The first 200 lines.
آنچه گذشت
اِمیلی، چیزی یادت میاد؟
.چهرهها، تصاویر، حتی اسامی
.جوزف آلدریچ مرده .اون شدو بود
مگه شدو یه زن نیست؟
،پیتر کوایل هستم ،شوهر کلر فنچر
عاملی که همچنین .با نام شدو شناخته میشه
.لمبرت گفت آسون میشه پیدات کرد
ولی فکر میکردم وقتی دوست .قدیمیت رو ببینی بشناسیش
ایان بودی، درسته؟ - .حافظهی خوبی داری -
معمولاً در مورد اسامی .فراموشی میگیرم
خب، این رو به عنوان یه تعریف .قلمداد میکنم، نومی
تو کی هستی؟
.من از جانب مدیریت صحبت میکنم
اون زن رو میشناسی؟
میخوای پیداش کنم؟
کسی دیگه تو اِکو هست؟
کسی که میخوای پیداش کنی؟
اسمت چیه؟
یه مشکل مشترک به نام .کلود لمبرت داریم
چطوره بفهمیم باید چه غلطی
دربارهاش بکنیم؟ - بله؟ -
.لمبرت مرده .دیگه جات امنه
.فکر میکنم باید با یه نفر ملاقات کنی
،یه پیشرفت داشتیم
.به لطف یه منبع جدید
.انگار روح دیدی
.نمیدونم چرا هی میپرسی
چرا؟ چرا نه؟
.چون یه سؤال انحرافیه
.نه، واقعاً کنجکاوم
،نه، من که بگم بعد تو شلوغش میکنی
و میگی، " مگه من برات "کافی نیستم؟
...و بعد پرتم میکنی بیرون
.سؤال انحرافی نیست، عشقم
.بگو
.اِریکا بدو
واقعاً؟
.اون صدا
،و اون چشمها ...و موهاش و
.آره... باشه، باشه، فهمیدم
به چی فکر میکنی؟
.چقدر عاشقتم
.با توجه به اینکه چقدر کم میشناسمت
.من شوهرتم
.همه چیزم رو میدونی
این فاصلهی بین کسی که
در این خونه هستی و .وقتی میری چیکار میکنیه
،اگه قراره با هم بسازیم
.چیزی که نیاز دارم اینه
.راستش، انتظار وفاداری بیشتری داشتم
.بین بقیه از تو
به خاطر تمام کارهایی که مدیریت طی سالها
.برات انجام داده
ازم چی میخوای؟
از زندگی اختیار شدهات در این دنیا لذت بردی؟
.خوشگله
.هیچکس نیست
.تازه باهاش آشنا شدم. نمیشناسمش - .بس کن، ایان -
یا باید بگم وسلی پیرس؟
ده سال
.از وقتی به این دنیا اومدی گذشته
،گم شده، دل شکسته
.از ترس جونت فرار میکنی
و معاملهای که مدیریت باهات کرد .خیلی واضح بود
،یه هویت جدید برات تهیه کردن
.و در عوض فقط وفاداری میخواستن
و مطلقاً با هیچکس از زندگی قبلیت
.در ارتباط نباشی
،قبلاً از دست دادیش
و اصلاً دوست ندارم .دوباره از دستش بدی
چی میخوای؟
،اِمیلی بورتون غیبش زده
و مدیریت نگرانه در مورد تحقیقاتش
.صادق نبوده باشه
.میخوان یکی به مسیر درست برش گردونه
.نمیدونم اِمیلی کجاست
.اِمیلی بورتون رو برامون بیار
مدیریت این زندگی ،در دنیامون رو بهت داده
.و به آسونی میتونن ازت بگیرنش
illusion امیرعلی
.باید تا الان گیر میافتادم
.باید یه نفر از کارم باخبر میشد
.ولی خوش شانسم
.کلی زندگیم خوش شانس بودم
.ولی دیگه نمیخوام روش حساب کنم
.باید کنترل اوضاع رو به دست خودم بگیرم
آقای کوایل؟ - .پس این ضمانت منه -
ببخشید. قهوه میل دارین؟
.آره
...فقط، بذارش روی
پدر زنتون تماس گرفت تا .قرار ناهار رو لغو کنه
.جایی کار دارن
.باشه
و یه جلسهی ساعت 4 عصر با اُورسایت دارین
.در مورد دستگاههای صادراتی
.باشه
کمک دیگهای ازم بر میاد؟
میدونی سیگارهام کجا هستن؟
میشه یه لحظه تنهامون بذارید، لطفاً؟
.این همه دردسر و ماجرا
خب، سعی داریم .زنده نگهت داریم
ماه پیش تو اون ساکتهی .دور میز بودی
برای پیمانکاری که به اون اَفسرهای پلیس
شلیک کرد .مذاکره میکردی
.پیتر کوایل
خب تو و زنت کشتینش؟
ببخشید، چی؟ - .همتام رو -
مردی که سالها جام رو .باهاش عوض میکردم
،از قیافهات حدس میزنم
.فکر میکردی به حسابم رسیدن
.خبر ندارم منظورت چیه
دیروز، دیدم همتام رفت ،با خانومت ملاقات کنه
و بعدش دیگه از اون .حرومزادهی بیچاره خبری نشنیدم
لابد فکر میکردین راز کوچیک
خانوادگیتون رو .با خودش به قبر برده
،میدونی بیشتر مردم ،همتاشون رو میبینن و
.براشون آشفته کننده است
هر چیزی در گذشته دربارهی خودشون .فکر میکردن رو به هم میریزه
"،میپرسن، "بهترم، بدترم
ور، ور، ولی... ما هرگز .اون مشکل رو نداشتیم
،بدون حسادت .بدون بحران وجودی
.فقط، خوش گذرونیش دوبرابر میشد
.اطلاعاتمون دوبرابر میشد
.و همهاش رو به هم میگفتیم
.به جز ترحمش به زنت
وقتی قضیه اون بود بیشتر .رسیدگیها رو خودش انجام میداد
میدونی، راستش، خبر ندارم .تو اون زن چی دید
با اینحال تو اینجا هستی، داری ،به خاطر اون به دنیای خودت خیانت میکنی
پس لابد داره .یه کاری رو درست انجام میده
.باید بگم، خیلی رمانتیکه
.حماقت کورکورانه در مقابل عشق
ولی فکر نمیکردم احساسات همکارهات مثل من باشه
اگه بهشون بگم چیکار کردی
چی میخوای؟
.کاغذ و قلم میخوام
محض رضای خدا، فکر میکنی ،قراره چیکار کنم
گلوی خودم رو جر بدم؟
.من وحشی نیستم
در مورد امثال تو همیشه .محاسبهی اشتباه همین بود
همه فکر میکنن
.ما طرفداران یه هدف هستیم
نیازهامون درواقع .خیلی سادهتر هستن
،که واسه تو چیز خوبیه ،چون اگه میخوای چیزی نگم
فقط باید
.مقدار درست رو پیدا کنی
.بفرما
2میلیون شش تا صفر داره
.سلام - .سلام -
،ببخشید ،تازه از یه جلسه خارج شدم
.نمیدونستم از قبل شروع کردیم
نه، فقط داشتیم دربارهی .دستمزدم یه بحثی میکردیم
قراره چی بخریم؟ - یه لیست. از تمام مأمورین ایندیگو -
که تحت صلاحیت من .عمل میکنن
،اون، البته شامل هویت
مأموری که افرادتون به نام شدو .میشناسن هم میشه
و قیمتت چقدره؟
.کاغذ و قلم
محض رضای خدا، فکر میکنی ،قراره چیکار کنم
گلوی خودم رو جر بدم؟
.من یه وحشی کوفتی نیستم
.اینم از این
،اگه کمکم رو میخواید
.فقط باید قیمتم رو بدین
.این برای شما
.و اینم برای شما
واسه چیه؟
.خرافاتیام
.خب، قیمت زیادیه
حتی مطمئن نیستم .همچین پولی داشته باشیم
.صبر میکنم
وفاداریم همیشه از آن .بالاترین پیشنهاد مالی شده
.شخص دیگهای وارد نشه
.لاف میزنه
.بعید میدونم
آره، فقط سعی داره .یکم زمان بخره
یا داره از سر کار گذاشتنمون .لذت میبره
.شدو مرده، میدونیم آلدریچ بوده
جدی؟
اخیراً با اِمیلی سیلک .صحبت کردم
واقعاً؟
،اواخر حافظهاش داره بر میگرده
.و به نظرم خیلی مفید واقع شده
که باعث میشه حرفش رو باور کنم
وقتی میگه شدو .یه زن بوده
اصلاً میتونه اسم خودش رو بنویسه؟
.به خزانهداری درخواست میدم - ولی قیمتی به این زیادی؟ -
چندین روز برای خزانهداری طول میکشه .تا مراحل کاریش رو انجام بده
.باید تسریعش کنیم - ولی نمیدونیم کدوم دپارتمانها -
.لو رفتن نمیخوایم کسی بفهمه
لمبرت .اینجا تو این ساختمونه
.مثل حرف خودت
چرا سعی داری وقتکشی کنی؟
چون با اِدگار برنت زیادی سریع .عمل کردم، و حالا هم مرده
باشه، پیشنهادت چیه؟
...خب
.اشیای ضبط شده
تو اینجا، وسایلی که از
گذرگاه ضبط شده رو .ذخیره میکنیم
،و طی سالها سنگهای گران قیمتی
No comments yet. Be the first to leave one.