The first 200 lines.
"بازنويسي KIYAVASH62"
"در آرزوي ازدواج" قسمت ششم
اوه ،چه خوشگله
چطور همچين مردايي متوجه زنا نميشن ؟
نيست درسته؟
مثل مرد ...؟
اون عوضي کجا رفت ؟
تکون بخور
گفتم براي من لباس انتخاب کن اما تو براي خودت ميگيري ؟
من دوست دخترتم؟
چرا من برات لباس انتخاب کنم ؟
هي ،تو دانش آموزي
چرا اينو پوشيدي ؟ اين چيه ،هوم؟
من ميخوام روز قرار اينو بپوشم
با کي ؟
بعد از ديدن عکسا نفهميدي ؟
عکسا جعلي نبود ؟
و براي همين نميخواي اينکارو انجام بدي
چه قراري داري که ميخواي لباس جديد بخري ؟
دوستم يه رستوران بزرگ باز کرده
من به مهمونيش دعوت شدم
فکر کنم بايد خودمو به دوستاش معرفي کنم
تو ديوونه اي
تو هم ديوونه اي
من فکر مي کنم اون منو دوست داره
اين خيلي رو اعصابه
اين بيماري شاهزاده است
ميخواي چي کار کني ؟
...من فقط مي تونم تمومش کنم
تو واقعا خنده داري ،نيستي ؟
تو گفتي ميخواي جدا شي
پس چرا ميخواي لباس بخري بري سر قرار ؟
مطمئني با اين مثل احمقا نميشي دختر؟
اين فقط بهونه اي براي خريد لباس
اين يه نوعشه ....درسته؟
من بايد يکي ديگه رو امتحان کنم
اينو بگير ،من اونو امتحان مي کنم
با يکم کيک چطوري ؟
البته من کيک خيلي دوست دارم
تو برو اونجا
متشکرم
من گرسنمه
يه چيزي بپرسم
بله ،بگو
...مي دوني ،امروز
مي توني نري خونه؟
اينطور نيست
من شوخي کردم
چون تو واقعا تعجب کردي منم خجالت کشيدم
منم اگه مثل ما خودمو صميمي نشون ميدم لطفا درک کن
اين چطوره؟
لازم نيست اينجوري باشه
پس اين چي؟
بد نيست
تو تو همه چي خوبي
با امتياز 8 از 3 ،من برنده ام پس چيزي براي من نيست ؟
پس ،برنده مي تونه هر کاري ميخواد بکنه
من حدس مي زنم اونا واقعا رفتن بيرون
اين لي شين يانگ ،من فکر مي کنم اون تو زندگي گذشته اش کشورو نجات داده
دفعه بعد،اگه دوباره از دست بدي من واقعا اين کارو مي کنم
موفق باشي
خيله خب
دوستات کجان؟
همه شون بايد مشغول باشن
با اين حال،من مطمئنم دارن مارو تماشا مي کنن
تو خيلي فکر مي کني ؟
براي ها مين جائه اتفاقي افتاده؟
بله
منم
اون چش شده؟
از ملاقاتت خوشحال شدم
من دوست شين يانگ،يون سنگ وو ام
آه،بله
منم از ملاقاتت خوشبختم
اون چش شده؟
مين جائه مهمون عزيزيه که من دعوت کردم
...من
....به فرانک
...ها مين جائه ما
متشکرم
مي توني اينوو امضا کني ؟
تو مستي ؟
اون چشه؟
تو نمي دوني ؟
معمولا طرفداراي واقعي امضا ميگيرن
لطفا اين کارو بکن،امضا کن
باشه
...يون سنگ وو،تو
! اينجا
من قطعا دعوتت کردم
لطفا اين کارو بکنفمن منتظرم
باشه
پس سنگ وو،بعدا ميبينمت
حالا که از جلو نگات مي کنم صورتت کک و مکيه
براي اينکه فقط من مشغول بودم
وقتي تو کالج بوديم پوستت بي عيب و تميز بود
واقعا اينجوري بود؟
پس بيا بعدا همديگرو ببينيم
متاسفم ،ما ميخوايم بشيتر لذت ببريم
براي همين قطع شد
اون پسر اوليه کي بود،دوستش بود؟
اوووم
دوست دانشگاهش بود
کسي که تورو دوست داره،پيداش نيست ؟
اون زودتر به من يکم از روشناييشو داده
شانسي
شين يانگ ،تو از اون خوشت مياد ؟
من داره حسوديم ميشه
نه
پس ،عشق يه طرفه است ؟
در واقع اون دوست پسر سابقم نيست
اون حتي در مورد ازدواجم صحبت کرده بود
اون با من تموم کرده
بعد از اون ،اوو مي خواست دوباره همديگرو ببينيم
من فقط نمي تونم خودم کاري براش بکنم
پس چرا با من صميمي رفتار مي کني ؟
براي همين اين کارو با اون کردي ؟
بله ،ممنونم
حالا که اون منو با تو ديده
احتمالا ديگه اينورا پيداش نميشه
اون آدم با وجدانيه
اون ظاهرا آدم خوبيه
پس چرا نميري دوباره ببينيش؟
من نمي خوام اين کارو بکنم
اين عشق گذشته
هوا سرده
لطفا زود برو تو
باشه
من ميبرمت خونه من اصلا الکل ننوشيدم
نه
من تاکسي ميگيرم
نه ،من ميبرمت ،بيا
...الان ،من
به خاطر تو حال خوبي ندارم
بذار خودم برم
من بهت زنگ ميزنم
به چه مناسبت من فضول و براي صبحانه دعوت کردي ؟
جونگ دا جونگ ميخواد چيزي بگه ،پس ما بايد دور هم جمع ميشديم
همه بشينيد
آماده اي
تو بايد گرفتار باشي
چي مي خواي بگي ؟
...من
نميخوام ازدواج کنم
تو حتي تاريخ عروسيتم انتخاب کردي چرا ؟
من حدس مي زنم چون من خيلي دلم مي خواست انگار آسمون با من بازيش گرفته بود
اگه من اين احساس و بخوام ،اما از پشت به من خنجر بزنن
من نمي خوام مجذوبش بشم ترجيح ميدم راه خودمو برم
من ازدواج نمي کنم
من مطمئن نيستم چه مدت اين انتخابت طول ميکشه
ولي من جديم
تو چشمام نگاه کن با قبل فرق نکرده ؟
همونه
حالا من استاد فرانسويم و مترجم کره اي ،انگليسي به فرانسه
يا شايد برم ابالات متحده ام . بي . اي مو بگيرم
اون خيلي پشتکار داره
کيم بو گي ،چت شده؟
وقتي که من مي خوام ازدواج کنم تو بايد توضيح بدي
وقتي که من مي خوام تو کار موفق بشم هنوزم تو بايد تايپ کني
اين خيلي خنده داره تو براي خودت ميبري و ميدوزي
براي همينه که آسمون با تو بازي مي کنه
فقط زندگي راحت ،روز به روز من مي خوام با کار سخت زندگي کنم
من امروز نميام خونه
من بايد براي يه سمينار ترجمه کنم و تصميم گرفتم چند رو مطالعه کنم
هفته بعد ،تو لندنه
لندن؟
پس،ميخواي بري سمينار دکترا
ميخواي شکلاتم بگيري ؟
شکلاتش خوشمزه بود
بيشتر از 500 نفر تو سمينار شرکت دارن
پس هيچ شانسي نيست که اونو ببينم
من بهت گفتم که با مردا ميونه اي ندارم
پس،فقط ما لي شين يانگ الان با ها مين جائه قرار داره
قرار ؟در مورد چي حرف مي زني ؟
اگه ها مين جائه تورو دوست داشته باشه
در واقع ،من احساسي بهش دارم
قلبم واقعا ميخواد از حلقم بزنه بيرون
من عصبانيم نمي تونم برسونمت
من چي بايد بپوشم ؟ در موردش نگرانم
من ديوونه نميشم ،ميشم ؟
چطور مي تونم اين احساسو داشته باشم ؟
هي قضاوت نکن فقط برو دنبال عشق
با اين سن و سال ،تو چطور نمي توني اينکارو بکني ؟
براي اينکه تا حالا کسي در مورد تو قضاوت نکرده ؟
من بهت گفتم که من ازدواج نمي کنم
منم . من فکر مي کنم کار خيلي بهتره
تو فقط چيزي که نمي توني مي خواي
تو کي هديه گرفتي ،تو حتي نمي توني بازش کني
در مورد املاک و مستغلات به من ياد بده
چرا ما تو مزايده زمين ارزان قيمت نميخريم ؟
در مورد "الباگي چي ؟
تو احمقي
زندگي من تو چمدونه
پارک لي وون واقعا کم زندگي کرد
ما مي تونيم راضيش کنيم اين کارو بکنه
ما واقعا بايد ويرايشش کنيم
مصاحبه خوب پيش ميره ؟
تبريک ،لي شين يانگ
تو مصاحبه در مورد چي صحبت کردين ؟
تو واقعا بزرگي
No comments yet. Be the first to leave one.