The first 136 lines.
ویراستار : دارلینگ
بیاین غذا بخوریم
مطمئنم کسی گرسنه نیست
بیاین بخوریم؟- غذا بخوریم؟-
باید غذا بخوریم
دوباره؟
من باید اون رد پاها رو پیدا کنم
رد پاها باید یه جایی باشه
من مطمئنم که این بیرونه
روی سی دی ای که برداشتم رد پا بود
فکر کردم شاید دستگاه پخش سی دی هم همون رد پا رو داشته باشه
فکر کردم بعد از گوش دادن بهش جوابو بفهمم
شاید چیزه معنیدار تری وجود داشته باشه
شاید چیزی معنیدار تر از اون وجود داشته باشه
اون طرف پادری پولک بود
وقتی طرف خوابشو عوض کردم
عدد 234 ظاهر شد
234 ?
احساس کردم شماره 234
باید ارتباطی با شماره های سی دی داشته باشه
"ایم جه وون، توربو، معرکه"
اشاره ها به "ده آهنگ برتر" ختم شدن
جواب سون بوم سوئه
من یه احمق ام
کانگ، داری برامون چی درست میکنی؟
غذای اصلی هتل، پنیر و مرغ اسپایسیه
پنیر و مرغ اسپایسی؟- بله-
چی هست؟ ... نودل تند رو
با مرغ یخ زده مغازه تو قابلمه میریزم
وقتی با هم مخلوطشون میکنی خیلی خوشمزه میشه
بنظر خوب میاد
درستش کنم؟- بله لطفا-
اول باید آتیش روشن کنیم- باشه-
دام بی، تو واسمون چی درست میکنی؟- بله-
اسمش ژامبون ماتانگه
این غذا ساده و در عین حال مخلوط فوق العاده ی چاشنی های شور و شیرینه
...آرزوم بود غذایی که دام بی درست میکنه
رو بخورم
آرزوم به واقعیت تبدیل شد
راحت نیست- نه، نیست-
اون چی گفت؟
تو که نمیخوای بهمون ژامبون خام بدی، نه؟
نه، میپزمش
باید زخیم باشه
یکم زخیم تره؟- بله، چون ماتانگه-
سه هیونگ کجاست؟
اون گفت کمک میکنه
غیبش زده- کجاست؟-
دنبال اشاره ها میگرده
اون کیه؟
سه هیونگه
خیلیاشون دارن مخفیانه با هم کار میکنن
واقعا؟- آره معلومه-
میگم، اگه تو اون کسی باشه که توپ قرمز رو گرفته
من واقعا کف میکنم
نگران نباش- رو راست باش-
نه- چی؟-
اون من نیستم- جدی میگی؟ -
بله، و تو اولین کسی هستی که دارم باهاش کار میکنم
تو مطمئنی که میتونم اشاره هامو باهات مبادله کنم؟
اگه بخوای میتونیم با هم به اشتراک بزاریم
تو نقشه ای داری؟- نه ندارم -
من واقعا بیگناهم
میخوام که ما همه رو فاش کنیم
من چیزی رو پنهون نمیکنم- فکر میکنم که میکنی -
نه نمیکنم ...من فقط نگرانم که
... تو اون کسی باشی که قایمش کردی
اوضاع برای تو هم باید سخت باشه
هی، وایستا
من نیستم سه هیونگ- برات سخت میشه-
... من- صبر کن-
ازت خوشم میاد، سه هیونگ
وایستا- من نیستم. کجا داری میری؟ -
من نیستم
من با آدم اشتباهی دست دوستی دادم
من نیستم، سه هیونگ
بیا آروم بشین. من نیستم
نگاش کن
قبل تر، یون وو باید کسی که توپ قرمز داشت رو انتخاب میکرد
دو یون
یون وو منو انتخاب کرد؟
...این دفعه
...من ده هزار دلار رو
اونجا پنهان میکنم
به فکر هیچ کس نمیرسه
نگاش کن- من نیستم-
هی
ای جادوگر خبیث- نه من نیستم-
هی- من نیستم-
چرا میخوای منو یه احمق جلوه بدی؟
نمیخواستم- هی-
من نیستم. واقعا میگم. ولی خب با یکی دیگه متحد شو
ولی جدی من نیستم
ولی چون من خیلی به کارت نمیام با یکی دیگه کار کن
خیلی خب
اول باید اشاره هامو حل کنم
اگه کسی پیداش نکرد، پول خودته
مطمئنم تو وضعیت دشواری هستی- من نیستم-
باشه
میدونستم
لعنتی
لعنتی. اون میدونه، نه؟
داغون شدم
جه سوک با شوق و ذوق داره یه بار دیگه آتیشو روشن میکنه
تمومه
پازل- تلفن چی شد؟-
نتونستم حلش کنم
باید پهنش کنی- یکم دیگه توش روغن بریز-
از آتیش استفاده نمیکنی؟
... اون- استفاده میکنه-
درسته؟- چرا من؟-
نمیخوای ازش استفاده کنی؟
نمیخوای؟
باید نودل هارو بجوشونم
چی؟- ولی الان نه-
نمیخوای ازش استفاده کنی؟
بعدا نودل هارو میجوشونم
ازش که استفاده میکنی؟
آره میکنم- خوبه-
نمیدونم چطوریه، فقط میریزمشون- باشه-
سیبزمینی شیرین رو اضافه کنم؟
اینا؟- آره-
یکم بریز
تکه های سیبزمینی شیرین و ژامبونو روی حرارت کم بپزید
میشه ازش استفاده کنم؟
چطوره؟
بهش الگیوساکارید و شکر اضافه کنید و تا غلیظ بشن بزارین بجوش بیان
قیافت خیلی جدّیه
این غذا پختن نیست
هی- داره میسوزه-
سوراخ شد- سوزوندش-
یه سوراخه
این گارانتی داره- اون سوراخ داره-
تموم شد؟- بله-
خوبه
اینه؟- آره-
No comments yet. Be the first to leave one.