The first 200 lines.
(Miloyc)-مترجم علیرضا جوهریری
شخصیتها مکانها نهادها و سازمانهای این سریال ساختگی هستند
ایستگاه مونگیونگ
سو مین
بابا
مامان؟
ای بابا چرا اینقدر جا خوردی؟
دخترم بیا بریم
خدای من این مرد رو فکر میکنی هنوز بچهس؟
خب که چی؟ از نظر من که هنوز یه بچه کوچولوئه
اه این آدم چیپ رو باش
ای جان بیا دخترم
بابا کجاست؟
انگار رفته آب دارویی بیاره
این اواخر چطور بودی؟
در مورد چی؟
بازیگری
پیشرفتش چطور بوده؟
خب تا اینجا که
فقط دارم تجربه کسب میکنم
ای بابا
چند سالته؟ چه تجربهای
خدای من
اگه پلیس بودی تا الان چند بار ترفیع گرفته بودی
مامان خواهش میکنم
اگه اینقدر کند باشی کی میخوای نقش اصلی بگیری؟
قبل از اینکه اون روز بیاد من از حرص و جوش منفجر شدم
ای بابا هی این بچه رو ببین چی اینقدر خندهداره که به من محل نمیذاری؟
نه همینجوری خوشحالم
این اولین باره نه؟
که ازم در مورد کارم میپرسی
مگه خندهداره؟
خندهدار نیست ولی خوشحالم میکنه
ای بابا این
بیکاره چی میگه
ای بابا
بیرحم
سفرت چطور بود؟ کجایی الان؟
سفرم خوب بود
تازه از پل سونگان رد شدم
باشه
مشکلی که نیست هست؟
چی؟ منظورت چیه؟
اورژانس
ارشد اورژانس بیمارستان سونگنه پره
پس سریع با نزدیکترین بیمارستان تماس بگیر
یه قربانی تصادف رانندگی که نیاز به احیا داره
یه مرد حدوداً ۴۰ ساله
تصادف ساعت ۲۱:۵۰ اتفاق افتاده
داریم بیمار اورژانسی میبریم برید کنار
داری چه
ترسوندیم
این چه قیافهایه به خودت گرفتی؟
خدا رو شکر
خوشبختانه هنوز نفس میکشه
سو مین اومده؟ راستش
در واقع یه مشکلی هست
چه مشکلی؟ خب
شایعههای الکی در مورد شما کارآگاه
اینجوری که نگاهت میکنم اونقدرام خوشتیپ نیستی
ولی کی گفته تو کارآگاه خوشتیپه؟
این واقعاً هنوز یه راز حلنشدهس
سو مین اومده؟ یا نه؟
اگه میخوای بدونی ۵۰۰ وون بده
هی حق نداری از این به بعد این کارو بکنی
فهمیدی؟
زود بگو کجاست
اونجا
قسمت ۶
اینقدر جدی به چی فکر میکنی؟
اون حرومزاده مرده؟
مگه ما مطمئن نشدیم؟
نگرانی؟
فقط یه کم احساس پوچی میکنم
پیش میاد
ولی
از این به بعد باید واقعاً مراقب باشی
اونا بیخیال نمیشن
پس فعلاً اینجا بمون و
نمیخوام
مگه الان همه چی تموم نشده؟
سو مین
ممکنه جونت تو خطر بیفته
مهم نیست
وقتی میخواستم ما سوک گو رو بکشم
جون خودمم گذاشتم کف دستم
جونتو گذاشتی کف دستت؟
تو همچین موقعیتی باید بیشتر قدر جونتو بدونی
ولی تو
پدر و مادرت هنوز زندهن و سالمن پس باید قدرشون رو بدونی
دیگه بهش نیازی ندارم
زنده بودنشون چه فایدهای داره؟
انگار که اصلاً وجود ندارن
پدری که بچهشو ابزاری برای بالا رفتن مقامش میبینه
و مادری که از بس بهش گفتن معشوقه دیوونه شده
چه چیز خوبی داره؟
این فقط مثل یه راه
قشنگ و پر از گلهای خیلی زیباست
نه
حتی اگه پیش پا افتاده باشه
اگه اون راهی باشه که توش راحتی پس همون راه خوبه
واسه همین من
امیدوارم بتونی دوباره رو پات وایسی و راه درست خودتو بری
نمیذارم به این راحتی تسلیم بشی
میفهمم
جدی؟
میذارم به حساب اینکه فهمیدی
آره فهمیدم
نوش جان میکنم من دیگه میرم
ممنون
برای چی؟
نمیدونم
گوکباپ سو مین برای اجاره
گوکباپ سو مین
چی میل دارین؟ بله؟
خانم دو تا سوندهگوک معمولی و یه پرس مخصوص
چشم
دو تا معمولی یکی مخصوص آتیشو روشن کن
باشه
آخ خدایا
چرا مخلفات هنوز آماده نشده؟
آخ تنده
هزار سال طول میکشه تا اون پیازا رو پوست بکنی؟
فکر کنم الانه که گریهم بگیره ای بابا
ای بابا میگه گریهش گرفته بفرمایید
خدای من
بابا با اینا چیکار کنم؟ خیلی تنده چجوری پوستشون بکنم؟
یواش یواش انجامش بده
خب پس وقت یه پرسش و پاسخ کوتاهه
بله؟ آقای ها هیون جین
چرا شما با خانم کیم می یانگ ازدواج کردین؟
خوشگل نیست؟
ای بابا
ای بابا این چه حرفی بود؟ خب که چی؟
سو مین
بله؟
میدونی قیمت گوکباپ تو رستوران ما چنده؟
چی؟ هشت هزار وون
جوابت غلطه
مگه میشه فقط یکی سفارش بدن؟
نگاه کن دو نفرن که
آخه روم نمیشه
همیشه سربار شما میشم و با نوهم غذا میخورم
اومدین رستوران
دو تا کاسه گوکباپ خوردن که طبیعیه
لازم نیست اینقدر معذب باشین
یه لحظه صبر کنین
حتماً گشنهتونه نه؟
دو تا گوکباپ
اینقدر جدی به چی نگاه میکنی؟
زود باش پیازا رو پوست بکن
دارم همین کارو میکنم دیگه
تو خیالبافی کردن واقعاً اوله
بفرمایید اینم سفارشتون مواظب باشین
سو مین بله؟
اون میدونی اون اصطلاحه هست اون که چی بود
از بیرون قوی به نظر میاد
اسمش چی بود؟ اون که از بیرون قوی به نظر میاد
کراش دخترا؟ نه
ظاهر سرسخت باطن مهربون
ظاهر سرسخت باطن مهربون
واسه همینه که ازش خوشم میاد
وقتی مادرت حرف میزنه
همیشه حرفای تند میزنه انگار داره رو زخم نمک میپاشه
ولی اگه خوب گوش کنی
میبینی که در واقع آدم مهربونیه مثل مرهمی که رو زخم میذارن
مادرت یه همچین آدمیه
بس کن از کی تاحالا بابا اینقدر لوس شده؟
هان؟
باشه
بفرمایید
گوکباپ سو مین برای اجاره
ها هیون جین
گوکباپ سو مین برای اجاره
کارت اعتباری
قانون بزرگ
آقای مدیر کل به زودی میرسن
لوح تقدیر
لوح تقدیر مدیر کل پارک جه کیو
اومدی؟
چرا
فکر کردی ترجیح میدم سر تو رو بزنم تا اون بچه رو؟
انگار بابا حاضره به خاطر این زن همه چیزش رو فدا کنه حتی جونش رو؟
فکر میکنی من تو و مادرت رو ول کردم؟
نمیتونم اینم انکار کنم
چون خوب میدونم که بابا آدمیه
که شرافت رو بالاتر از هر چیزی میدونه
پدر جونگ هون ولم کن
نرو
به جونگ هون فکر نمیکنی؟
خدای من
جونگ هون
شاید الان برات یه آدم رو اعصاب باشم
ولی بعداً وقتی بزرگ شدی و دنیای بزرگتری رو دیدی
میفهمی که چرا این کارو کردم
خواهش میکنم نرو ولم کن
مامان
خدای من
مامان
مدیر کل
No comments yet. Be the first to leave one.