The first 200 lines.
چرا بايد ازدواج کنيم؟ چي؟-
يعني ما نامزد کرديم پس مشخصا ازدواج خواهيم کرد
اما چرا مجبور به انجام اين کار هستيم؟
تو من رو دوست داري، منم دوستت دارم ما خوشحاليم.. يعني اکثر اوقات خوشحاليم
پس چرا يه گره جديد به داستان بديم؟ واسه چي؟
تو کدومي؟
يکي از «تو» هست که توي دادگاه داره مبارزه ميکنه
يکي ديگه از «تو» هست که سعي ميکنه زندگي متاهليش رو حفظ کنه
و يه «تو» ديگه که توي ماشين کنار من از پنجره بيرون ميره و هورا ميکشه
بين اين سه تا، کدوم توي واقعيه؟
!کي ميدونه
سه تاش باهم قاطي
رئيس! دوتا بستني يخي پرتغال
سنديا جي
سنديا جي
عکسها ديجيتالي شدن
جدي؟ بذار ببينم
تونستيم رنگيشون کنيم
نه، بذار سياه و سفيد باشن
اين عکس رو ديدي؟
..داخل ماشين بودي
وقتي پدرت من رو بغل کرده بود تو بين خالهها گير افتاده بودي
هيچوقت بهت نگفتم که اون روز چي بهم گفت
تهديدت کرد؟ «بهتره مراقب دخترم باشي»
:نه، گريه کردن و گفتن
بابام؟
«اگر مرتکب اشتباهي شد، ببخشش»
تو هيچ کار غلطي نکردي
جز اينکه چاي رو زيادي جوشوندي
اين چيه؟
امروز قند خونام پائينه
يکم ميخواي؟
مامان، زيادي سختگيري اون آدم خوبيه
البته که آدم خوبيه
اما تو ازش خوشت نمياد ما کلي پسر ديديم
پسر؟
اوکي، مرد
ميدوني که سه سال ديگه شونزده سالم ميشه
ميخوام قبلش ببينم که سر و سامون گرفتي
چون درگير پيدا کردن شوهر واسه خودت ميشي
البته، اونوقت تو هميشه تنها ميموني
چرا با من ازدواج کردي؟
هرگز باهام عاشقانه صحبت نميکني و حتي 2 دقيقه کنارم نميشيني
من مراقب خونهات هستم و غر زدنهاي مادرت رو تحمل ميکنم
براي بقيه غذا درست ميکنم بعد غذاي تو رو ميپزم
من رو ميزني و بعد ميخوابم اونوقت چطور بايد بچه داشته باشيم؟
هي ميگي دستپخت مادرت بهتره
خب بگو اون برات آشپزي کنه
اگر زن لازم داري برو فاحشهخونه
برو پائين
حالا تا خونه پياده بيا
نشسته اينجا پارس ميکنه و تو مُخي ميره
امشب چنان عشقي بهت بدم
«عاشقم نيستي» !يه عشقي نشونت بدم
ابله
شايد نميتوني بچهدار بشي
وقت ما تموم شده
لحظاتي که ربوده شدن
ربوده نشدن
تو حق داري خوشحال باشي اون هم همينطور
مگه داريم فريب ميديم؟
نه
حق يه ساعت خوشي رو داريم
دور شهر بچرخيم
بستني يخي احمقانه پرتغاليت رو بخوري نگو احمقانه-
نگو لحظات ربوده شده
شب بخير
ســيــلــي
آمو، اينترنتت کار نميکنه
هر چيزي که چشمک بزنه معمولاً مال منه
صاف بشين
دو نفر تو کميته ضد من هستن
رئيس از دخترش ميراندا خواسته بياد
نميشناسمش
همه چيز به ارائه فردا بستگي داره
آمو، دستگاه چاپـت باز خرابه
چرا درستش نميکني؟
از ارائه تو خبر ندارم
...از لحاظ عاطفي الان لندنم
مشغول تزئين در خونه با رنگ آبي هستم
بذار تمرکز کنم آمو لطفاً،دستگاه چاپ،همين الان-
بله، آقا
سوبود اومده
بهش گفتم زنگ بزنه، نه زنگ در رو بزنه الان مامان رو بيدار ميکنه
سلام چطوري، آمريتا؟
خيلي خوشگل
کجا غيبت زد؟ من کجا غيبم زد؟ از ويکرام بپرس-
من رو برده خودش کرده سوبد، مامان-
تو آروم بخواب کل شب اينجاست
اين تاريخچه 28 وام بانکيـه رئيس بررسيشون کن
چاپگرم کار ميکنه ممنون-
سوبود ، ديپيکا چطوره؟ خوبه-
امسال دوتا عروسي برات دارم
چرا زنداداش؟ دوست نداري من رو خوشحال ببيني؟
وقتي ازدواج کني شاديت بيشتر ميشه
قهوه؟ بله، دو فنجون لطفا-
آمو، ميشه پرونده صورتي رو بهم بدي؟ اون بالاست
صورتي؟ منو ياد پينکي چاترودي ميندازه
داره عروسي ميکنه
پس يکي رو پيدا کرد؟
يه نسخه برات ايميل کردم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهدي.ز و فاطمه
"يک چهارم شب و يک دوازدهم روز "
"همه رو تو قلک جمع کردم"
"خورشيد تو چشمام طلوع و غروب ميکنه"
"حس ميکنم نور من رو احاطه کرده"
"توي دنياي کوچيکم من يکمي اين مدلي هستم"
"يکمي اين مدلي هستم"
"من خودمم، فقط خودم"
"از درون ميرقصم"
"نو شهر و نور خورشيد توي مسيرمونـه"
"از درون ميرقصم"
"نشونهها رو ميبينم و بايد پيش برم"
صبح بخير
!صبح بخير، بيدار شدي
ديشب تا ديروقت چراغ اتاقت روشن بود
پنجشنبهها تماس اسکايپ با يه مشتري بين المللي دارم
امروز منم يه قرار دارم با سانيا؟-
بخش رقصش حاضره؟ تقريبا-
عاشق رقصيدن با سانيا هستم واقعا کارش خوبه
عاشقته
هر روز خون من رو ميگيري اگر بميرم، تو خوابم ميميرم
قندت نرمال شده
با همسرت پشت گوشي دعوا کردي
اونموقع که بايد دعوا ميکردم، نکردم الان ديگه فايده نداره
بچهها رو اداره کردم،کاراي خونه رو حل و فصل کردم و کارم تموم شد
ويکرام اصلا خوابيده؟ آره-
صبح بخير
صبح بخير
بلند شو
...ميدونم زياد نخوابيدي، اما پاشو
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
آمو
چي ميشه؟به نظرت ميکُشمش؟
آره، اما فقط اينقدر نااميد نباش
کاري نکن فکر کنند جونت براي کار کردن تو لندن در ميره، برن به جهنم
تازه، وقتي نااميد ميشي جذاب نيستي
جدي؟
يالا، پاشو
آمو، آبگرمکن رو روشن کن
سلام سونيتا
خانم، زندگيم نابود شد
باز چي شده، سونيتا؟
سلام مادرجان
شوهرم يه دقيقه نذاشت بخوابم
کل شب رو باهام دعوا کرده
:من رو برده دکتر و ازش ميپرسه
«چشه؟ چرا بچهدار نميشه؟»
شايد مشکل از خودش باشه اصلا آزمايش داده؟
بعدش وسط خيابون پرتم کرد پايين
تا رسيدم خونه شروع کرد به کتک زدن من
بعدش؟
از خونه فرار کردم و داخل خونه حبسش کردم
بعدش؟
تمام شب اونجا گير افتاده بود
وقتي در رو باز کردم خوابيده بود و مشروب دستش بود
هر روز ميخواي در رو روش قفل کني؟ نميتونم، اون مَردـه، من رو ميگيره-
و وقتي بگيره بدجوري ميزنتم خواهر اما من باهوشم
اگر يه سيلي بهم بزنه جيغ ميکشم !همسايهها ميان مانعش ميشن
بازيگر کوچولو
آمو، از شيواني بخواه تا وقتي من اينجام اون صدا رو در نياره تا که من برم
سلام مامان صبح بخير صبح بخير پسرم ،بيا صبحونهت رو بخور-
چي شده؟ اين چيه؟-
چرا خودت رو درگير ميکني بذار اون صبحونه درست کنه
مامان لطفا خودتون پراتا درست کنيد باشه،خودم درست ميکنم-
چه لزومي داشت امروز اين کار رو کني؟
سعي کردم عين مادرت پراتا درست کنم
سونيتا يکم آب بيار کجا آسيب ديده؟
الو؟ سلام قربان
بله قربان، فورا ميام
بهم گفتم که زودتر برم چرا،مگه اون خداست؟-
مالک کمپانيه، من ديگه ميرم، فعلا
قبل رفتن يه چيزي بخور نه بايد برم-
يه چيزي بخور يه ثانيه
يه گاز بزن آمو، لطفا.. ديرم ميشه-
پروندهت
ممنون ظرف ناهارت-
فعلا
يه گاز ديگه آمو بسه-
اين رو با خودت ببر آمو، لطفا، ديرم شده-
اوکي باشه فعلا-
مامان، ميرم پيش سونيا واسه تمرين رقص
سونيتا، اگر چيزي لازم داشتي خبرم کن
بله خواهر
الان با راجهانز حرف زدم
ميراندا يه سفيد پوست انتخاب کرده
جيسون بوربامک
ولي به نظر از ارائهت راضي مياد
اون راجهانز لعنتي هم دنبال يه سفيد پوسته
برو آروم باش-
چرا ميذارن زنها رانندگي کنند؟
کارت خوب بود
هامپستد جاي خوبيه خاله ولي گرونـه
اونا يه جاي شيک رو انتخاب کردن
ميدوني که ويکرام چقدر خوش خوراکـه
مطمئنم اونجا نميتوني آشپز استخدام کني چون هزينهاش بايد زياد باشه
مامان بانمک نشده؟
اين چيه؟
ببين، پرينتهات حاضرن
اينو تابحال نديده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.