The first 108 lines.
دنیای انیمه تقدیم میکند
دنیای انیمه تقدیم میکند
ReMadza
Echelon
ReMadza
ECHELON
!دوست میخوام
!برای آزادی
!وای
!چه اتفاقی داره میوفته؟
!میخوام برم بیرون
!میخوام همه جا رو خراب کنم
!دلم میخواد باهام مهربون باشن
!داره ... چه بلایی ...؟
!چرا هوا یههویی ...؟
!ها؟
!چی؟! الان یه چیزی دیدم
... به نام بزرگ خاندان شنی، بیگ نیکلاس
... ای احمقها
!محکوم خواهید شد
اینبار دیگه چیه؟! قرار !با یه ساختمون گنده مبارزه کنیم؟
،اگه بتونیم واردش بشیم .دیگه کاری از دستش بر نمیاد
.اگه بتونیم
.من میرم داخل
.بعدش با استفاده از سکهها یه در براتون باز میکنم
.بسیار خب. ما هم حواسش رو پرت میکنیم
... اینقدر بی پروا نباش! روبی، من
.میدونم دارم چیکار میکنم
.حتی منم میتونم از پسش بر بیام
.دیگه باهام مثل بچهها رفتار نکن
.. اوه
.یانگ، بیا یکم به فراماندهمون باور داشته باشیم
.باشه
.متوجه شدم
!بسیار خب، بزن بریم
!ها؟! وای
!میخوام کلی بازی کنم
.میخوام هر وقت خواستم برم بیرون
میخوام با بابا و مامان صحبت کنم !و کلی لذت ببرم
!میخوام منو نوازش کنن
!پا ... پا ... ما ... مان
...مسـ ... ئو ... لیـ ... ت
... میخوام خوش بگذرونم! میخوام دوست داشتـ
... سکه، سکه
!سنسی، منم ژان !رویا از کنترل خارج شده
،اگه میزان تغییرات بیش از حد باشه .ذهنش شروع به مقاومت میکنه
!کابوس داره از مقاومت ذهنی وایس بهره میبره
.حالا دیگه راه برگشتی نیست
،اگه نتونید مقاومت ذهنیش رو بشکنید
.وایس دیگه از خواب بیدار نمیشه
.گفتنش خیلی آسونه
!نه
!نه
!آزادی
!برای آزادی
،تا وقتی پشت میلهها باشی
بهت اجازه میدم هر جور که .خواستی آزادانه رفتار کنی
.فقط با این روش میتونی پاک بمونی
!یکی از ابلهها رو پیدا کردم
!وای! چی؟! خفاش؟
... حالا میرم به اونهساما میگم که همهتون
!ددم وای
!اونهساما؟! منظورش وایس بود؟
!انگار روبی تونسته وارد ساختمون بشه
!بیا عقب نشینی کنیم
!یه موفقیت بزرگ !تو از پسش بر اومدی، روبی
.اونهچان، هنوز کارمون تموم نشده
.بیایید بریم
.این بار دیگه گریم رو شکست میدیم
... آه
!اطاعت، فرمانده
.خیلی خب، بزن بریم
هر کاری لازم باشه انجام میدم .تا اون از خواب بیدار بشه
... تو هم
.یکی از اون ابلهها هستی
!چی؟
!پسر خوبی باش و برگرد سر جات
.این اتفاق هرگز نمیفته
!من تو رو از خواب بیدارت میکنم، آیس کوئین
!واااای
.آخ
.حالا تا ابد همونجا بمون
.وگرنه با مجازاتم روبرو میشین
.دوباره برگشتیم سر جای اولمون
!هی، بذار از اینجا بیام بیرون
!می دونم که صدام رو میشنوی، دوپی کلاین
!آه
!این گریمه
!فرار کنید
!آی
!گریم چطوری وارد اینجا شد؟
!چی؟
!یعنی همهش بخاطر برداشتن عتیقهست؟
!در
!در! در
!قطار اونجاست
!وارد نمیشه. آخه چرا؟
.بچهها، یه لحظه صبر کنید
!سلام، ژان
... وایس منفی ... سنسی ... مقاومت ذهنی
!ژان؟! صدات رو درست نمیشنوم
!چه اتفاقی افتاده، روبی؟
!بلایی سر اسکرول اومده؟
!وای
،کابوس از وجودمون باخبر شده .باید عجله کنیم
!باز شو
.زمان مجازات شما فرار رسیده
!وایس؟
No comments yet. Be the first to leave one.