The first 200 lines.
ترجمه و زيرنويس سارا Zshkoo زهرا
صبح بخير، خاله وي و خاله ژانگ
تو الان گفتي صبح بخير؟
چطور مرد جواني مثل تو، ميتونه تا لنگ ظهر بخوابه؟
شما متوجه نميشي، خاله
هيچکس توي روز سي دي نميفروشه کار توي شب بهتره
من شما جوونا رو نميفهمم
من يه برنامه مشخص دارم که ساعت 9 شب ميخوابم و 5 صبح پا ميشم
از طرف ديگه، شما ها تا ساعت 9 شب هنوز کاملا بيدار نيستين
چطور ميتوني مقايسه کني؟ تو يه زن مسني
خاله، خوشحالي که ژيائو شان داره ميره آمريکا ؟
کي اينو گفته؟
شما هنوز نميدونين؟
ژيائو شان ديشب بهمون گفت که ميخواد باهاتون حرف بزنه
تقاضانامه مي شين پذيرفته شده
ژيائو شان نميخواد که دوست دخترش تنها بره
براي اونم ميخواد باهاش بره
اين بچه غير منطقيه
قراره خونه نداشته باشه و اونوقت به فکر رفتن به آمريکائه؟
مردا، بعد از زن گرفتن مادرشون رو فراموش ميکنن
خونه نداشته باشه؟ چي شده؟
باباي ژيائو شان ميخواد خونه رو پس بگيره
و نميخواد بذاره خاله وي اونجا زندگي کنه
اي عوضي! من ميرم حسابش رو برسم
!نرو! برگرد
بچه ها نبايد خودشون رو درگير مسائل بزرگترا بکنن، فهميدي؟
!چرا نکنم؟ ژيائو شان دوستمه
به هر حال اون پدر ژيائو شانه
اگه بهش صدمه بزني، ژيائو شان چيکار کنه؟
اوه، درسته.. به اينش فکر نکرده بودم
تو خيلي زود جوشي
دو جوآن، ديگه ميرم خونه
اوضاعش خيلي بهم ريزه
راستي، يه سوالي دارم- بپرسين-
وقتي چانگ گونگ براي عموي سومش ماشين ميشُست
عموش باهاش بد رفتاري نکرد؟
نه تنها اين.. بلکه دستمزدش رو هم کمتر ميداد
قرار بود که روزي 10 يوان بهش بده
ولي عموش هميشه با بهونه آوردن 5 يوان کمتر ميداده
روزي 5 يوان؟
!اين ظالمانه اس
چطور جرات ميکنه به پسرم زور بگه؟
!ميرم و اون پولو از حلقومش درميارم
بيا- منم باهاتون ميام-
اينجا چيکار ميکني؟- هيچي-
ميخواي بگردونمت؟- ميتونم اسکيت سواري کنم-
تو ميتوني؟- بله-
باشه، پس تنهات ميذارم
مدير وب! مدير وب
تو اسکيت بازيت خوبه. به منم ياد بده
بگيرش
!خيليم بد نيست
!دارم ميرم توي ديوار
اشکالي نداره، پاشو- قهرمان؛ دختر درمونده رو نجات ميده-
اونجا نوشيدني داره. ميرم يکم بخرم
من ميرم.. تو همينجا منتظر باش
چقدر ميشه؟ من پول دارم
صد يوان
!مگه سر گردنه اس
شوخي ميکنم.. فقط همينجا منتظر باش
!آب خوبه! واسم نوشابه نَخري
دوبطري آب.. ممنونم- باشه-
!چه تصادفي
شماهام اينجايين؟
آره. خيلي از همکاسي هامون اينجان.. بيا پيش ما
بذار اول از دوستم بپرسم - باشه-
چندتا از دوستام اينجان. ميخواي بريم پيش شون؟
باشه
بيا بريم
ميدونم الان پولداري
حالا که پولدار شدي، اصلا به فکر ما هستي؟
جرات ندارم، دو جوآن
مسخره بازي نيار
ورقه ثبت ساعت کاراي چانگ گونگ رو بيار و ساعتاي کاريش رو بررسي کن
دو جوآن، اين فقط يه ماشين شستن ساده اس
هيچ ورقه ثبت ساعت کاري اي نيست حتما داري باهام شوخي ميکني
نبايد يه دليل موجه واسه کم کردن دستمزدش داشته باشي؟
!دو جوآن، من فقط به تو و داداشم کمک کردم؛ که به پسرت يه درس درست و حسابي بدي
من مراعاتش رو کردم چون عموي سومشم هرکس ديگه اي جاش بود تا الان اخراج شده بود
!لازم نيست نگرانش باشي! اون کارش رو خوب انجام ميده
دو جوآن، فکر ميکني دوتا بچه ات خوب کار ميکنن؟
اونا همش خودشون رو توي دردسراي وحستناکي ميندازن
اين جوري توي کاراشون موفق نميشن
چطور ميتوني همچين حرفاي زشتي بزني؟
خوبي- خاله-
!خاله! خاله
دو جوآن- برو کنار-
آخ، کمرم
دو جوآن، تو ديگه جوون نيستي !مراقب باش
کافيه! بدهيت رو صاف کن
باشه، خوبه! من همه اش رو برميگردونم، خيلي خب؟
خاله، يهويي حرکت نکن
نه،منو نگه نَدار.. بذار کمرم رو چک کنم
سائبا ريو- برو کنار، کنار-
تو خوبي؟
!نتونستم به موقع وايسم. متاسفم
از فاصله 10 تري داشتم ميگفتم که برو کنار
نميتونستي وايسي؟ حتما از عمد اين کارو کردي
اين خانوم که عذرخواهي کرد انقدر بي رحم نباش
!کي بي رحمه؟ ما قرباني هستيم
بهمون صدمه زده! نبايد عذرخواهي کنه؟
نميخواي که همين طور دست روي دست بذاري ، مگه نه؟ - !متاسفم-
چرا واي نمي ايستي و امتحانش کني؟ منم تو رو ميندازم و بعدش عذرخواهي ميکنم
بچه ها، بيخيالش
چرا شما مردا به يه دختر گير دادين؟
شما بچه ها دوستاي زيادي دارين. ميخواين ما رو بترسونين؟
مزخرف نگو.. به دوستت بگو مارو برسونه به بيمارستان
تو صدمه ديدي؟- من ديدم-
نميتونم بگم که صدمه ديدي
آسيب داخلي، ميدوني چيه؟
چه خبره چانگ گونگ؟ کمک ميخواي؟ چند تا از بچه ها رو صدا کنم؟
چيزي نيست. فقط يه بحث جزئيه
موضوع خاصي نيست.. حالا بهم خوردين.. اتفاقيه که افتاده
شماها آدم زياد دارين، نه؟
اينطوري نيست که دنبال دعوا باشيم
چانگ گونگ، کم پيدايي
هي، چِن
بچه ها قبلا هم گفتم که توي زمين اسکيت من دعوا راه نندازين
کي ميخواد دعوا کنه؟
!اون بود که منو انداخت
شما هنوزم ميخواين برگردين؟
نه.. مشکلي نيست. فقط يه بحث جزئيه
بياين بچه ها
برين يکم نوشيدني بخرين
اينو به عنوان عذرخواهي در نظر بگيرين
متاسفم
خوبه.. ازت ميگذريم
خانوم جوان، دفعه بعد يادت باشه
اگه نميتوني اسکيت بازي کني، بچسب به ديوار
متاسفم
بيا بريم- چه شانس گندي-
ممنونم
مشکلي نيست. تو چطوري؟- من خوبم -
ده يوان خيليه
اگه اين بتونه با دوتا نوشابه حل بشه
پس ديگه نيازي باهاشون دعوا کنيم
جز اين، اين ما بوديم که اشتباه کرديم
خب ديگه، بيخيالش
ممنون، همه چي مرتبه- خداحافظ-
ممنونم، مدير وب
تو خوبي؟- معلومه که خوبم-
تو نيوفتادي؟- نه-
بيا بريم- باشه-
!ژيائو يي
اين شماره بيمارستانه؟
آره، مال بيمارستانه
يائو يائو امکان نداره منو با اين شماره پيج کنه مگه اينکه يه چيز اورژانسي باشه
منم همراهت ميام
سونگ! به بقيه بگو من بايد واسه يه مساله خانوادگي فورا برم
باشه، زود برو.. مراقب باش
خداحافظ، چانگ گونگ- خداحافظ-
اين يه مشکل کوچيکه
برو خونه و از کمپرس آب گرم استفاده کن
هر موقع وقت داشتي براي فيزيوتراپي بيا بيمارستان
بيخيال فيزيوتراپي ميشم.. هزينه اش زياده
ممنونم، دکتر شيائو
ممنونم خاله- !مامان-
چرا داداشت اينجاست؟
کي ديگه ميتونه تو رو راضي کنه؟
تاکسي نمي گيري و اتوبوسم برات راحت نيس
خاله، تو خوبي؟ - خوبم-
چانگ گونگ، نگران من نباش خودم ميتونم يواش يواش برم خونه
فقط يه رگ به رگ شدن ساده اس.. هيچي نيست
چطور کمرت رگ به رگ شد؟ چي شده؟
واقعا تقصير من نيست
..من- بيا بريم خونه حرف ميزنيم-
تو امروز با چانگ گونگ بيرون بودي؟
نه، امروز با بچه هاي دبيرستان دوره داشتيم
من و چانگ گونگ همديگه رو توي پيست اسکي ديديم
باشه، تو ميتوني همراهيشون کني من بايد برم طبقه بالا
باشه. خيلي ممنونم دکتر شيائو
ممنون، خاله
ژيائو يي؛ چرا نمياي خونه مون؟
غذاي مورد علاقت رو واسه شام داريم؛ کوفته هاي رازيانه
نه؛ مشکلي نيس ؛ خاله
بيا ديگه؛ بابام امروز صبح يه عالمه کوفته پيچيده
ميرم لباسام رو عوض کنم
داري منو ميذاري و ميري؟ - برو؛ من ميارمش -
بيا بريم؛ ژيائو يي
آروم آروم - من خوبم -
زبونتون رو بهم نشون بدين
ژيائو يي؛ زياد جدي نگيرش
فقط داشتم فکر مي کردم که داروهاي چيني واقعا به درد مي خورن يا نه
اندام هاي گوارشيتون ضعيف شدن و کمبود قوت و خون دارين
زياد به خودتون فشار نياريد
اگه دوست ندارين برين دکتر
پس يکم داروي چيني بگيرين و آروم آروم مصرفشون کنيد
بيماري جدي اي نيس؛ ولي زندگي با چنين رنجي خوب نيس
ژيائو يي؛ تو قطعا فوق العاده اي
تو توي سال دومت ديگه مي توني تشخيص بيماري بدي
پدر و مادرت بهت افتخار ميکنن
من واقعا اتفاقي وارد بيمارستان طب چيني شدم
من دانشجوي علوم انساني بودم و فکر مي کردم نمي تونم دکتر بشم
در آخر؛ از مسيرم برگشتم
آينده اميدوار کننده اي داري
تو آينده درخشان تري نسبت به چانگ گونگ يا يائو يائو داري
عمو؛ اين حرفو نزنيد
چانگ گونگ توي ايستگاه تلويزيوني کار ميکنه که خيلي ها حسرتش رو مي خورن
عمو، خاله؛ ديگه بايد برم بيمارستان دنبال مامانم
يکم از اين کوفته ها رو با خودت ببر واسشون
No comments yet. Be the first to leave one.