The first 180 lines.
منتظر میمونم
تا وقتی آماده بشی بهم بگی
شما بچه ها. چطور تونستید بدون اینکه بهم بگید اینکارو بکنید؟
بی خیال- قربان-
داری چی کار میکنی؟ چیه؟
داری چی کار میکنی؟- نگاه کن-
!هی! به خاطر این تعلیقی
!هی، هورانگ! هی
صبر کن- هورانگ-
!هورانگ- من بازش میکنم-
در رو باز کن
هی، بازش کن
هی، هورانگ
خیلی رو مخی. می دونستی؟
جه یی- چرا پیش خودت نگهش داشتی؟
هی، داری گریه میکنی؟
چی؟ عمرا. گریه نمیکنم
باشه. ولم کن
وای. خفه شدم
جدی خیلی سردی
یه جوری رفتار میکنی انگاری خیلی سرسختی
بهم لبخند نزن. اعصاب خوردکن تره
!هورانگ
میتونی اونجا بگیش
باید بهم میگفتی
چرا دارید گریه میکنید؟
چطور میتونم گریه نکنم؟
فکر میکردم بهترین دوستمی
هی. نیازی نیست مدت زیادی دوست باشیم تا بهترین دوست هم بشیم
چی؟ نمیدونستم اینجایی
اول من اینجا بودم
که چی؟ اون دوستمه
ببخشید
بچه ها ممنون، امروز تونستم حقیقت رو بگم
هورانگ- هی-
اشکالی نداره
اونجا بگو
ها، باشه
راستی جی سو هیون کجاست؟
سوهیون؟
ها راستی، یکم پیش دیوونه شد
...اگه دیدید جونگ هی سو رو له کرد
کی کیو له کرده؟
چیه؟- چیه؟-
باریکالله بهتون. جدی میگم
اونی قرار بود اینجا رو اداره کنه دردسر درست کرده
...قربان. این- و یکی از شماها-
مطمئن شد همه بشنونش
و تو. گردن کلفتی؟
چرا باید مردم رو بزنی؟
قربان. اون کلا دیوونه اس
باید میشنیدین سوهیون قبلتر چی گفت
وای- و منم زد. درست اینجا-
اینو ببین. کف دستم نابود شده. از مال تو سرخ تره
چرا اینجایی؟- شما بهم گفتین بیام، پس من اینجام-
من؟- آره-
حالا که اینجایی، کنار اونا وایسا
چی؟- شما پرروها-
تو نقشه شو کشیده بودی؟
آره- پس درست همون جا وایسا-
میدونید شما بچه ها به خاطر کاری که امروز کردید توی دردسر بزرگی افتادید، مگه نه؟
یه نامه عذرخواهی می نویسید
و هفته ی دیگه سالن اجرا رو تمیز میکنید. گرفتید؟
برید. سرمو درد آوردید
و تو، هورانگ- بله-
بهم اطلاع دادن فقط تا امروز قرار بوده تو تیم پخش کار کنی
خب، میتونی بری خونه
هر کاری دلت میخواد بکن
وای
خیلی رو مخه. چرا ما باید سالن اجرا رو تمیز کنیم؟
چون تو دعوا کردی
تو ساکت باش- وای-
خودت انجامش بده- نه، خودت همه شو انجام بده-
چرا من؟ خودت انجامش بده- تو اونکارو کردی. نه من-
هورانگ، داری برمیگردی خونه، درسته؟
چی؟
آره- پس میرسونمت-
مشکلی نیست.بچه که نیستم
چرا که نه؟ میتونیم برسونیمت خونه
واقعا مشکلی ندارم
و
نیازه باهم صحبت کنیم
میدونستی؟
چی؟
که امروز میخوام پخش انجام بدم
آره
اون تک بهم گفت
وقتی تو مدرسه نبودی نگران شد
میدونم
تو هم همین طور
چی؟
جه یی بهم گفتم تو هم نگرانم بودی
داشتی حین پخشم با جونگ هوی سو حرف میزدی
آره
بهت گفتم درگیر نشی
هیچ وقت بهم گوش نمیدی
ببخشید
فکر کردم باید ازت عذرخواهی کنم
...و ممنو- ...من-
چی؟- چی؟-
تو اول بگو
خب
...وقتی پخشت رو دیدم- اون بک هورانگ نیست؟-
عمرا. هنوز نرفته خونه
درسته- انگار یه آدم معروف رو دیدم
دقیقا
عکس بگیریم؟- سلفی؟-
نه، یه عکس از بک هورانگ
کلاس به زودی شروع میشه
بیا بعدا حرف بزنیم
باشه، بیا همین کارو بکنیم
خداحافظ- باشه-
و
بهت زنگ میزنم
باشه
روز خوبی داشته باشی
باشه
* RoyaKH , Paki , kimia_PCY , Farnoosh : مترجمین*
اونه
همونیه که ادای قربانی ها رو درآورد تا اون کارو بکنه؟
دیوونه اس- چه مرگشه؟-
جونگ هوی سو- خیلی پوست کلفته-
به بقیه نگو
سوتفاهم شده
چیزیکه اون روز بهت گفتم دروغ نبود
...بک هورانگ
در رو قفل نمیکنم
پس وسایلت رو جمع کن و وقتی کسی اونجا نبود از تیم پخش برو
...هی، کو اون تک. تمام داستان رو- بسه-
به نظر من که اون تک
خیلی ملاحظه ات رو میکنه
بک هورانگ چی؟ رفت خونه؟
آره. یکم قبل بهش زنگ زدم و همینو گفت
الان خیالم راحته. قبلا، حس میکردم چیزی اذیتم میکنه
هی، کیم یو شین. اینو ببین
این چیه؟- کدوم خوشگل تره؟-
این یکی- باشه-
اگه برعکس تو رو انتخاب کنم، دو وو جه خوشش میاد
حالا یه هویی ماجرای ساعت ها چه؟
راستش هزارمین روزم با دو وو جه نزدیکه
ها، اینطوریه؟
پس بهم قول دادیم برای هم کادو بگیریم و همدیگه رو سوپرایز کنیم
رازه
قول دادید همدیگه رو سوپرایز کنید؟
چی؟ اصلا ممکنه؟- آره-
جدا کادوهامون رو آماده میکنیم و اون روز بهم نشون میدیم
هیجان انگیز میشه. درست مثل وقتی که بار اول با هم قرار گذاشتیم
شما بچه ها واقعا بی نظیرید
چطور؟- این یعنی هزار روز جنگیدی-
هی. اینطوری نیست که هر روز دعوا کنیم
دیگه دعوا نمیکنیم
دیگه دعوا نمیکنیم
دعوا نمیکنیم
وای- اون چیه؟-
لازم نبود عجله کنی. گفتم که بیرون منتظر میمونم
دیدمت
میخوای با ما غذا بخوری؟
نه. میرم خونه
حالا که بهش فکر میکنم، چرا اینجایی؟
جی سو هیون توی استودیوی پخشه؟
آره. حتما به خاطر جشنواره فیلم سرش شلوغه
اگه سو هیون جونم زیادی کار کنه مریض میشه
درسته
حالا که بهش فکر میکنم، امروز کی پخش رو آماده کرد؟
شک دارم کو اون تک وسواسی بذاره از دستش در بره
شنیدم کو اون تک آماده اش کرده
واقعا؟ کو اون تک بود؟
اون تک. اینطوری بهش فکر نکرده بودم اما دوست داشتنیه
حق با توئه
اما به خوبی دو وو جه نیست
دو وو جه. چیز بزرگی نمیخوام
اینو میدونی، مگه نه؟
آره
[الان خیلی مظلوم به نظر میای- خیلی بد درباره ات حرف زدم-]
[الان حس بدی دارم- مردم خیلی زود قضاوت میکنن-]
[پخشت رو دیدم. قوی باش- قوی باش-]
من قربانی زورگویی مدرسه هستم
راه نداره. هنوز نرفته خونه
نظرت چیه؟
این چیه؟ باهام تماس تصویری گرفتی اینو نشونم بدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.