The first 178 lines.
!هوم
اسکل
شرایط خانوادگی ساحرهی غیرعادی
!بابابزرگ آئوری
!یه شمشیر میتریل برام بخر
!باشه
.یعنی اگه مامانت اجازه بده
.گفت و گوی مشکوکیه
!یکم بکش عقب
.اینقدر سرد نباش، گفتم که اون یه سوءتفاهم بود
فکر کن خودم چه حالی شدم وقتی فهمیدم .داشتم مخ نوهمو می زدم
.آره، من...آره
.بابت رفتار اون موقعام معذرت می خوام
سعی کردم مسمومت کنم، از لحظه روانی ...تحت فشار بذارمت و بقیهی چیزا
.وقتی بلند می گیش خیلی درد داره
.عه، غصهشو نخور
ممکن بود بدتر بشه، حداقل همون اول که .همو دیدیم نزدی استخونامو نشکستی
!معلومه که همچین کاری نمی کنم
مامان؟
.بازم چرند بگو تا توی دهنت خاک رس بریزم
شرایط خانوادگی ساحرهی غیرعادی
.بگذریم، فقط میخوام یکم وقت با دختر و نوهام بگذرونم
شما اینجا چی می خواید؟
.تا خوش بگذرونیم
!پیشته، پیشته
راستش
شما دوتا باید قضیه ویولا رو بهم می گفتید! چرا نگفتید؟
.آلیسا گفت نگیم
!چی؟
راستش، ما فکر میکردیم بهتره که بهت بگیم
!اوهم
ولی فهمیدیم اونم حق داره که نگران .رفتار نامناسب تو با بچه ها باشه
.پس تا الان چیزی نگفتیم
،ببخشید. دارم احساس گناه میکنم ...حتی با اینکه یکم دیره
.درسته
دلت به حال پدر پیرت بسوزه !باهاش مهربون باش
!اگه قضیه ویولا رو از بقیه هم مخفی کردی بهشون بگو
.خب، راستش فقط تو از این موضوع خبر نداشتی
بعلاوه، این دوتا هم مگه رفتار نامناسبی ندارن؟
ها؟
.از ما بکش بیرون
نخیر
نخیر
!نخیر ندارن
.خودتو گول نزن
...نخیر ندارن
...بگذریم
،اگه همه جز من می دونستن .پس یعنی فنل هم دستش با شما تو یه کاسه
.می کشونمش اینجا و دخلشو میارم
!نکن
!بابابزرگ، تو فنل هم می شناسی؟
.آره. مثل داداش کوچولوم می مونه
!وای
چرا زنگ زدی؟
.هی فنل. اگه تا پنج دقیقه دیگه نیای خونه آلیسا می کشمت
!هااا؟
.توی همین چند دقیقه دوبار از کلمه کشتن استفاده کرد
...چندین دقیقه بعد
چیه؟ موضوع چیه؟
.همینجا چالت می کنم
!خوش آمدگویی چی شد
!فنل، مشتاق دیدار !بیا حرفای عاشقانه بزنیم
.بذار عصاره اولین عشق رو بچشم
اینا چشونه؟ !منو اسباب بازی فرض کردن؟
!نیشتو ببند
.هی، دست از سر فنل بردارید
!قوبونت
.بیخیال، فقط داشتیم اذیتش می کردیم
.آره
!کوچیکترا رو اذیت نکنید
!بابابزرگ
.فنل به مامان چشم داره نباید یه کاری بکنی؟
.خب مشکلی نداره
.اون لیاقتش رو داره
.اون خیلی بهتر از یه مردتیکه بی سر و پائه که
.آئوری. دمت بابا
.اگرچه، شک دارم شانسی داشته باشه
.برجکمونو آورد پایین
پس بالاخره فهمید، ها؟
.شرمنده همه چیزو قر و قاطی کردم
!اشکالی نداره
!اینقدر سعی نکن خوب به نظر بیای
!دوست داری بهش بگم اون روز تو خونه گلیند بالا آوردی؟
!الان گفتی که
این مرد نه تنها یک ساعت دیر اومد
.بلکه مست بود و سر و روش خونین بود
.این مرد مجبور شد همهی خون ها رو پاک کنه
این مرد از بوی خون حالش بد شد و .سی ثانیه بعدش بالا آورد
.وای، پس با گلیند هم دوستی
.آره. ما سه تا بعضی وقتا شام می خوریم
!منم
اونم آره؟
.آه...آره
.من اونو بهش معرفی کردم
!حتی چندباری اومد بهمون سر زد
حتی اونم زودتر از من فهمید؟
هی...داری گریه می کنی؟
.دیدن گریه یه پیرمرد 300 ساله اصلا راحت نیست
!دیگه نمی کشم !من بریدم
!برای تنبیه شما، فنل رو تا می خوره می زنم
!همه رو عادلانه تنبیه کن
.ای بابا
آخی، چیکار کنیم حالت بهتر می شه؟
.منو بپرستید و قسم وفاداری بهم بخورید
.اینقدر سریع سوءاستفاده نکن
مطمئنم دوست نداری اینو از من بشنوی
.ولی متوجه شدم که به دیدن فنل و گلیند می ری
!اشتباه گرفتی، گفتم که مجوز داشتم
من ازت دوری میکردم چون نمی خواستم .پای تو رو به چیزی باز کنم
.ولی اونا به هیچ جام نیستن
!تو هیچی از مجوز بهم نگفتی پیری
!خیلی آدم بیخودی هستی
تو چیکار کردی؟ بالاخره یکی رو کشتی؟
!منظورت چیه بالاخره؟
موضوع فقط اتهام دروغ یه یارویی بود که .می گفت با زنش خوابیدم
پاداش دستگیریت چقدره؟
!آدم فروشی نکن !تازه اتهامات رفع شدن
تو باید از این فرصت استفاده می کردی .تا تمام جنایات خودتو جبران کنی
کونی، چه زری زدی؟
.همه چه خوب باهم کنار میان
...آ-آره
.من می خوام مامان بزرگ رو هم ببینم
یعنی چه شکلیه؟
...چه
شکلی؟
!خودت توش موندی؟
!مادر
!مامان
.من مادرم
!کاملا مطمئنم اونی که فکر می کنی نیست
.همونطور که گفتم، اون خیلی آزاده و مستقله
آزاده؟
...می شه گفت به سختی یه جا بند می شه، یا درکش سخته
.یکم مرموزه
.زایمان فقط نتیجه این فرآینده
حداقل، من اینطور فکر میکنم
.اگرچه فکر کنم بعضی ها از دستم عصبانی بشن
من به کسایی که بهش احترام می ذارن چیزی نمی گم
.و بر اساس تجربهام می گم که خیلی سخته
اما لزوماً ارتباط مستقیمی بین پیوندهای خونی .و عشق وجود نداره
پس فقط دو چیز مهمه
مسئولیت پذیری در قبال یه زندگی دیگه
.و براش بهترین آرزوها رو بکنیم
خیلی سادهاس، نه؟
آدمای زیادی توی دنیا هستن که از پس این کارا بر نمیان
.یا افرادی که دیگه از پسش بر نمیان
ولی تو؟
.به نظرم تو می تونی
:این جواب من به سوال تو .آیا مخالف بزرگ کردن من نیستیه
سوال دیگهای؟
!نه، ردیفم
.اوه، ببخشید. چیزی نیست عزیزم
.نازی نازی
.چه دختر خوبی
.دوست دارم آلیسا
.آرزو میکنم توی هر لحظه از زندگیت شاد باشی
گمونم کوتاهترین توصیف این باشه
.مامانی که عاشقشم
!اینو بگیر
!بخور، بخور
...پس
بابات چی؟
حالت خوبه بابابزرگ؟
...آره
.ببخشید. من اینجا مقصرم، پس اذیتش نکنید
.اگه تو می گی
باشه
بابابزرگی که خیلی به خودش می بالید
.در یک ضدحمله، سیاه و کبود شد
!فهمیدم
،بابا، اگه می خوای بیشتر راجع به ویولا بدونی .بیا چندتا عکس ازش ببین
!اوه
!اینا آلبومن
مطمئنی که دایره المعارف تاریخ جهان جمع نکردی؟
!اینو ببین
یادش بخیر! اینو دیدی، قشنگ نیست؟
.بذار ببینم
کدومه؟
No comments yet. Be the first to leave one.