The first 200 lines.
!بگیر
!داره میاد سمت تو، ریوتا
!باشه... پاس! تونستم
!بفرستش بیاد
!د-دریافت
چند روز بعد از اینکه تونستیم با موفقیت ارواح رو ...درون دانشآموزهای شیزو سان ساکن کنیم
.من، ریمورو تمپست، درحال ذوب شدنم
.هی، شیزو سان، دیگه لازم نیست نگران چیزی باشی
،کنیا روح روشنایی رو داره
،روت آب و باد رو داره
،گیل زمین رو داره
.و آلیس هم روح فضا رو داره
...و روحی که درون کلوئه ساکن شده
...راستش نمیدونم چهجور روحیه ولی
.ارباب
.صادقانه بخاطر کاری که اینجا کردین تحصینتون میکنم
.اوه، اون؟ کار خاصی نکردم
.آره. فقط کاری که لازم بود رو انجام دادم
!چقدر خاکی
...تواضعتون
...ظاهر قدرتمندتون
!و خونسردی شاهانهتون
...من خیلی
کاری داشتی اومدی اینجا؟
.درسته، ارباب
،میدونم ماموریتمون توی آکادمی آزادی تموم شده
ولی از حالا به بعد چیکار میکنین؟
...چیکار میکنم؟ خب
.باید به شهر برگردم
.مطمئنم همه منتظر منن
!البته
...ولی بازم
.نیازی نیست عجله کنیم
یکم بیشتر اینجا استراحت کنیم ضرری نداره، نه؟
.رانگا، تو هم باید استراحت کنی
!خیلی خب! با تمام وجودم استراحت میکنم
.اه، چه آرامشی
...یه زندگی آروم و بیدغدغه
!آخ
!ببخشید
ریمورو سنسی، خوبی؟
«،بیاختیار گفتم «آخ
.ولی من حس درد ندارم، پس کاملا خوبم
!هی، سنسی، بیا با ما بازی کن
!آره! میخوایم با تو هم بازی کنیم
منظورتون از «با» همون «همراه« است دیگه نه «به وسیلهی»؟
.گمونم آدمای معروف زمان برای استراحت ندارن
!وایسا
!پاس
!آخ
!دریافت
!آخ
!واقعا میخواستن به وسیلهی من بازی کنن؟
!پاس
!آخ
!پنجه
!آخ
!نمیدونم چیه ولی انجام دادم
!آ-آبشار
!ارباب
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
جنوب پادشاهی اینگراسیا شهر گوراتول
عمارت حاکم منطقه، کنت گوراتول
اضافی: زندگی فریبندهی ریمورو به عنوان یک معلم، بخش 1
...درد داری؟ برات آب
.اولاموث، منو ببخش
.قرار بود راه چارهی درمانت رو پیدا کنم
...اگه اینکار رو کرده بودم، بیماریت
...اگه فقط میتونستم اون راهزنهایی که وسایل کاروتن رو سرقت کردن بگیرم
...عالیجناب
.گسدار
راهزنها چی شدن؟
.هنوز هیچ نشانی ازشون پیدا نشده
.که اینطور
این چیه؟
.یک نامه از طرف آکادمی آزادی پادشاهی اینگراسیا
...به زودی زمان
.تمرن خارجی دانشآموزهاست...
.درسته
.گسدار
.ازت میخوام غار رو ببرسی و اقامتگاهشون رو آماده کنی
.متوجه شدم
...اولاموث
اوه؟
...بازه
قبلا کسی برای بررسی وارد شده؟
نظرت چیه؟ این لامپ چیز خوبیه، نه؟
.پاسخ
.پاسخ
،ارزش جادوییش تقریبا نزدیک به صفرـه
ارزش جادویی: 0
.و مقاومتش هم پایینه
مقاومت: پایین
،ارزیابی کلیش عادیه
ارزیابی کلی: عادی
.و برای نبرد مناسب نیست
عدم صلاحیت .نامناسب برای نبرد
!چشم بسته غیب گفتی
!قرار نیست توی نبرد ازش استفاده بشه !تزئیینیه
.اگه نمیتونی ارزشش رو ببینی پس هنوز خیلی کار داری، دانای اعظم
.متوجه شدم. این مشکل رو برطرف میکنم
.همین کار رو بکن
.بله
.نامهی کنت گوراتون رو تحویل دادم
.باید بخش خودمون رو هم آماده کنیم
!اه، اینکه ریمورو سنسی خودمونه
امروز چطوری؟
!اوه، سلام بر جف سنسی، پرفسور بازنشسته
خودت چطور؟ امروز چطوری؟
.مثل اینکه امروزم وقتت آزاده. واقعا بهت حسودیم میشه
.اوه، زیادم آزاد نیست
جف آکادمی آزادی، پرفسور بازشسته
...نمیدونم چرا این پیری همهش به پر و پای من میپیچه
.من که حسابی سرم بخاطر آماده سازی برای تمرین خارجی شلوغه
تمرین خارجی؟
چی شد؟ خبر نداری؟
!خدایا! خدایا! خدای من
.تمرینیه که به دانشآموزها تجربهی کار عملی بدیم
.یه رویداد سالانهی مهمه
.اوه، که اینطور
.دانشآموزهای کلاس اِی تا ای با هم رقابت میکنن
!عجب
تیس معلم آکادمی آزادی
،تیس سنسی خیلی خوبه
.برعکس جف سنسی
از اونجایی که کلاس اس خیلی عالیه گمونم شرکت نمیکنن؟
.پس اصلا لازم نیست نگرانش باشی
!واقعا بهت حسودیم میشه
خب، اون بچهها تجربهی نبر واقعی رو دارن !پس احتمالا بهش نیازی ندارن
.بعدشم، میخوام راحت باشم
.اینطوریه؟ پس موفق باشید
.حیف شد که نمیتونم به همه نشون بدم کلاس اس چقدر عالیه
چی شد؟
عالی بودنشون رو به همه نشون بدی؟
!اینکه غیرممکنه
یعنی چی؟
،قطعا دانشآموزهای کلاس اس عالی هستن
.و استعداد تو برای دور هم جمع کردنشون باید ستوده بشه
واقعا داری تعریف میکنی؟
.البته
.ولی تمرین خارجی ما بازی نیست
.و دانشآموزهای کلاس اس حتی تجهیزات درست و حسابی هم ندارن
تجهیزات؟
دانشآموزها باید خودشون برای تمرین خارجی تجهیزات تهیه کنن؟
!اینم نمیدونی؟
همهی دانشآموزها وقتی دارن فارقالتحصیل میشن .باید سلاح و زره شخصی خودشون رو داشته باشن
.این یه دانش عمومیه
.تا حالا این دانش عمومی رو نشنیده بودم
.نوجه. موافقم
،بر این اساس
،حتی اگه توی تمرین خارجی شرکت کنن
.امکان نداره دانشآموزهای کلاس اس نمرهی کامل بگیرن
!تا امتحان نکنیم که نمیدونیم
.اوه، من میدونم
.تجربهی سالها معلم بودن اینو بهم میگه
!ولی بازم
.چیزی نیست
.بههرحال نمیتونن به موقع تجهیزات رو جور کنن
.طبق معمول کلاس اس شرکت نمیکنه
.دانشآموزهای کلاس اِی من پیروز میشن
.خب، من سرم خیلی شلوغه پس فعلا مرخص میشم
!یه لحظه وایسا
پس اگه تجهیزات رو جور کنن میتونن شرکت کنن؟
چی شد؟ میخوای شرکت کنی؟
!عالیه
.باعث میشه رابطهی بچهها هم عمیقتر بشه
!من کاملا موافقم
!خیلی خب! بهتر از این نمیشد
!بهت ارزش واقعی دانشآموزهای کلاس اِی رو نشون میدم
!و منم بهت نشون میدم بچههای کلاس اس چقدر عالی هستن
خب پس، تیس سنسی، لطفا قوانین تمرین خارجی رو .برای ریمورو سنسی توضیح بده
.چشم
،«خب، بذار ببینم... ما بهش میگیم «تمرین خارجی
.ولی از دو رویداد تشکیل شده
.اولیش تمرین اسکورت کردن
هر تیم پنج تا هفت روز از معلمها محافظت میکنن
.در حالی که از مدرسه به سمت شهر گوراتول در جنوب میرن
در طول راه معلم عملکرد دانشاموزان رو ارزیابی میکنه .تا نمرهشون رو تعیین کنه
.در طول تمرین کمک کردن معلم به دانشآموزان ممنوعه
...این شد اولیش. بعدیش
.یه سفر تمرینی به یک غار مصنوعی در خارج از شهر گوراتوله
دانشآموزها باید گواهی پیروزی رو .از داخل غار بدست بیارن تا ماموریتشون تموم بشه
عملکردشون بر اساس نحوهی برخورد با هیولاها، مدیریت زمان .و باقی چیزها ارزش گذاری میشه
.که اینطور، که اینطور
راستی، معلم کلاس برنده
.ده سکهی طلا پاداش میگیره
اوه، واقعا؟
ده تا؟
!میتونم اون میز آنتیک رو بخرم
ریمورو سنسی؟
!اوه... درسته! گرفتم
!خیلی ممنون
.بیا تمام تلاشمون رو بکنیم
!باشه
،پاداش به کنار
.اینجور تمرینها باید برای بچهها عین آب خوردن باشه
.بردمون حتمیه
.کاری میکنم جف سنسی حرفش رو پس بگیره
.خب حالا، هر کدومتون بهترین سلاحش رو انتخاب کنه
No comments yet. Be the first to leave one.