The first 200 lines.
میشا
من تونستم یه مدت از صاحب کارم مرخصی بگیرم
خوب، میخواهی به چشمه آبگرم برویم؟
برای رفتن باید عجله کنیم
ما یه غذای خوب میخوریمو
. و توی آب داغ ریلکس میکنیم
من واقعا نمیخوام ریلکس باشم
من که میتونم توی خونه هم حموم کنم
همینطور غذایی که اون بیشخدمته درست میکنه عالیه
هیچ دلیل واقعی برای رفتن وجود نداره.
این همون چشمه ابه گرمه که میتونی با کپی بارازا حموم کنی
منظورت همون کاپی بارازا توی هوکایدوه؟
همون هستن که تبلیغاتشون توی روزنامه و تلویزیون بخش میشه
یه ایمل بهم رسید
مسافرخانه کاهارا رزرو شما تاکاناشی یاسوحیرو Your stay has been reserved. Please confirm your details below.
پدر تو جادو میکنی
واو
میشا داره بهم نگاه میکنه برق و توی چشماش میبینم
ما ساعت 12 حرکت میکنیم
خیلی خب
فهمیدم
خوشحالم که تلاشمو کردم تا بتونم اونجا رو رزو کنم
داریم میریم، فقط ما دوتا؟
خیلی خوبه
این یعنی، برای اولین بار به مدت طولانی
دیگه اون پیشخدمته رو نمیبینم
یاساهیرو
ممنونم
انتظار نداشتم این قدر خوشحال بشه.
بهش در مورد رفتنمون که چیزی نگفتی
به اون پیش خدمته؟
اوه چرا باید بهش بگم؟
به هیچ کس چیزی نگو تا اون نفهمه
امکانش هست که اون دنبال مون بیاد.
... این اتفاق نمیافته
تو از توانایی اون برای انجام دادن کارها خبر نداری.
بانوی من
اون منو تا آخر دنیا تعقیب میکنه.
میتونیم بهش بگیم که من دارم میرم خونه واشی واشی
اصلا وقتی که ما توی تعطیلاتیم لازم نیست که اون بیاد اینجا
این خوبه
ولی ما نمیتونیم براش سوغاتی بیاریم
اون همیشه برای ما کار میکنه.
اون به چیزی احتیاج نداره
واقعا؟
بیا فقط بریم تعطیلات مهم نیست کجا یا چجوری باشه
بدون وجود اون پیشخدمته
حتما
قسمت 10: دوشیزه من و یاساهیرو
این اولین باریه که من و میشا از وقتی که تو از ما جدا شدی به یه سفر میریم
سعیم رو میکنم که بهش خوش بگذره
میشا
اون یاساهیرو
سلام به همه
متاسفم. او در مورد افراد جدید خجالتیه.
انتظار نداری که اون منو به همین زودی قبول کنه.
از دیدنت خوشحالم میشا چان
. امیدوارم بتونیم باهم کنار بیایم
میخوای با مامان ازدواج کنی؟
میشا
آره
. اگه بهم اجازه بدی
... من نمی تونم با تو زندگی کنم
... ولی هر چی بیشتر از اون
خوبه
ما باید زمان زیادیرو باهم بگذرونیم تا دوستای خوبی برا هم بشیم
من فکر کنم نسبت به دیدار اولمون الان صمیمی تریم
ولی اون حتی یه بارم منو بابا صدا نزد
. ببخشید که یه شوهر بدی بودم
روز سفر
حلا من دارم میرم خونه واشی واشی
ساعت 9 توی ایسگاه منتظرم باش
تو راجب اینکار خیلی وسواس بخرج میدی
ما قبلا وسایل رو فرستادیم به مسافرخونه
من از میدوری خواستم که کاماگرو و بقیه رو هم ببره
من به او نگفتم که کجا میرویم.
اون نمی تونه ما رو پیدا کنه
من اینجام یاساهیرو
اون اینجا که نیست
میشا بریم...
اون اینجا نیست
نه اینجا نیست
کاپابرا
میشا
. اونجا نه
اون اینجا نیست
منو ببخشید
منو ببخش
منو ببخش
اون اینجاست
شما به مسافر خونه ما خوش اومدین
اسم من کامویه لطفا دخترتون و ب من بسپارین تا در طول اقامت به مشکل بر نخورند
این اسم واقعی منه
ما اینو میدونیم
که بهش گفت که ما اینجاییم؟
من که بیکار بودم بدم نیومد یه کاری برای این مدت دستو پا کنم
وقتی دنبال کار گشتم اینجا رو پیدا کردم
این کاملا تصادفیه
فکنم از شانس خوبمه
در واقع،
من از واشی واشی و میدوری فهمیده که من اینجای
وقتی توی راه مدرسه به خونه باهاش صحبت می کردی
. میخوام برم خونه
ما تازه رسیدیم اینجا
در ضمن ما که اونو میشناسیم اونم که به ما کمک میکنه
اوه خیلی خب
ببخشید که در این مورد بهت چیزی نگفتم
اصلا نگران نباش.
منطمئنم که بانو نمیخواستم که من بهشون حسودی کنم
اونم یه همچین سفری رفتن به آب گرم معدنی و بعدشم رزرو کردن اینجا
البته من هم دلم میخواست با هاتون بیایم.
به هر حال من خیلی خوشحالم که شما رو اینجا میبینم و میتونم مثل مهمان های ویژه از شما پذیرایی کنم
. خوشحالم که همچین حسی داری
نگو که میخوای برگردی خونه میشا
ما این همه راه که بی خود نیومدیم اینجا بیا از این مکان برای تفریح استراحت استفاده کنیم
اوه باشه
این همه کاپیرا(یه حیونی شبیه خوکچه هندی)یه
این زنه خیلی رو مخه اما
من میخوام با کاپیرا ها شنا کنم
ممکنه دیگه نتونیم بیایم اینجا پس تا جای ممکنه باید ازش لذت ببرم
فقط کاری که باید انجام بدم لذت بردنه
خلاصه اگه چیزی لازم داشتی خوشحال میشم که فقط به من بگی
من بیست و چهار سالمه و جونم پس هر موقه و هر زمانی که خواستی میتونم کمکتون کنم
این وحشتناکه
به استخر کاپیارا خوش اومدین
! خودشه
میشا
اگه زودتر از من اومدی لطفا مستقیم برگرد به اتاقمون
تنهایی جایی نرو.
باشه
الان وقته شه
کاپایارا
کاپایرا
کاپا
هان؟تو اینجا چکار میکنی؟
من باید چه کار کنم؟ برگردیم به اتاق؟
اما
مطمئنم این یه خیاله توهمه بخاطر ترسی که ازش دارم
خیلی خب
اون اینجا نیست
و حالا وقته کا پا یراا؟
اوناکه اون طرفن
مامان این کاپایرا ها که اونجا هستن
فکر میکردم با اونا حموم میکنیم
اما اونا پشته یه شیشه هستن توی آکواریوم
بیاین اینجا
کاپایرا ها اینجان
حق با توه
چرا اینقدر زیادن؟
اونا رو نگاه کن، انگار اون دختره باهاشون حرف میزنه
! اونا خیلی بامزه ان
کو روشی
فوق العادست
عالیه بانوی من
حتما فرشته کاپایرایی هستی؟
فکر نکن که با یه همچین حرفایی میتونی منو خام کنی
این کار رو نکن ،می خوای برگردم به اتاقمون؟
من برای نهار بیکارم
من غذای زیادی نمیخوم فقط یه کاسه کوچیک سوپ
واسه همین تصمیم گرفتم که بهت ملحق شم
این کارت درست نیست تو رسما داری منو تغیب میکنی این کار درست نیست میدونی که؟
من هیچی همراهم نیاوردم هیچی همرام نیست پس نترس
پس مشکلی نیست.
چرا این کارو میکنی؟
! من هیچوقت اون صحنه رو فراموش نمیکنم
نه!فراموشش کن
هان؟چرا رفتی؟
تو که اصلا نرفتی توی آب گرم
بخاطر اینکه تو اینجایی
در ضمن دارم میرم توی حیاط تا کاپایرا ها رو ناز کنم
... لازم نیست انقدر خجالت بکشی
بالاخر یه روز مال من میشی
تا آخر عمرت اینجا بمون
به من گفتی این اطراف نرم ولی من میخوام برم حیاط
مطمئنم که یاساهیرو توی استخر آب گرمه فکر کنم مشکلی ندارم؟
جایگاه کاپایرا ها
اونا اینجان
من می خوام بهشسون دست بزنم
هان؟
یه پاندا؟
یه پاندا دیدی؟
پاندا اونجا پشت جایگاه کاپایراها بود
میشا، تو تنهایی رفتی بیرون؟
فقط برا یه لحظه کوتاه
به هر حال، یه پاندا بود
این فوق العاده نیست؟
میشا
واقعا هیجانزده شدی، مگه نه؟
فکر نکنم که توی ژاپن پاندا وجود داشته باشه
اینو میدونم ولی من دیدمش
خب تو میخوای به زور به من بگی که یه پاندا دیدی
نه
چون اونجا واقعا یه پاندا دیدم
همون جا که داشتم حیونا رو ناز میدادم
باشه باشه
تو که حرفمو باور نمیکنی، مگه نه؟
من یه پاندا اونجا دیدم
یاساهیرو.
اوه یکم عجب غریبه
پس این بهم فرصت میده تا مدرک گیر بیارم
No comments yet. Be the first to leave one.