The first 200 lines.
."هي، "اوچوا
اونا كجان؟
.اگه تا 5 دقيقه نيومدن ميريم
!سربازهاي ايالتيِ تگزاس
!اسلحههاتونُ بندازين
!بندازينشون
!"بنكس"
چقدر بد خورده، "بنكس"؟
...ميدونم شما و پسرت خيلي ماجراها
."تو چند ماهِ گذشته گذروندين خانم "بنكس
،مرگِ شوهرتون اتفاق وحشتناكي بود
و ميدونم ميخواين
.كسي كه مسئولش بوده به عدالت برسه
.من همينطورم
،كارلوس اوچوا" تو مكزيكو دستگير شده"
.و حاضرن واسه محاكمه پسش بدن
.ولي هنوز نكردن
،همونطور كه ميدوني
سياستِ محكمِ مكزيكو مخالفِ
اينه كه هركدوم از شهروندهاش رو
.براي محاكمه به كشوري كه حكمِ اعدام داره بفرسته
اون عضو اتحاديهي فروشِ مواده
.و يه قاتل
چرا براشون اهميت داره؟
.هنوزم يه شهرونده
و قبول نميكنن يه كشور ديگه همچين
.عدالتي رو اجرا كنه
اگرچه، اگه بتونم رضايتتون
،براي حذف كردنِ حكمِ اعدام برگردونم
ميتونم "اوچوا" رو به داخل كشور
.براي يه محاكمهي دروني بيارم
.ميتونه بقيهي عمرشُ پشتِ ميلهها بگذرونه
مطمئني؟
اينكه حبس ابد ميخوره؟
.مطمئنم كه يه محاكمهي عادلانه داره
.نميتونم نتيجه رو ضمانت كنم
ولي ميتونم اطمينان بدم كه وكيلِ آمريكا
.واسه اشدِ مزاجات سعي ميكنه
.اون بايد بميره
."سم"
زندگي پشتِ ميله يعني هيچوقت نميتونه
.زندگيِ كس ديگهاي رو خراب كنه
يعني يه خانواده ديگه به خاطر اون تو مصيبتي كه
.ما الان توش هستيم نميافتن
.باشه
،اگه اين تنها راهه
.پس باشه
...مامان، اين مرد بايد يه
،نه، اگه تو مكزيكو بمونه .نميدونيم چي ميشه
.ممكنه آزادش كنن
...ايشون ميگه اين بهترين كاره، و
.بايد بهش اعتماد كنيم
.ممنون
.وقتِ رفتنه
آه، از الان؟
.نميخوايي كه از هواپيما جا بموني
."اوه، هواپيما بدون من پرواز نميكنه،"بليك
،ميدوني، تو خيالم سفر با قطار داشتم، راستش
.ولي "فرد" با يه پيش داوريِ شديد ردش كرد
چرا حس ميكنم ميخوايي منو از سرت باز كني؟
.چون ميخوام از سرم بازت كنم
.اين 25ـمين سالگردِ ازدواجته
.مناسبتِ مهمي ـه
.و به دكتر "مك كورد" قول دادم به موقع از اينجا ميري
جدي؟
خب، بهم هشدار داد كه هميشه قبل از سفر
.واسه رفتن نه مياري
.حتي قبل از اينكه وزير خارجه بشي
.و انتظار ِ مقاومتِ رستمي تو اين مورد داشت
تو و "هنري" پشت سرم غيبت ميكنيد؟
.خيلي
.بريم
.باشه
.خودشه
.دارم از ساختمون ميرم بيرون
..پس،آه
.اگه نياز بود به معاونِ وزير "كوشين" زنگ بزنيد
،اون روزي تو راهرو ديدمش
.و بي محلم كرد
.خب، شايد تو رو نشناخته
دو ماه بعد از فوتِ
.وزير "مارش" ميخواست وزير بشه
.هر روز همديگه رو ميديدم
احتمالاً بازم بايد ناراحت باشه
.چون مجبور بوده مقامِ بزرگشُ ول كنه
فكر كنم واقعاً باور داشته
.قراره جاي وزير انتخاب بشه
.نوچ، فكر كنم شخصي بوده
.ولي به نظر تو همه چيز شخصيه
.معنيش اين نيست كه اشتباه ميكنم
.نيدين"، بذار اين تحويلِ مجرم رو تمومش كنيم"
ميشه يه قرار ملاقات با سفير مكزيك
تو،آه، هفتهي آينده جور كني؟
.اون "رافائل لوپز"ـه
."اوه، ممنون، "بليك
.چيزي كه معلومه رو گفتم چون اهميت ميدم
.خيله خب، پس هفته ي ديگه ميبينمتون
...و اگه اتفاقي افتاد
.هيچ اتفاقي نميافته
...ولي- .لطفاً برو-
.الان
.ميرم
.سفر خوش- .ممنون-
كلاوس" پاكه؟"
.اينو نگفتم
.من زير دست توئم.باهام رو راست باش
.اون ميكروفوني كه كار گذاشتي چيزي نشون نداده
،چيزه متهم كنندهاي نيست .فقط كُلي راديو و آهنگهاي موزارت
...ارتباطش با قصابِ رودِ فرات
و گمشدنِ قوطي گاز ِ "سارين" چي؟
اينا فقط بخاطر اينكه بلده چطوري تو خونه ـش
.مخفي حرف بزنه از بين نميره
،موافقم، ولي واسه حفظِ فعاليتِ عمليات
.بايد اتفاق هاي بيشتري باشه
.ببين، منم همون اطلاعاتي كه تو ديدي ديدم
.واقعاً واسه بيخيال شدن اين خيلي ناراحتم
.راهِ ديگهاي نداريم
.رئيسم كنار كشيده
،حتي اگه "كلاوس" يه تهديد باشه .به اين زوديها كاري نميكنه
.مشكلِ بزرگتري دارن كه بهش برسن
."تصميمش با من نيست، "هنري
.بايد به زنجيره ي فرماندهي جواب بدم .بايد به قضاوتشون اعتماد كنم
.كلاوس" ميخواد واسه 6 ماه به "تل آويو" بره"
.ميخوان همه چيز رو به دستِ "موساد" بدن
.اين وظيفه ـتُ كامل ميكنه
.بخاطر خدماتت ممنون
واسه وقتي كه گذاشتي و .چيزهايي كه به خطر انداختي متشكريم
.فعلاً
.دارم ميرم با فرماندار "لاكوود" ناهار بخورم
.يه ساعت يا يه ذره بيشتر بر ميگردم
.نميدونسم تو و فرماندار اينقدر صميمي هستين
قبلاً كه تو دانشگاه بودم واسه
..."اولين باري كه واسه شهرداريِ "گالوستون
.ميخواست رأي گيري كنه كمكش كردم
.يه تگزاسيِ مرموز
،"متولدِ "كننيكت
.ولي وقتي بچه بود اومديم دالاس
.از جفتِ شهرها خوشم مياد
.مثلِ يه سياستمدار ِ واقعي
ناهار واسه چيه؟
واسه گرفتنِ بودجهي فدرال از كنگره
،براي پليسِ آمريكا/مكزيك اومده شهر
و، مطمئنم، كسبِ اطلاعات
.در مورد استردادِ قاتل
.فرصت واسه يه همكاريِ كوچيك
.خب، فكر كردم يه خورده چند وظيفهاي باشم
بيوهي اون سربازه رفتش؟
.رفت
ميشه اين صداش كنم؟
.شايد
.اوه، ولي جلوي "لاكوود" مواظب باش
.مكاره
.ميدونم
.خودم چندتا از مكارانهترين ايدهها رو بهش دادم
،متنفرم از اينكه اعتراف كنم .ولي اين استيك خيلي خوبه
"يه چيزي كه بيشتر از همه تو "دالاس .دلم براش تنگ ميشه رستورانِ "دنسون"ـه
...اوه- .اوه-
.ميدونم چي ميگي، ميدونم
.اوهم
،بايد بگم
.خوب تونستي لهجه رو قايمش كني
بگو، واقعاً پرونديش؟
يا گذاشتي جيبت واسه وقتي كه لازمش داشتي؟
فقط وقتي كه مشروب ميخورم .يا دارم با مامان حرف بزنم در مياد
.مطمئناً يه دقايقِ هم هست كه قاطي ميكنم
.اوهوم
خب اوضاع امروز صبح با كنگره چطور بود؟
.بحثمون شد
،درگيري شديدتر شد .بعدش قاراشميشتر شد
.متأسفم كه ميشنوم
اينجوري نيست كه واسه درخواست
. اون بودجهها دليل نداشته باشم
.سرباز ايالتيِ تگزاس درست كنار ِ مرز كشته شده
حالا، ديگه چه مدركي ميخوان تا ثابت كنه اين كار لازمه؟
،خب، خبر جديد از
استردادِ "كارلوس اوچوا" چيه؟
.خبرهاي خوب، راستش
وزير تونست كاري كنه خانوادهي مرحوم
.درخواستِ مجازاتِ اعدام نداشته باشن
بايد بتونيم هفته ديگه همه چيز رو
.با مكزيكو تموم كنيم
خب، چرا مكزيكو قوانينُ تأيين ميكنه؟
ها؟
چطور وزير با همچين چيزي موافقت كرده؟
حتي بدون ينكه با من مشورت كنه؟
،اگه وزير مجازتِ اعدام رو ردش نميكرد
.تحويلِ طرف معطل ميشد
،هرچي "اوچوا" بيشتر تو مكزيكو بمونه
.احتمالِ اينكه در بره بيشتر ميشه
.وزير به خانوادهي سرباز "بنكس" فكر ميكرده
.نميخواست اين قضيه كش دار بشه
.عدالتِ درجه دو بازم عدالت حساب ميشه
.اون خانواده همچين حقي داره
.اوه،"جي"، راست ميگي
نبايد بيشتر از اين صبر كنن
.تا اون حرومزاده تاوانِ كارشُ بده
.لعنتي
.از سياستمدارهاي اصلي هم بيشتر سرت ميشه
.من خيلي زود جوشم
.هميشه همينطوره
No comments yet. Be the first to leave one.