English Teacher

English Teacher

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

English Teacher S02E03 Grants Dinner Party REPACK 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 English Teacher 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خداحافظ، مارکی. این آخر هفته می‌بینمت، ایوان.

چی؟ نه، نمی‌بینی.

ایوان، یکشنبه چه ساعتی اونجا می‌رسی؟

چی؟ کجا برسم؟

خونه گرنت برای شام. پیامکشو ندیدی؟

اوه لعنتی. من به اونجا نمی‌آم. چی؟

من دوست ندارم آخر هفته‌ها برم رویدادهای کاری.

من برای خودم وقت لازم دارم.

وقتی مدیر یه مدرسه ازت می‌خواد بری خونش، میری.

میشه منم اونجا برسونی؟ صبر کن، چی؟

آره، باشه. ساعت سه و نیم میام دنبالت، ریک.

صداتو نمی‌شنوم!

مارکی، اگزوزت چش شده؟

اگزوز سموم موتور رو به جو منتقل می‌کنه.

عادیه. کاملاً عادیه.

آتیش گرفته! ببین، آتیش گرفته! داری آتیش می‌گیری، عزیزم!

باحال بودا.

اوه، لعنتی. لعنتی. لعنتی.

بازم مرسی که رسوندیم، داداش.

شارژر نیسان لیفم رو گم کردم، پس واقعاً بدبخت شدم.

باید یه دونه جدید بگیری. مارکی هم میاد مگه نه؟

آره، شرط می‌بندم سعی می‌کنه مخ گون رو بزنه.

اون قرار نیست با گون مخ بزنه.

داداش، اون همیشه تو این مراسم‌هایی که ربطی به مدرسه نداره، یه حرکاتی می‌زنه.

گون نمی‌دونه که مارکی روش کراش داره.

و مارکی صراحتاً ازمون خواست که هیچی بهش نگیم.

من خبرچین نیستم.

پس جلوی اون راجع بهش شوخی نکن.

حرف‌های لو رفته، کشتی‌ها رو غرق می‌کنه، و من کشتی‌ها رو دوست دارم.

هی. هی، هی.

این چقدر هیجان‌انگیزه.

بالاخره داریم خونه گرنت رو می‌بینیم.

انگار داریم می‌ریم شهر اُز. سلام. یه بغل گنده. می‌دونم. رسیدیم.

به نظرت این مهمونی شام برای چیه؟

نمی‌دونم. یعنی، واضحه دیگه.

چی واضحه؟

گرنت. منظورت چیه؟

وقت زیادی نداره. چی؟

مریضه، لعنتی.

اوه، ریک. نه، این نیست.

تکستو ببین. تکستو دیدم.

"سلام به همگی. چه هفته‌ی فوق‌العاده و آرومی بود." افسرده.

"از اونجایی که شما چهار نفر کارمندهای ویژه‌ای تو زندگی من هستید،

می‌خوام بالاخره یکشنبه شب همه‌تون رو برای شام دعوت کنم.

یه خبر خیلی مهم دارم که زندگیتونو تغییر میده."

تمومه دیگه، رفقا.

این شام آخره، باشه؟

باهاش کنار اومدم. باشه.

همش بخاطر پلاستیکه. اینقدر پلاستیک لعنتی می‌خوره.

اسم زنش چیه؟

اوه، لعنتی. اِم، جسیکا. اسم دخترش چیه؟

دوباره جسیکا؟

یا نه، انی. انی. کچاپ؟

اسم دخترش انیه. انی.

فقط دارم به غذای مورد علاقه‌م فکر می‌کنم.

خوش اومدین، بچه‌ها. بفرمایید تو. خجالت نکشید.

گرنت بالاست، داره آماده میشه.

من گیل هستم

بفرمایید تو، شیطون‌ها!

وای خدای من. اینقدر در مورد شماها شنیدم.

خیلی خوشحالم از دیدنتون. از ما شنیدین؟

آره. هی، من اِوَن هستم.

آره. اِوَن.

گرنت کلی در موردت بهم گفته.

چی گفت؟

فقط گفت که تو خیلی یه دنده‌ای و مثل دکتر هاوسِ مدرسه هستی.

آره.

گُوِن. من عاشق اون موهاتم! اوه!

ببخشید، چه نسبتی با گرنت داری؟ یادم بنداز.

شرمنده. باید بپرم آشپزخونه و یه سر به اون میگوها بزنم.

اون کی بود؟

اون دیگه کی بود؟

حتی بهم سلام هم نکرد.

شرط میبندم این تنها گیِ دیگه‌ایه که گرنت میشناسه،

و مثلاً آورده اینجا که منو باهاش جور کنه.

آره، آره.

شاید هرجا که میریم، همیشه یکی میخواد تو رو با یکی جور کنه.

خوش آمدید، بچه‌ها

خوش اومدین به خونه‌ام

قدم رنجه فرمودین

دوستت دارم رفیق. ممنون، ریک

با این کلاه لبه‌دارت چقدر باحال شدی

خب، مرسی. امشب یه شب ویژه‌ست... یه شب ویژه‌ست

همسرم ساشا رو که یادتونه؟

ساشا. اوه! ساشا! آره

داشتیم می‌گفتیم چقدر از اون کلاه خوشمون میاد

اوه، می‌دونم. تو اون کلاه چقدر سکسی به نظر میاد، نه؟

اون دوست داره وقتی مثل استنلی توچی تیپ می‌زنم

آه. بیاین، بیاین. من تو آشپزخونه‌ام

هنوز کلی کار داریم که انجام بدیم

و می‌خوام همه‌ی شما با دختر زیبامون ابی آشنا بشین

سلام. تا حالا همدیگه رو ندیدیم. خیلی از شما شنیدم

خوشبختم

واقعا متاسفم. سلام. اه...

و شما قبلاً با دوست‌پسر ابی، گیل، آشنا شدین

اوم

منم دیگه، همون دوست‌پسر بدِ گنده

دوست‌پسر. تو دوست‌پسر ابی هستی. عالیه!

خیلی بامزه‌ای. آره.

هی عزیزم، فقط حواست باشه. باید سر اون میگوها رو بزنی.

وگرنه... نمیمیرن.

چ... چجوری شماها...

چقدره با همید؟

وای. چی؟ مثلاً چهار ساله؟

یعنی، حس می‌کنم ده ساله.

چون تمام دوره کرونا رو اسنپ‌چت می‌کردیم. آره.

ولی بعد واکسن‌هامون رو زدیم و تو استارباکس همدیگه رو دیدیم.

و دیدمش، و من فقط اینقدر...

یه حس مردونه خیلی غریزی بهم دست داد که باهاش باشم.

حتی از استارباکس بیرونمون کردن چون نمی‌تونستم دست از سرش بردارم.

آره. اونم نمی‌تونست.

و من فقط عاشقشم.

دوستت دارم عزیزم. اوه. آره. آره. ببین. دوستت دارم.

چه باحال.

پس من میگم، "پین کد منو یادت میاد؟"

اون گفت، "نه، یادم نیست. اصلاً تو رو نمی‌شناسم. تازه دیدمت."

اون یارو، گیل، داره با دختر گرانت قرار میذاره.

این خیلی عجیبه. این دیوونه‌کننده‌ست.

دیوونه‌کننده‌ست. یعنی، من آدم روشنفکری هستم.

ولی اون یارو گیه، درسته؟

گی. دارم دیوونه میشم.

دارم دیوونه میشم. هرگز آدم اینقدر گی‌تر از اون ندیدم.

منم همینطور. و بعد اون میگه...

"ما عاشق شدیم. من باهاش اینقدر شیمی جنسی حس کردم."

من گفتم، "با من درباره‌ی... حرف نزن." شیمی‌ای در کار نیست.

تو بهش دست نمی‌زنی. آره.

اینا رو ببین. هنوز تهش پی‌پی هست، عزیزم.

معذرت میخوام. اشکال نداره.

ولی دفعه بعد یکم دقیق‌تر نگاه کن.

باید به گرانت در موردش بگیم؟

نه نه. ولش کن.

نباید تو روابط بقیه دخالت کنی.

نه، نه، نه. من تو این شرایط یاد گرفتم که باید دخالت کنی.

تو اینو نمی‌دونی.

خواهرم دو سال با یه مرد گی ازدواج کرده بود.

نه اونقدر گی، ولی گی.

می‌دونستم که مثلاً میرفت اسپا و تو اپلیکیشن‌ها بود.

و من هیچی نگفتم.

و بعد یه طلاق خیلی بد و زشت داشتن.

چون با مثلاً ۱۱ تا مرد بهش خیانت می‌کرد.

چی؟

من هیچی نگفتم و اون هرگز منو به خاطرش نبخشید.

پس یاد گرفتم که وقتی مردم گی هستن...

باید زود و مرتب به بقیه بگی.

هی! ببخشید دیر کردیم.

اِم، ایشون بریت هستن.

تقصیر من بود.

دیر کردنم رو بندازید گردن دوست‌دخترم.

یکی از مادران باردارم یه هشدار کاذب داشت.

دوست‌دختر؟ اون داشت انقباضات براکستون-هیکس رو تجربه می‌کرد.

می‌دونین، براکستون-هیکس. آره.

مطمئنم همه‌تون می‌دونین براکستون-هیکس چیه.

انگار اسم یه استیک‌خوریه.

خب، براکستون-هیکس وقتیه که شروع به انقباضات می‌کنی.

ولی بچه نمیاد.

اینو می‌دونم چون من یک دولا هستم.

ولی مطمئنم مارکی قبلاً اینو بهتون گفته.

اون خیلی پرحرفه. خیلی، خیلی پرحرفه.

من تمام روز در موردش حرف میزنم.

من به اندازه کافی در مورد این خل و چلا حرف نمیزنم.

خب اون ریکه، اِم، اونم اِوَن. سلام.

سلام. اونم گوِنِ.

آه، گوِن. آره.

گوِن، بریت. سلام.

مارکی، تو اینجایی. این آقا رئیسه.

آه، تو یه نفر رو آوردی. آه، این... نه، عالیه.

عالیه. ما ایتالیایی هستیم. به اندازه کافی غذا برای همه داریم.

من که تنها کسی نیستم که یه نفر اضافه آورده، درسته؟

قصد مزاحمت نداشتم.

خوشحالیم که اینجایی. مزاحم نیستی.

من کامیون رو می‌برم. سواری می‌گیرم.

ممنون. اِوَن؟

چه مسخره. بریت، برگرد.

آره.

چرا نمیمونی تا یه نوشیدنی برات بیاریم؟

چه قدر خوب.

هرچی در موردت شنیده بودم الان معنی پیدا می‌کنه.

تو بهترینی، گوِن.

باشه. بریم، خواهری.

بریم یه نوشیدنی برات بیاریم. خیلی مهربون.

آره، آره، آره. خیلی خوبه.

یه موقعی یه نوشیدنی خیلی دلم می‌خواد، بهت میگم.

اون واقعاً هیجان‌انگیز به نظر میاد.

اون عالیه، نه؟ اون عالیه.

احساس می‌کنم به ندرت در موردش حرف زدی.

هنوز اول کاره، میدونی ولی... باحاله. خیلی باحاله.

باحاله. خیلی باحاله. باحاله.

گرانت، بس کن خوندن رو.

میدونی این چقدر پلاستیک رو بشقاب‌هاتون میذاره؟

ریک، نه.

تو هفته‌ای یه کارت اعتباری میکروپلاستیک میخوری، رفیق.

فقط بذارش سر جاش. بذارش سر جاش.

هی گرانت، میتونم یه لحظه در مورد این آقا گیل باهات حرف بزنم؟

فکر کنم اون... آخ! شماها دارین در مورد من حرف می‌زنین؟

اوه.

متاسفم، فقط داشتم از گرانت می‌پرسیدم اونجا با میگوها چیکار می‌کردی.

گیل قبلاً تو بنیهانا کار می‌کرد.

آره، قبلاً تو بخش حقوق و دستمزد کار می‌کردم

ولی فکر کنم دستم اومد اون آشپزا چیکار می‌کردن

تمام ریزه‌کاری‌هاشونو یاد گرفتم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left