The first 189 lines.
.دریای تابستون
...ساحلی شلوغ با لباس شناهای خیره کننده
مثل دنیای دیگهای ـه که .میتونی توش کمی راحت باشی
!کوهای
چرا ماتت برده؟
!بگیر که اومدت
.ببخشید سنپای
.و این موضوع درمورد ما هم صدق میکنه
.و این برنامۀ امروز ماست
ارشد باوقار و شئ گمشده در ساحل
.خوبه
.میبینم عکسای خوبی گرفتی
خیلی خب، عکس بعدی رو .باید روی قایق بادی بگیریم
.ولی... واقعاً معذرت میخوام
...به خاطر پدر خنگ من
...نه بابا
اخیراً رابطه ـت با یویگا کون چطور پیش میره؟
.خیلی دوست دارم عکسای عاشقانه ـتون رو ببینم
.ای ول، خوب شد .میتونی بلند شی، کوهای
،موقع نشستن روی پام یا خوابیدن روی پات !خیلی سخته طبیعی رفتار کنم
واقعاً لازمه تا این حد پیش بریم؟
...چارهای نیست
اگه اینجور عکسا رو برای پدرم نفرستیم .باورش نمیشه که ما یه زوجیم
خب، قبول دارم پدرت اگه بفهمه .ما رابطهای نداریم، خیلی بد میشه
...اوه به همین زودی جواب داد !معلومه حسابی بیکاره، ها
...نمیدونم چطور بگم .ببخشید بهتون شک کرده بودم
...نمیدونم چطور بگم .ببخشید بهتون شک کرده بودم
!شماها دقیقاً مثال یه زوج عالی هستید ،سعی کنید هم توی درسا هم توی عشق .(LOL)زیادهروی نکنید
!شماها دقیقاً مثال یه زوج عالی هستید
،سعی کنید هم توی درسا هم توی عشق .(LOL)زیادهروی نکنید
.عالی شد، به نظر میاد جواب داد
...ولی اگه واقعاً اینقدر به هم نزدیکید
با اینکه آخرای تابستونه چطوره که هنوز یه سر نرفتید کنار دریا؟
،ولی اگه واقعاً اینقدر به هم نزدیکید با اینکه آخرای تابستونه چطوره که هنوز یه سر نرفتید کنار دریا؟
اگه واقعاً یه زوج عاشقید معلومه که میرید، مگه نه؟
اگه واقعاً یه زوج عاشقید معلومه که میرید، مگه نه؟
!این پیرمرد... چه گیر سه پیچی ـه
.فکر کنم همین قدر واسه اون پیرمرد کافی باشه
موافقم، میتونیم پروندۀ .عکسای عاشقانۀ این دفعه هم ببندیم
.خیلی خب، وقتشه دیگه برگردیم
.بعد از ظهر هم باید برم سر کار
.همینطوره، بهتره قبل از اینکه شلوغ بشه برگردیم
.ای بابا، تمام موهام به هم گره خوردن
چی شده؟
،حالا که رو به روی هم نشستیم .نمیدونم کجا رو باید نگاه کنم
ها؟ چی شده کوهای؟
بالاخره متوجه شدی توی چه موقعیت استثنایی قرار گرفتی؟
باید حسابی خوشحال باشی که آشومی چان پری رو ...توی لباس شنا داری میبینی
مگه نه؟
!نه! من اصلاً به این چیزا اهمیتی نمیدم
...اوه
اگه درحد اوگاتا یا تاکموتو نباشه به چشمت نمیاد، ها؟
!من همچین حرفی نزدم
...اتفاقاً شما هم خیلی
اِه؟ پس داشتی نگاه میکردی، ها؟
پس چرا نمیگی خیلی خوشحالی؟
!بهتره برگردیم و بشینیم پای درس و مشقمون
!آره، درس
.راست میگی، جناب منحرف
منظورت چیه؟
!رفتم اون دنیا
!آروم باش، کوهای !دست و پا نزن
!معذرت میخوام
چیه؟ شنا بلد نیستی؟
...بگو چرا حاضر نمیشدی از قایق بیای پایین
...کوهای
!به هیچوجه به بالا نگاه نکنی، ها
!مگه نگفتم بالا رو نگاه نکن
.ای بابا، فکرشم نمیکردم لباس شنام رو موج ببره
...واقعاً
...ببین، سنپای
میخوای فعلاً لباس من رو بپوشی؟
.شرمنده، کوهای
نکنه به خاطر دست و پا زدنهای من لباسش رو آب برد؟
.خوبه لباس من بود که بپوشه
...میگم، کوهای
نقشه کشیده بودی همچین چیزی ببینی، ها؟
!اینکه هیچی رو نپوشونده
معذرت میخوام
معلومه که همچین پیرهن خیسی ...اینجوری هم میشه
.نه، اتفاقاً ممنونم .این بهتر از هیچیه، به دادم رسیدی
.تا وقتی که پشتم بهت باشه مشکلی نیست
.تو هم فقط کافیه خیلی عادی جلوت رو نگاه کنی
.یه جورایی نسبت به قبل تحریک کنندهتر شده
!تو هم خیلی بزرگی، ها .تو تنم زار میزنه
...الان زیر لباسم، بدن سنپای
!هوی احمق! بهش فکر نکن
F = pVg فرمول خاصیت شناوری ...نیروی شناور یک جسم غوطه ور برابر است با
،وزن مایع جابجا شده توسط جسم ...بر اساس قانون ارشمیدوس
...راستی، جناب منحرف خوش شانس
میبینم که خیلی ساکتی، نکنه بازم داری به چیزای منحرفانه فکر میکنی؟
!هیچم فکر نمیکردم
الان داشتم به فرمول جسم شناور .توی یه محیط خیس فکر میکردم
من که نفهمیدم چی گفتی .کوهای منحرفِ خوش شانس
!از این لقبهای عجیب نچسبون بهم
!ولی بد گیر افتادیم، ها
.آره، ساحل خیلی شلوغ شده
.نزدیک ظهره دیگه
.با این لباس نازک نمیتونم برگردم
ولی اگه بخوام منتظر خشک شدن پرهن بشم .به کارم دیر میرسم
باید چیکار کنم؟
!سنپای، اونجا رو ببین
اون چیزی که به صخره گیر کرده لباس شنای توئه، آره؟
!اوه! دمت گرم کوهای ...الان دیگه نجات پیدا
!دیدی گفتم !اینجا پر از ماهیهای بزرگه
!شنیدم دلفین هم داره
!هی سنپای، برنگرد اینطرف، میبینمت
.چاره ای نیست، آخه دو نفر اونجان
!ولی به تو هم بد بهت نمیگذره، ها .منحرف خوش شانس
.تو همچین موقعیتی سر به سرم نذار
.میبینم دل و جرأت پیدا کردی، کوهای
!معذرت میخوام
خب، میدونی؟ گفتم اگه کمرت رو بگیرم .میتونم با دستم بپوشونمش
آخه الان یه جورایی .من دوست پسرت حساب میشم
...کوهای
!دیگه کسی اینجا نیست، ها
!ها؟ آه! ببخشید! ببخشید
.یه لباس شنای دیگه بهش چسبیده بود
...این یکی که بدون شک مال منه
.اونم حتماً مال یکی که گمش کرده
!ولی... خیلی بزرگه، ها
پس این لباس شنا رو میدیم .به بخش اشیاء گم شده
دولفیــــــــــن!؟
حس میکنم اونی چان !الان با یه موقعیت غیرعادی مواجه شده
پیدات شد، هیولای براکون؟
!بگیر که اومد
!اِه! نه... هی، بس کنید
!از دست شما !ببینید، خیس و تلیسم کردید
.دختری که نمیدونم کی هستی، معذرت میخوام
...نتونستم از لباس شنات محافظت کنم
!ای وای! ببین ساعت چند شده
!اگه همین الان برنگردم به کارم دیر میرسم
،تو زودتر برو .منم میرم قایق بادی رو تحویل بدم
.شرمنده، کوهای
...میگم، کوهای
.اونجا یه مقدار حرکتت مردونه بود
.ممنونم
آه... بازم مثل همیشه داری سر به سرم میذاری، نه؟
اوه؟ مچم رو گرفتی؟
...از دست تو
!رختکن چقدر شلوغه
حالا چیکار کنم؟
...انگار پشت اون صخرهها هیچکی نیست
.بهتره یواشکی برم اونجا لباس عوض کنم
!گند زدم
!یادم رفت پیرهنم رو از سنپای پس بگیرم
،بد شد، دیگه چیزی ندارم بپوشم حالا چطوری برگردم خونه؟
...اِه! ای وای
باید ازش یه عذرخواهی ...درست و حسابی کنم
...مِلچ ...ملوچ
همچین بدم نیست بعضی وقتا ما معلمها .دور هم جمع بشیم و کباب بزنیم
اِه! کیریسو سنسه کجاست؟
...میخواستم امروز بیشتر بهش نزدیک بشم
!راستش دوست داشتم تو لباس شنا ببینمش
!منم همینطور
.راستش من با اینجور جمعها میونهای ندارم
!آآآآ! خرچنگ! برو اون ور
!اِه! لباس شنام
!باد! موج
!چه اشتباهی !بزرگترین اشتباه زندگیم بود
از این بزرگترین اشتباهها .تو زندگیت زیاد داشتی، کیریسو سنسه
...ولی با درنظر گرفتن شکل لباس شناش
مطمئناً همون بوده، نه؟
.اگه اون باشه، پیدا کردنش غیرممکنه
من این وسط بی تقصیرم .ولی یه جورایی احساس گناه میکنم
ای کاش میتونستم بدون اینکه کسی ببینم ...برم رختکن تا لباسام رو بردارم
.راستش با این جمعیتی که اونجا ایستاده، عمراً بشه
فعلاً بهتره من راهنمایی ـت کنم .بریم به جایی که خلوتتر باشه
لازم نکرده! تو دانش آموزی !و نمیخوام درگیر همچین مسئله ای بشی
...تا وقتی که مردم برن من همنجا
به نظر میاد این قسمت .تا چند ساعت دیگه میره زیر آب
.واقعاً دریا خیلی خوبه
.آره، خوشحالم که اومدم
میگن اگه خوش شانس باشی .میتونی دلفین هم ببینی
!خیلی دوست دارم ببینم
!سنسه، الان وقتشه
!میشه لطفاً هولم نکنی
...امم، یویگا کون
.زیاد ازم دور نشو
!چـ چشم
.واقعا تحملش سخته
نگاه کردن بهش خطرناکه. امروز چرا اینجوریه؟
.سنسی! اونجا یکم لیزه پس مراقب باش
.میدونم
!خیار دریایی
!پام رفت روش
...ببخشید! ترسیدم و
.عیب نداره
.بـ ببخشید. حالا قوز بالا قوز شدم
No comments yet. Be the first to leave one.