The first 200 lines.
یالا باید بریم
ببخشید میخواستم تی شرت عقابیم رو بپوشم
نمیتونم پیداش کنم
Oh.
تورخدا...خودت میدونی سینه ها توش بهتر میشه
خب تو درباره همه چیز همینو میگی
بریم
بای کریستی
بای
تو خوبی؟
نه
من خیلی مریضم
خب برم که به مردم غذا سرو کنم
عزیزم انگار تو خانواده آدام بدنیا اومدی
اما من برق لب زدم
خاکستری بود؟
فکر کنم تب داری
من لپ دنس میرفتم یه موقعی با آبله مرغون
میتونم حلش کنم.....نه نمیتونم
حیونکی....حاضری؟
خوب میشه نه؟
خوب میشی؟ جون خودت
باشه. دوستت دارم. خوش بگذره
یعنی خدافظ
تی شرت من تو بدنت گشاد میشه
مثل تسمه من که گشاد کردی؟
اون شوخی بود تو خندیدی
تو دهه 80 تور لانگ بود
اولین آلبوم تیموتی بی اسمیش توش بود
مردم فریاد میزدن رندی کجاست
بعد وقتی اشمیت بیرون اومد و شروع کرد به خوندن
نمیتنم بهت بگم چرا اینطوری بود
یه فرشته هیپی مثل... تو گوش نمیکنی
به داستان عقاب عالی من
ببخشید من حس عجیبی دارم
تو هم میخای بالا بیاری
او خدا میتونی بیرن پنجره بریزی
تازه ماشینو تمیز کردم
اون نیست، من دارم کریستی رو تنها تصور میکنم
رو کف حموم و غمگین میشم
یا نگران میشم
شاید گرسنگی باشه
نه قطعا یه عاطفه است
خدای من
میخام برم خونه و از دخترم مراقبت کنم
حالا؟ ما تقریباً رسیدیم سانفرانسیسکو
میدونم زمانش خوب نیست اما باید برگردم
Oh.
باید برگردم؟
داری پیشنهاد میدی من از ون بپرم پایین
یه ماشین مفتی بگیرم و برگردم خونه
راستش نه داشتم به این فکر میکردم که کنار بزنم
تو این غذاخوری و منتظرت بمونم
تا اینکه یه اوبر بیاد و پولش رو بدم برسونتت خونه
منطقیه بیا انجامش بدیم
کریستی
عزیزم
مادر اینجاس
من کنسرت نرفتم
اومدم خونه که ازت مراقبت کنم
نه
حالا توهم دیداری زدم
زیرنویس: محمد و محسن آرامی
مگه میشه اینهمه استفراغ از یه آدم ریز بیاد بیرون
مثل ماشین دلقکی
من هفته هاست ذرت نخوردم
چطور ممکنه؟
ای وای داره میاد دوباره
موهات بالاست بزار بیاد
هشدار اشتباهی
اسمشو گذاشتم زمان خالی شدن3:17
Ah.
باور نمیکنم. وقتی مشروب میخوردم
استفراغ بخشی از روز بود
آره منم
مثل خواب، غذا خوردن یا دزدی از مغازه
در واقع عادت داشتم نوع مشروب هام رو
براساس مزه ای که بعداً بالا میارم انتخاب کنم
تنها دلیلیه که créme de menthe رو بخورم
وقتی بالا میاوردم تازگی نعناع میومد تو دهنم
و میرفتم سراغ سر در آوردنم
میدونی دیگه دلم برا چی تنگ نمیشه؟
کبودی رو پیشونیم وقتی از حال میرفتم
تو صندلی جایگاه گاز
جایگاه گاز؟ La-Di-da.
یادم میاد من تو شلوارم بالا میاوردم
چه خجالت آور
چون تو دزدیده بودیش
میخای آب برات بیارم؟
آب یه خورده ریسکیه
اما فکر کنم آمادم از حموم برم بیرون
باشه پس بیا
رو من خم شو گرفتمت
ممنون. تو مادر خوبی هستی
چی؟ ببخشید ببخشید
ببخشید وای خدا
آخه تو هیچوقت این حرفارو نمیزدی
اونم یه طوری که تیکه وسطش نندازی
خب درسته
این غم انگیزه
اما تو یک راهی پیدا کردی که...
اوه برگرد برگرد
برگرد برگرد
شاید بعد که بالا آوردی بتونی ازم تعریف کنی
چی؟ من وسط انجام کاریم
کجایی؟ جلسه الانه که شروع بشه
کریستی مریضه پس من موندم خونه ازش مراقبت کنم
چرا بی دلیل دروغ میگی؟
خدافظ جیل
خدافظ دروغگو
این خیلی بیشتر نگران کنندس تا دزدیدنش
از فروشگاه Days Inn
چیکار میکنی؟
فکر کردم بتونی تو تخت تلویزیون ببینی
آره ولی ما این بالا کابل نداریم
آه برگردونم پس
میدونی میشه چیکار کرد
چی؟ چیکار میتونم کنم؟
میتونی تلویزیون رو بزاری، بری DVD پلیر بخری
من اون رو تماشا کنم
آفرین
مسابقه تماشای فیلم بین مون برگزار قراره بشه
آره
Dirty Dancing اول
بعد Sheena Easton's 7 Minute Stomach.
مامان؟
بله؟
میدونی چی میخوام؟ چی؟
میتونم شربت میوه ای بخورم
نداریم
مغازه داره
آره آره الان میرم
چون من مادر خوبیم و اینکاریه که مامان خوب انجام میده
فقط یه ده دلار از کیفت بردارم
اصلاً کیفت رو بردارم
ماشینت هم برمیدارم
ببخشید باید چی بخرم؟
تمیزکاریمون تموم شده؟
وقت ضبط
دو نفر نیست
خب میدونی چرا
جیل مهربون باش
چون اون دوتا کریستی و بانی اند
من راحت نیستم پشت سرشون حرف بزنیم
من راحت نیستم پشت سرشون حرف بزنیم
خب من راحتم و دوباره هم میگم
همه چیز در نبود اون دوتا آسون تره. واووو
منصفانه نیست، اونا کمک میکنن
متوجه هستی اونا اینجا نیستن ما باید رو راست باشیم نه؟
باشه منم هستم
دقت کردین بانی لم میده رو یه صندلی تا
ما همه کارهارو انجام بدیم
بعد کریستی سر بانی داد میزنه
بعدش ما باید داوری کنیم کی راست میگه
و احساسات ابلهانه شون رو تأیید کنیم
و بعد همه چیزشون رو
وای خیلی باحاله
هی اگه جمع کردن صندلی ها بدون اونا بهتره
فکر کن بیسترو بدون اونا چی میشه
وایسا. کریستی و بانی تنها کسانی اند که مارو وادار میکنن بریم بیسترو
وایسا. کریستی و بانی تنها کسانی اند که مارو وادار میکنن بریم بیسترو
میتونیم هرجای دیگه بریم
راست میگی. چطوره بریم رستوران مکزیکی یا ایتالیایی؟
یه رستوران یونانی نزدیک های بلوکه
جایی که خدمتکارا میرقصن
باشه میریم بیسترو ولی نه از رو اجبار
آزادی
خب، این برای سرفه است
و این برای تب
بچم هردوشو داره نمیدونم چکار کنم
آره. دختر منم آنفولانزا داره
اما نمیخام چیز قوی بهش بدم
خیلی ریز میزه
این اولین باریه که دلیکان مریضه
من کاملاً احساس درموندگی میکنم
آره خیلی سخته ببینی بچت جلو چشمات
خوابیده رو تخت و زجر میکشه
و اونها نمیفهمن که چه اتفاقی داره می افته
نه. ت باید صورت دخترمو میدیدی
وقتی گفتم نمیتونه بره مدرسه
میدونی به نظر میاد تو مادر خوبی باشی
باور کن تو امروز سومین نفری هستی که اینو میگی
Hmm.
من اینو میگیرم
نوشته متخصص اطفال پیشنهاد داده
من اینو میگیرم کریستی عاشق طعم بنفشه هست
Hmm.
میگن وقتی بزرگ بشن راحت تر میشه
قسم میخورم بچه من تازه دوسالش شده
بچه تو چی؟
بچه ها شما منتظر بودین من چیزی بگیرم
بعد زنگ بزنین
میدونی که ما نمی بینیمت درسته؟
کریستی چطوره؟
داره شیرینی هارو نابود میکنه
اگه چیزیش بمونه بعدا باهم میخوریم
If that stays put, we'll show applesauce who's boss.
خب تو مادر خوبی نیستی
این حرف سر زبونا افتاده
باید بهت بگم
No comments yet. Be the first to leave one.