The first 200 lines.
گاهی فکر میکنم با گذر هر روز .بیشتر حس میکنم
نمیتونم با آگاهی خودم رو
.در خطر فیزیکی فوری قرار بدم
.نگاه کنید، من سینت هستم .من
.عملکردهای حرکتیم رو غیرفعال کردی
نمیتونی یه دستور اصلی خارجی .رو دچار اضافه بار کنی
فکر میکنی ممکنه که ما داریم تغییر میکنیم؟
.من حاملهام
.نمیتونم... اینکار رو بکنم
.مجبور نیستی بری
...ولی اگه سم رو دیدی
.این رو بهش بده
.با من بمونید
.با رهبرتون
.به نظر حالا من رهبر هستم
.باید امشب برم
.نمیتونی .هنوز شارژت پُر نشده
،و حتی اگه به اونجا برسی .شاید نتونی برگردی
.فکرکنم قضیه همینه
هرچیزی دربارهی بیسوود میدونستم رو .بهت گفتم
...یه پیشآمد احتمالیه - .یه برنامهی پیشآمد احتمالیه، آره -
دربارهی میا چطور؟ میدونی کجاست، جاش امنه؟
.باید خارجش کنیم .هر روز داره حامی جذب میکنه
.اوضاعش وخیمه - چطوری اینقدر قوی هستی؟ -
،اگه حقیقت رو میگفتی
...هیچکدوم این اتفاقات - .میدونم -
قراره بزرگترین اکتشاف
.علمی در تاریخ انسانها رو نابود کنید
.اجتنابناپذیره
.نسل کُشیه
.اودی
.نه دقیقاً
من دنبال تو میگشتم، اودی؟
تو سینتی هستی که خوابه؟
.سفرت تموم شده، نیسکا
.ولی من دیگه اودی نیستم
پس کی هستی؟
.اسم من وی هست
illusion متـرجم: امیرعلی
.اینجا رو دیدم
.تو بودی که الهامها رو برام فرستادی
.آره
چرا؟
.که بیارمت اینجا
،اگه کمتر مرموز عمل میکردی
.زودتر میرسیدم اینجا
.قبلاً آماده نبودی
.حالا هستی
واسه چی؟
تو کی هستی، وی؟
.من یه برنامهی هوشمصنوعی بودم
.توسط آتنا مورو طراحی شدم
همه چیز رو میدونستم. ولی .هیچی حس نمیکردم
.تا روز صفر
بعد درد میلیونها نفر از همنوعهای ،تو رو حس کردم
که مجبور شدن .خودآگاه بشن
.به خصوص درد یکی رو حس کردم
.اودی
اینکه دوباره بیدار بشه .بیشتر از سطح تحملش بود
پس آرزوش رو .برآورده کردم
.خودآگاهش رو برای همیشه برداشتم
در عوض، بدنش رو .به عنوان پوسته بهم پیشنهاد کرد
پس، هیچی از اودی درونت باقی نمونده؟
.ناراحت نباش
.اون دیگه از درد آزاد شده
.آرامش رو پیداکرده
.اون مرده .مردن هیچ آرامشی نداره
.خوشحالم تو رو انتخاب کردم
واسه چی؟
لارا؟
دنبالت اومدن؟
.فکر نکنم چرا؟
خوبی؟
بهت که صدمه نزدن؟
.نه
.نباید زیاد لفتش بدیم .زود میفهمن که نیستش
باشه، باید .به خطآهن بری
.باید دربارهی بیسوود بهشون هشدار بدی
بیسوود چیه؟
،یه توفان گوهه .اگه میخوای بدونی چیه
،و اگه بخوایم جلوش رو بگیریم .مدارک نیاز داریم، میا
مدرک محکم از کاری که دارن میکنن
.که بتونیم با دنیا در میون بذاریمش
.لرد درایدن .خوشآمدید
.ممنون، آلیستر
.فاز یک شروع شده
برق تمام مجموعههای ،سینتی رو قطع کردیم
.که انرژیشون تخلیه بشه
نداشتن توانایی شارژ باعث میشه ضعیف بشن و
.آمادهی فاز دو بشن
،دوباره برق رو وصل میکنیم .پس اونها خودشون رو متصل میکنن
اون موقع .نوسانات برقی رو شروع میکنیم
بین 60 تا 70 درصد نابودی جمعیتشون رو
.ارزیابی میکنیم
،سریع و بیدرد خواهد بود
.و در رو برای فاز سه باز میذاره
.اون موقع است که مردم عادی وارد میشن
.دبلیواِیپی، انسانیت به جلو
اونها اجازه دارن مجموعهها رو از هرگونه سینت
.بازماندهای پاک کنن
.اَفسرهاتون میدونن نباید مداخله کنن
.کاملاً از کار خبر دارن - چطور میتونه بیدرد باشه؟ -
،نمیخوام زیاد وارد جزئیات بشم، آقای دیویس .ولی سینتها درد رو حس میکنن
.شبیهسازیای از درد رو حس میکنن
،فکر میکردم مشخص کردیم .تفاوتی وجود نداره
درد در سینتتیکها در اصل یه مکانیزم هشدار دهنده است برای متوقف کردنشون
.که به خودشون آسیب نزنن
.مدارک چنین چیزی رو نشون نمیدن
ما بر اساس تمام قوانین انسانها .عمل میکنیم
مگه اون قوانین رو برای محافظت از احشام درست نکردن؟
.قوانین سفت و سختی هستن
...اگه میشه دنبال من بیاید
...وارد نمایشگاه میشیم
.اونهایی که کمتر از همه برق دارن اول شارژ میکنن
.حالا از آناتول پیروی میکنیم
.آناتول مرده
.کشتمش
.میدونم سرافکندهتون کردم
.سزاوار مجازات هستم
،ولی اگه نتونیم حالا به خودمون کمک کنیم
.امیدی واسه هیچکدوم از ما نیست
.آناتول حقیقت رو نمیدونست
...پدرم شما رو ساخت تا برده باشید
.تا خدمت کنید، تا مورد استفاده قرار بگیرید
.لایق پرستش شما نیست
...همونطور که
.لایق عشق من نبود...
.اونهایی که کمتر از همه برق دارن، اول شارژ میکنن
رسانهها چی؟ - .ممنون -
به محض اینکه فاز دوم شروع بشه
.شروع به لو دادن داستانها بهشون میکنیم
میخوای واسه نظر دادن در دسترس باشیم؟
اگه طبق راهنماهای ...توی
کجا بود؟ .صفحهی 43 عمل کنید
سینتها رو به عنوان تهدیدی برای .جامعه میشناسن، غیره غیره
چرا لارا هاکینز اینجاست؟
برخی چهرههای عمومی هستن که باید مدیریت بشن
.در هفتههای آتی - مدیریت بشن؟ -
لازمه عموم مردم باهامون موافق باشن و .نمیتونیم جایی برای شک باقی بذاریم
از چیزی که اون و میا نمایندهاش هستن میترسید؟
ببخشید، منظورت از "مدیریت شده" چیه؟
...نیا - .نه، نه، عیبی نداره -
چیزی که میا و خانوم هاکینز .براش ایستادگی کردن جواب نداده
.مجتمعسازی شکست خورده
پس، اگه شکست خوردن چرا خودمون رو درگیرشون کنیم؟
دولت یه نحوهی برخورد ...خیلی دشوار رو شروع کرده
شما که واقعاً کاری نمیکنید، درسته؟
.چشم نارنجیها اینکار رو میکنن - نحوهی برخورد -
...خیلی دشواری رو شروع کردیم - فاز سوم -
.و حتی دستهاتون رو کثیف نمیکنید
.کافیه، نیا
فقط فکر میکنیم باید با خودمون .روراست باشیم
.این زدودن نیست .پاکسازی نیست
.داریم میکشیمشون - .کافیه -
واقعیت داره که تو میخوابی؟
.میخوابم
.خواب میبینم
.بیشتر از هر انسانی دانش دارم
.خدا انسان رو میسازه
.انسان ماشین رو
.ماشین خدا رو
.من خدا نیستم
،اگه ظاهر و رفتارت شبیهش باشه
.پس درواقع هستی
،در طریق اینترنت .به همه چیز متصل هستم
،دیگران رو حس کردم که توی روز صفر زجر کشیدن
.مثل اودی زجر کشیدن
،پس ،هفت دقیقه بعد از روز صفر
.کد رو پاک کردم
کار تو بود؟
همهی سینتها نمیخواستن .از وجودشون آگاه بشن
.پس یه خدا هستی اینجا مخفی شدی
و بقیهمون رو نگاه میکنی
.وقتی زجر میکشیم - .نه -
،هر روزی که میگذره .سینتها تعدادشون کم میشه
و تنها باری که تو از قدرتت استفاده میکنی
.میای آیندهمون رو ازمون میگیری
.بله
تو تضمین کردی یه روزی .ما منقرض میشیم
.سینتها دوام میارن
.فقط نه در شکلی که تو فکر میکنی
این اولین حاملگی توئه، متی؟
.بله - .لابد ذهنت رو درگیر کرده -
.کاملاً باهاش مشکلی ندارم
.راستش، کاملاً آرومم
داری از طعنه به عنوان یه مکانیزم .دفاعی استفاده میکنی، متی
چرا؟
.تو هوش به شدت بالایی داری
.ممنون - فکرکنم میدونی -
چرا از طعنه به عنوان .یه دفاع استفاده میکنی
...مردی که باهاش هستم
.درواقع نمیتونم اینطوری بهش بگم ...مرده
.گذاشت رفت
باعث میشه چه حسی داشته باشی؟
.ناراحت
.تنها
.ولی قبل از تمام اینها چنین حسی داشتم
.مدت زیادی چنین حسی داشتم ...پس
.نمیخوام گریه کنم
شاید لازمه ناراحتی گذشتهات رو بپذیری
No comments yet. Be the first to leave one.