The first 200 lines.
حقيقتي هست که همه در دنيا قبول دارن که دختر در سن خاصي و موقعيت خاصي در زندگي
بايد دنبال شوهر باشه فکرکنم من در اون موقعيت بودم
و به قول مادرم چند وقت قبل تر از اون سن گذشته بودم
فکرکنم شمع رو فقط تو بسته هاي 24 تايي ميفروشن
نظر لطف دخترهاست که هنوز يادشونه
اين جين هست، هم اتاقي آرژانتيني من بهترين دختريه که ميشناسم، از همه نظر عاليه
اگه بهترين دوستم نبود احتمالا ازش متنفر ميشدم ليديا صاحبخونه ماست
والدينش رو مجبور کرد براش خونه بخرن تا بيشتر اهل خونه و زندگي به نظر بياد
انگار مردا از اين خوششون مياد اوه اونم آستن هست؛ سگ کوچيکش
اينم خواهر کوچکتر ليديا، کيتي که تو همه چي دنباله رو خواهرشه
و اين هم مري، اگر بتونين تمام رفتار ناشيانه در هزار قرار اول رو جدا کنين، ميتونه شخصيتش رو به پسرا نشون بده
اين منم اليزابت اين بخشيه که مي خوام آرزو کنم
در تولد 9 سالگيم براي پدرم داستان يک گروه از گربه هايي که در ماه زندگي ميکردن رو نوشتم
اون گفت من احمق ترين دحتري هستم که ميشناسه و اينکه يه روز نويسنده بزرگي ميشم
از اون موقع به بعد اين آرزوم بوده
غرور و تعصب
انجيل صورتي
باهوشترين شکارچي ها هميشه دنبال بهترين خودشه
نميدونيد کي اتفاق بزرگ در مسيرتون قرار ميگيره، يه استراحت بهم بده
ميتونم کمکتون کنم؟ شک دارم بتونيد
اوه شما انگليسي هستين، اجداد من از هارت جالبه
خب! دنبال کتابي هستم نوشته کرکه گارد، ک..ر بله، پدر مکتب اگزيستانسياليسم
شما تو بخش تزئين و باغداري هستين واقعا؟
فکر نمي کردم استعداد مارک تواين تا باغباني هم بسط داشته
يا دکتر فيل
کتاباي فلسفه دو رديف قفسه اون طرف ترن بفرماييد
اگر کارمندتون وقت بيشتري براي قفسه بندي کتاب ها و کمتر اذيت کردن مشتري ها صرف ميکرد
کتابهاي بيشتري مي فروختين عصر بخير
عوضي
سکوت لطفا
ليديا و کيتي، نادان و تنبل و بي فايده ان
کيتي فصل 3 رو بخون ليديا منم بايد آماده بشم
بعدم يک ميليون بار خونديش اگر کل بعداز ظهرت رو با تيم تمرينت نمي گذروندي
حالا بخون چرا من هميشه بايد
کيتي ادامه بده وگرنه موبر توي شامپوت ميريزم
شما خيلي با مزه اين کاش منم يه خواهر داشتم
محکم گرفتن؛ تضميني براي اينکه دوام بياريد
عضله گرداننده ماهيچه کوچکي که زير آرنج را بلند مي کند، لمس کنيد
با دوانگشت اشاره و وسط ماساژ دهيد طوريکه انگشت شست بالا قرار گيرد، شکل 1 را ببينيد
مطالعه روزانه کتاب مقدس؟ برنامه داري تو مهموني خوب بنظر نرسي؟
منتظرت نميشيم؟ مهموني؟ کدوم مهموني؟
ليديا اين ميل بافتني منه، از خوباش هم هست مهموني خونه چارلز بينگلي و خواهرش کارولين
تو بايد بيشتر به کليسا توجه کني مري
چارلز بينگلي همونه که يکشنبه ديديمش؟ آره ، همون جذابه با لباس قرمز واسنيکرز
ليديا ميگه به اندازه بابامون پولداره
جين! بايد در مورد يه چيزي باهات حرف بزنم
نظرت چيه؟ امروز صبح يه نامه از يه ناشر رسيد
چي ميگن؟ نميدونم
بازش نکردي؟ خب، من بازش ميکنم
موضوع اينه که من کتابم رو براي اين ناشر نفرستادم
جين، اونا رمانهاي تاريخي عاشقانه چاپ ميکنن ميدوني، دسته غنچه ها و ... رمان من اين نيست
يه داستان عاشقانه است اون مهندس مکانيکه
که در آخر عشق واقعيش رو پيدا ميکنه اين قسمت مورد علاقه منه
حالا اونو بده به من
دوشيزه بنت عزيز! ممنون که کارتون رو با ما به اشتراک گذاشتين، متاسفانه
جين حتي اگه جوابشون مثبت بود اجاره نمي دادم کتابمو داشته باشن
من مثل خواهر تو رو دوست دارم ديگه اين کارو نکن
ولي اين کتاب عاليه تنها داستان تخيلي فني-ناپلئوني دنياست
بستني داريم؟ بعدا، اول کمک کنم چي بپوشم
اين يکي چي؟ تو امشب چي مي پوشي؟
هيچي نه، منظورم اينه امشب نميام
اليزابت چرا نمياي؟
چون آخرين باري که به يکي از اين مهمونيا رفتيم تو عصرت رو با يه پزشک آينده گذروندي
و من مهموني رو با گارت راسموسن و کلکسيون جنين هاي گاويش به آخر رسوندم
تا يه ماه بوي فرمالئيد مي دادم، تازه نميدونم مي تونم کالينز رو اين همه مدت بپيچونم
ممکنه جک ويکهام اونجا باشه
چارلز بينگلي، يک مرد مجرد با ثروت قابل توجه موردي خوب براي دختراي ما
با مامان صحبت مي کردم و ميگه چارلز! دارم يه مقاله درباره فمينيسم يهودي در هزاره جديد مي نويسم
بهش ميگم شايد بايد بهش بگيم اختلاط زنان عجيب ترين نگاه رو بهم کرد
سلام هي بچه ها صبر کنيد، هي بچه ها
عجب! اينجا رو نگاه کن بذار درباره خيلي پولدارا بهت بگم
با من و تو فرق دارن -چي؟ اسکات فيتز جرالد
چشماتو براي ديدن کالينز باز کن ميدونم يه جايي همينجاهاست
دارسي رو ديدي؟ هر موقع مياد اينجا از ديدن من طفره ميره
نه! جايي نديدمش ولي بايد يه جايي همين دور و بر باشه، بگرد شايد ديديش
داخل خونه چارلز
چارلز بينگلي
اين جين هست جين، خدا بخشنده است
منظورم اسمته، جين، عبريه، يعني خدا بخشنده است، باهام ميرقصي؟
دوشيزه بنت! همه جا دنبالتون گشتم سلام کالينز، منم دنبالت مي گشتم
حتما همينطوره
ميدوني يه مقاله عالي درباره زنان بزرگ در يک مجله سال 1978 پيدا کردم
گفتم شايد براي کتابت مفيد باشه احتمالا خوندن اون رو از دست دادم
فکر مي کردم، براي همين يه کپي با خودم آوردم ببينيم... گنجينه هاي زيادي اينجاست
خوبه اينو دوست دارم؛ بچه هاتونو تحريک نکنيد
به اندازه روزي که نوشته شده امروز هم صدق ميکنه
هجدهمين فضيلت يک زن فاخر اينه استعدادهات رو شکوفا کن
اينو دوست دارم... ديگه چي داريم؟
يک زن خوب هيچوقت ارزش هاشو پنهان نميکنه
مري؟ اون هيچوقت
هفته پيش داشتم اخبار کليسا رو ميخوندم و مقاله اي درباره سفر پيشگام ديدم
اوه چاپ مجدد؟ خاله مادر مادربزرگ من، چستاينا همراه اونا بود
يه شب هوا خيلي سرد بود که مجبور شد تو پوست بوفالو بخوابه، بوفالو، يه بوفالو واقعي
چستاينا؟ فاميليش بود، اون واقعا تو پوست بوفالو خوابيد
ببين درست اينجا توي شجره نامه خانوادگيم خيلي جالبه
اليزابت مي خواستم بدونم دوست داري منو تو يه سفر همراهي کني؟
تا تو پوست بوفالو بخوابه؟ جک
چيه؟ بدش به من، کارهايي براي انجام دادن داريم
چي شد امشب اومدي اينجا؟ تو حتي ديگه به کليسا هم نميري
کالينز آروم باش، اومدم اليزابت رو خوشحال کنم از کجا ميدونستي؟
جين بهم گفت کي؟
وقتي زنگ زد دعوتم کنه خب پس اون دعوتت کرد
درسته، بيليارد بازي ميکني؟ يه ميز اونجاها هست موافقم
يه بار ديگه بهم دست بزنه، ميزنمش آره
نظرت چيه؟ به نظرم خوشگلي
حواست به بازي باشه بهت ميگم
اگه توپ 9 رو بزني الان ميبرمت لاس وگاس و باهات ازدواج مي کنم
من ساده ها، تو طرح دارها باشه پس توپ ششم
موافقم اوه، يالا
من جوون و خوش قيافم، خيلي خوش قيافم و مريضي ندارم، مطمئني نمي خواي ازدواج کني؟
من عاشقت نيستم جک
ميشه گچ رو بدي؟
ميدوني، يه مرد ميتونه از شکستن قلب بميره آره، فکر کنم تو در اماني
نمي خواي هيچوقت ازدواج کني؟ تموم شد
جدي؟ هنوز درباره اش فکر نکردم
درغگو کارهايي هست که بايد تو زندگيم انجام بدم
واسه همين ازت خوشم مياد تو تنها دختري هستي که شکار نميري
تازه و جذابه نظري نداري، کتابي هست بنام انجيل صورتي
خوندمش، هزار بار چرا اين منو غافلگير نميکنه؟
خب، آسونش کردم روي بازي بعد شرطبندي ميکني؟
پول ندارم، جمعش کن ميرم دستشويي دخترا رو پيدا کنم
قطعش کن کيتي انجامش بده
مهموني تموم شد پسر بايد فيوز خونه باشه، زود ميام
رفت... بيا
سلام دارسي، چيکار داري ميکني؟
بعضي وقتا تنها بودن بهتر از همراه بد داشتنه
باغ پر از آدماي مريض اجتماعيه که مطابق نظر من درباره وقت گذروني خوب نيست
تو ماشين دارسي؟ تو ماشين چيکار ميکني دارسي؟ مطالعه چارلز
خيلي عجيبه
انقدرم عجيب نيست تو هم اگه يکي از اينا داشتي اينجا مي نشستي
نه، جعبه فيوز ببين! اون بيرون باغ پر از دختراي خوشگله
و تو بيشتر به اين ماشين علاقه داري؟ اکثر اون دخترا بلد نيستن يه جمله رو کامل کنن
يه کم سخته
پس من خيلي ميخواستم ميدوني که نه؟
آره، کاملا
مري سخت براي دانش و کاميابي تلاش کرد و براي نشون دادنش صبر نداشت
وقتي احساس ميکني به عنوان مادر مناسب نيستي
يک زن باذوق استعدادهاش رو پنهان نميکنه
ببخشيد، ببخشيد اوه نه
اينجايي دارسي، همه جارو گشتم چارلز بذار براي اون مشکلي برقي کمکت کنم
منم باهات ميام
اون ديگه چيه؟
چارلز برو ببين گروه خواننده ها کجان
متاسفم، خوبي؟ فکر کنم مچم پيچيده
ميرم يخ بيارم باهات ميام... من ليديا هستم
خب، منم چارلز هستم از ديدنت خوشحالم
ببخشيد... اوه مري اليزابت همه جا رو دنبالت گشتم
بايد يه کاري بکنيم من؟ چيکار کنم؟
برو اون بالا و يه چيزي بگو چي بگم؟
از روي صحنه گم شو
خيلي رقت انگيزه، نه؟ از نظر اجتماعي نامناسب، بدون استعداد و غيرجذاب
برو هي پسر دوست دخترت خيلي جذابه
هي پسر
مري دوباره مثل مهموني کريسمس شد
مري بيا پايين تو افتضاحي براي همين مهموني افتضاحه
هي اينجا چيکار ميکني؟ توپ ها حاضرن اوه ببخشيد
دارسي! انتظار نداشتم اينجا ببينمت مطمئنم همينطوره... برو... الان
به هر حال داشتم مي رفتم
بعدا مي بينمتون بچه ها
جک، جک صبر کن
جک موضوع چي بود؟ داستانش طولانيه
خب بهم بگو
اسمش دارسيه...من... ما ما اختلاف نظر داشتيم
خيلي وقت پيش و مطمئنم فکر ميکنه حق با اونه
اختلاف نظر درباره چي؟ يه دختر
هي! خيلي وقت پيش بود بريم بازي کنيم
چارلز چي شد وقتي رفتم؟ ليز، اون عاليه
يه مدت درباره دلفين ها صحبت کرديم ميدونستي دلفين ها با نيمه مغزشون ميخوابن
سيزده تا بچه داره که تو مالزي تحت حمايتن وقتي عکس همه شونو تو کيفش نشونم داد
تقريبا گريه کرد. اون مهربونترين و بهترين و احساسي ترين مرديه که تا حالا ديدم
ولي دوستش يه عوضي کامله دارسي ديگه چه جور اسميه؟
فکرکنم ديشب لحظاتي رو با هم گذروندين اگرم درست بود که نيست
موضوع عاشقانه ما تموم شد وقتي جک رو بيرون کرد
کي اين کارو کرد؟ دارسي در حقيقت اينکارو نکرد
در عمل شنيدي درباره مري چي گفت؟
بدتر از چيزي که همه فکر مي کردن نبود چارلز ميگه دارسي رو تو سفر کاري ديده
چارلز رفت انگلستان؟ نه، کاليفرنيا، بعد ازتموم شدن مدرسه رفت اونجا
پس هرچه زودتر برگرده بهتره چارلز ميگه اون خيلي خوبه
براي کار اومده اينجا حتي بدترين آدما هم براي دوستاشون خوبن، جين
خب چارلز ازت درخواست قرار گذاشتن کرد؟ نه يه تيکه نون تو گلوي ليديا گير کرد
و چارلز هم مجبور شد اينکارو بکنه چي بهش ميگين
نجات از خفگي؟ آره همين
ليديا بقيه شب رو پيشش موند ولگرد کوچيک
سلام دخترا خفه شو
هي بياين بازي کنين لطفا نه، بيا وانمود کنيم نشنيديم
لطفا... چارلز اونجاست
لطفا
خب باشه، بهم بدهکاري
اول يکي حمله مي کنه و بعد اون يکي جوابشو ميده
اون کاملا تشنه توجه؟ خب يکي بايد جلوي مري رو بگيره
ميتونست بدتر باشه نه
نه نمي تونست بدتر باشه ببخشيد
مساله اي نيست، خوبم
خب، چارلز چيکار ميکنه؟ پدر ميخواست به شرکت ملحق بشه ولي
چارلز نتونست قانون شرکت رو اداره کنه پولدار نيست؟
بله ولي مسخره است
شنيدي آدماي عجيبي ميگن گوش دادن به موتزارت آدم رو باهوش تر ميکنه
چارلز يه خط توليد موسيقي کلاسيک براي سگ ها راه انداخت
کار کرد؟
سلام دخترا سلام
No comments yet. Be the first to leave one.