The first 200 lines.
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
حالا میتونی آسانسورها رو ببینید
انتهاش میرسه به دفاتر اجرایی
اینجاست، بفرمایید داخل خانومها و آقایان
این منظورشونه خیلی خوبه
حالا اگه کم بیشتر به میز نزدیک بشید
این اتاق رو بهتر میبینید
اینجا خانومها و آقایون اتاق شهره
قلب هر روزنامه ای
اینجا فقط تعداد کمی از
دو هزار و پانصد نیروی متخصص رو میبینید
که توسط روزنامه تاریخچه عصر استخدام شده اند
مردان و زنانی که خستگی ناپذیر
نه تنها در این ساختمان بزرگ
بلکه در هر کشوری از این دنیا به کار مشغولند
سردبیرها، گزارشگران و عکاسان
کسانی هستند که چشم و گوش شما در هر جنگ و صلحی هستند
و برای شما این امکان را ایجاد میکنند تا روی صندلی راحتی خود بنشینید
و تماشاگر تاریخ باشید
مردان و زنانی که
سنت بالای روزنامه نگاری در آمریکا را حفظ کرده
و آنها را به شما هدیه میکنند تا تبدیل شوید
به بهترین روزنامه خوانهای دنیا
اینها تعدادی از روزنامه هایی هستند
که چند دقیقه پیش چاپ شدند
این نسخه های اولیه به اینجا آورده میشوند
تا بین سردبیران و گزارشگران تقسیم شده
تا اونها به غلط گیری و کنترل روزنامه بپردازند
حالا در این قسمت
تمامی اخبار این شهر در این میزها غربال میشوند
سردبیر شهر کدومه؟
به اون هم میرسیم خانوم
با ریاست سردبیر شهر
که اونطرف نشسته
در مرکز سالن و رو به پرسنلش
آقای گانون رو میگین؟ بله؟
آقای گانون، بله جیمز گانون بله خانوم
و در انتهای سالن اتاق
مدیر مقالات ماست به نام لوید کراولی
و پایین سالن سرهنگ بالانتین که انتشارات رو بعهده دارند
و حالا خانومها و آقایان
چیزی که بسته به علاقه خودتون پیدا میکنین
چیزیه که ما در اصطلاح روزنامه نگاران بهش میگیم سردخانه
حالا اگه دنبالم بیاید
خوشحال میشم بهتون نشون بدم که چی داریم
آقای گانون میشه باهاتون صحبت کنم
من اهمیتی نمیدم برادرش چی در موردش فکر میکنه
نمیتونه روزنامه بفروشه
یه یادداشت برای من بفرست
آقای گانون آرچارد
داستان شهرداری چی شد؟ میتونم باهاتون صحبت کنم؟
در مورد چی میخوای با من صحبت کنی؟
پسرم
ببین خانوم من نمیدونم چطوری اومدی اینجا
یا اینکه کی هستی ولی من
من خانوم کوواچ هستم و بارنی من پیش شما کار میکنه حالا فهمیدید من کی هستم
اوه
مادر بارنی؟
از آشنایی با شما خوشبختم
بله حتما همینطوره
جیم، فیشر داره زنگ میزنه الان توی بلویو هستش
یه خانومه خواسته از طریق یه جوونه خودکشی کنه
یه قوطی قرص خواب رو یکجا خورده
حالا زمان خوبیه که به کار قرص خواب برسیم
میخوای یه عکاس بفرستی؟
بستگی داره زنه کی باشه ، پیداش کن
یه دقیقه صبر کنین
آقای گانون بله
نه اون گفت که الان معده اش رو خالی کردند
تنها چیزی که خورده بوده یک چهارم بطری ویسکی بوربون بوده
بازم داستان بدی نیست
در اینحالت دیگه عکس لازم نداره
گوش کنین من چند هفته است که سعی کردم شما رو ببینم
تلفنی نمیتونستم پیداتون کنم چون هر دفعه یه دور با تمام کارمندا صحبت داشتم
شما کی هستین؟ رییس جمهور؟
ما باید روزنامه بدیم بیرون
و پسرتون توی این کار بهمون کمک میکنه باید به اون افتخار کنین
چرا؟ اون فقط یه پادوئه
چاپ میکنه خب همون دیگه
میخوای از مدیریت سردبیری شروع کنه؟
میخوام اخراجش کنین
آقای گانون اون باید برگرده به مدرسه
برای چی؟
برای چی؟
چون میخوام که تحصیلکرده بشه
باباشم همین کارو کرد
آقای گانون پدرش تمام مدت زندگیش کار کرد
توی یه کارگاه دوخت اورکت در خیابون هفتم
یه لغتنامه همراهش داشت
که هر روز در موقع ناهار میخوندش
ولی بهم گفت ادنا
خدا بیامرزتش میگفت که بارنی باید درس بخونه
اون کلید طلاییشه
گانون
فردا جورش کن این خوبه
اندروز میفهممت، به نقل از معاون شهردار
و تو و اون میتونین توی ستون کناری باشید
شنیدید من الان چی گفتم؟
معلومه
هر روز یه لغتنامه همراه خودش موقع ناهار میبرده
گفت ادنا، خدا بیامرزتش
بذار بارتنی تحصیل کنه که این کلید طلاییه
ما همه احترام میذاریم خانوم کوواچ
که اون دن که داره حال میکنه
عکسها رو از روزنامه برش میده
اونم کلید طلایی داشته
فی ، بتا، کاپا
من اونو اینجا نگه داشتم برای خنده
اوه میخواین یه چیز دیگه ببینید؟
این نامه از یه پروفسور
توی دانشگاهه
ای آر استون
میشه لطفا من بعنوان یه سخنران مهمان
در یکی از مدارس شبانه خبرنگاری حضور پیدا کنم؟
من جیم گانون هیچوقت وارد دبیرستان نشدم
حالا بارنی قراره چی بشه؟
بارنی میخواد روزنامه چی بشه
و اینو هیچوقت در مدرسه یاد نمیگیره
پسر کوچولوی شما بزرگ شده خانوم کوواچ
به اندازه کافی بزرگ شده تا برای آینده اش تصمیم بگیره
بله چطوری میتونه تصمیم بگیره
وقتی حتی نمیدونه که چیو نمیدونه؟
آقای گانون من فکر میکنم اگه اون تحصیل کرده بود
کی میتونست بگه چی پیدا میکرد
من میتونم بهتون بگم چی پیدا نمیکرد
یه شانس دیگه اینه که با من کار میکنه
و من بهش شغلش رو یاد میدم
وقت ناهار میذارم یه کم داستان از روزنامه بخونه
وقتی هم که زمان داشتم غلطهاش رو میگیرم
من بهش نیاز نداشتم فقط بعنوان نیروی اضافی گذاشتمش چون که
میخوای در نقش پدرش باشی؟
اوه آقای گانون بچه داری به این آسونی نیست
باید اول یکی داشته باشی
کهنه هاشو بشوری ، شبها پا به پاش بیدار بمونی
عاشقش باشی و تا 18 سالگی نگرانش باشی
و بعد شاید
شاید اون وقت حق داشته باشی بهش بگی چی کار بکنه
گانون
سلام پگی
چطوری عزیزم؟
البته، البته میتونم امشب ببینمت
سه شنبه اس ، امشب پوکر بازی نمیکنی؟
اوه من یه کنفرانس خیلی مهم دارم
ولی برای نمایش آخرش شاید بتونم بیام
چی؟ رفیق جدید؟ کلوپ بانگو؟
آره البته که میدونم کجاست
پس بعدا میبینمت عزیزم
باشه خانوم کوواچ من با بارنی صحبت میکنم
این کارو میکنین؟
عین یه عموی هلندی
یا اینکه هنوزم خودمو خیلی نزدیک کردم بهش؟
اوه خدای من، اوه
من یه دوره سختی رو با اون پسر داشتم
اوه راحت باش پسر خیلی خوبیه
ممنون
ما بهش افتخار میکنیم
اوه خیلی ممنون
ممنون
خداحافظ خانوم کوواچ خداحافظ
خوشحال شدم دیدمتون
جیم این قاتل جدیده
این چیزیه که میخوای؟
آره خوبه
آقای کراولی میخواد ببینتتون
باشه بارنی راستی
میدونم میخواین منو اخراج کنین دیدمش که الان از اینجا رفت
من بهش گفتم نیاد
بهش گفتم که نمیخوام برم مدرسه
مهم نیست کسی بخواد چیزی بگه
حالا یه لحظه صبر کن بچه، یه کم آرومتر
من بهش نگفتم که میخوام تو رو اخراج کنم
من فقط گفتم عین یه عموی هلندی باهات صحبت میکنم
و شاید یکی از همین روزا باهات صحبت کنم
ممنون آقای گانون
اوه بارنی
من داستانت رو خوندم
گند بود نه؟ خب
بارنی من
بیا حالا موقع پرواز در موردش صحبت میکنیم
حالا قبل از همه چی، چیزی در موردش شنیدی یا نه؟
چی؟ اونو مرده پیدا کردند
کی؟ رییس رو
شوخی نکن، کی؟ چند دقیقه پیش
کجا پیداش کردند؟ توی دفترش
چطور مرده؟ یه خانوم بهش شلیک کرده
یه خانوم؟ چرا؟
بارنی تو الان شش تا سوال اصلی پرسیدی
کی، چی، کجا، کی، چطور و چرا
همین چیزاست که در هر داستان خبری باید جواب داده بشه
تو این کارو نکردی
آقای گانون شما منو نیمه جون کردید
دوباره بنویسش بله قربان
خانوم هاگس میشه ماشین تحریرتون رو استفاده کنم؟
بله بارنی من کارم تمومه
جیم منظورت چیه نمیخوای بری؟
من برات یه یادبود خاص فرستادم تا مراقبش باشی
من مراقبش بودم
من یه نامه بلند قشنگ نوشتم و یه رونوشتم برای شما فرستادم
بله دارمش جیم
من به آقای پروفسور گفتم که اون
No comments yet. Be the first to leave one.