The first 200 lines.
بچه ها
برتي شام دعوت تون كرده
اگه امشب بتونيد بياييد
خيلي خوشحال ميشه
ساعت 6 اونجا باشين بهونه هم نيارين
اوه ، باشه براي شام بهونه مياريم
نيك لازمت دارم
بايد همراهم بياي
دختره يهوديه حس بوياييش قويه
سطح اهميت بالا
من نمي تونم همراهت بيام
برتي شام دعوت مون كرده
آقا فكر نكنين اين يه مهموني معموليه
حداقل 11 رقم سوپ درست كرده
همشون هم خامه اي
عالي
سلام مامان
سلام عزيزم ببخشيد مزاحمت شدم
مي دونم صبح ها تنها فرصتت براي خوشگذرونيه
ولي لازمت دارم خواهرت تو دردسر افتاده
ابي؟ چش شده؟
توي هتل تو سنديگو بازداشتش كردن
خواهرت چي شده؟
يعني داشته دزدي مي كرده گرفتنش
زنگ زدن پليس ، شلوغ شده
منو تصور كن توي خونه ام با يه دختر يهودي
ببينم مگه جس خواهر داره؟ اره ولي نديدمش
مي خوام يه سر بري زندان
بگيريش بندازيش توي هواپيما بفرستيش خونه
اوه نقشت عاليه راستي اينم بگم
نمي دونم چجور زندانيه
خلاصه براي هرچيزي خودتو اماده كن
از اون پيرهن هاي جينگيلي نپوش
باشه دوستت دارم
سلام نيك
بيا هرچي ملاقه بود برات اووردم
اوو اين يكي خيلي عميقه
خب از خواهرت چه خبر؟
داره مياد اينجا
چه خوب خاك برسرتون شد
بهترين خبر عمرتونو شنيدين مي دونم
خبر خيلي خيلي خيلي .... خيلي
خيلي خوبيه
مترجم: محمدرضا شيخ الرييس
براي ديدن خواهر مرموزت، لحظه شماري مي كنم
مرموز نيست
خونه خراب كنه
مي دوني هميشه تصور ميكردم
يه شوهر فرانسوي سياه پوست داشته باشه
اسمش هم مثلا باشه ، جروم سنت پيِر
احتمالا بايد برم فرودگاه ببينمش
چون بايد سريع پروازش رو عوض كنه و بره
نيك، واسه چي به من نيگا نميكني تو؟
حواسم به دوست دخترمه خب
خداروشكر بلاخره به عكس العملي نشون دادي
فكر كردم "روح " شدم
خب من برم ديگه داري ميري؟
خب من ميام
جس جس
ميشه منم باهات بيام؟
مي دوني فكر نمي كنم
شما دوتا خيلي بتونين همديگه رو تحمل كنين واسه چي؟
ببين من خودم خيلي وقته نديدمش
جس من ميخوام خواهرت رو ببينم
چطوره يه كار ديگه كنيم
من اول ميرم پيداش ميكنم بعدش تو بيا
قبل از پروازش يه شام كوچولو باهاش بخوريم
عاليه ... دستت درد نكنه فقط همينو مي خواستم
وينستن، شرمنده امشب نمي تونيم بياييم خدافظ
منم نيستم وايسين
نه نه نه
آهاي
واقعا مي خواي بذاري نيك، ابي رو ببينه؟
معلومه كه نه افتاده زندان بايد برم ازادش كنم
مستقيم از خود زندان
به نيك گفتم تايم بين پروازش بايد بياد ببينتش
ولي، از شانس بد يهويي پروازش عوض ميشه اصلا وقت نيست خدافظ
نيك من رفتم ، زود بياييا شامپومون تموم شده
سرم رو با صابون مي شورم خواهرت متوجه نميشه
اشكال نداره حتما بيا كه خواهرمو ببيني
عمرا بذارم ببينتش
ببين رفيق منم نمي تونم بيام
اينطوري ميشه مثل قرار 2 زوجه
همينجوريشم اوضاع منو سيسي عجيب غريب هست
چون 2 ماه پيش رفتين سرقرار
و بعدش سيسي ديگه بهت پيامك نداد؟
اره
مرد باش ، مربي خيلي خب
راس 6 اونجايي يه شراب هم ميخري مياري
از اين ارزوناش هم نميخري برتي اهل سوماليه
چشم
اوه چه خبرا ابيگل
من رفيق فاب جسي ام نيكلاس
باعث خوشحاليه كه ... يا خداي مهربون
اين شونه ي سلمونيه؟ ببين اشميت
مي خوام توي ملاقات اول با خواهر جس آدم باحالي به نظر بيام
اره منم ميخوام "جوليا چايلد" زنده بشه
ولي خب چاره چيه؟
ولش كن بگو چكار داري پاشدي اومدي اينجا؟
قبلا هم بهت گفتم
شرايط سختي براي "مخ زدن" دارم
يه چيزي دو برابر داستان الماس سياهه ماجرا جنگل ها و مغولها
همونطور كه جفتمون مي دونيم
تو بهترين همراه براي مخ زني هستي
ممنون اشميت
راستش از اينكه تصادف كردم خوشحالم
چون اينطوري مي تونيم بيشتر باهم باشيم
تو هم كمك ميكني تمرين كنم
آخه يه نفر چقدر ميتونه پولدار باشه كه از وقتش بزنه بياد به من كمك كنه
ببخشيد شما نويسنده ي كتاب
"حالا شما استاد ارگاسم زنان هستيد، خب بعدش؟" هستين؟
ميشه يه امضا به من بديد البته
يالا ديگه، خيلي زود تموم ميشه
براي قرار شام برميگردونمت باشه ميام
ولي هروقت جسي زنگ بزنه بگه بيا من ميرما
خيلي هم ممنون براي اين حمايت نصفه نيمه ات
و اين يه تيكه كوچيك از زندگيت
قابلتو نداره مرسي
سلام ابي
اوه ببين كي اومده خواهرِ بزرگ و بَدِش رو ببره
آماده اي بريم يا مي خواي اسمت بره تو كتاب ركورد هاي سال
آدامستو بريجت برداشت
تو آدامس ميوه اي منو برداشتي
نه خير من برنداشتم پتياره خانم
يا خدا به خاطر آدامس؟
آدمس مو بِده
چه خبر از پسر جديده؟ مي خوام ببينمش
نه خير وقت نداريم چون باي ببرمت فرودگاه
مامان برات بليط رزرو كرده
من اطلاعات كارت اعتباريشو دارم
نكن همين الان مي تونم بليطو عوض كنم
وايسا بينم ، داري چكار مي كني؟ تموم شد
چرا براي يه بارم كه شده توي زندگيت
كاري رو نمي كني كه قرار نيست بكني
منكه اونروز كلاه سر اون خرسه نذاشتم
اينجوري رانندگي كن ... برو ، برو واي خدا نه نه
نه نه من اينجوري رانندگي نمي كنم يه بار امتحان كن
من سابقه رانندگي عالي دارم ديگه به من دست نمي زنيا
براي چي نمي ذاري دوست پسرت رو ببينم؟
باعث خجالتت ميشم؟ نه
عاليه ، چون الان پروازمو عقب انداختم چقدر خوب واقعا
خيلي هيجان زده شدم
الان سرعت ماشين رو كم كردي؟
نه راستش به نظرم داريم خيلي تند مي ريم
با اين سرعت خداكنه اين دور و بر پليس نباشه
سرعتت رو بيشتر كن
شرمنده از خدماتتون واقعا ممنونم
اينجا كجاست ديگه؟ كاباره يهودياس
اگه جشن ختنه سورونه من نيستما
هدف ما ريچله معلم زبان عبريه
كتك زدن چندتا از بچه هاي اينجا
بهترين راهيه كه ميشه مخش رو زد؟
بعدش بيارمش وسط برقصيم اولش يه ذره آروم حرف بزنم
بعدش صدامو ببرم بالا بعدش از زمين بلندش كنم يه دورش بدم
بعدش باهاش ازداج كنم بچه دار بشيم اسم پسرمون رو بذارم اِلون
بعدش پسرمو ميارم اينجا براش تعريف ميكنم چطور با مادرش آشنا شدم
همش اينجا اتفاق مي افته نه هيچ جاي ديگه
تسلسل نسل يهوديت و غيره و غيره
اصلا فهميدي چقدر حرف زدي؟
اونها اونجاس
يه تيكه ي زيباي هخامنشي هخامنشي ديگه چيه؟
مشكل اينجاس كه باباش مرجع تقليد منه
باباهه مي خواد سر به تن من نباشه پس مجبورم دختره رو تسخير كنم
قبل از اينكه باباهه چيزاي ترسناك و البته حقيقي
درمورد من براش تعريف كنه راست ميگي
او سلام
چه روزيه امروز
امروز يه روز ويژه اس دست منو بگير
دستتونو بگيرم يه روز ويجه
مي خواستين دست منو بگيرين كه بتونين دوباره اين جمله رو بگين ، مگه نه؟
بعله
فكر نكنم فرصت افتخار اشنايي با شما دست داده باشه
ميشه دست شمارو هم بگيرم؟
شما هرجامو كه دلتون خواست مي تونين بگيرين !!!
پس اره فقط
فقط ما دو تا + برتي و وينستن
اره فقط تو ، من
برتي و وينستن
كه ... فقط يه شام ساده مي خوريم اره مثل
مثل قرار، منتها قرار نيست چون ...
آره آره
پس
حالا اين چيه پوشيدي؟ سرهمه؟ آره
پس مي ري دستشويي چطوري درش مياري؟
اوه عجب جاييه
اوه خداي من
خيلي ، مي دوني ، خوشگل شدي نه بابا تو خيلي خوشگل شدي ...
واقعا خوشحالم ديگه چوب استخون نيستي
تو هم حرف نداري
سلام شيركاكائوي عزيز
اينجا چه خبره؟ يه خبراييه!! نخير
نه
تو ميخواي باهاش بخوابي
ولي تو مطمئن نيستي قبول كني يا نه
اگه سيسي قبول نمي كنه من پايه ام
ابيي دي باشه
ابي دي هميشه حرفاي
ناجور ميزنه
اگه يه بار ديگه واسه من شعر بگي
اين لباس مسخره ات رو پاره ميكنم
No comments yet. Be the first to leave one.