The first 200 lines.
.اين مشهورترين داستان ماجراجويي حقيقي آفريقاست
.براي اين مشهور است، چون تا به حال همچين اتفاقي در "تساوو" رخ نداده
.ژنرال "جان پترسون" هنگام وقوع اين اتفاق در آنجا حضور داشت
.اون يه مرد خوب و با شخصيت ايرلندي ست .که يک مهندس بي نظير هم هست
.اون دوست من بود .اسم من "ساموئله" .من اونجا حضور داشتم
...يادتون باشه
.که حتي غير ممکن ترين قسمت هاي اين داستان واقعاً رخ داده است
."جان هنري پترسون" .من "رابرت بئومنت" هستم
.محکم دست دادي خوشم اومد .درباره ي شما زياد شنيدم بفرماييد بنشينيد
حالا، چرا تو درباره ي من چيزي نميگي؟
خب، براي شروع،خيلي ها نظرشون راجع به .من اينه که من يه آدم خوشتيپ با لبخندي زيبا هستم
مطمئنم که شما هم نظرتون همينه .که يک شخصيتي برنده و دلنشين دارم
.همسر من در خانواده بازيکنه، قربان
.ممنون، آقايون
."با دقت به من نگاه کن، "ژنرال پترسون .من يه هيولام
.تنها افتخار من اينه که ...افرادي رو که براي من کار ميکنن رو عذاب بدم
.افرادي مثل تو ...اگه مرتکب يک اشتباه بشي، بهت قول ميدم
.کاري ميکنم که از من منتفر بشي...
.ما درحال مسابقه ايم، ژنرال و جايزه اش کمتر از قاره ي آفريقا نيست
ما داريم گران ترين و با شهامت ترين پل تاريخ را
با هدفي باشکوه که نجات آفريقا از دست آفريقايي هاست .و مخصوصاً پايان بخشيدن به بردگي ست، ميسازيم
.رقباي ما افراد آلماني و فرانسوي هستند
.ما در صدر هستيم و در صدر هم ميمونيم .دارم کارهايي رو که تو براي انجامشون استخدام شدي رو ارائه ميدم
شروع به ساختن يک پل در سراسر .رودخانه ي "تساوو" بکن و در عرض 5 ماه هم تمومش کن
ميتوني اين کار رو انجام بدي؟ - .مطمئنم که تو سابقه ي من رو خوندي -
.تو ميدوني که من هيچوقت کار يک پل رو به تعويق نميندازم - .من به خوبي از سابقه ي برجسته ي تو مطلعم، ژنرال -
،ولي بهم اجازه بده که به سادگي برات ياد آوري کنم .تو هيچوقت در آفريقا چيزي نساختي
.ولي در هند کار کردم .هر کشوري دردسرهاي خودش رو داره
.تو بايد اعتماد کامل داشته باشي، بهت قول ميدم .هميشه ميخواستم برم آفريقا -
و اگه بخوام قضيه رو شخصيش بکنم همسرم .حامله ست و اولين بچمون تا شش ماه آينده به دنيا مياد
.و بهش قول دادم موقع تولدش اونجا باشم .ولي من هميشه سر قولم هستم
.تحت تأثير قرار گرقتم که بهم اعتماد کردي و همه چي رو گفتي
.ولي يه سر سوزن هم اين چرت و پرت هايي که ميگي برام ارزش ندارن
.من اين مأموريت رو به تو واگذار کردم .کاري نکن که ازت قطع اميد کنم
.مجالش رو پيدا نمي کني دل گرمي ديگه اي نداشتي بدي؟
.خب من بايد به قطار برسم
از "بئومنت" برام بگو ميفهمه که تو چقدر با ارزشي؟
از اينکه چقدر خوش شانسه که تو رو داره؟ .خيلي خجالت کشيدم
.اون منو غرق ستايش و تمجيد کرد - .اوه ، عزيزم -
.به نظر ميرسه دوباره داري درد ميکشي .نه. نه
.اگه زودتر ميدونستم هرگز اين کار رو قبول نمي کردم
،و حالا با اين کارت عذاب ميکشي .و اين تقصير منه
ديگه نا اميد شده بودي که در .زندگيت هيچوقت آفريقا رو نميبيني
.ممکنه سختي هاي خودش رو هم داشته باشه .درسته. هميشه همينطوره
،که فقط به اين معنيه که من و پسرمون ...بهم اعتماد کن...
.يه بهونه اي مياريم تا براي ديدنت بيايم
.همه سوار شَن
.دنبالم بيا .منو سوار قطار کن
.خودت برو
.چه مرد متشخصي
.اميد ديدن آفريقا رو ندارم، ولي اونجا فقط يه مکانه
."تو پل ها رو ميسازي، "جان .تو بايد به جاهايي بري که رودخانه ها هستن
.خدا نگهدار
.ژنرال پترسون - .نه، ممنون -
ژنرال پترسون"؟ بله؟" .نه, ممنونم. نه, ممنوم. نه, ممنونم
به آفريقا خوش آمديد, قربان, در ضمن صبحتون هم بخير .آنگوس استارلينگ" هستم. شما رو تا "تساوو" همراهي مي کنم"
.ولي مسلماً خود "بئومنت" اينو بهتون ميگه - .راستشو بخواي، نه -
.برام اون سخنراني هيولايي خودش رو کرد
.گرفتم. راستش, ميدونم که "رابرت" به نظر وحشتناک مياد
.هه هه ! تازه من خودم يکي از مدافعين و طرافدرهاي اونم .الان اونو فراموش کنيد دنبال من بياييد قربان
اين اولين سفر شما به آفريقاست، درسته؟ .خوبه, چون بهترين جاي قطار رو رزرو کردم
شگفت انگيزن، مگه نه؟
ميدوني عجيب ترين چيز راجع بهشون چيه؟ .اونا فقط در روز 5 دقيقه ميخواين
.از اونا زياد خوشم نمياد .ماده هاشون بزرگ ترن
فقط حيووناي اينجا اون جورين، بايد هم اينطوري باشن,چون در .غير اين صورت دوام نميارن، چون نرها جوان ترها رو مي خورن
چيز خاصي در مورد اونا نميدوني؟ .خب, فقط اينکه از دهنشون باد معدشون خارج ميشه
.شرط ميبندم که خيلي هم بوس نميکنن
من يک سال تو آفريقا زندگي کردم و چيزايي .رو که تو ميدوني رو نمي دونم
چند وقت اينجا بودي؟ - .تازه 24 شده -
.ولي در تمام زندگيم اشتياق ديدن اينجا رو داشتم
.به "تساوو" خوش آمدي
!"ساموئل" .اينجا اردوگاه رابط "ساموئله",که کاملاً ضروريه
.اون تنها شخصيه که اينجا همه بهش اعتماد دارن - انگليسي بلده؟ -
.يکمي هم فرانسوي - .ساموئل",ايشون ژنرال "جان پترسون" هستن" -
.سازنده ي پل
.داشتيم براي اومدن شما آماده ميشديم - .خوبه. علاقه مندم که محل پل رو ببينم -
.يه سري تجهيزات پزشکي هست که بايد تحويل بدم
.وقتي کارت تموم شد بيا بيمارستان ."من ميارمشون "آگنوس
اهل کجايي "ساموئل"؟ - .اونجا,پشت اون کوه ها-
.من اهل ...اون طرفم
.به نظر ميرسه همه چيز تحت کنترله .ممنونم. اگه اينطوره که معجزه ست
چطور؟ .راستش کارگران به هيچ وجه از همديگه خوششون نمياد
،بديهيه که آفريقايي ها از هندي ها متنفرن .ولي خود هندي ها هم از همديگه خوششون نمياد
هندوها معتقد هستن که گاو حيواني مقدسه .در حالي که مسلمان ها گاو رو ميخورن
تو گوشت گاو ميخوري؟ .البته
،من هم با هندوها کار کردم هم با مسلمان ها .رو همين حساب شايد بتونم کمک کنم
.قطعاً ميتوني سعي خودت رو بکني .جواب نميده
.هيچ کاري اينجا به نتيجه نميرسه .تساوو" بدترين جاي دنياست"
.اردوگاه پيشرفته اون طرفه چند تا کارگر داره؟
.سه هزار نفر
حتي با وجود اينکه پل شما هنوز ساخته نشده .اونا هر روز 2 مايل دورتر ميرن
شبيه چيزي بود که در ذهن شماست؟ .نه,اين خيلي سخت تره
.بايد هم باشه چه کاري در دنيا بهتر از ساختن پله؟
،زمين رو بر فراز آب ميبري
.نقاط جهان رو به يکديگر متصل مي کني
گشت و گذارتون تموم شد؟ اينجا قالباً مالاريا داره؟
.بله, ولي زجري که ميکشن زود گذره .کافيه که يکبار از صميم قلب خدا رو قبول کنن
."اون فقط يه حرف مزخرفه، "آقاي استارلينگ
"اگه خفه خون نگيري، حرومزاده ي هاي بيچاره مريض تر ميشن
.ديويد هاوترن" هستم" .من.... اينجا بيمارستان منه
و توصيه ي من به شما اينه که .مريض نشين
.خيلي دل نشين بود .ببخشيد. به نظر ميرسه که دارم مهارتم رو از دست ميدم
.هيچوقت مهارت نداشتي .من و "آگنوس" زياد از همديگه خوشمون نمياد
.همچنين من رابط بين اي دوتا هستم .واضح بگم، تو به هيچ وجه تصورات "بئومنت" رو به اشتراک نميذاري
.اين شرم آوره .کي به اينجا نياز داره؟.مسخره ست
اينجا فقط براي محافظت از تجارت عاج فيل ساخته شده .که آدماي پولدار رو پولدارتر ميکنه
پس چرا اينجا موندي؟ آخه کي منو استخدام ميکنه؟
زدم تو خال، مگه نه؟
."دکتر" هاوترن - .اوه, بله. تقريباً فراموش کرده بودم -
به نظر مياد که آدم بد شانسي هستي. بيا اينجا .اين "کريمه". يکي از خدمت کارهاي بيمارستانه
.همين امروز مورد حمله ي آدم خوار ها قرار گرفت
،و تو داري مسخره بازي در مياري .و اينکه يادت رفت عنوانش کني
.صدمه هاش جزئيه
همين اطراف در حال راندن خرش بود .که يه دفعه يه شير پريد روش
.خره بهش ضربه زد، بعدش شيره فرار کرد
."ممنونم، "کريم
.حالا, ميدونم که امروز اولين روز کاريته .بايد خسته شده باشي
ولي...ميخواي با اين قضيه چيکار کني؟
.بدون هيج شانسي، امروز بعد از ظهر ته و توش رو در ميارم
ميتونم بتونم بيام و تماشا کنم؟ تا حالا شکار کردي؟
.خب، راستش رو بخواي ، نه .تا حالا خيلي شجاعت به خرج ندادم که از اين کارا بکنم
ميشه صداش رو در نياري؟
...بدم مياد که مايه ي زحمت بشم, "جان"، ولي - .ساکت -
.انقباض ماهيچه هام ..... داره بدتر ميشه
.در واقع دردم الان ديگه غير قابل تحمل شده
."فقط بايد باهاش مقابله کني و از پسش بر بياي، "آگنوس - .اين دقيقاً نقشه ي خودمه -
.ولي بايد برگرديم به چادرم
.قبل از ايکه بخواي به چادرت برسي مردي
.شيره ميخوردت - .خودم مي دونم -
روش از اين بهتر براي شکار شير وجود نداره؟ .نميدونم
.حتي تا به حال يه دونه هم نديدم
!با يه تير
.با يه تير! ،"پترسون" دوباره به شب امنيت بخشيد
.خداي من، ته توش رو در آوردي
.هيچ چيزي مثل ترسي نميشه که آدم خوار موجبش ميشه
.تمام شب رو بيدار موند و خيلي سريع کشتنش
اين کاملا براي همه روشن بود .که "پترسون" ميخواد به خاطرشون ريسک بزرگي رو مرتکب بشه
.اون با يه شليک ترسشون رو کاملاً برطرف کرد
."خيلي خب, "آنگوس .تصميم گرفتم تا از تو و "ماهينا" براي تأسيس پايه ي پل استفاده کنم
،البته, سخت ترين قسمت ساختن پل .ساختن پايشه
و براي اين کار,من بهتون .چهار هفته ي هيجاني وقت ميدم
.امروز که خيلي از حدمون نگذشتيم .فکر کنم به خاطر شيرست
."اوه، "جان .ميدوني, من گذشته از اين يه شير کشتم
با چندتا شليک اين کار رو کرددي؟ - .با دستام کشتمش -
.جان"، چهار هفته کافي نيست" .فقط کافيه از دستات استفاده کني
."هي, "ساموئل .بيا تو
.يه شليک
.پنجه هاي شيريه که تو کشتي
.مرسي
.اين هميشه منو ياد آفريقا ميندازه - .اين به اين معنيه که تو رو ياد شجاعتت ميندازه -
.همچنين ازت محافظت هم ميکنه .بندازش گردنت
.تو ميدوني که خداوند چگونه مشروب رو اختراع کرد بنابر اين يه ايرلندي نميتونه جهان رو رهبري کنه؟
خب, بعضي وقتا فکر مي کنم که اون کله شق بودن رو اختراع کرده .واسه همين ما ميتونيم تو يه چيزي خيلي خوب باشيم
،براي زماني که اين پل کاملاً ساخته بشه .ديگه نه ميشه با مهارتم کاري کرد نه با کله شقيم
.آفريقا، همه ي نقشه ي من رو تغيير داد
.هنوزم يه جورايي از زمانبندي جلوتريم
.ماهينا", سر کارگرمن، سزاوار اعتبار خيلي زياديه" .اون مردي شگفت انگيزه
.درواقع "استارلينگ" بعضي از بومي هارو براي تبديل شدن متقاعد کرد
.ديگه نميتونم صبر کنم تا اين کشور رو بهت نشون بدم ."با عشق , "جان
کاري که شيره لازم بود انجام بده اين بود که ...پوست اونو بکنه، بعدش خونشو بخوره
بعدشم واسه خودش با اون جشن گرفت .و از پاش شروع به خوردنش کرده
.شيرهاي اينجوري غذا نميخورن مطمئني که کار شير بوده؟
.ما ردشو زديم
چه شيري با چه اندازه ايي ميتونه آدمي به اندازه "ماهينا" رو بکشه ببره؟
.وحشت ،يه سوراخي بين ما ساخته که قرارم نيست از بينمون بره
چون "ماهينا" که اون همه قدرت داشت نتونست خودشو نجلت بده
ديگه چه کاري از ما ساخته ست؟
.اونا وقتي من بگم ميتونن برن - .نشستن کاري رو درست نميکنه -
،تو ازمون ميخواي برات کار کنيم .حتي اگه بخاطرش بميريم
چرا اينجا هيچ کاري اينجام نميشه؟
.مالاريا همه گير شده،اونم يهويي - .هيچ دليلي براي ترس وجود نداره -
.به اين قضيه مشکوکم .دونفر در دو شب مردن
دومي کجا مرده؟ - .پشت اون کمپ -
.يه مردي شب تنها بوده
حتي چيزي که از جنازش باقي مونده .کمتر از جنازه ي "ماهينا ــه
.خيلي زوده که يه شير از سر گرسنگي آدم بکشه
.دور ديوار هاي روستاي خودمون علف خواردار ميکشيم
.يه آتيش سوزي بزرگ توي شب .اين ميتونه شيرهاي رو دور کنه
.خوبه،واسه شروع خوبه
.يه مقررات حكومت نظامي جدي داريم .هيچ کس حق نداره شب ها از چادرش بياد بيرون
.عبدالله"، نصف آدمهاروت رو براي ساختن اون ديوار با "ساموئل" بفرست"
.بقيه اشون رو ببر براي ساخت پل .خودم بهشون رسيدگي ميکنم
.من شيره رو ميکشم و اون پل رو ميسازم - .معلومه که اين کارو ميکني -
.تو سفيد پوستي، هرکاري ميتوني بکني
.عبدالله" ،همکاري نکردن با هم تو اين قضيه ميتونه يه اشتباه باشه"
.برگردين سرکارتون
.نه،بايد سفت تر باشه
.ديدي؟ بايد يه ديوار بشه
.چه هفته خوبي - منظورت اينه که کسي نمرده؟ -
،همه مون با هم کار ميکنيم ،کارهاي شايسته ايي انجام شده
.از اين جور تلاش کردن ها خوشم مياد
.مادرم رو درساي پيانوم اصرار داشت
اون زن وقتي فهميد که من فاقد حساسيت نسبت به اهنگ موسيقي .هستم، قلبش شکست
.هميشه حواسش بهم بود که مواظب انگشتام باشه
من از خون خوشم مياد،اين عجيب نيست؟
.نه - .اوه،آره،منم اينطور فکر ميکنم -
."داره مياد ،"ساموئل
هردوتون بايد بپذيريد که .کارهايي که يه مرد ميتونه بکنه خيلي باشکوهه
،با وجود يه هدف عالي .هيچ محدوديتي وجود نداره
،فکرش رو بکنيد که وقتي گرماي خداوندي رو تو دستامون داريم .چه کارايي که نميتونيم بکنيم
No comments yet. Be the first to leave one.