولي من تحمل ندارم- نيهان خودسر حرکت نميکني باشه؟-
ديگه مجبور نشم جون تو رو هم نجات بدم- ببين چي ميگه...-ببين چي ميگم؟-
همش به تو نگاه ميکنم ديگه.غير تو به کي نگاه ميکنم؟
باشه- تنهايي دست به کاري نميزني-
ببين وارد يه رماني شديم که نبايد اشتباهي ازمون سر بزنه بايد بهم اعتماد کني.بايد تا آخرش منتظرم بموني
کي بهت اعتماد نکردم؟- هميشه.چايي که بايد منتظر ميموندي،نميوندي نيهان-
تو اين راه فقط دوتامون هستيم نيهان ما غير هم کسي رو نداريم
براي همين بايد هر قدمي که برميداري رو بهم بگي- باشه-
باشه ولي اطلاعاتي که آسو داره!اووووف- بريم-
بريم ديگه.مواظب خودت باش- تو هم همينطور-
زهير تو کار زمينا مشکلمون و پيدا کردي؟- سر کاريم رئيس-
پيداش ميکنيم- يه موضوع ديگه هست-
خيره...-بعدا درموردش حرف ميزنيم- امروز يا ديروز امکان داره از شرکت اطلاعات ديگه اي دزديده شده باشه-
چي داري ميگي؟- من به اون رسيدگي مينم زهير.تو- فضول و پيدا کن و به شرکت بيار
وقتي من اومدم همه چي آماده باشه به پيا کردن مشکل اون زمينا روهم ادامه بده
...درمورد اونم يه حدسهايي دارم ولي- باشه.پيدا ميکنيم رئيس- زهير همه چي پيدا ميشه-
همه چيزهايي که به ما مربوطه يه روزي روشن ميشه
چي شد؟- بخاطر يه چيزي به بانو يه قولي داده بودم-
چرا دوباره به شرکت برگشتي؟
کم مونده راهمون تموم شه ولي نتونستيم تو رو از اون افکار عميقت بيرون بکشيم
هنوز نميتونم باور کنم که اون دختر ميتونه با کمال اينکارو کنه- ولي خب کرده ديگه-
باشه ديگه اينقدر فکر نکن
يعني اگه تو اينطوري بهش فکر کني اين موضوع عوض نميشه که
من از آسو حمايت کردم ميدوني؛مقابل کمال و نيهان در حالي که بي اعتماد ترين شخص اون بوده
خي ديگه زندگي اينه.نميتوني بفهمي کي،چيه- حق با توئه-
درواقع چقدر کم ميشماسيم آدماي اطرافمونو ...مثلا ما
حتي ما چقدر همديگرو کم ميشناسيم
ميخواي ريشه رو بدوني که چي بشه تو به سطحش فکر کن
من تو اين سطح هنوز ساقه هايي براي زندگي کردن،دارم- شايدم بهتره ريشه رو بدوني و تو سطح زندگي کني-
آدم احتمال داره خيلي دير متوجه بشه آبي که جاري ميشه وقتي به ريشه ميرسه تو يه باتلاق گير ميکنه
نيهان خودسر دست به کاري نميزني باشه؟
نبايد تنهايي دست به کاري بزني
بله؟- بايد ببينمت- باشه-
زينب چي شده عزيزم؟- !داداش-
داداش من خيلي ميترسم
باشه بگو ببينم از چي ميترسي؟- نيهان موضوع اون روز و فهميد-
نيهان فهميد به بيمارستان رفتم و وارد اتاق اوزان شدم.کارم ساخته اس حالا چيکار کنم؟
برو ديگه نوبت توئه
تو اينجا چيکار ميکني؟
من اومدم همه چي رو بهت توضيح بدم- چي رو ميخواي بگي بيشرف بي حيا...-باشه توضيح ميدم- نيمخواد چيزي رو توضيح بدي کم شو برو-
با اون عوضي بهم خيانت کردي.گم شو برو
گم شو برو هرزه.بهم خيانت کردي
بهم خيانت کردي.گم شو برو
اوزان خواهش ميکنم آروم باش
خفه شو بهم خيانت کردي...-داد نزن...-گولم زدي- باشه داد نزن.آروم باش من همه چي رو بهت ميگم- ترسيدي براي همين اينجا اومدي نه؟-
اومدي تا منو ساکتم کني راضي ام کني نه؟- نه نه نه.خواهش ميکنم آروم باش-
مت خيلي دوست دارم- ديگه باورت ندارم.همه چي تموم شد گم شو- باشه تو رو خدا به حرفام گوش کن...-هنوز ميخواي در مورد کثافت کاريتون حرف بزني؟
تو رو خدا- به همه ميگم همه ميفهمن.دختره هرزه- گفتم ساکت شو-
همه ميفهمن- داداشم اون بيرونه ساکت شو- بهت ميگم خفه شو-
ميکشمت.قسم ميخورم ميشکمت
قسم ميخورم اون بچه توئه
خفه شو اون بچه توئه
قسم ميخورم اشتباهي شد
اشتباهي شد.من عمدا اينکارو نکردم- آروم باش چيزي نميشه-
نه ديگه شد.حالا من چيکار کنم داداش؟ چطور از اين موضوع خلاص بشم؟
نيهان دنبالم ميوفته ول نميکنه.همه چي رو جست و جو ميکنه دروغامو ميفهمه.همه چي تابلو ميشه
آروم باش چيزي نميشه- داداش کمکم کن...-چيزي نميشه- چطور اينقدر مطمئني؟-
چون غير تو هم افرادي هستن که از بعضي چيزا ميترسن
آقا به نظر سهام بنام مسعوده،که در اينصورت فقط مسعود مجازات ميشه
مسعود فقط يه ماشه اس.اوني که همه کاره اس کماله
جريان پول کاملا مشخصه.افکار کمال و مسعود پيش برده نه به سرعت کار تو آکادمي
بلکه اينارو به سرعت تجاري ميخوام.نميشه زياد به تعويق انداخت تازه اونم چيزايي که به کمال مربوط ميشه
بانکي که کمال ميخواد ازش وام برداره آمادهاس؟...-آماده اس- تو روزي هستم که نيمتونم به سرعت خودم برسم کمال چطوري برسه-
زهير چي شده؟- داداشم از بانک اومدن- چرا؟-
بفرمايين
آقاي کمال در مورد درخواست وام مجددتون يه تصميمي گرفته شده.من اومدم تا بهتون خبر بدم
فقط درمورد تسويه هنوز يک ماه وقت دارم- فکر کنم يه مشکلي براي شرکتتون پيش آوردن-
من در مورد اين يه بررسي کنم دوباره باهاتون تماس ميگيرم
چي شده داداشم؟- ميخواستي چي بشه!امير دست به کار شده-
واسه چه کاري؟- واسه ورشکسته کردن شرکت-
آسلي غير تو کس ديگه وارد اين اتاق شده؟
آسلي؟...-بفرمايين آسو خانوم- ميري ناهار؟...-بله- نوش جان...-ممنون-
فقط آسو خانوم اومدن
باشه ميتوني بري.زود مدير حسابداري رو بگو بياد- بله-
زهير دستگاه کجاست؟- مسعود تو راهه.رفته بخره الان مياد- تو رو خدا چي شده؟به منم بگو
اطرافم اينقدر خائن هست که زهير
تو اين روزا تو چاهي افتادم که آدمايي که دم از انسانيت ميزنن،برام حفر کردن
...آسو
آسو خواهر اميره- چي؟-
الانم داريم دنبال چيزي که اون ازم دزديده و به امير داده،هستيم
داداشم ببين آسو همچين کاري نميکنه
يعني هر کي ميخواد باشه.آسو تو رو نميفروشه- تو فکرت يکي ديگه هست؟-
تو کاملا اينو بهم توضيح بده- با حمايت آسو تله اميره ديگه.خلاصش اينه-
اول ميگي بايد هر چه سريعتر ببينمت بعدشم دير مياي- شرمنده يه کاري داشتم وال اونو حل کردم بعد اومدم.مهم بود-
خب ميخواي چي بگي؟- آسو ببين-
م نميخوام بخاطر رابطه ات با کمال همش با تو درگير بشم
باور کن اين درگيري به رابطه منو امير هم آسيب ميرسونه
اين اواخر خيلي به فکر همسرتي- آره سعي ميکنيم ديگه خودمون و جمع و جور کنيم- ما هم همينطور-
ما هم با کمال داريم خودمن و جمع و جور کنيم
بهتون تبريک ميگم.فکر کنم شما تنها زوجي هستين که من همش بهتون تبريک ميگم
چون همش دعوا ميکنين و آشتي ميکنين
چي شده؟- انگار تو رو صدا ميزنه-
دارن ماشينت و ميکشن- دارن ماشينت و برميدارن.کاش يه سر بزني-
يعني اينطوري ميگه
!ولي ماشين من که اينجاس
ماشين تو اينه؟من فکر کردم ماشينت يه چيز ديگه بود
درستش کردي؟- اشتباه متوجه شده ماشين من نبوده- بلا به دور-
يه کار مهمي برام پيش اومد بايد هر چه سريعتر برم- تو بهم بخاطر اين گفتي بيام؟...-آره-
خواستم ملاقاتمون يه ريتمي داشته باشه.دفعه پيش تو اومده بودي
اينابرم من خواستم تجديد ديدار کنيم.ميبينمت
حالا بانک همه کارامون و تحت پيگرد قانوني قرار داده
حرفي هست که بهم بزنين؟- يا چيزي که بايد بدونم ...من-
حتما بخاطر اين بوده.شايد براي اينکه شما رو خسته نکنه خواسته خودش کارو تموم کنه
واضح تر حرف بزنين
آسو خانوم روز گذشته ازم خواستن مبلغ زيادي به حساب ايشون واريز کنم.همينطور به حساب شما
به چه دليلي دادين؟- ...آقاي کمال-
يعني خيلي واضح گفتن که بين خودمون بمونه
درمورد اين زمينهاي عثمان ببين به آسو اطلاعاتي اومده با نه- الان ميبينم داداشم-
دارين ساعاتي که سهام بيشترين افت و داشه رو ميبينين- دقايقي که خبر مادرم تو روزنامه ها پخش شد-
اون موقع کارو تموم کردن؟
اون موقع بنام آقاي مسعود زدن- بهتره بگيم يه مسعودي که به زور آقا محسوب ميشه-
يعني خيلي واضح ميتوني کار غير قانوني رو رو صورتشون بزنيم؟- بله آقا-
سيلي تجارتي چيزيه که کمال اصلا ازش خوشش نمياد. آفرين کار آکادميکي کردين
به سرعت امير کوزجواوغلو
همونطور که يادم دادين انجام- دادم؟قشنگ فشارش دادم بله-
من بايد هر چه زودتر اونو بگيرم.کمي عجله کنين- باشه-
اي بابا.يه بار ديگه بزن ببينم
اين زن کجاست؟تو اينو بگير ببينم
چشمتون روشن ليلا خانوم هم اومدن
بهتره بگيم برگشتن
من فراموش کردم- چي رو؟-
خواهرم
اينقدرام نيست- عيب نداره خب-
ئه
شما پشت در موندين؟- خب گفته بودم فردا ميام انگار فراموش کردي-
آخي بيا بغلم ببينم
بيا بغلم.عزيزم ميتوني درو باز کني
سلام حالتون چطوره؟- خوبم ممنون.شما؟- خدا رو شکر منم خوبم-
من چقدر بي ادبم يادم رفت آشناتون کنم.ايشون خواهرم ويلدان هستن ايشونم آيهانه يعني اين آقا آيهانه
من آقاي آيهان هستم- فهميدم ليلا جان-
پس خوشوقتم.به اميد ديدار- منم همينطور.به اميد ديدار-
No comments yet. Be the first to leave one.