The first 67 lines.
یه روز از روز های خدا ، توی خونه ی یه دانشجوی کالج سه تا الهه ی کوچولو ظاهر میشن
یه روز از روز های خدا ، توی خونه ی یه دانشجوی کالج سه تا الهه ی کوچولو ظاهر میشن
این سه تا الهه ی کوچولو از قدرت هاشون واسه خوشحال کردن دیگرون ، استفاده میکنن
البته تا یادم نرفته باید بگم که واسه کوچیک تر کردن خودشون هم از قدرتشون استفاده میکنن
و این داستانشون
بهار از راه رسید و درخت ها پر گل شدن
بازم یکی از این بهار های دوست داشتنی از راه رسید
اه ، ای اینده ی دوست داشتنی من
خیلی دلم میخواد بدونم چه شکلی ؟
خوش اومدین
من یه طالع بین خیلی معروفی هستم که میتونم در مورد هر چی که دلت بخواد بهت بگم
تو از کجا یهویی ظاهر شدی ... ؟
زیاد بهش گیر نده
واو ! این گوی کریستالی واقعه ای ، نه ؟
همینطور
الان بدون وقفه میخوام در موردت ایندت پیش گویی کنم
اما قبلش میشه بگی از چه جور زن هایی خوشت میاد
من از زن های خوشم میاد که بتونه منو با بدنش اتیش بزنه ، و از این رو به اون روم کنه
و منو با عشقش سیرابم کنه
بسیار خوب ! به من بسپارش
مگه نمیخواستی با گوی کریستالی بهم نشونش بدی؟
به جزئیاتش زیاد گیر نده
و حالا .. بگیر که اومد
و الان میتونی ببینیش
"Ta-dah"...?
من ... من دارم اتیش میگیرم
تو رو خدا ببین توی چه بدبختی ای افتادم
خوش اومدید
تو کسی هستی که اومدی
به نظر میرسه توی پیشگوی قبلی یکمی اشتباه کردم
پس بزار یه پیشگوی دیگه واست بکنم
مگه تو کسی نبودی که می گفتی صد در صد کل پیشگویی هات درست ؟
به جزئیاتش زیاد گیر نده
بزن بریم سراغ پیش گوی بعدی
یه لحظه صبر کن
من نظرم رو در مورد زن مورد علاقم یکمی تغییر دادم
دلم میخواد بعضی وقت ها بغلم کنه و نوازشم کنه بعضی وقت ها دلم میخواد خودش رو واسم لوس کن
من از اون زن های خوشم میاد که بتونه شهوتم رو ارضا کنه
بسیار خوب ، به خودم بسپارش
تموم شد
اون خیلی شیرین و شهوتت رو هم ارضا میکنه
پیشگوی تو کاملا بدرد نخور
چی گفتی ؟
بسیار خوب ، داری میگی که همه ی پیش گویی هام دروغ
اینبار یه پیشگویی نشونت میدم که یادت نره
تا حالا فکر میکردم که داری با من شوخی میکنی
بسیار خوب ، نظرت در مورد زن قبلی که عوض نشده ؟
نظرم عوض شده
اون معصوم باشه ، بردبار باشه و خوش قلب هم باشه
اما بعضی وقت ها هم خیلی باحال باشه
درکت میکنم
اینبار دارم واقعا پیش گوی میکنم هر چی اومد باید قبولش کنی ؟
کرومانیون ، جاوا ، پکین ... ها
بفرما
خدا شاهد ماست ، از الان دیگه شما برای همدیگه حلال هستین
ارزو میکنم که به پای همدیگه پیر بشین
گان چان و کتری خانوم ازدواجتون رو تبریک میگم
تبریک
بعد عروسی ، گان چان و کتری خانوم واسه ماه عسل به مسافرت رفتن
نه
.... همسر من ... همسر من
اون نمیتونه حرکت کنه
بسیار خوب ، اونو به من بسپرش
بفرما
عزیزم ، چایت اماده س
داا
حرکت کردنش مشکل رو حل نمیکنه
No comments yet. Be the first to leave one.