The first 200 lines.
..:: پيشکشي ديگر به تمام پارسي گويان ::..
..:: لالايي ::..
قراره بري زندان آقا
برا چي؟ دستشويي رفتن؟
نتونستم خودمو نگه دارم
سيگار کشيدن تو دستشويي هواپيما يه تخلف فدراله
بايدم اينطور باشه. اين يه عادت حال به هم زنه
هر دو نفر ما اينو شهادت ميده
حرف تو در مقابل حرف ما
بيخيال
"بِث"
زيادي سخت ميگيري
تو که واقعا نميخواي منو دستگير کني، نه؟
چرا
ببخشيد
بله؟
ميشه اسمتو بهم بگي؟ لطفا- نميتونم کمکتون کنم، آقا-
ببين، من جنايتکار نيستم، باشه؟
فقط الآن مثل خر تو گل موندم
اسمم "جنيس" ـه
"از آشناييت خيلي خوشبختم، "جنيس
ازت درخواست ميکنم چون الان که دارم داستانو تعريف ميکنم
ميخوام بدونم کدوم خدمتکار کله خره و کدومتون
چشماي آبي مهربوني داره
... آم
بايد برگردم سر کار
ميشه کمک کني برم بيرون، لطفا؟
کاري از دستم برنمياد
ببين، من يه معتادم همينقدر که قراره يه روزي
اين زهره ماري منو بکشه کافي نيست؟
اگه ميتونستم کمکت ميکردم ولي نميتونم
پدرم داره ميميره
الان تو بيمارستانه
و من دارم ميرم که باهاش باشم
چيزي بيشتر از اينکه بخوام لغوش کنم وجود نداره
ولي نميتونم
و ميدونم که خيلي بي معني به نظر ميرسه
ولي بايد باورم کني
يعني، کي در مورد چيزي مثل اين ميتونه دروغ بگه؟
اگه دروغ بگي ميري جهنم
پدرم داره ميميره
و همين الانش تو جهنم هستم
سالهاست که داره ميميره
تو اين مسئله کارش درسته نه اينکه بخوام تماشا کنم
نميخوام زندگيمو تو همچين بيمارستان تخمي اي هدر بدم
اين چراغا، اون بو
من اينجا چيکار ميکنم؟
هيچ جا خونه آدم نميشه
زر اضافيه
تو عضو هيئت مديره "اندرو استون" کوفتي هستي
چطور متوجه نميشي؟
ببين، "وايت"، مجبورم
کاري که براي بانک بهتره انجام بدم "آقاي "کلمن-
همه ميدونيم که "فرانک" ميخواد حکم جلبتو بگيره
پس خيلي براي همه راحتتر ميشه اگه تو اين وضعو تموم کني
هيچ بانکي تو اين شهر نميخواد منو توقيف کنه
نيازي به لطف تو ندارم، بريم
"متأسفم، "رابرت- استيون"، بشين"-
وايت، لطفا
آقايون، همه ما اينجا شرط بندي کرديم
اما فکر ميکنم يه سناريو که چطور همه بتونيم برنده باشيم دارم
وايت، تو ميخواي سهام رو بفروشي
به استيون به قيمت خودش- ... اما-
... فقط
استيون، تو ميخواي سود کلمن رو با 20 درصد قطع کني
چون هيچکس نميتونه اين دارايي رو اونطور که اونا ميتونن مديريت کنه
... رابرت- بزار حرفم تموم شه، ممکنه؟-
فرانک، اندرو استون قراره سهامش به 40 درصد کاهش پيدا کنه
به هر حال اين بي ارزشه اينو ميدوني
هر سه نفر ما ميخوايم يه مؤسسه مستقل شکل بديم که من اجراييش مي کنم
و اين مؤسسه روي اين دارايي ها ساخته ميشه
و اونايي ديگه که ما توش شرکت داريم
و از اونا به عنوان پايه خريد استفاده ميکنيم
با تمرکز روي ارزش واقعي
هر قيمت مصيبت زده از دارايي واقعي در منهتن
حالا، من فرض ميکنم که اندرو استون
مايل به معامله با يه کمپاني مثله ماست
بنابراين من اولين مسيرو بهت ميدم
در موقعيت رهبري براي بدهي مالي ما
آقايون، همه متوجه شدين؟
بله
بله
کاملا
ممنونم، رابرت
معذرت ميخوام اگه نامفهوم بود
پس توافق کرديم
حالا، اگه منو ميبخشيد
دارم پسرم رو براي نهار ميبرم
نگاش کن
اين گره منه؟
ببخشيد
يا ابالفضل
فکر ميکني داري چه غلطي ميکني؟
لعنتي، شرمنده
ميدوني چيه؟ برو بيرون
بيرون
... ببين، اينجا بيرونه، باشه؟ ببين
کري"، ميشه آروم باشي؟" فقط دارم سعي ميکنم به طبقه بالا برسم
نه، تو بالا نميري
اين مادر به خطا مياد پياده روي تو بيمارستان من
جوري رفتار ميکنه انگار اينجا ايستگاه سيگار يا يه همچين کوفتيه
حسابي رو اعصابي
خدايا، پدرم داره اونجا ميميره، افتاد؟
اميدوارم خوشحال باشي
ازت نااميد شدم، کري
جاناتان"؟"
چند وقته اينجايي؟
نميدونم
خوب، آخرين بار کي خونه بودي؟
گفتم که نميدونم
يه روز، دو روز، يه هفته اهميتي داره؟
مامان، اون حالش خوب ميشه
آروم باش
اين دفعه نه
اين دفعه، سخته
منظورت چيه؟
شايد اون نميدونست داره چي ميگه
چي مي گفت؟
اون يه داستاني داشت
تحت فشار زياديه
و؟
سيگار کشيدي؟
نه
بگو که اونقد احمق نيستي
... مامان
کشيدي، مگه نه؟
ميخوام دست روتو بشوري
نميخوام اون بوي تو رو بشنوه
هي، بابا
هي، هنوزم سيگار ميکشي، نه؟
... نچ، فقط راننده تاکسي
هنوزم گاهي اوقات بوها رو اشتباه ميگيرم
... رابرت
خوب، اينجوريه
فقط اينو برات نميخوام
ميدونم، منم همينطور
خب قراره ببريمت خونه؟
شايد آخر هفته بريم کنار ساحل؟
اين دفعه نه
کارم تمومه، رفيق
منظورت چيه، تمومه؟
بدنم داغونه
و اجازه نميدم مادرت بيشتر از اين زجر بکشه
من زجر نميکشم
منو ببين، رابرت
تو دو روز سخت ديگه داري
نه اصلا- همينه-
تو گيج شدي- گيج نيستم-
نه، من گيج شدم، اينجا چه خبره؟
رابرت، تو ما رو ترک نميکني
من هرگز ترکت نميکنم فقط بحث زمانه
اينو نگو
داري راجع به چي حرف ميزني؟
جراحي دوبار در روز
براي اولي، شايد دو ساعت هوشياري
ارزشش رو نداره
اوه، بله، همينه، خدا لعنتش کنه
ميدوني، شکايتي از درد ندارم، ولي خيلي بده
گاهي حتي نميتونم مستقيم ببينم
و وقتي تحت تأثير مورفين هستم از دست رفتم
پس مبارزه کن
دوازده سال جنگيدم
چيزي عايدم نشد
فقط بمون تا فردا ببينيم حالت چطوره
همه ميدونستيم که اين روز مياد
پس داري جا ميزني؟
لعنتي فقط داري جا ميزني؟
فردا صبح، اونا منو از دستگاه جدا ميکنند
همين الانش تجويز دارو متوقف شده
چون من اينطور ميخوام
ميخوام براي آخرين بار واضح نگاهت کنم
نميتوني اين کارو بکني
کارن" اينجا نيست"
قطارش نيم ساعت پيش رسيد
عاليه
همه با هم ميتونيم اين کارو انجام بديم
با هم؟
مجبورم کردي پرواز کنم اينجا که مرگت رو تماشا کنم؟
اينطوريه؟
اين به خاطر تو نيست- مزخرفه-
تو نميتوني چيزي که من کشيدم تحمل کني من اينجا تازه کار نيستم
پس اين چيزيه که انجامش ميدي؟ ميخوام بخشي از اون باشم
ميخواي خودتو بکشي بدون من انجامش بده
مرده شورتو
لعنتي
لعنتي
سلام؟
روبراهي؟
پرسيدم اونجا حالت خوبه؟
ميخوام زنگ بزنم کمک بياد
من خوبم، نيازي به کمک ندارم، افتاد؟
خوب، روبراه به نظر نميرسي
نترس، من آدميزادم
فقط مو ندارم
مطمئني حالت خوبه؟
منم گاهي اينجا ميام و جيغ ميکشم
حالتو بهتر ميکنه؟
حالت بهتر شده؟
مثلا، جيغ کشيدن کمکي کرد؟
آره، کمک کرد
No comments yet. Be the first to leave one.