The first 200 lines.
یولاندا بقیه کجان؟
گبی چطور میخواد غافلگیر بشه وقتی کسی اینجا نیست
بقیه کجان؟
شگفتانه
این خوب بود
لعنت، جاش، تو اینطور عصبی بودی وقتی که مهمونی غافلگیری منو گرفتی؟
اون یه مهمونی شگفتانه نبود، اون یه شفاعت بود
وای آره درسته
من دیگه مهمونی شگفتانه نگرفتم
از کجا میدونی اول برای مهمونی تو برنامه ریزی نکردم؟
چون تولد من هفته پیش بود.
آره
برا همین داشتم واسه هفته بعد برنامه ریزی می کردم، تو رو بی خیال شیم
ولی حالا که تو مهمونی رو به هم زدی حدس می زنم به همه زنگ بزنمک
مهمونی و لغو کنم لعنت بهش
درین باره مطمئنی جاش؟ گبی از شگفتانه خوشش نمیاد.
سوفیا...
با کی داری صحبت میکنی؟
من استاد شگفتانه هستم. از اون خوشش میاد.
خیلی زیاد میخوادش
باشه همگی کلمه رمز رو یادتون باشه...
که ویفر هستش
وقتی گفتم ویفر همگی میپرین بیرون و دادمیزنین شگفتانه، گرفتین؟
وای اون اینجاست اون اینجاست برید پایین برید پایین
همگی برید پایین
صبح به خیر جاش صبح بخیر، به راستی
خب...
حدس میزنم دلت میخواد بدونی من واسه صبحونه چی میخوام.
من همه وسایل لتزم واسه املت رو برداشتم
خب... واای، املت خیلی خوبه
ولی من تو حال ویفر هستم
شگفتانه
وای خدای من چکار کردی؟ به دام افتادی
الان چقد خوشحالی؟
اون داره گریه میکنه
اون کیفشو گرفته
داره فرار میکنه
و با عصبانیت در رو بست
بدترین مهمونیه عمرم
ترجمه توسط mbk
گبی؟
من یه چیز کوچولو خونه آوردم وااای از امروز متنفرم
بوی کاپ کیک میاد
چه کاپ کیکی
من اونو نمیخوام، من هیچی نمیخوام
باشه گبی، چی شده؟
چرا از جاش خیلی سریع فرار کردی؟
تو همیشه تولدت رو دوست داشتی
تو درک نمیکنی
تو هنوز جوونی
تو سه هفته از من بزرگ تری
خب بذار یه چیزی بهت بگم
دو تا دو پنجم بزرگ مثه یه تن آجر بهت ضربه میزنه
یه دقیقه زندگی...
اسکیت و شیره و برف و ...
لحظه ای بعد قول ها رو میشکنن و رویاها رو ویران می کنند
خدای من، خامه در وسطشه
وایستا، من یه ربع بحرانی اینجا دارم
وای متاسفم باشه
بهم بگو واقعن چه خبره گبی هیچی
خوبه
پدرمم منو اینجوری شگفتانه کرد
واای لین خیلی زشته
من دیدم چه خبره
داره 25 سالت میشه و فقط همین گوی مزخرف رو گرفتی
نه، یه گوی مزخرف نیستش، اون یه
قللکی تو شکل یه گوی مزخرف
باشه. این کارتی که مامانت فرستاده چطوره؟
تو تولد 15 سالگیم بهم دادش
پس می تونیم واسه سفرمون ذخیره اش کنیم
ما یک چهارمش رو اینجا گذاشتیم، وقتی 25 ساله شدیم، ما می تونیم
انقدی داری که بتونی ماجرا جویی های آشپزی دور دنیا بری
وای، یک چهارم
خیلی بامزه اس. 25 تا واسه 25 سالگی
واای خدای من من فقط اونو بدست آوردمش
ما میخوایم بریم به نیویورک، و پاریس و ونیز
حالا من اصن قصد ندارم به هیچکدوم ازین جاها برم
با اون، چون رفته( مرده)
ممنون اینجایی
خدای من گل های جشن از طرف از طرف جاش؟
پیام رو نگرفت؟ من چیزی نمیخوام
در واقع اینا واسه خانم ویلسون هستش، طبقه پایینی
پس جاش حتی برام گلم نگرفته؟
گبی داره گریه میکنه و شامپاین؟
بهترین روز زندگیم
ببین هدایای جشن تولد گبی
می خوام ببینم جاش چی براش گرفته
وای وای پوتین های چرم ایتالیایی
تقریبن اندازه من
یه سری محدود، طراحی دو جنسی بزرگتر
دوستش دارم
هی دستو از هدایای گبی بکش کنار، پس فرستاده میشن
نه
اگه بذاریم اونا پس فرستاده شن، واسه همیشه میرن
ولی اگه مطمئن شیم که اونا بدست گبی میرسن
می تونیم اونا رو قرض بگیریم، اونا رو واسه مدت طولانی نگه داریم
و اون برا همیشه فراموش میکنه که قرضشون داده و به همین راحتی
اونا رو صاحب میشیم
جاش
یادت بیاد چطور، بخاطر تو گبی، از اینجا بیرون رفت
بهم ریخته شده تو تولدش؟
منظورت چیه؟
نکته اینه که نمی خوای واسش جبران کنی؟
البته که میخوام، اما تو مهمونی خیلی زیاده روی کردم
هیچ برگشتی ازون قضیه نیست
مگه...
چیه، شما نظری دارین؟
کیف
تولدت مبارک خانم ویلسون
برام گل گرفتی؟ آره
نه
اونا اشتباهی باینجا فرستادنشون
عجیبه، به این دلیل که تولد منم هستش
برو بیرون ازینجا نه، من جدی ام
پس آیا من هستم
باشه، من گلاتون رو اونجا میذارم
به هر حال کارت امضاء نشده
این کیه که مخفیانه براتون گل میفرسته؟
نمیدونم
شاید از طرف تمرین دهتده ی کراسفیتم؟
یا میتونه از طرف برنی باشه
سندرز؟
شوارتز
ولی سندرز
من یادم نمیاد انگشتم رو لای اون موها کرده باشم.
خب، برنی شوارتز کیه؟
یه مردیه که من 20 سال پیش تو لاس وگاس دیدم
وقتی ازدواج کردیم وااای
و نه با همدیگه
تایید کن. تویه شهر نور، هیچکی درخشان تر از تو نیست
هیچوقت بوسه مون رو یادم نمیره
تو برنی رو بوسیدی وقتی ازدواج کرده بودی؟
چه اتفاقی تو وگاس افتاد، اقاپت در وگاس
سرنوشت در زمان اشتباهی ما رو بهم رسوند، ولی عزیزم...
ولی اگه با یه کمی شانس هردمون تو جشن 95 سالگی مجرد بودیم
بیا ملاقاتی داشته باشیم تو بلاگیو
تو اتاق ماه عسل در نیمه شب
میدونی این چه معنایی داره؟
من هنوز هفتاد سال وقت دارم تا یکی رو ملاقات کنم
خدای من، این خیلی احساس برانگیزه، درست مثه بی خوابی در سیاتل
شما بایستی بری به وگاس خانم ویلسون نه
منظورت از نه گفتن چیه؟
چی میشه اگه من برم و ببینم که اون به یه جایه بهتر رفته؟
وای ... مثه ونیزی های؟
واقعن اون انقده احمقه؟
خانم ویلسون اگه نری چطور میخوای بدونی(سر در بیاری)؟
وای خدای من خودشه
یه سفر جشن تولدی
باشه، شما قراره بری به وگاس و ما هم میبریمت
هشت ساعت تا نیمه شب وقته
من به یه شرطی میرم...
وگاس عزیزم
این بیشترین خوشیه که من داشتم
رو صندلی جلویه یه ماشین
خانم ویلسون چون 95 سالتونه به این معنا نیست که
تو 95 کیلومتر بر ساعت برونی
یه بار فقط زندگی میکنی
و یه بارم میمیری، شرط میبندم اون حتی گواهینامه ام نداره
یحتمل 20 سال پیش گواهینامه اش ضبط شده
در اشتباهی
هیچوقت گواهینامه نگرفتم
چی؟
وای خدایا ممنون
اونا میخوان که کنار بکشی، کنار بکش! کنار بکش!
افسر عفو مشروطم عصبانی میشه
می تونم بگم
آوردن این هدایا واسه گبی برا جبران کردن اون
مهمونی شگفتانه احمقانه است که ما برگزار کردیم
نبوغ آمیزه
عجیبه، بازه
مشکلی نیست، چیز ارزشمندی واسه دزدیدن نیستش
گبی؟
کجایه؟ بتا برم اتاق خواب رو چک کنم.
این چکمه ها رو دوست دارم
خدای من چی میشه اگه براش اتفاقی افتاده باشه؟
نمیتونم دختره رو از دست بدم بعنوان سرآشپزم استخدامش می کنن
جاش تو اتاق خواب نیستش
دارم بهش زنگ میزنم
سلام گبی کجایی؟
جاش تو راه رفتن به لاس وگاسم
چی؟
فک کردم گفتی دلت جشن نمی خواد؟
آره میدونم داستانش طولانیه
اما من دارم به سمت بلاگیو میرم
تو رو خدا
باشه خدافظ
داره به وگاس میره وگاس؟
وگاس؟
اونی نیست که نمی خواست جشن تولد بگیره
نمی خواست جشن تولدش رو با من بگیره
یا شاید احساس نبود مادرش بهش دست داده
خدای من پس بخاطر همین درباره تولدش افسرده بود
من نبودم مامان مرده اش بود
خدایا من ترسناکم
میدونی چیه؟ این همه چیزیه که الان حس خوبی دربارش ندارم.
بیاین فقط هدایا رو پس بیارین من می خوام
در اولویت باشه مگه
چیه شما بروبچ نظر دیگری دارین
کیف
ما بشمار سه مخزن رو پر کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.