Jakob the Liar

Jakob the Liar

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

jakob the liar fa BIG FELLAH
A Commentary by big fellah
.:TvWorld.info:.

Tags

other
Published on: 2014-09-16
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد»

ترجمه از صادق

با یاد اشک ها و لبخند ها

با رابین ویلیامز تمام نشدنی

هیتلر میره پیش یک پیشگو :و ازش سوال می کنه

"من چه وقت خواهم مرد؟"

:پیشگو جواب میده

".در روز عید یهودی ها"

:بعد هیتلر می پرسه "اینو از کجا می دونی؟"

:و او دوباره جواب میده

،هر روزی که تو درش بمیری" ".عید یهودی ها خواهد بود

:و شما از من به عنوان یک یهودی سوال می کنید

"چطور می تونی یه همچین جکی رو در اینچنین زمانی بگی؟"

.ما اینطوری نجات پیدا کردیم

اینها چیزهایی بود که به .ما اجازه می داد که ادامه بدیم

.بقیه ی چیزها رو آلمانها گرفتند

.اونها دیوار های بلند با سیم خاردار ساختند که ما رو در "گِدو*" حبس کنند محله های بسیار فقیر نشین که آلمان ها) (داخل شهر ها برای یهودی ها محسور کرده بودند

.ما برای سالها و بدون خبری از بقیه ی دنیا جدا شده بودیم

.پس ما به چیز های کوچک تکیه کرده بودیم

.یه جک تاریک

.یه روز آفتابی

.یه شایعه ی امیدبخش

"به این خاطر باید می رفتم و کنار دیوار "گدو ...می نشستیم و

.و به درختی نگاه می کردم که اولین بار "هانا" رو زیرش بوسیده بودم...

.و کنار اون دیوار بود که همه چیز شروع شد

.با یه برگه ی روزنامه

.نه! خطرناکه

.کجا می تونه بره

.بدو، "لیبلی"، بدو

.در امان باش. برو برو برو

!عزیزم

.بزودی می بینیمت ."دوست داریم، "لینا

!ایست

اینجا چکار می کنی؟ می خوای از "گدو" فرار کنی؟

!اسمت

.جیکوب هایم

...مگه نمی دونی که برای یک یهودی

بودن در خیابان در زمان حکومت نظامی، مجازات مرگ داره؟...

.درسته .معلومه که درست می گوید

.حرف شما 100% درسته

.اما فکر نمی کنم آژیر قطع شده بود

!وای...یه یهودی زرنگ!برو اونجا

خودتو به افسر نگهبان معرفی کن

.و بهش بگو که بعد از ساعت 8 بیرون بودی

.اما 8 نشده

!داری با من بحث می کنی؟

.برو

.این رادیوی شبکه ی نیروهای مسلح آلمانه

!زنده باد، هیتلر

.یک بیانیه را به اطلاع می رسانیم

...در جریان یک درگیری سخت پدآفندی

،سربازان قهرمان میهن... ..."تحت رهبری ژنرال "ون هورتن

موفق شدند نیروهای روسیه را تا نزدیکی... .بزانیکا" عقب برانند"

.بزانیکا یک منطقه ی خیلی استراتژیک در این بخش است

حالا یک پیام از پیشوایمان را به اطلاع .می رسانیم

.بزانیکا

.روسها اونجا هستند .فقط 400 کیلومتر دورتر

!خدای من .اونا تو لهستان هستند

اینجا چکار می کنی؟

افسر نگهبان منو پیش شما اعلیحضرت .فرستاد برای تنبیه مناسب

،گرچه من آژیری نشنیدم ...و با کمال احترام

،اگه ساعت ایشون درسته... .پس ساعت شما درست نیست

.اما این تصمیم شماست

تصمیم؟

چی رو؟

.تنبیه مناسب برای من

...با اینکه من به خودم اجازه دادم که حرفم رو .تکرار کنم

.هنوز هم 8 نشده

.هنوز هم 8 نشده .فقط 3 دقیقه به 8 مونده

.دو دقیقه تا هشت

،پس اون آقا...افسر نگهبان .داشته منو مسخره می کرده

...فقط چون زمان جنگه دلیل نمیشه

.مردم با هم دیگه شوخی نکنند...

اجازه هست؟

.ما یهودی ها هم جک دوست داریم

دور از اینجا زندگی می کنی؟

.10 دقیقه، اگر بدوم

.پس عجله کن

لطفا، میشه رد بشم؟

حالا چکار کنم هانا؟

.باید به رفتن ادامه بدم

.دیوانگیه، هانا

...ممکنه من تنها یهودی تا 400 کیلومتری اینجا باشم

.که در تلاشه به گدو برگرده...

.تنها چیزی که می تونه رد بشه یه موشه

!خدای یهود

چرا مردمت رو به شکل جماعت موشها خلق نکردی؟

:خیلی رک می پرسم خوبی مرد بودن چیه؟

.دیگه میرم

.میرم

.الان نه

.باید صبر کنی که نورافکن رد بشه

تو کی هستی؟- .لینا کروینستن-

.من 10 سال و نیم دارم تو چند سالته؟

.مراقب باش

اصلا اینجا چکار می کنی؟ می خوای فرار کنی؟

.کجا؟ یه یهودی 5 دقیقه هم بیرون دووم نمیاره

پس برمیگردی داخل؟

.بله

میشه منم باهات بیام؟

با من؟

چرا من؟

کی دیگه؟

.باشه

.بیا

!صبر کن! صبر کن

ترسیدی؟

.نه. وحشت کردم

.بجنب. از این طرف

.اینجا- .ممنون موش کوچولو-

!قایم شو. پلیس

.اینجا

.بای-بای، دختر کوچولو

.ممنون که جونم رو نجات دادی

.باید منو ببخشی

.من خیلی خستم. میرم خونه .تو هم باید این کار رو بکنی

.شاید با تراموا برم

.بای بای

.باشه

کجا دوست داری بری؟ پول کرایه داری؟

.بجنب

.نمیشه اینجا بمونی .باید بری خونه

پدر و مادرت کجان؟

!زود باش

.آپارتمان ما خیلی بهتره .ما اتاق نشیمن داریم

...خب وقتی 10 نفر اینجا چپیده بودن

.بهت نشون می دادم اتاق نشیمن نداشتن چجوریه...

.اگه خوشت نمیاد یه هتل دیگه پیدا کن

.این حرف خوبی نبود که به من زدی

.اوه. ببخشید

من کجا بخوابم؟- .بالا. زود باش-

.چرا اینجا نمی تونم بخوابم

چون اگه اینجا بخوابی ممکنه یه همسایه ی ...فضول ببینتت و منو لو بده

.اونوقته که آلمان ها پیداشون میشه... .بجنب

.پیشی، پیشی- .گربه رو ولش کن-

از گربه ها خوشت نمیاد؟- .من موشها رو ترجیح میدم-

.دلم نمی خواد ببینم با اون گربه بازی می کنی

.و مطمئا هم دلم نمی خواد ببینم که گرفتیش و می خوای بخوریش

.هر گربه ای که بذاره بگیرنش حتما مریضه

باشه. اما من چی باید بخورم؟

.کپن جیره بندی برام نداری

.درسته

.من اون پل رو وقتی رفتم اونجا آتش می زنم

.رسیدیم

.ببین

.اینم گرما از دودکش

.بیا. اینم یه کتاب درباره ی آفریقا .اینو بخونی یادت میره که گرسنه ای

.نگران نباش. بهش عادت کردم

.بجنب

چی شده؟- .عروسکم رو گم کردم-

.ببخشید. عروسکی ندارم

چرا نداری؟

.خب، من و زنم بچه ای نداشتیم

زنت کجاست؟ سوار قطار کردنش؟

!نه . تیربارونش کردند

.زیر یک درخت

.ازم نپرس چه درختی .من بودم نمی پرسیدم

.وقت خوابه

.دیوانه واره

.تونستم دزدکی به جنگ برم

حتی تونستم زنده از "کمنداتور"زنده .بیرون بیام

.و حالا باید مراقب یه دختر کوچولو باشم

.می دونم که یه بچه می خواستی

.باه. اما تو از بچگی این رو می خواستی

.و این که بتونی بشناسیشون

.درسته

اما اگه آلمان ها پیداش کنند چی؟ .من باید تاوانش رو بدم

...اگه روسها اینقدر نزدیکند

فقط چند روزه. درسته؟...

...بزانیکا

.آلمان ها هر روز دارند می میرند

.روسها تو راهند

"کووالسکی"- .ما نزدیکیم. نزدیکیم-

.وقتشه باز کنی- .تنهام بزار. برو پی کارت-

داری چی کار می کنی؟

.تو نباید خودتو بکشی- آره؟! دلیلی داری که نباید این کار رو بکنم؟-

.آره. یکی خوبش رو دارم

.این فقط بین من و توست

.دیروز عصر یه چیز خیلی خنده دار اتفاق افتاد

.در واقع نه اونقدر خنده دار .ممکنه از نظر تو اونقدر خنده دار نباشه

.همون جا بود که این سرما خوردگی رو گرفتم - .برو سر اصل مطلب-

.مسئله اینجاست دوست من دیروز بعد از وقت حکومت نظامی من توی ...مقر فرماندهی بودم

حالا جاسوس شدی؟- !عقلت رو از دست دادی؟-

.هیچ یهودی بعد از وقت حکومت نظامی از مقر فرماندهی زنده بیرون برنمی گرده مگر اینکه جاسوس باشه

.دروغ تحولم نده .من نا امیدم نه احمق

.لطفا از این جا برو .منو لطفا تنها بذار

.باشه، کارت رو بکن

.می خوای مردم پشت سرت بگن که سر قولش نموند

.من باید هر روز اصلاح و سر رو بشم

و در عوض تو می تونی هر چقدر خواستی .تو کافه ی من پنکیک بخوری

.تو سه ساله که پنکیک درست نکردی

خب چه کاری از دست من ساختست؟ .آلمانی ها اجازه ی ورود سیب زمینی نمیدن

.اما ریش های تو هنوز در میان

.این تقصیر من نیست .معامله معاملست

.عالیه

تو از چی می نالی؟ .تیغ تو که کنده

میشه بشینی؟

آرایش گر با تیغ کند .مثل یه ختنه کننده ی کوره

.توهین نباشه، لطفا بشین بفرما

.بده، خوبه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left