The first 61 lines.
میــتونم ببیــنمت؟
میخــواستـم که به سمــتت بیــام
به خــاطرِ یه خورشید متفاوت
تویِ جام وایسادم
رنگ هایِ پــراکنده ی غروبِ خورشید
قلبــم رو در برمیگـرن
عزیـــزم
متـعهدم
من به عشـقت متــعــهدم
یـــه روزی
شخــصا بهت نشون میدم که
نسبـت به کسی که خنده هاتو داره
حســودم
دارم میبــینم که چقـدر خوشحالی
پس این بازی دیگه تمومه خانـومی
متـعهدم
من به عشـقت متــعــهدم
قلبــم خیـلی درخشـانه
اونقــدر درخشان که
عشقِ تو حتی نمیتونه بهش نگاه بکنه
ولـی میخوام قایمش کنم
تـویِ این شب تنهــایی
تویِ این تاریکــیِ خفه کننده
به خاطـرِ تو خودمو زندونی میکنم
با اینکـه میدونم اونقـدرا دووم نمیـارم
هــــر شب
به عشـقت متــعــهدم
بـرای عشـقت هر کاری میکـنم
مــتعــهدم
مــتــعــهدم
مــتــعــهــدم
به عشـقت متــعــهدم
من بـرای عشـقت هر کاری میکـنم
به عشـقت متــعــهدم
مــتعــهدم
مــتــعــهدم
مــتــعــهــدم
به عشـقت متــعــهدم
تویِ یه بخش از دنیـات میـمونم
مثـل خورشیدی که بعدِ شب هات طلوع میکنه
من بـرای عشـقت هر کاری میکـنم
به عشـقت متــعــهدم
عــزیزِ من
به آرومی زیر نورِ مهتاب
زیــبایِ درخشــانی
همش با حسـادت دارم دست و پنجه نرم میکنـم
زیــرِ این آسمونِ روشن درخشـنده
قلبِ من مـثل جهنمِ مردگــانه
تمـام روز اطرافت میگــردم
عمیق ترین احساساتم رو دنبال میکنم
باید همین الان بیام سمتت؟
باید دنیـات رو کاملا زیر و رو کنم؟
یه خورشید جدید قـراره طلوع کنه
قـراره که حسابی ازش خوشت بیاد
من همیشــه مشـتاق و تشـنه ام عزیزم
با این تاریکــی پــر رنگ
میخــوام جلویِ چشمات رو بپوشونم
تا دیگـه نتونی اون پسـرو ببیــنی
میتونم درخشان ترم باشم ولی
میخـوام آرزو هات به حقیقت بپــیونده
میخـوام از کنارت تورو نگاه کنـم
No comments yet. Be the first to leave one.