The first 200 lines.
فصل يکم - اپيزود يکم "يادآوري"
سي نما تقديم مي کند 30nama.best
قبوله
و... شرط رو زياد ميکنم
قبوله
لطفا دو تا کارت بهم بده
تو يه تيک داري
غيرممکنه قربان
تو هر از گاهي
...مردمک چشم چپت رو گشاد ميکني
...بايد بگم که اين کارت تعمدي هم هست
آخه ميخواي گولم بزني
که فکر کنم تيک داري
ولي تيک واقعيت اينه که هيچ تيکي نداري
وقتي چشمت کاملا ثابته
ميفهمم که داري بلوف ميزني
هوم، حالا که چنين حرفي بهم زدي
ديگه گيج شدم که چجوري گولت بزنم کاپيتان
پنجاه تا
پنجاه تا؟
اين که ميشه کل پول من
ميدونم کاپيتان
قبول ميکني يا کنار ميکشي؟
بيا مثل انسان هاي متمدن رفتار کنيم
شير ميخوري؟
نه، ممنون قربان
شکر چي؟
نه، ممنون قربان
چرا وقت کشي ميکني کاپيتان؟
نميخوام بازي تموم بشه
کل پولم رو ميذارم وسط
عجيبه
نميدونستم
داريم ميريم سمت مريخ
يه جاي کار ميلنگه
آي، شماره يک
چيزي نيست پسر
هي، چيزي نيست
چاتو پيکارد، فرانسه
چيزي نيست
بوستون عظمي
عاشق پلک زدنتم
خب، واسه چي داريم جشن ميگيريم؟
حدس بزن
از غريزه معروفِ "زاهان"ـيت استفاده کن
...خيلي خب، تو يه
رازي داري
يه راز خوشايند
نه بابا
تو "دِي استور" قبول شدم
داژ
تو حرف نداري
ممنون
رشته رباتيک، يا...؟
بابا، رشته من هوش مصنوعي
و خودآگاهي کوانتومه
...واي، چه
خيلي باحاله
واي
شايد حتي بتونم تو کافه تريا پيشت بشينم
اِم، شايد، نميدونم
نه؟
بازم شراب ميخواي؟
يه چيز بهتر ميخوام
سورپرايزم کن
شراب
داژ
منوي شبيه سازت خيلي دغونه
وانيل
و... وانيل
معلومه
نه، نه، نه
انگليسي صحبت کن
بقيه اتون کجان؟ اهل کجايي؟
...نميدونم
اهل کجايي؟
...اهل سياتلم
بعدا ميتونيم بگيريمش بيهوشش کن
نه، نه
داره فعال ميشه ...داره فـ
شماره يک، چي آوردي؟
بايد بگي مال کي رو گرفته
آدمکش کوچولوي ما
خب، حتي آدمکش ها هم گاهي بايد دوش بگيرن
لريس ديشب شنيد که تو خواب حرف ميزدي
حرف جالب توجهي زدم؟
نه، هذيون ميگفتي
ولي خواب نداري
خواب بد ميبيني؟
خواب هام دوست داشتني ان
کم کم دارم از بيدار شدن متنفر ميشم
حرف هاي غمگين نزن
امروز روز مهميه
حالا برو صبحانه بخور
راستش، کم کم دارم پشيمون ميشم
که اجازه دادم قانع به اين کار بشم
از دست من صبحانه نميخوره
سگ هاي پير همينن ديگه
کدومتون رو ميگي؟
چاي
چاي ارل گري بدون کافئين
خب، همه چي آماده است؟
عه، تو هم قراره مصاحبه کني ژابان؟
راستش، گاهي جوري باهام حرف ميزني
انگار يه پيرمردِ اَحجيبم
اَحجيب"؟"
نقطه وسط "احمق" و "عجيب"ـه
عه، اوليشون همين الان رسيد
برو لباس بپوش اعليحضرت
ضمنا يادت نره دستت رو بشوري
ده سال گذشته ولي هنوز بايد بهم يادآوري کني
آره، خودشه - آره، خوشم اومد -
به شدت باوقار شدي قربان
اين گره رو ببين مسخره است
خب، شايد باشه
ولي من نميخوام از کار بيکار بشم
ميدونم مضطربي
مضطرب نيستم
گذشته ها گذشته
خب
خيلي بهتر شد - هه -
آره
واي، دراماتيک بازي
شرايط رو باهاشون درميون گذاشتي؟
سه بار گفتم قربان
بهم اطمينان داد که درمورد جداييتون
از "استارفليت" سوالي نميپرسه
باشه - بعد از اين همه مدت -
گاهي نگران ميشم که کارهايي که کردي
و شخصي که هستي رو يادت بره
...لريس، من - ما... يادمون نرفته -
حالا برو
ضمنا قربان؟
همون کاپيتاني باش که يادشونه
ايشون وقتي کاپيتان سفينه "فلگشيپ اينترپرايزِ" "استارفليت"
بود، به عنوان يکي از شجاع ترين
کاوشگران، ماهرترين ديپلمات ها
زبردست ترين استراتژيست ها
فردي انساندوست و نويسنده آثار تاريخي
تحسين شده بسياري
مورد تمجيد بسياري قرار داشت
ايشون در سالگرد سوپرنواي "رامولن" بهمون
ملحق شده تا درمورد نقشش در اون وقايع غم انگيز صحبت کنه
بنده افتخار نادر اين رو دارم که
فرمانده ژان لوک پيکارد رو معرفي کنم
بازنشسته شدم - شما قبلا اصلا مصاحبه -
قبول نميکردين، پس ممنونم
که کهکشان رو به اتاق مطالعه اتون راه دادين
عه، کهکشان از اوني که فکر ميکردم کم جمعيت تره
خب... امروز روز مهميه
امروز روز خاطراته
آگاهي سازي
درمورد آثار ماندگار اون سوپرنوا
کاريه که من به شدت بهش علاقمندم
بياين در اين مورد صحبت کنيم
اولين بار که فهميدين
خورشيدِ "رامولن" ميخواد منفجر بشه
و قراره چه عواقب وحشتناکي داشته باشه
چه احساسي پيدا کردين؟
...خب، وسعت چنين تغيير مصيبت باري
رو نميشه با واژگان بيان کرد
...همين موضوع يکي از دلايليه که
نميتونين بگين چه احساسي داشتين
ولي اولين کارتون اين بود
که دستور جابجايي عظيم اسکنين رامولا" رو دادين؟"
خب، رامولايي ها ازمون کمک خواستن
و به نظر من موظف بوديم که کمکشون کنيم
به نظر خيلي ها ميشد استفاده هاي خيلي بهتري از منابعمون
کرد، تا بخوايم به قديمي ترين دشمنِ "فدراسيون" کمک کنيم
خب، خوشبختانه فدراسيون تصميم گرفت
از عمليات نجات پشتيباني کنه
بله، اولش اينطور بود
من قدرت متقاعد کردنم شهرت دارم
ولي فدراسيون درک ميکرد
که جون ميليون ها نفر در خطره
جون ساکنين رامولا
نه، صرفا جون
شما "اينترپرايز" رو ترک کردين تا ناوگان نجات رو رهبري کنين
که شامل 10,000 سفينه تاب آور بود
ماموريتتون جابجايي 900 شهروند رامولايي
به دنياهايي خارج از شعاع انفجار اون سوپرنوا بود
کاري که حتي از اهرام هم جاه طلبانه تر بود
اهرام نماد غرور جهاني بودن
:اگه دنبال يه قياس تاريخي هستين
دانکرک
دانکرک
درسته
ولي بعدش
اتفاقي دور از تصور رخ داد
ميتونين در اين مورد برامون صحبت کنين؟
فرمانده؟
فکر ميکردم قراره درمورد سوپرنوا صحبت کنيم
گروهي از سنتتيک هاي شورشي سپرهاي دفاعي
سياره اي رو غيرفعال کردن و شبکه دفاعي مريخ رو هک کردن
درسته - ناوگان نجات رو نابود کردن -
و سفينه سازي يوتوپيا رو کاملا نابود کردن
اين انفجارات گازهاي اشتعال پذير
استراتوسفر رو مشتعل کردن
از اون روز تا حالا مريخ داره تو آتش ميسوزه
جون 92,143 نفر از دست رفت
No comments yet. Be the first to leave one.