The first 36 lines.
کلمهی "تا ابد" رو بنداز توی تابوت و یه میخ روش بکوب
زمانی که شکننده بودم تو کاملا من رو تغییر دادی
ساعتها به آینه خیره میشدم به این امید که تبدیل به تو بشم
صورتم رو خراش میدادم، قلبم رو فرو میبردم
تو مدام ترکم میکردی
برای تویی که گذشتهی من بودی دُم تکون میدادم
حالا، خودم با اون همه اضطراب رو کشتم
حالا دیگه هیچچیز برام اهمیتی نداره
این حسِ شکسته شدن خیلی هم بد نیست
بهتر از اون روزهای درموندگیه
نگاه نگاه باید نگاه نگاهم کنی آره
همهچیز رو بنداز دور، پسرای خوب بد شدن
همهچیز رو بنداز دور، پسرای خوب بد شدن
پسرای خوبی که عاشقت بودن دیگه بد شدن
حالا
روی سینهام جای زخمه و حالا بد شدم
سینهامو بشکاف، دیگه مُردم
اون پسرای خوبی که میشناختی دیگه بد شدن
حالا
پسر خوب بد شده
پسر خوب بد شده
اون پسری که داخلت زنده بود رو پاک کن
و جاشو با مَنی پر کن که یه خرابه شدم
مثل یه زامبیم، مردهی زندهام
از قبر عشق زاده شدم
حقیقتش الان رو بیشتر دوستش دارم
این چهرهی کاملا تغییریافتهامو
خودم رو با همهی اون درد کُشتم
حالا دیگه هیچچیز برام اهمیتی نداره
به یه دلیلی این شبِ چشم بستهی یأس برام شیرینه
الآن احساس آزادی دارم
نگاه نگاه باید نگاه نگاهم کنی آره
همهچیز رو بنداز دور، پسرای خوب بد شدن
همهچیز رو بنداز دور، پسرای خوب بد شدن
اون پسرای خوبی که عاشقت بودن دیگه بد شدن
حالا
No comments yet. Be the first to leave one.