The first 186 lines.
هی...داری چی نگاه میکنی؟
یه مستند درباره جراحی چشم دارن شبکیه چشم رو متصل میکنن
مراحل از این قراره که برش های کوچیک ایجاد میکنن
درون شبکیه چشم... تا بتونن ابزار رو وارد حفره کنن
دیگه چیا هست؟
بابا....خیلی جالبه.شاید منم یه روزی دکتر بشم... -حق با توئه
اونا دارن چشم رو تخلیه میکنن... اون مایع ژل مانند
پشت چشم رو پر میکنه... -اه اه...من میرم کتاب بخونم.
کیکی توی یه لباس زیر قرمز گرمش شده.
بعضی وقتا نباید باباها ببینن که این چیزارو میبینید
T
Tr
Tra
Tran
Trans
Transl
Transla
Translat
Translate
Translated
Translated
Translated b
Translated by
Translated by
Translated by S
Translated by So
Translated by Sob
Translated by Sobh
Translated by Sobha
Translated by Sobhan
Translated by Sobhan
Translated by Sobhan
Translated by Sobhan
Translated by Sobhan S
Translated by Sobhan Sy
Translated by Sobhan Syn
Translated by Sobhan Sync
Translated by Sobhan Synch
Translated by Sobhan Synchr
Translated by Sobhan Synchro
Translated by Sobhan Synchron
Translated by Sobhan Synchroni
Translated by Sobhan Synchroniz
Translated by Sobhan Synchroniza
Translated by Sobhan Synchronizat
Translated by Sobhan Synchronizati
Translated by Sobhan Synchronizatio
Translated by Sobhan Synchronization
Translated by Sobhan Synchronization
Translated by Sobhan Synchronization b
Translated by Sobhan Synchronization by
Translated by Sobhan Synchronization by
Translated by Sobhan Synchronization by 3
Translated by Sobhan Synchronization by 3r
Translated by Sobhan Synchronization by 3rP
Translated by Sobhan Synchronization by 3rPH
Translated by Sobhan Synchronization by 3rPHu
Translated by Sobhan Synchronization by 3rPHuN
Translated by Sobhan Synchronization by 3rPHuN
B reakingSoldiers
Br eakingSoldiers
Bre akingSoldiers
Brea kingSoldiers
Break ingSoldiers
Breaki ngSoldiers
Breakin gSoldiers
Breaking Soldiers
BreakingS oldiers
BreakingSo ldiers
BreakingSol diers
BreakingSold iers
BreakingSoldi ers
BreakingSoldie rs
BreakingSoldier s
BreakingSoldiers
!!!زودباشین پسرا ..دیر کردین
میخوام همین الان از خونه بزنید بیرون... همش 30 ثانیه وقت داریم.
ما دیر کردیم در حالیکه ناهارمون تو حیاط جلوئیه
مامان...برو برو برو
باشه ...من به خشکشویی و مکانیکی و اداره پست رسیدگی میکنم
شما هم برین سراغ خواربار ...خب
خدافظ رفقا...
من الان به شما گفتم"خدافظ رفقا"؟؟؟ -کاملا مطمئنم که گفتی
رفیق؟من...من...من تورو رفیق صدا کردم؟
!!!چطور ممکنه؟قبلا اصن همچین کاری نکرده بودم....گذر زمانه
رفیق؟به هر حال....بزار یه چیزی رو روشن کنم
به هیچ وجه...یا طریقی... من به تو به چشم رفیق نگاه نمیکنم.
تو جذابی ...هیجان انگیزی ... خدای جذابیت زنانه
من هنوز نمیدونم چیکار کردم که لایق اینم...
اینو میفهمی؟-آره
بیا به راهمون ادامه بدیم.
باشه.فقط بخاطر جروبحث
بیا فرض کنیم دکتر "مومبای" یکی از جراح ها بوده
اما بازم واسه انجام عمل سرخرگ آئورت ... چشم شاهین لازمه
اما این تجربس که مهمه....یکم فک کن
میشه سریع تر بری به اون ظرفا رسیدگی کنی؟ کف ها دارن از بین میرن.
اریک ....باورت نمیشه
قسم میخورم... من همین الان فرمانده اسپنگلر رو دیدم
بیرون پنجره وایساده بود... -اصن بامزه نیس فرانسیس
اصن نباید راجع به این موضوع شوخی کنی...
مثل همون کصخل قلاب دستی... -اما اون واقعی بود
دقیقا مثل توی پادگان نظامی بود -میدونم...اون واسه خیلی وقت پیش بود
من خودم هر دفعه چشام رو میبندم قیافش میاد تو ذهنم. ما از اون سگ دونی فرار کردیم
زدیم بیرون و یه زندگی بهتر واسه خودمون جور کردیم
حالا بیا این ظرفای لعنتی رو تموم کنیم
!!!تازه باید چاه توالت رو هم باز کنیم
هی...بچه ها ...یه لحظه وایسین
سلام...من دویی ام
تو بوی گوه میدی ...من ازت خوشم میاد
شاید بتونی با من بیای خونمون... -دویی تو نمیتونی سگ داشته باشی
ما میخوایم تو همینجوری بدبخت بمونی... -درسته پسرم
ما کارمون همینه که مطمئن باشیم که با تو به بدترین شکل ممکن ناعادلانه برخورد کنیم
دویی...به اونا گوش نکن... من این موضوع رو کامل مطالعه کردم
و من تورو متقاعدت میکنم که باهاش کنار بیای... تنها کاری که باید بکنی اینه که
!!!منو قایم کنی...هم
اسمتو میزارم مارشمالو
"امشب ...همون شبه"
"امشب...همون شبه"
"همه چی خوب خواهد بود"
"چون من عاشقتم دختر...هیچکس نمیتونه..."
"جلومونو بگیره"
هل...اینجا چیگار میکنی؟ -خب...5 دقیقه دیگه شیفت کاریت تموم میشه
و من اینجام که تورو واسه یه شب رومانتیک ببرم بیرون... -اوه عزیزم
خیلی خوبه ولی من نمیتونم بیام... باید جای "کریگ "رو پر کنم امشب
چرا؟-اوه ...اون بدجوری مریضه
اون بزرگترین و ماهرترین دروغگوی دنیاس
آخرین باری که به بهونه آنفولانزا کارو پیچونده بود
دیدمش که داره تو برنامه ی تلوزیونی جفتک میندازه
ضبظش کردی اونو یا نه؟- نه تایمر رو اشتباه ست کردم-
اوه عزیزم...من واقعا شرمندم
بعد همه ی مشکلاتی که پشت سر گزاشتی
نه اصلا مهم نبودن در واقع...اصن مشکلی پیش نیومد
بازم ممنون که منو رسوندی
...واو
پس قضیه از این قراره که من باید برم واسه "پرام"
تنها چیزی که میخواستم یه عصر دلنشین بود
من حتی متن سوگند ازدواج توی کلیسا رو آماده کردم من هیچوقت...نتونستم اینو واسش بخونم
چی شد؟- اون با فرانسیس رفت سر کار-
دقیقا وسط مراسم- امشب میخواستم اینو واسش بخونم
خدا...الان حس خیلی بدی دارم
ناراحتش نباش کریگ اشتباه تو نبود
نه...الان واقعا حس بدی دارم
.عشقم واقعا بابت امشب متاسفم
گوش کن...فردا شب میخوام .یه شام مخصوص ردیف کنم
پسرا رو میبریم تو گاراژ و در رو روشون قفل میکنیم .یه بطری مشروب باز میکنیم
اوه عزیزم...میدونم عزیزم ...میدونم
فقط همینا رو داشتم
گوشت کبابی نیم پز شده؟ بطری مشروب رو گزاشتی تو یخچال؟
گوشت کبابی عالی شده. .من اصلا خبر نداشتم که ست رومیزی نقره هم داریم
اخرین بار کی از این استفاده کردی؟ شبی که بابات تصمیم پرفت تورو بسازه-
میخوای بیشتر توضیح بدم؟ !!!نه- خوبه...مرسی بابت کمک-
حالا...برین تو اطاقتون .و همینطور سعی نکنین که دید بزنید
!!!برین دیگه
!!!این سگ نیس ... فقط وانمود میکنه که سگه شام چی داریم؟
سگ؟مچتو گرفتیم لطفا...به مامان چیزی نگین ... لطفا
سرت به تنت زیادی کرده؟- فقط میخوام یه شب داشته باشمش-
لطفا...لطفا- باشه دویی فقط آروم باش...ما چیزی نمیگیم-
!!!مرسی
خب ..کی قراره لوش بدیم؟- به محض اینکه بابا برسه...اینجوری باحال تره-
دیشب اصن نتونستم بخوابم- منم-
یجورایی انگار ترس تو دلمه- !!!فرنسیس-
فرمانده اسپینگلر
تو آلاسکا چه گوهی میخورین شما؟- !!!اومدم دنبال تو...فرنسیس
چند ماهی میشد که دنبالت بودم
من؟چرا؟
چرا؟
...چون
بعد از 32 سال به عنوان مربی و ناظم
فرار از خدمت شما دو نفر .به عنوان تنها اشتباه من ثبت شد
اشتباه
...بعد از اون اتفاق .هر روز که از خواب بیدار میشم
قیافه نحس شمارو میبینم
من خشمم رو روی دیگر کاردان های ...نظامی خالی کردم
...که حقشون این نبود
...دادخواهی صورت گرفت .اتهامات علیه من عنوان شد
.رسوایی
.حتی خیلی چیزا از اون لحظات رو یاد ندارم
...ولی یادم هست که
!!!که چه کسانی باعثش شدن ...ماورای همه زجر هایی که کشیدم
یه چهره احمقانه رو میدیم که بهم پوزخند میزد
!!!چهره مسبب تموم این زجر هایی که کشیدم
کی؟
!!!بمیر
!!!بمیر
!!!بمیر لعنتی
قربان...تمومش کن این قلابات بدجوری سردن
No comments yet. Be the first to leave one.