The first 200 lines.
!"لورن"
!حواست باشه
.آره، اون توي تيم ـه
.در واقع، دوباره تو نخِ مردهام
.بودن با زنها خيلي توجه لازم داره
.نه، داريم دربارهي تيم سافتبال 16 اينچي حرف ميزنيم سافتبال، نوعي از بازي بيسبال با) (زمين کوچکتر و توپ بزرگتر
سافتبال 16 اينچي چيـه؟ - ...اساساً -
...خواهر چاق سافتبال معمولي
.با همون صورت زيبا، فقط بزرگتر و آسونتر ـه
...درسته، رقابت بزرگ
.بينِ طراحان و حسابدارن
...آره. توي خبرنامهي شرکت
...دربارهش شروع به خوندن کردم
بعدش وقتي فهميدم داشتم ...خبرنامهي شرکت رو ميخوندم
.ديگه نخوندم
.ميدوني که من اونو مينويسم
.عجب تاپ قشنگي ـه
.سلام، مَشنگها
سايمن"، تو هم بازي ميکني؟"
.نه، خواهش ميکنم. من بازنشستهام
.به علاوه، سافتبال بازي زنان همجنس باز جوانـه
.و من ديگه هيچکدومشون نيستم
...آخرين باري که "سايمون" بازي کرد 10 سال پيش بود
وقتيکه تونست به .تنهايي بازي رو براي طراحان ببره
...خدايا، حاضر بودم همه چيزم رو
.براي ديدن اون بازي بدم
!همه چيز - .منم هيمنطور -
.به همين خاطر که بايد خبرنامه رو بخوني
.چونکه، هر سال داستان رو دوباره پرينت ميکنم
.شبيه روزنامه نگاراي تنبلي
...نگاش کن توي لباس بدون آستين
.و شورت کوتاه چقدر بامزه شده .اولين بازيم بود
نميدونستم چي بپوشم، پس مثل .ريچارد سايمون" لباس پوشيدم"
.سايمون" يه جورايي اسطورهست"
...ميگند يکي از
.بزرگترين لحظات ورزشي ـه کل تاريخ بود
خواهش ميکنم، نيازي نيست .روزهاي شکوه و افتخارم رو برام تکرار کنيد
.چونکه بايد روي پروژهي "رايس کريسپي" کار کنيم
.آره .کارهاي زيادي داريم که بايد انجام بديم، بچهها
.بياين تمرکز کنيم، بچهها
.يه بعد از ظهر آخر پاييز بود
قسمت عقب بدنِ کرمهاي شبتاب داشت .توي شب چشمک ميزد
.هوا با مقداري شکر خامِ گرم تازه شده بود
.کار شرکت "بَث و بادي" رو راست و ريس کرده بوديم
...و "سايمون رابرتز" براي زدن ضربه مياد جلو
...و، بوم، يک ضربهي 4 امتيازي عالي
.عوضي، 5 امتيازي بود
.اگه ميخواي داستانو بگي، درست بگو
.اين طوري اتفاق افتاد
.نوبت به بازي آخر رسيد
.توي هُم پليت بودم، پايگاهها لمس شده بودن هم پليت، آخرين جايي که بازيکن بيسبال) (بعد از لمس کردن پايگاهها بايد لمس کند تا پيروز شود
...و انتقامجوي من اونجا
...روي تپه بود، شريک تجاريم
"گوردون لويس"، مثل يه "يتيِ" .معتاد به کرک بهم زل زده بود
."داري ميبازي، "رابرتز
.خوب اداش رو در مياري
.ممنون - ...و اون موقع بود که -
اون اشاه رو انجام دادم .حرکتي که از "بيب روث" تقليد کردم
...اشاره - .متاسفم -
...در نيمهي راه بين آسمون
."و صورت شبيه "جزيرهي شرقيِ" "گوردون
.و بعدش، زمان عوض شد
...انگار همه چيز
.صحنه آهسته شده بود
...و پرتاب مهم
.به من رسيد
.سيدني"، پرتاب مهم به من رسيد"
.و من محکم بهش ضربه زدم
.رفت بالاي بالاي بالا
!و يکم بالاتر. آره
...درست به سمت
حصارهاي وسط ميدان، دقيقاً همونجايي !که من نشونه رفتم
!و جمعيت سر از پا نميشناخت
!آره! آره! آره
!بده به من! بده به من! بده به من
!آره - !آره -
...و هيچوقت صورت"گوردون"رو وقتي که گفت
...سايمون رابرتز"، اي"
.اي حرومزادهي خوششانس
ميتونيم توپ مونو پس بگيريم؟
.الان ديگه مالِ من ـه، بچه جون
.تفريح تموم ـه
..:: IMDb-DL & TvShow ::.. .تــقـديـم مـيکـند
:ترجمــه و زيرنويــــس زهـــرا & ( Mehrdadss ) مــهـرداد
قسمت نهم از فصل اول "سافتبال 16 اينچي"
"ديـــوانــههـا"
نيمدونم. فکر ميکني "اسنپ و پاپ" از هم خيلي دورند؟
.آره، ولي "پاپ" ميخواد اينطور باشه
،ميبيني، اون مخفيانه عاشق "اسنپ" ـه ...و با اين وجود
،شکر گزار ايدههاي "کرکل" ـه .پاپ" آمادهي پيشرفتن ـه"
تا فقط اون و "اسنپ" دوباره توي يک جاي .تازه از نو شروع کنند
.ديشب تا دير وقت بيدار بودم، و يه فکرايي به سرم زد
!گوردون لويس" داره غذاهاي پخته شده مياره"
.من به اونايي که توي دستشويي خانومهاند خبر ميدم .همه سرشون به کار خودشون باشه
موضوع چيه؟
...فقط چندتا کلوچهي رُزماريِ که
.شوهرم درست کرده
.کره، شکر، عصبانيتِ سرکوب شده براي يه زندگيِ بي جهت
.که همچنين اسم نمايشنامهـشِ که به هيچ جايي نرسيد
...تو رو با چيزاي پخته شده ديديم
.فکر کرديم ميخواي کسي رو اخراج کني
...خب، از اون جهت
.حق با شماست
چه طور حساب شرکت پاکت موتور سيکلت"رو از دست داديم؟"
.از دستشون نداديم
.ما اونا رو پيچونديمشون
...ظاهراً، اونا محدوديت وزن رو زياد برآورد کردن
و اين باعث شده که...به يک .مشت بچههاي تُپل بربخوره
.پدر، متاسفم .ميدونم اون مشتري چقدر برات مهم بود
!بچهها عاشق اين ميشند
...خب، ميدونم که چاقيِ بچگي يه مشکل ـه
چرا از بچههاي لاغر بگيريمش؟
.اونا که کار اشتباهي انجام ندادن
.ببين، تو که ميدوني ماجرا چه طوري ـه
.يه حساب ميگيريم، کسي رو استخدام ميکنيم
.يه حساب از دست ميديم، بايد يه نفر رو اخراج کنيم
.،خب پس، "گوردون" از اينکه از دستت ميديم متاسفيم
.ولي جنبهي مثبت رو ببين
تو و "تيموتي" ميتونين وقت بيشتري .رو با هم بگذرونين
.شايد يه تئاتر همراه با شام باز کنيد
."B.B" يه
من ميگم يک دنياي ديگه اون بيرون .براي مردهاي ميان سال همجنسباز هست
.آره،"گوردون"هر چيزي ممکنه
.خيليخب، گوش کن
.اين کاري که بايد انجام بديم
...بايد يکي از پرندههاي کوچيکت توي بخش
.طراحان رو از دست بديم
چرا بايد از بخش ما باشه؟
چرا نميتونيم يه نفر رو از بخش حسابداري از دست بديم؟
.بخش حسابداري توي 3 اخراج آخر کارمند از دست داد
.نوبتِ طراحان ـه
.مطلقاً نه! ما کسي رو از دست نميديم
.اونا مثل خانوادهـَن
برد"، "برد" آسايي" .حتي اون "تونيِ" تنبله
.اون "تيم" ـه و تنبل هم نيست
.اون روي ويلچر ـه
.اونا مثل بچههام هستند
.خب، من يکي از چريکهاي "گوردون" رو اخراج نميکنم
.پس به بنبست رسيديم
.باشه، فقط يه کار ميشه انجام داد
.شرطبندي سافتبال - .شرطبندي سافتبال -
صبر کن. شرطبندي؟
...درسته. اين جوريِ که تمام
.مشکلاتِ اصليـمون رو حل ميکنيم
فکر ميکني چرا محلهاي ادرار الان 33 سانتيمتر بالا تر ـه؟
.باشه، پس اون حلش ميکنه
...هر کي بازيِ سافتبال رو ببازه
.بايد يه نفر رو از بخشش اخراج کنه
.قبول ـه - .و بهت هشدار بدم -
.من هنوز هم بهترين تيم رو دارم
."حسابداران نابودت ميکنند، "رابرتز
!نابودت ميکنند
."مگه اينکه تو خواب ببيني، "لويس !مگه اين که تو خواب ببيني
...فقط حس ميکنم يه چيز بيشتري توي داستان
.اسنپ"، "کرکل" و "پاپ" وجود داره"
کجايي، بانوي گم شده؟
.از اين متنفرم. نميخوام کسي رو اخراج کنم
.نانسي"، سلام عزيزم"
.بهش بگو سلام ميرسونم
.آره، ناهار به نظر خوب مياد
...من فقط دنبال يه رستوران گياهي در
.شعاع 3 مايلي اينجا ميگردم که بوي عرقِ بدن نده
باشه، بايد برم .باي باي
چرا بهش نگفتي سلام ميرسونم؟
.اون بيشتر"روز بخير"عادي رو ترجيح ميده
...زمانهاي سادهتري رو به يادش مياره
...اون موقع که مردم سر وقت شام ميرسيدن
و قبل از اينکه بتونند با مستخدم .خونه سکس داشته باشند،ميرفتند
.و داري دروغ ميگي - .آره -
.دارم ميگم، ازت متنفره - .صبر کن -
خب، چرا بايد ازم متنفر باشه؟ - .بيخيال -
.چرا برات مهم ـه؟ تو هم ازش متنفري - !موضوع اين نيست -
من و تو دوستيم ...اگه اون از من خوشش نمياد
.به خاطرِ اون بوسه است
!اون؟ اون که چيزي نبود
.خب، تو واسه يکچيزي تو مايههاي 2 ثانيه تو نخم بودي
و تو چرا اصلاً بايد بهش بگي که منو بوسيدي؟
.خب، گفتم يک بوس بود، که لبها با هم ملاقات کردن
.لبهاي کي اول اومد جلو، نميتونم بگم
.ولي گفتي
.گفتم. لبهاي تو اول اومد جلو
لعنتي، "آندرو"! دروغ گفتي؟
!فقط توضيح دادنش به اون شکل آسونتر بود
.و نميتونستم بهش نگم
حتي اگه يه دروغ بود، مجبور .بودم باهاش رو راست باشم
.از اين موضوع خوشم نمياد
...خب، اگه باعث ميشه حالت بهتر بشه
.حسادتش سکسمون رو خيلي بهتر ميکنه
.چقدر خوب که اين و گفتي
خيليخب، بايد شانسهامون براي .يک پيروزي رو بهينه کنيم
اولين کاري که بايد بکنيم .مشخص کردن موقعيتهاست
باشه؟
اين ديگه چيـه؟
...آندرو" ميخواست يه شخصيت مونث به"
.اسنپ"، "کرکل" و "پاپ" معرفي کنه"
ميدوني، 3 تا جوون مجرد توي يه ظرف .صبحانه به تنهايي زندگي ميکنن
.ميدوني، همونايي که مردم ميگند
خيلي خلاقانه است .ولي فعلا براي خلاقيت وقتي ندارم
يکي ديگه از اونا داره، درسته؟
.آره - .باشه، خوبه -
No comments yet. Be the first to leave one.