The first 200 lines.
Sorcerer885
.لئوناردو یه چیزی رو امضا کرد
چیه؟ اعترافنامه؟
بله
.خب پس هرچیزی که نیازه رو داری
.این برگه ارزشی نداره
.اون داره دروغ میگه
.تو دوست نداری باور کنی که اون گناهکاره .بیش از حد تحسین اش می کنی
.من هنرمند بودنش رو تحسین می کنم .از دست خودش عصبانی ام
.و همچنان کسی رو اعدام نمی کنم تا مطمئن بشم که گناهکاره
."اون اعتراف رو بده به من و این بازی ها رو تموم کن "استفانو
.یه چیزی هست که باید پیداش کنم
.یه ریزه کاری از قلم افتاده
.تو همه چیز رو دیدی
.با من حرف بزن
.بهم بگو چی رو از قلم انداختم
این رو کجا بذاریم بانوی من؟
.همین جا بذارید ممنونم
روز خوبی داشته باشید
ممنون
خدا بچه ات رو ازت میگیره ولی تو لبخند میزنی؟
.من شکرگزار زمانی که باهاش داشتم هستم
.چهار روز، چهار روزه که اونجاست و همچنان مردم می ایستند و بهش خیره میشن
.همه میان تا از مجسمه ی جدید دیدن کنند
اون کی بود؟
یه تازه از راه رسیده
خب... قرارداد بودن تو اینجا چیه؟
.هیچی. قراردادی وجود نداره
یه مرد زنی رو به خونه اش دعوت می کنه
.احمقانه اس که فکر کنی به خاطر اینه که از همصحبتی باهاش لذت میبره
.تو یه دستیاری
.من خانم این خونه ام
باید اینجوری با من صحبت کنی؟
.من بیشتر از هرکس دیگه ای باهاش بودم
.هرجوری دلم بخواد می تونم صحبت کنم
.هرچی تو بگی
.اینجا اتاق من بود
اومدی اینجا که غر بزنی؟
اون هیچ وقت منو رها نمیکنه، اینو میدونستی؟
پس چرا اینقدر از وجود من مضطربی؟
.اینا مال توئه
سلام اوه سلام
همه چیزی که احتیاج داری رو داری؟
بله ممنون
.همه چیز عالیه
چندماهه که روی این پرتره کار می کنی؟
.خیلی مهمه که درست از آب دربیاد
.و اون زن همچنان برام یه معماست
.به نظر من که معما نبود
.اتفاقا ... روراست و نجیب به نظر می رسید
این کشیدنش خیلی سخته؟
دفعه قبلی که کشیدن یه نفر برات
.غیرممکن شده بود رو یادمه
.یه چندتا خیابون از اینجا دورتر بود
.اون زن هم یه معما بود
ولی حالا دیگه نیست. امیدوارم
چرا باید می اومد تا با زندگی کنه؟
حسودی می کنی؟
.من حسود نیستم
.حسادت خصلت های خوب ما رو مسموم میکنه. خودت رو تسلیمش نکن
.تو عاشقشی
...آره ولی فرق داره
.من... من هر کدومتون رو یه جور دوست دارم
.فقط میخوام که تو خوشحال باشی برا من
.بالاخره کنار کسایی ام که دوستشون دارم
لئوناردو
دادستان
.ما باهمدیگه کار داریم
بله داریم
دنبال من بیاید
چرا توی مراسم نبودی؟
"پرده برداری از مجسمه ی جدید "مایکل آنجلو
.تو نظر منو میدونی .این مجسمه به اینجا تعلق نداره
...خب بقیه ی هنرمندها موافق این اثر بودند. تو
.نظر تو رأی نیاورد
.حالا همه دارند درباره اش حرف می زنند
.بله 5 متره
.نادیده گرفتنش یه خورده سخته
نصف فورانس داشته زیر سایه ی این زندگی می کرده
.در حالی که اون مشغول سنگ تراشی اش بوده
.هفته هاست که خورشید رو ندیدیم
چرا اینقدر از "مایکل آنجلو" متنفری؟
خدا بهش یه موهبت داده
از بین تمام خلقت میتونسته هرچیزی رو جستجو کنه
.اون وقت رفته این آشغال ایده آل رو درست کرده
.این.. این هیچ احساسی رو بروز نمیده
...نه نه من فکر می کنم
.فکر می کنم این مسئله که اون معروف شده آزارت میده
.نه نه این آزارم میده که توی اثر هنریش هیچ حقیقتی نیست
ولی توی فلورانس
.جا برای بیشتر از یه هنرمند هست اوه تو رو خدا
.به هرحال من امروز اومدم اینجا که بهت بگم برای تو هم یه قرارداد جدید دارم
.باید باهات روراست باشم
.اگر که تو به همچین اثری بها میدی ...همچین
.تقلیدی از هنرهای باستانی، پس من متاسفم
.علاقه ای ندارم که براتون کار کنم
خیلی خب
.روز خوش لئوناردو
چت شده؟ واسه چی لبخند میزنی؟
.حسادت خصلت های خوب ما رو مسموم میکنه
.شاید برای یه بار هم که شده باید به نصیحت خودت گوش بدی
.من حسود نیستم
چرا اینقدر ناراحتت میکنه؟
.من فقط دارم میگم که هنر کلیدی برای فهمیدن جهانه
!کلیدی برای فهمیدن علم و طبیعته
.اون چیز... اون چیزی که اونجاست هنر نیست
.مردم میگن که داره خدا را جستجو میکنه
.اوه بهشت روی زمین
!محض رضای خدا ممنون
.توی ذهن مایکل آنجلو بهشت وجود نداره
!لئوناردو
!مایکل آنجلو
اومدی اینجا که ببینیش؟
.بله، تبریک میگم
.مجسمه ات یه موفقیته
چه قدر مهربون
.گرچه تو بهش رأی ندادی
نه
.لطفا، استاد بزرگ، لئوناردو
!بله
بیا بریم. بیا
خیلی وقته که همچین تشویق بلندی رو نشنیدی
...خب
.تو میگی که در جستجوی معنا و روحی
که خدا رو جستجو می کنی و اون وقت این چیزیه که بهت الهام شده؟
یه دوباره سازی بی روح از آثار باستانی؟
.من انتظار بیشتر از این داشتم
چندتا اثر رو همینطوری رها کردی؟
...خب
.حداقل برا تنوع سعی کن یه کاری رو تموم کنی
.اون وقت میبینی که به افزایش شهرتت کمک میکنه
!به سلامتی استاد
!به سلامتی استاد
ممنون خواهش می کنم
.مجسمه ی جدید رو تو میدون دیدم
.عاشقشم. خیلی تاثیرگذاره
مشکل چیه؟
حتما باید راجع بهش صحبت کنیم؟
چرا؟ مگه مشکلی هست؟
.اونا پیشنهادش رو به من دادند
چی؟
دقیق همون مصالح رو، همون سنگ مرمر رو
.به من پیشنهاد دادند ولی من ردش کردم
...متوجهم
تو خودت نمی خواستیش
ولی طاقت دیدن اینکه یه نفر دیگه انجامش بده رو هم نداری
.به من نخند .من نمیخندم
.داری سعی می کنی نخندی .تو نخندیدن رو سخت میکنی لئوناردو
.مثل یه بچه می مونی که اسباب بازی یه بچه ی دیگه رو میخواد
.خب "سودرینی" سعی کرد که جبران بکنه
.بهم پیشنهاد یه کار جدید رو داد .اوه باید قبولش کنی
نه آره
.پس من از طرف تو باهاش صحبت می کنم .نه نمی کنی
باشه
بیا بشینیم همین جا فقط به حال خودمون غصه بخوریم، باشه؟
نه
.تو یه موهبت داری لئوناردو و اینو خودتم می دونی
.نمی تونی اینجا مخفی نگهش داری
.لطفا دوباره به جهان نشونش بده
صبحانه میخوری؟ .بله لطفا
.شروع خوبیه
این شهر مشتاقه که مسئولیت یه نقاشی دیواری عظیم رو
.به یادبود نبرد "انگیاری" بده
می خوایم که یه چیزی روی این قاب داشته باشیم
.با پس زمینه جنگاوری
می خواید که صحنه ی نبرد بکشم؟
خب به یه چیزی تو مایه های ... میدونی
.مثلا یه سرباز پیروز که پرچم شهر رو بالا برده
.یه نبرد شامل نمایش های خیلی مختلفی میشه
.بیشتر از اون چیزی که بشه روی این دیوار چپوندش
کل دیوار چطوره؟
.خب این... این کار سنگینیه که میخوای به عهده بگیری
.خب من... من پول زیادتری نمیخوام
...تو می تونی هرچیزی که واسه یه نقاشی کوچکتر ...نه
.پرداخت میکنی رو بهم بدی
.من راجع به پول حرف نمیزنم لئوناردو
.مشکل اینجاست که میخوام برای سالگرد این نبرد، کار تموم شده باشه
خب اگر از من میخوای که وقتم رو به یه کار عظیم جدید اختصاص بدم
.به یه فضا برا رویاپردازی احتیاج دارم
برای سربلندی فلورانس
این چیزاییه که احتیاج داریم. می تونی فردا بیای؟
.آه بذار چک کنم. یه سری ارسال محموله تو منطقه دارم
ممنون
.فردا خوبه
خوبه. ممنون
کل دیوار رو میخوای نقاشی کنی؟ بله
به اندازه اش نگاه کن
.به اندازه ی کافی چوب نخریدی که بتونی داربست به این بزرگی درست کنی
.میدونم. به همون مدل قدیمی داربست احتیاجی ندارم
.فقط میخوام همین چیزی که رو این برگه هست رو برام بسازی
ادامه بدید
ادامه بدید
.همینجا نگهش دارید، بایست
.زیاد از حد ناپایداره
.مثل پودر میمونه
.گچ جدید میخوایم
.اینو باید بکَنیم و دوباره روش گچ بزنیم
.اینکار روزها طول میکشه، هفته ها
.پس باید یه راه دیگه پیدا کنیم
.پس اینگونه سفرمان رو شروع می کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.