The first 157 lines.
!خب ، همگی جمع شین !چشم
خب همتون آماده این؟ بله
خب ، حالا به گروهای سه یا چهار نفره تقسیم بشین
چشـــم
بعد شکل هرم بشین
ها؟ میامورا کون؟ تو تنهایی؟
...هرکسی ممکنه
خودشُ از مردم دور کنه
...از زمانیکه تصمیم میگیریم از هم دور شیم
...دیگه نمیتونیم به راحتیِ یه چشم بهم زدن تغییرش بدیم
حداقل ، این چیزیه که من فکر میکنم
من رفتم
بسلامت
...پس ، از حالا به بعد
زندگی من هر روز اینطوری پیش میره
!در ظاهر
من میدونستم! منتظرش بودم ، اوکی؟
نمره هات بهتر شدن؟
نه نشد! بس کن باشه؟
هوری سان! صبح بخیر
صبح بخیر
!تو فوق العاده ای! اول شدی
!اول شدی
!فقط ۱۵ نمره کم داشتی آره
!تقریبا نمره کاملُ گرفتی ، خیلی خفنه تو فوق العاده ای
نفر اول: کیوکو هوری 485 نمره
!صبح بخیر هوری ، صبح بخیر
!صبح بخیر
سلاااام ، دانش آموز ممتاز
صبح بخیر صبح بخیر
!تو فوق العاده ای هوری
اینجور که تو داری رفتار میکنی... باز مشق هاتو یادت رفته؟
چی؟ از کجا فهمیدی؟
!کلاس زبان! واسه تکلیف امروز
باشه فقط... به موقع تمومش میکنی؟
!مرســــی
!فهمیدنش خیلی راحته
!با یه نگاه میفهمن که کپی کردی
!ببند تورو
اوه راستی هوری،اون پسرای اون یکی مدرسه شماره لاینتو میخواستن
چیکار کنم؟
جربزه نداشتن که بیان و از خودم بپرسن پس ردشون کن
!میدونستم اینو میگی
هوری سان،اینو انداختی
مرسی
میامورا ناامید و تو خودشه
اوتاکو: به آدمایی میگن که خیلی درگیر یه چیزین ، از زندگی افتادن و اجتماعی نیستن
مثل همیشهست شرط میبندم یه اوتاکوی به تمام معناست!
( موئه: علاقهی بیش از حد و وسواسی به یه چیز ناز و زیبا )
فکر میکنی از این "موئه"هاست؟
اصلا چرا یونیفورم زمستون پوشیده؟ خیلی گرمه
خب همه بشینین سرجاهاتون
برپا
تعظیم کنید
صبحتون بخیر بشینید
حواساتونُ به من بدین
...مطمئنم که هرکسی
یه وجهه ای داره که دلش نمیخواد هیچکس ببینـتش
تا وقتی سعی نکنی راجع بهشون بفهمی هیچوقت حقیقت واقعی ـشونُ نمیبینی
معمولا اینطوریه
آره! انگار تفاوتی با من نداره
مترجم : نازنین میکسر و هلیپا ♡ Telegram : @mixnonaz2 ♡
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
امیدواریم از دیدن این سریال لذت ببرید mixnonaz2 تیـم ترجـمه
: ارائه ای از ╰☆╮ MixNonaz2 ╰☆╮
: ارائه ای از ╰☆╮ MixNonaz2 ╰☆╮
هوریمیا
قسمت اول
خیله خب
از وقتی کوچیک بودم،پدر و مادرم سرگرم کارشون بودن
مامانم هرشب دیر وقت میومد خونه
پدرم به خاطر کارش منتقل شده پس اکثر مواقع خونه نیست
! باید برم دنبال سوتا
وظیفه منه که از برادرم مواظبت کنم پس بعد مدرسه وقت هیچکاریُ ندارم
! سوتا
سوتا کون ! خواهرت اینجاست
!اونه چان
خب ، من نمیخواستم همکلاسیام منُ تو این وضع ببینن
...زندگی من تا الان این جوری بوده و از این به بعدم باید همین جوری باشه
یا من اینطور فکر میکردم...
الو سلام! ببخشید مجبور شدین به خاطر من از سوتا مواظبت کنین
...متاسفم! سوتا کون... سوتا کون
چی شده؟
!من فقط یه چند لحظه چشمامو از روش برداشتم و الان غیبش زده
...تو پارک بودین نه؟ من الان
پیرسینگ: به جواهر یا فلزی که با سوراخ کردن قسمتی از بدن آویزون میکنن،مثل گوشواره و حلقههایی که به لب میندازن
یه مرد جوون با یه عالمه پیرسینگ دیدم که سوتا رو با خودش برد
!چی؟
آدم ربایی؟
ببخشید چند لحظه صبر کنین،یکی پشت دره
ســوتا ! با خودت چیکار کردی؟
خوردم زمین
!از دست تو ! کاری نکن نگرانت شم
الو؟ سوتا اومده خونه
! بله ! بله
منم خیلی متاسفم! بابت امروز خیلی ممنونم
!یه مرد جوون با یه عالمه پیرسینگ
چی؟
...اونی چان
منو آورد خونه
اونی چان؟ اونو میگی؟
ببخشید که ترسوندم تون مثل اینکه حالش خوبه ، من دیگه رفع زحمت میکنم
!اونی چان! اینجا بمون
بعد چیکار کنم؟
این چطوره؟
خوبه
بفرمایید
دستتون درد نکنه
بیا
سوتا کون وقتی یه سگه بهش پارس کرد زهرِه ترَک شد و به خاطر همین هم از پارک فرار کرد
همون موقع هم افتاد زمین و من رفتم پیشش
به خاطر همین گِلی شده بود
خیلی ترسیدم
ولی، سوتا کون واقعاً پسر باهوشیه
دقیقا میدونست چجوری برگرده خونه
من فقط باهاش اومدم که مطمئن بشم
...نه اصلا اینجور نیس،بیشتر اوقات بچهی سر به هوایه
خیلی ممنونم که شما اونجا بودین و برش گردونین خونه
ولی اینکه میتونی کل خونه رو خودت تنهایی بگردونی فوق العاده ـس هوری سان
...نه اصلا
هان؟
هوری-سان هستین دیگه؟ کلاس 1؟
آ...آره خودمم ولی...
از کجا میدونی؟ تو هم همون مدرسه میری؟
چی میگین؟ من همکلاسیتون میامورام!
چی؟
اینو انداختی
هاااااا؟
خدایی این همون آدمه؟! هنوزم نمیتونم باور کنم
...مهم تر از همه
! منُ بدون آرایش دید
چی شده؟ هوری خوبی؟
میامورا؟ یه لحظه وقت داری؟
بازم میتونم بیام وقتگذرونی؟
با من نه ! با سوتا !
سوتا میگه میخوام بازم با «اونی-چان» بازی کنم،به خاطر همون
!ولی هنوز تو شوکم
چی؟
از اینکه باهام حرف میزنی
از دیروز مطمئن بودم که... قراره بالکل ازم دوری کنی
امکان نداره همچین کاری بکنم
خب یعنی همین که منو اون جوری دیدی به قدر کافی بد بود
توئم کاملا با این قیافه الانت فرق داشتی
...خب ، شک داشتم که کی بیام با تو حرف بزنم
...ولی.. میدونی... هردومون یه جوریم پس
...دلیلی نداره ازت دوری
چیه؟ خجالت میکشی؟
..خب نه اومم.. چیـ..چیزه ...به شنیدن این حرفا عادت ندارم
یکم... یـ ـه جـــوریه
ممنون
...از وقتی که میامورا اغلب میاد خونه ما
...از وقتی که میام خونه هوری سان
چیزایی هست که راجع بهش فهمیدم
مانگا رو دوست دارم ولی «موئه» و اینا نیستم
اون اوتاکو هم نیست
پس اون فکر میکنه که من یه اوتاکوئم و ناامیدم هاه؟
چیزکیک یا نون روغنی؟ کدومشُ دوست داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.