The first 200 lines.
ارائه دیگری از تیم ترجمه Opus -SUB
چیزی رو گرفتم که دفعه پیش نتونستم بهت بدم
ما را در تلگرام دنبال کنید
همین الانشم برادرم واسم زحمت زیاد داره
،الانشم اوقات سختی رو با سر و کله زدن باهاش میگذرونم ...پس لطفا
پس لطفا اینقدر زندگی پر از بدبختیم رو زیر و رو نکن
گمشو
"فصل یازدهم" جوجه اردک زشت
خانم پارک اوکران چی؟ الان کجاست؟
چه خاکی بریزیم سرمون؟ انگار فرار کرده
،زود باش زنگ بزن پاسگاه پلیس این حوالی دست بجنبون
باهام بیا - باشه -
"گانگته"
معلومه اینطوری شیک و پیک نکردی
که این ساعت فقط بیای اینجا یه فنجون چای بخوری
چیه، چی میخوای؟
لعنتی
چقدر خوبه
بوی کتابهای قدیمی
این گلها خشک شدن
باید چیزهایی که مُردن رو دور بریزی
به وسایلم دست نزن
چرا اومدی اینجا؟
خانم معلم، نگران بودم
تنها باشی
کو مونیونگ
مونیونگ
امروز
بابات سعی کرد من رو بکشه
من رو هیولا
صدا زد
گفت همه هیولاها باید بمیرن
گفت باید اون روز دخترشم میکشته
حسابی عصبانیتش رو سرم خالی کرد
نمیدونستی؟
که چی؟ - خیلی کارش بیرحمانه بود -
،اون یه پدره، از بین این همه روز ...توی روز تولد دخترش
عجب
چطور تونست همچین حرفی رو بزنه؟
با خودم فکر کردم که باید بیام و کاری کنم حس بهتری پیدا کنی
و تولدت رو تبریک بگم، نه؟
حس بدیه که همچین روزی رو
تنهایی بگذرونی
اما چرا واست مهمه؟ - چون طرفدارم -
طرفدار مادر خانم معلم
طرفدار
خوشگله
بهت گفتم
به وسایلم دست نزن
شبیه همیم
منم بدم
میاد کسی به وسایلم دست بزنه
!کو مونیونگ
!کو مونیونگ
...کجا
کو مونیونگ
مون گانگته؟
خدا رو شکر
خوشحالم حالت خوبه
خدا رو شکر
حالت خوبه؟
چیزیت شده؟
...اون خانمه، پارک اوکران - کجاست؟ -
اون خانمه، کجاست؟
رفت - کِی؟ کجا رفت؟ -
میگم کِی رفت؟
همین الان
تو
اومدی اینجا که اون بیمار فراری رو بگیری؟
به خاطر من نیومدی؟
چون دلت واسم تنگ شده بود؟
پس برادرت رو به من ترجیح میدی
و حتی اون بیمار هم برای تو از من مهمتره
کو مونیونگ
،دنبال اون بیمار اومد اینجا
پس دیگه چرا بغلم کرد؟
لطفا
قبل از اینکه کاری رو با بیفکری انجام بدی تا سه بشمار
یک - وای -
دستت خوبه؟
دو - داره خون میاد -
وای چیکار کنم - سه -
برش میگردونم
بیرون
باید باهاش میزدمش و اینجا نگهش میداشتم؟
بیا حرف بزنیم
چرا اون رو میبندی دور دستم؟ گفتم درد میکنه؟
،یه خراش کوچک کف دستمه اصلا درد هم نداره
رابطه ما یه رابطه نحسه"
لطفا اینقدر زندگی پر از بدبختیم رو زیر و رو "نکن و گمشو
...اون چرتی که گفتی خیلی بیشتر
خیلی
بیشتر درد داشت
گفتی که من یه قوطی توخالی نیستم
پس چرا باهام مثل یه قوطی توخالی رفتار میکنی؟
بهت گفتم امروز واسم روز خیلی مهمیه
!گفتم نمیخوام تنها باشم
وقتی نمیتونی خودت رو کنترل کنی
تا سه بشمار
یک
دو
سه - سه -
تولدت مبارک
دلم واست تنگ شده بود
چرا سرخ شدی؟
من فقط...گرممه
اینجا خیلی گرمه، نه؟
صورتِ تو هم قرمز شده
من مریضم
داری میسوزی
آقای مون تماس گرفت
انگار خانم پارک اوکران یه سر رفته خونه خانم کو
چی؟ چرا رفته اونجا؟
باید بفهمیم
به پلیس هم خبر بده که آخرین بار کجا دیده شده
آها باشه، وقتی دوربین امنیتی رو چک کردیم هم بهتون خبر میدم
،ممکنه آخرشب برگرده
پس همینجا بمونید
و طی شب گشت بزنید
بله - چشم -
سرت خوبه؟
چطوری میتونم خوب باشم؟ با سنگ زد تو سرم
این رو باید جز حوادث حین کار در نظر بگیرید
باشه
کمکت میکنم یه شکوایه تنظیم کنی که باهاش یه سری مزایا ببری
و به منقضی کردن قراردادت هم فکر میکنم
وایسید - به سلامت -
خداحافظتون
داغه، داغه
وقتی به چیز داغ دست میزنی مراقب باش
وای داغه، مراقب باش باید مراقب باشی
هی سانگته
سلام جهسو
چه خبره؟ چرا دیروقت غذا میخوری؟
خوراکی آخر شبه؟
وایسادم گانگته بیاد با هم شام بخوریم
اما توی بیمارستان یه موقعیت اضطراری پیش اومد
،باید یکی رو بگیره واسه همین نمیتونه امشب بیاد خونه
رفته دنبال اون کار
واسه همین من از طرف اون اومدم اینجا
خوشمزه است؟
میشه یه قاشق بخورم؟ - عمرا، نمیشه، ماله منه -
یه قاشق میشه دو تا دو تا میشه سه تا
"تخممرغ دزد، شتردزد میشه"
نمیشه، ماله منه
آه راستی
این رو دم در خونه پیدا کردم
مانگته است
مانگته؟ - آره -
همون پدربزرگ مانگته توی کتاب؟
نه، پدربزرگ نیست برادر کوچولو گانگته است
سانگته، گانگته و مانگته
ما
سه تا برادریم
وای
چه حرفها؟
باورم نمیشه به این عروسک پارچهای زشت میگی برادر کوچولو
این منم که ده ساله هرجا میری دنبالت میام
،اگه میخوای بگی که دو تا برادر داری
منم حساب کن
جهسو بین سانگته و گانگته
جهسو رو هم حساب کن - جهسو، نمیشه -
تو برادر ما نیستی
فامیلیمون یکی نیست و با هم فامیل هم نیستیم
،توی ثبت خانوادگیمون نیستی پس ما غریبهایم
،تو خانواده ما نیستی چطور اخه به خودت جرات میدی اینو بگی
...چطوری جرات میکنی
منم حساب کن - وای، نه نمیشه -
وقتی دارم غذای داغ میخورم اینطوری نکن
منم حساب کن، باشه؟ - ...نه، جهسو -
!نه، مانگته! داغه - وای -
بلندشو، وان حموم رو با آب یخ پر کردم
آب یخ؟ چرا؟
باید تبت رو پایین بیاری
توی فیلمها دیدمش لباسهات رو دربیار و برو توی وان
میخوای توی آب واست گلبرگ رُز بریزم؟
نمیخواد، واسم یه حوله مرطوب بیار
...اون خانمه
از بیمارستان فرار کرده؟
میتونم بپرسم
بهت چی گفت؟
گفت فکر میکرده تنهام و اومده بهم تولدم رو تبریک بگه
گفت طرفدار مامانمم هست
دیگه چی؟
گفت کم مونده بوده امروز توی بیمارستان بمیره
چرا اینطوری شده بوده؟
اغلب مریضها درگیر همچین دعواهایی میشن
لازم نیست نگران باشی
خیلی خوبه
چی خوبه؟
تا حالا
کسی رو نداشتم که وقتی مریضم
مراقبم باشه
جوری
داری میری سرکار؟
ببخشید
باید زودتر به خاطر دردسری که درست کردم عذرخواهی میکردم
وای، ما که غریبه نیستیم
مثل یه خانواده میمونیم که زیر یه سقف با هم زندگی میکنیم
بیخیال، فکرشم نکن
No comments yet. Be the first to leave one.