The first 200 lines.
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در= =فروشگاه ها و سايت ها ممنوع و غير مجاز است
، لحظه اي که بين مرگ و زندگي قرار گرفتي
. از تهِ دل آرزو کن
يه خالق دل رحم . ممکنه آرزوتُ برآورده کنه
! مرتيکه رانندگي بلد نيستي ؟
نيگا کن - چيه ؟ -
چه خبره ؟
« قسمت 3 »
اين عوضيا ديگه کيَن ؟
مردان سياهپوش " نيستن ؟"
اينا کين ؟
. هي
. برو ، برو
. يالا گاز بده
! زودباش
! بابا ، بابا جون
. . مامان
. بيا پائين
. وسايلتم وردار
زخمي شدي ؟
کجات ؟
" زخمي شدي ؟ "
چي ؟
ميپرسي زخمي شدي ؟
... چطور ميتوني همچين چيزي بپرسي
اونم وقتي که ماشينُ دو شقّه کردي ؟
. يه کم همينجا وايسا
ميخواي چيکار کني ؟
ميکشيشون ؟
نميخواي که بکشيشون ، نه ؟
. نه - . " هميشه ميگي " نه -
. فرشته مرگ " ـم که اومده "
. هرکي ندونه فکر ميکنه اومده منُ نجات بده
. والا اين بيشتر با عقل جور در مياد
. نگران نباش . نميکشمشون
. . فقط ميخوام بهشون نشون بدم که عصبانيم
. تا آرزو کنن کاش مُرده بودن
. کمک
! کمک - ! مارو نکش -
. خواهش ميکنم مارو نکش ! خواهش ميکنم
! خواهش ميکنم نجاتمون بده
. کمکمون کن
. اين راه براي دو روز از تو نقشه محو ميشه
. مشخصه که تا دوروز هيچ شانسي ندارين کسي پيداتون کنه
، اينقدر درد ميکشين که فکر ميکنين دارين ميميرين . ولي اينطور نيست
. دو روز ديگه پليس پيداتون ميکنه
پاتون که به اداره ي پليس برسه . تقاص گناهاتونُ پس ميدين
. بايد خداتونُ شکر کنين که من مجازاتتون نميکنم
. رحمت اغلب تو وجود قربانيانيه که شما آزارشون ميدين
. بايد از اون دختر ممنون باشين
. شما دوتا با هم دعوا کردين . فقط همين
. شماها هيچي نديدين
. تا عمر دارين با هم آشتي نميکنين
... شماها
ماشين نياوردين ؟
. ما اصولا سوار ماشين نميشيم
... ميگم
. همينطوري محض کنجکاوي دارم ميپرسم
من احيانا مُردم ؟
نکنه اين راه ميره به برزخي جائي ؟
. اين جاده ي خارج از شهره
. ما هم تورو نجات داديم
يعني حالا ميخواين منُ بکشين ؟
زنده اسير شدم ؟
. از رو کنجکاوي ميپرسما
ايشالا کِي قراره به خاطر نجات جونش يه تشکري از ما بکنه ؟
. آروم باش
. ما کنار يه دختر 19 ساله هستيم که هنوز عصبانيه
. فکرشم نميکردم شما دوتا اينقدر به هم نزديک باشين
... چطور ميتوني براي کسي که ازت خواسته نجاتش بدي
فرشته ي مرگُ " همرات ببري ؟ "
. از رو کنجکاوي ميپرسما
... کِي قراره کلمه ي " متشکرم " رو از زبون ايشون
! ساکت شو ديگه
چرا سرِ من داد ميزني ؟
چرا تو اين جاده ي لعنتي يه ابو قراضه هم پيدا نميشه ؟
واسه اينکه يه عزيزي خواسته . تا دو روز هيچ ماشيني از اينجا رد نشه
مگه نميگم ساکت شو ؟
چرا هنوز نرفتي ؟
. گفتي ميخواي بري که
. به زودي ميرم
. به فکرِ من نباش . اونقدرام کنجکاو نيستم
. ميدونم
چطوري اومدي ؟
. منکه نتونستم اون فندکُ فوت کنم
. نميدونم
. فقط صداي کمک خواستنتُ شنيدم
. ولي اين حرفُ فقط تو فکرم زدم
. لابد خيلي بلند بلند فکر کردي
. مجبور نبودي بياي
. دليلي نداشت که نيام
. معذرت ميخوام
. نصفه شبي پاشدي اومدي کسيُ نجات بدي که عروستم نيست
، من درباره ـش فکر کردم
... اونموقعي داشتي راست ميگفتي
. من تو وقت اضافه زندگي ميکردم
. شنيدم 19 سال پيش مادرمُ نجات دادي
، براي همين برام مهم نيست وقت اضافه ـم بود يا نه
. براي اينکه تونستم به دنيا بيام و مادرمُ ببينم ... براي همين
. ديگه ازت متنفر نيستم
. ولي انگار متنفريا - . نخيرم -
... گفتم بهت بگم شايد يه وقت دوباره همديگه رو ديديم
. اگرچه شما دعا ميکني هيچوقت اين اتفاق نيوفته
. قيافه ـت جوريه انگار ازم متنفريا - . گفتم نيستم -
، از حالا به بعد
، نه آرزو ميکنم ، نه فکر
، هيچکاري نميکنم
. تا بتوني در آرامش بري
... اميدوارم سفر خوبي داشته باشي
. و يه آدم خوب سر راهت قرار بگيره
، يه آدم خوشگل و مهربون . که بتونه خودِ واقعيتُ کشف کنه
. ظاهرش نه ، باطنش قشنگ باشه
. چون شما قيافه برات مهم نيست
. ديگه درست شد ، بفرمائيد بخورين
. من ديگه ميرم
. وايسا
وقتي بهش لب نزدم بايد خودم پولشُ بدم ؟
. خودت ميخواستي از اينا بخوري
. منم لب نزدم خب
. تازشم ، آه در بساط ندارم
. من حساب ميکنم . فقط يه کم وقت صرف کن
. بخور بعد برو
... شما
ميخواي بهم شام بدي ؟
. آره
. فکر نکنم قبل از اينکه بدزدنت بهت شام داده باشن
. نميخوام . دوست ندارم با شما غذا بخورم
. ترجيح ميدم ببرمش خونه . اونموقع به لطف شما ميخورمش
. تابلوئه ازم متنفري
. عمو خوب گوش کن
. اون تاک " وقتي بچه بوده والدينشُ از دست داده "
. خاله ـش و بچه هاش باهاش بدرفتاري ميکردن
. اون تاک " بيچاره " . حتما کلي غصه خورده
. اين ليست آدمائيه که گريه ـشُ در آوردن
. خاله ـش و بچه هاش
. لازم نيست خيليم به عمق بريم
. هر احد الناسي توي شهر خبر داره
مادر " اون تاک " حدود 150 هزارتا . به خاطر بيمه ي عمرش براش گذاشته
، چون وقتي 18 سالش شده دستشون به جائي بند نيست . دارن ازش سوء استفاده ميکنن
. اين دختر همچين آدميه
چرا اينطوري نيگام ميکني ؟
. تعجب کردم که خداي نکرده به يه دردي خوردي
... پولدار که باشي
. مجبوري براي يه بارم که شده گذشته ي يه نفرُ شخم بزني
اين عکسارو از کجا آوردي ؟
. تعقيبشون کردم و عکساشونُ برداشتم
. ولي " اون تاکُ " نديدم . حتما سرش شلوغه
اين چيه ؟
. اين منم ، توش خوب افتادم
ولي ميگم چرا ازم خواستي اينکارو بکنم ؟
. که مجازاتشون کنم
چطوري ؟
عمو جون حالت خوش نيست ؟
. اينکه مجازات نيست . طلاست
چه مجازاتيه که طلا بهشون بدي ؟
پس من چي ؟ - . خسته نباشي -
من چي پس ؟
چرا يه ذره طلا به من نميدي ؟
من کم گناه کردم ؟
يعني لايق يه ذره مجازاتم نيستم ؟
دختره رو دزديدن يا سر به نيست کردن ؟
چرا زنگ نميزنن ؟
. خفه شين بزمجه ها
نميبينين مادرتون درد داره ؟
. نخود مغز
. پولام داره ميوفته دست اون عوضيا
. خب خودت قرض گرفتي ديگه
. آره ، بايد ميذاشتم از گشنگي بميرين
. والا الانم اوضامون تعريفي نداره
. آره ، من اسگلم
واسه چي فرت فرت بچه پس انداختم ؟
اين چيه ؟ - . طلاست ديگه احمق جون -
. اون تاک " تمام پولا رو تبديل کرده به طلا "
. براي همين همش ميگفت دفترچه حساب پيشش نيست
. براي همين دفترچه نداره ديگه
. در اولين فرصت بايد بريم طلا فروشي
. مساوي بايد تقسيمشون کنيما ، مساوي
... يه وقت بخواي سرمون گول بمالي
. من مادرتم ابله
. بدش من - . ولش کن ببينم -
! ولش کنين
! مامان پاشو ، " گيونگ مي " طلاها رو برداشت
! عفريته
. خطش مشغوله
. ميدونم ، داره با يکي حرف ميزنه
با کدوم آشغالي حرف ميزنه ؟
. توئي که کله کدو
! قطع کن
. زودباش تاکسي بگير
! تاکسي
! ما عجله داريم - . برو کنار -
. يالا راه بيفت
. بله پدربزرگ . عمو داره غذا ميخوره
. نه ، فقط يه لقمه خورده
. کيمچي هم تو بشقابش گذاشتم
. داره " سولونگ تانگ " ميخوره
. باشه ، چشم
... ولي پدربزرگ ، کارت اعتباريم
الو ؟
الو ؟
No comments yet. Be the first to leave one.