The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
توماس ؟
چرا انقدر کم مياي خونه ؟
اولين روزته ؟
جاي پاتو نگاه کن
اين کار خطرناکيه
وايستا
وايستا
همين الان از اينجا برو بيرون
آتيش ! همه جا آتيش گرفته
کي تو رو اينجا بسته ؟
رفقا . اين فقط يک جوک بود
چقدر اينجا بودي ؟
مطمئن نيستم . دو سال ؟
من يک کيف داشتم
با خدمتکار بيمارستان صحبت کن
گفت يک پيغام برات داره
مثل يک بره برگشتي به آغلــت
در پناه خدا
اميدوارم همه اونها را به دست بيارم
متشکرم
آدمهاي زيادي مثل شما هستند که به اينجا پناه ميارند
جنگ تموم شد . حالا ديگه ميتونم برگردم
چرا اين کارو نمي کردي ؟
براي اين متشکرم
تو يک فيلسوف هستي
نه معمارم
واقعا ؟
چيزي گم کردي ؟
يکم پول داشتم
من هيچ پولي پيدا نکردم من از خدا ميترسم
متشکرم
توماس . تنها راه ، راه پيش رو نيست
جاده هاي ديگري هم وجود داره
بيا
مگدا
فرزند عزيزم . مدت خيلي طولاني سپري شده
يک ماه شده خواهر
بهت گفته بودم مگدا
اين کار من در کليساست
وظيفه تو تنها رنج بردن نيست فرزندم
به هر حال من هديه را تحمل ميکنم
اون کيه ؟
اين توماسه
اون ميخواد به تو کمک کنه مگه نه توماس ؟
نيازي نيست ازش بترسي عزيزم
وقتشه
اولين اشتباهتو اينجا مرتکب شدي توماس
ياد خواهي گرفت که از آشپزي مگدا امتناع نکني
اين گوشته
اون امروز غذا خورد ؟
هيچي از لبهاش از هفته گذشته رد نشده
چيزي ناراحتش کرده ؟
اون ميدونه که انتها داره مياد
مادر مگدا طبقه بالا زندگي ميکنه
متاسفانه اون عليله
خيلي مريضه و درد بدي ميکشه
نميتونه از خونه خارج بشه
تنها وظيفه مگدا مراقبت از اونه
فشار خيلي زيادي روشه
بخصوص که مادرش دوست نداره مگدا خيلي
اجتماعي باشه
خداوند به زودي اونو ميبره
صلح ... آرامش غذاي خونگي
ديگه يک مجرد بهتر از اين چي ميخواد ؟
چقدر ميشه ؟
ما به پول تو نيازي نداريم
مطمئنا همينطوره
بهت گفته بودم . نگفتم ؟ بدون هيچ هزينه اي
فقط بايد يکم تو کارهاي خونه کمک کني
چون اين از پايين گوشش افتاده پايين
بايد برم پيشش
اون منو اينجا نميخواد
چيزي که ما ميخوام
هميشه چيزي که نياز داريم نيست توماس
من نميخوام به جايي برم که به من خوشامد نميگن
به اندازه کافي عادلانه است
داره دير ميشه . ما بايد بريم
تو .. بچه را بيار اين کارو ميکني ؟
ما برق نداريم
فقط گاز براي گرم کردن آب هست
برق نيست
مادر يک بار خيلي درد کشيد اون سعي کرد
انگشتهاشو توي پريز بذاره
اين تاس کبابه
ممم
من نميخوام شما منتظر من بمونيد
به همين دليل من اينجام
تو چرا اينجايي ؟
براي کمک به شما
مادر اينو دوست نداره
اگر دوست داري فرار کن
من تعقيبت نخواهم کرد
نزديک ترين روستا تا اينجا دو روز پياده روي فاصله داره
اما فکر نکنم بخواي بري اونجا
به خودت کمک کن
اگر از مرز رد بشي
هيچوقت باهاش روبرو نميشي
اونها بهت براي اطمينان دو بار شليک مي کنند بايد از جنگل رد بشي
چرا امتحان نمي کني ؟
دختر من اونجاست
اونها ميگن پيمان صلح داره بسته ميشه
البته ماه هاست که داره بسته ميشه
ميتوني همينجا بموني . صبر کن
بعدش ميتوني از مرز رد بشي
مادر من دندانپزشکه
براي کلاه هاي کاپيتاني که با جوخه اول آمد
کار خوبي انجام داد
اينطوري شد که بيرون فرستادمش
اون نخواست تو با سربازها بازي کني ؟
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
تيم ترجمه قـقـنوس
اونها رفتند
صبحانه
... متشکرم . شايد بعدا اشتهام
مدتهاست که غذايي مثل اين نخوردم
شما معمولا چي مي خوريد ؟
واقعا نبايد اينقدر گرسنه باشي
اين چيه ؟
ما اينو داخل چاي مي ريزيم آرامش بخشه
مم
به اون دست نزن ببين . من فقط ميخوام کمکت کنم
اينطوري نباش خيلي طبيعيه
اينجا يک مشکل واقعي با آب داريم
من ازت نخواستم که بياي اينجا
يک موش ؟
موش با بال
البته اين خفاشه
قبلا خفاش نديده بودي ؟
توي خونه ؟
نه
من يک سال توي جنگل زندگي مي کردم هميشه اونها را مي ديدم
ولي مثل اين تا حالا نديده بودم
لطفا ميشه از من دورش کني ؟
ببريش بيرون ؟ آره
متشکرم
اون تو رو ميزنه ؟
اون درد داره
اينها ديگه بهانه است
وقتي من جوون بودم
يادمه هميشه اين احساسو داشتم که اون منو نميخواد
و اگر بتونه منو از بين ميبره
با اين حال به من غذا داد و از من مراقبت کرد
ميخواي تو هم از من مراقبت کني ؟
اينو توي جنگل پيدا کردم
بايد پير باشه
يک نگهبان زن
يک طلسمه
شايد از من محافظت کنه
صبح بخير
من دارم ميرم بازار . ميخواي با من بياي ؟
اون چيه ؟
اين لباس کمي قديميه ولي بپوشش
چند وقته اينجا زندگي ميکني ؟
خيلي ساله
خونه مال مردي بود که مي شناختيم
اما يک روز يکدفعه اينجارو ترک کرد
اينجا را داد به شما ؟
نمي دونم
حدس ميزنم متوجه شديم شايد کسي بياد و اينجارو پس بگيره
باشه . دوستت دارم روز خوبي داشته باشي
اينها
و ... اين
اين يکي
از اينجا خوشت مياد ؟
اينو نمي دونم
اينجا دورترين جاييه که تا حالا بهش رسيدم
تو هيچوقت بيرون نرفتي ؟
به چي نگاه ميکني ؟
اين يک داستان عاشقانه است
اگر بخواي ميتوني قرضش بگيري ؟
هزار بار تا حالا خوندمش
نه مرسي . من عاشق نيستم
مردها فکر مي کنند عشق احمقانه است مگه نه ؟
اونها فکرمي کنند عشق واقعي نيست
اما عشق چيه ؟
قرباني دادن
عشق مال هيچکس نيست
فقط يک پيشنهاد بود
داري چي مي نويسي ؟
توي اتاقت ؟
ميتونم شبها صداتو بشنوم
پايان نامه مو
براي دکترا
در مورد چيه ؟
فلسفه . مطالعه ايده ها
ميدونم فلسفه چيه
شهامت گفتن اينکه کي هستي
از ساحل سکوت دور نيست
تا مرزهاي گفتار
مسير طولاني نيست اما عمق داره
نبايد تنها اونجا قدم بزني
بايد بپري
داره ازت خون مياد
اونو مي بيني ؟
من هيچي نمي بينم
اين کاغذ ديواري
زمان هاي قديم .. اطراف خونه ها نقاشي مي شده
به عنوان هشداري در برابر شيطان
No comments yet. Be the first to leave one.